285
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-430 days
Posts Archive
285
Poseidon Traveling by Sea, 1892, Ivan Aivazovsky
سفر کردن پوسایدون با دریا ، ۱۸۹۲ ، ایوان آیوازوفسکی
285
این اثر نمونهای برجسته از هنر آکادمیک قرن نوزدهم فرانسه است که در آن ترکیبِ اسطورهای، طراحی دقیق فرمها، و قلمموی ابریشمگون اهمیت دارند. ونوس، الههٔ عشق، در حال برخاستن از امواج دریا تصویر شده است. حالت خوابآلود و سر خمیدهاش، حس لطافت و درعینحال یک پیکربندی شاعرانه را ارائه میدهد. مدلینگ پوست با سایهروشنهای لطیف، شبیه به ماریپانن، و اجرای دقیق انحنای بدنش نشان از تسلط فنی کابانل دارد که در سنت کلاسیک جستجو میشود. اثر بهعنوان تعبیری از زیبایی ایدهآلشده مطرح شده است؛ جایی بین اسطوره و رؤیایی شاعرانه. منتقد رابرت روزنبلوم نوشته بود: *«این ونوس جایی بین ایزد بانوی باستانی و رؤیای معاصر شناور است...»* این اثر، اوج شهرت کابانل را رقم زد، و باعث شد او در سال ۱۸۶۳ به عضویت آکادمی هنر فرانسه و سپس به مقام استادی در École des Beaux-Arts برسد.
285
منبع الهام این اثر از کتاب حماسی «Paradise Lost» اثر جان میلتون میآید و دقیقاً بخش آغازین آن را نمایش میدهد؛ جایی که Pandæmonium، یعنی کاخ شیطان، ناگهان از دل زمین سر برمیآورد. معماری شیطانی عظیم در زمینه با زاویهای مورب طراحی شده، نمایی که حس گسترش و حرکت را تقویت میکند. شیطان در پیشزمینه و در سمت راست قرار دارد؛ زرهپوش با ظاهری که به قهرمانان یونانی شباهت دارد، با سپر و نیزه، خیلی بیشتر از فیگورهای ادبیاتی صرف. استفاده از نور و رنگهای قرمز، نارنجی و زرد در میان سایهها، فضای هیولایی، پرهیجان و دراماتیک ایجاد کرده است. ساختمانهایی عظیم، گوتیکگونه، با سطوح پرجزئیات و یادآور معماری مدرن لندن در آن دوره، چیزی مثل ساختمانهای Somerset House یا طرحهای جدید پارلمان، که اینها باعث شدهاند اثر نه فقط فلسفی، بلکه بصری نیز واقعگرایانه به نظر برسد.
285
این نقاشی مرگ تراجیک لیندر و سوگواری معشوقهاش هیرو را به تصویر میکشد؛ لیندر هر شب با شنیدن فانوسی که هیرو روشن میکرد، از شبهجزیره آسیایی عبور میکرد تا به او برسد، اما شبی که فانوس خاموش شد، در طوفان غرق شد و صبح روز بعد جسدش در ساحل پیدا شد. فوراً هیرو در اندوه به دریا پرید و خودکشی کرد. در مرکز، چند نایاد (الهههای آب) در کنار جسد لیندر قرار دارند. در سمت راست، هیرو در لحظه پرت شدن از برج دیده میشود—موقعیتی که پایان محتوم عشق را نشان میدهد. سمت چپ تصویر شامل المانهای سوررئال مانند هیولاهای دریایی و ونوس روی صدف است که به ترکیب جلوه نمادین میدهد. فتی در این اثر از تکنیکی پیشرو و موجدار استفاده کرده که خطوط سخت را کنار گذاشته و فضا را به نور و رنگهای لطیف سپرده است، این سبک در نقاشی وی پیشبینیگر روحیهی باروک متأخر در ونیز بوده و بر تأثیررنگ و حالت تأکید دارد.
285
این اثر صحنهای دراماتیک از نمایشنامه The Tempest ویلیام شکسپیر را به تصویر میکشد؛ زمانی که میراندا شاهد طوفان دریایی است که کشتی حامل سوءقصدگران و عاشق آیندهاش، فردیناند، در آن غرق میشود. میراندا با حالت نفوذپذیر و دست بر سینه، نمادی از احساس درد و عصیان در برابر موجهای سهمگین ایستاده است. موهای قرمز و لباس سنگین وی، توسط باد طوفانی به حرکت درآمده، و وجود تکههای شکستهی کشتی بر صخرهها در پسزمینه، زمینگیر شدن عشق و تراژدی را نمایان میسازد . این اثری شکوهمند است که روایت طوفان نمایشی شکسپیر را در فضایی پر از احساس و استعاره به تصویر میکشد. این نقاشی در عصر پیشرفائلی واترهاوس به قلهای از هنر لیریکی و پرمحتوا دست مییابد؛ جایی که نیروهای طبیعت، احساس انسانی و جادو جمعی میشوند تا داستان را «بگویند».
285
کلئوپاترا، زلیخا، حوا، مدوسا، مادونا، ایوانکا، لیدی مکبث و ماری آنتوانت، همه زنان گناهکار بودند، در قصههای تاریک تاریخ، بار گناه بر دوششان سنگینی میکرد، حوا، با سیب ممنوعهاش، که آغاز همه گناهها خوانده شد، زلیخا، در آتش عشق ممنوع، که فریفته و فریبنده قلمداد گردید، مدوسا، زیبارویی که به هیولایی بدل شد، مادونا، مادر مقدسی که گناهکار شمرده شد، لیدی مکبث، زنی که در طلسم قدرت گرفتار آمد، ماری آنتوانت، ملکهای که به بیرحمی متهم گشت، و هزاران زن دیگر، که در تاریخ محکوم شدهاند. از نخستین روزهای تاریخ تا به امروز، در هر زمان و هر جای جهان، زنها همیشه آغازگر گناه بودهاند یا مبدأ آن.
285
کلئوپاترا، زلیخا، حوا، مدوسا،
مادونا، ایوانکا، لیدی مکبث و ماری آنتوانت،
همه زنان گناهکار بودند،
در قصههای تاریک تاریخ،
بار گناه بر دوششان سنگینی میکرد،
حوا، با سیب ممنوعهاش،
که آغاز همه گناهها خوانده شد،
زلیخا، در آتش عشق ممنوع،
که فریفته و فریبنده قلمداد گردید،
مدوسا، زیبارویی که به هیولایی بدل شد،
مادونا، مادر مقدسی که گناهکار شمرده شد،
لیدی مکبث، زنی که در طلسم قدرت گرفتار آمد،
ماری آنتوانت، ملکهای که به بیرحمی متهم گشت،
و هزاران زن دیگر، که در تاریخ محکوم شدهاند.
از نخستین روزهای تاریخ تا به امروز، در هر زمان و هر جای جهان، زنها همیشه آغازگر گناه بودهاند یا مبدأ آن.
