en
Feedback
مشاعره

مشاعره

Open in Telegram

اینجا عشق بازی شاعرانه را تمرین میکنیم @mo_shaere #الف #ب #پ #ت #ث #جیم #چ #ح #خ #دال #ذال #ر #ز #ژ #سین #شین #صاد #ضاد #ط #ظ #عین #غین #ف #قاف #کاف #گاف #لام #میم #نون #واو #ه #ی

Show more
Iran47 195The category is not specified
7 569
Subscribers
-324 hours
-297 days
-1730 days
Posts Archive
تا هست می به شیشه، غم از عمر رفته نیست این آب رفته باز، به این جویبار بخش #حزین_لاهیجی #ت

با ما مشاعره کنید. ما را به دوستان خود معرفی کنید. زیر این پست کانال‌ها و گروه‌های خود را تبلیغ کنید. @mo_shaere

تا نفس باقی‌ست جسم خسته را آرام نیست مشت خاک ما به دامان هوا افتاد‌ه است #بیدل_دهلوی #ت

از بس که رفو زدیم و شد چاک این سینه همه به دوختن رفت #حیاتی‌_اصفهانی #الف

تا تواند ترک تن کرد آدمی با این شعور زنده چون کرم بریشم در کفن باشد چرا #صائب_تبریزی #ت

بی‌چاره دل که غارت عشقش به باد داد ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست #هوشنگ_ابتهاج #ب شعر کامل

شب قدر و ملایک جمله حاضر مهل ساقی مرا هشیار امشب از آن لب شربت بیهوشیم ده مرا با خویشتن مگذار امشب #فیض_کاشانی #شین

در فراق او تراوش‌های داغ دارَدَم شرمنده از اعضای خویش #طالب_آملی #شین شعر کامل

دور فلکی یک سره بر منهج عدل است خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل #حافظ #دال

دیوانهٔ ما را نخریدند به سنگی در کوچهٔ این سنگدلان چند توان بود؟ #صائب_تبریزی #دال

تنور لاله چنان برفروخت باد بهار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد #حافظ #ت

منصب‌گوهرفروشی نیست مخصوص صدف هر نوایی‌کز لب خاموش جوشدگوهر است #بیدل_دهلوی #میم ‌

در گردش است کاسه‌ی چشمم پیاله‌وار ساقی اگر رود نفسی از مقابلم #قدسی_مشهدی #دال

در دیار ما مصیبت دوستی عام است عام گر چراغی مرد، در یک شهر ماتم می‌شود #کلیم_کاشانی #دال

هرجا به سنگ مزاری، حک می‌شود گلعذاری چشمان زیبایشان کاش، ما بزدلان را نبینند #مهدی_فرجی #ه ‌

تا آتش شوقی نبود، خوش نتوان زیست بی شعله سر شمع به سامان نرسیده #کلیم_کاشانی #ت

مرا خورد یکبارگی غم، دریغ! به گیتی یکی غم‌خورم آرزوست #ابوالفرج_رونی #میم ‌

ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم #سعدی #الف شعر کامل

تا آتش از دلم نکشد شعله چون چنار باور نمی‌کنند تهیدستی مرا #صائب_تبریزی #ت ‌

معنیِ آرام را هرگز نفهمیدم که چیست هرزه‌گردم چون قلم، با آن‌که پایم در گل است #غنی_کشمیری #میم