Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
4 127
Subscribers
No data24 hours
-217 days
-4030 days
17
Post views
No data24 hours
No data48 hours
0.41%
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
4 127
_تو این خونه به تنها جایی که میتونی دست بزنی خشتک منه
چش غره ای سمتش میرم و گوشیشو برمیدارم:
_قبلنا که رابطمون جدی نبود…اختیارات بیشتری داشتم!
سعی میکنه گوشیشو از دستم بقاپه!
ولی من کنجکاو اونی ام که یک ساعته تمام داره بهش زنگ میزنه!
_بذار زمین گوشیو ماهور…کاملا جدی دارم میگم…آبمیوهتو بخور…
انقدر جدی هست که خندهم جمع بشه و گوشیو سمتش بگیرم ولی پیامی که همین چند ثانیه پیش اومده باز به فضولیم دنده میده…
پیام!!!راجع به من بود از طرف بهترین دوست کوروش!
«دادی ترتیبشو؟! فیلم و عکس چی تونستی بگیری؟!دختره هنوز بیهوشه؟!چی بکشه ماهان موحد وقتی ببینه خواهرش لخت تو بغلته!»
https://t.me/+fMxkKjsx_100MmE0
4 127
-شیخ وضو گرفتی؟
آب از دستای پر رگ و سکسیش می چکید و اب دهنمو راه مینداخت... نگاه جذابش روم چرخید
-میخوام نماز بخونم حبیبتی... چرا چادر گرفتی دورت؟
لبای سرخمو به سمتش غنچه کردم
-خودمو کادوپیچ کردم برات... نمیخوای کادوتو باز کنی؟
لبخند کجی زد
-فتنه نریز افسونگر... وضوم باطل می شه!
با یه حرکت چادرو از دورم باز کردم... چشماش با دیدن ست قرمزی که تنم بود برق زد
-باشه پس برو نمازتو بخون شیخ... منم میخوابم!
حرفم تموم نشده بود که دستش از پشت روی باسنم نشست
-نمازمو امشب رو تن تو می خونم نورالعین... برو تو تخت!❌💦🔥
https://t.me/+xsDQ7wfJ0gZkMTU0
4 127
_خم شو رو میز
اینکه جلوی شوهرم برای دوستش قمبل کنم خیلی برام سخت بود با اسپنک محکمی که خوردم دستامو رو میز جک کردم و باسنم و عقب دادم که جاوید با خیال راحت از پشت خودشو بهم چسبوند و چشمکی برای امیر زد
_داداش زنت خیلی باسن خوبی داره ممنون از اینهمه دست و دلبازیت
امیر دستی به باسن نسیم کشید و همونطور که چشمش رو سینه هاش بود خنده ای کرد
_قابلتو نداره داداش این چه حرفیه
چنگی به سینه هام انداخت و زیر گوشم نفس زد
_طاقت منو داری جوجه رنگی؟ حیفم میاد آخه...
https://t.me/+ToZ9ZihZA3sxMTQ0
رفیقایی که زناشونو باهم شریک میشن و....😥♨️♨️♨️
4 127
-خب دخترِ ناز صورتی باباش میخوام پردهتو بزنم حاضری؟💦
زار زنان پاهامو بهم چسبوندم :
-فرهام اینکارو با من نکن..من دخترم..لعنتی من فکر میکردم عاشقمی..
بایه حرکت پامو باز کرد و بینش جا گرفت:
-عاشق؟ دختر جون من فقط میخواستم پردهتو بزنم بندازمت جلوی بابات..
قلبم گرفت..من چجوری عاشق این کثافت شدم؟
-حیف که تخم اون سگی.. وگرنه از همچین کلوچه ای نمیشه گذشت.
یهو آلتشو چنان فرو کرد تو واژنم که جیغم پشت دستش خفه شد…❌💦
https://t.me/+OILk0w4edo04NTI8
تجاوز به دختری که تاوان دشمنی پدرش با دوست پسرش رو پس داد💔😱
#دارایصحنههایخشن🔞
4 127
هکـــر سایبری حشـــری🔞💦
#part17
_اطلاعاتی که میخوامو برام بفرست وگرنه عکس بهشت صورتیتو پخش میکنم
با دیدن عکس خودم که داگـی خم شده بودم تا لباس بپوشم و بهشت تنگ و صورتیم تو دوربین افتاده بود حشـری دیلـدو رو تو خودم فشار دادم
_هکر حشـری، خبر نداری من از پخش کردن عکس بهشتم پول در میارم؟
دوربینو جلوی بهشتم گرفتم و نالیدم
_اخه خیلی خایه داری با کلفتت بیا بهشت تنگمو گشاد کن شاید اونموقع اطلاعاتو بهت دادم🔞💦
با دیدن پیامش و پشت بندش صدای در خونه توی جام خشکم زد
_درخونه اتو باز کن آوا که میخوام بهشتتو سیراب کنم😈🔞💦
https://t.me/+VIBzul_jd580OTc0
دربرابر اطلاعاتی که دست دخترس قبول میکنه بهشت و کونشو جر بده...😱🔞💦
4 127
زنــــدانزنانحشـــــری👅💦
#part31🔞
_پوزیشین قیچی وایسا میخوام بهشتت به بهشتم بماله کتایون✂🔞
پاهامو باز کردم که دختر امریکایی با بهشت سفیدش لای پاهام قرار گرفت
بهشتش لزج و خیس بود
_اههه زودتر الان یکی میاد تو حموم میبینه مارو اییی
بهشتمو محکم تر به بهشتش مالیدم و با دستم مـمه های درست صورتیش مالیدم که یهو در باز شدو زندانبان جلو اومد
_اههه اگه بزارین منم با باتوم بهشت جفتتونو بکنم قول میدم به کسی چیزی نگم
جلو اومد و باتومو گرفت سمت بهشت ما که...🔞❌
https://t.me/+3GZvZIY9UP9jMzA0
تریسـام زنای حشـری توی زندان با زندانبانشون🔞💦❌
4 127
دوستان جنگ شد احتمال داره نت قطع بشه
همگی تو چنل ایتا عضو بشید
این اخرین باره لینکشو میزارم
احتمال قطع شدن یا ملی شدن نت خیلی زیاده
اگه نتونستیم اینجا پارت بزاریم تو چنل ایتا میزاریم
👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/702875090C0ed157f54a
4 127
#part441
خوب قضیه دارک شد..
پس در مورد من داشت حرف میزد
اما چه کسی پشت خط بود!؟
البته که حدس زدنش چیزی زیاد دشوار و سختی نبود... قطعاً اون کسی که پشت خط بود همون بابای بنده بود! همون مردی که امروز پیداش شده بود مدرسم.
- اره ارههههه ارهههههههه خوب کردم.
از دادی که کشید دو متر توی جام پریدم و نگاهش کردم
حس میکردم کم مونده از شدت عصبانیت همین وسط غش کنه و بیفته.
- وای وای گمشو همونجا که بودی.. تو اخه چی حالیته.. چی میدونی. هان؟
نمیدونم بابام پشت تلفن چی بهش گفت که گوشی رو جوری روی زمین کوبوند.
که قشنگ دو نصف شد.
پوکرفیس به ایفون ۱۶ نازنین نگاه کردم.
حیف شد.. صد ملیون به گ.ا رفت.
دستم رو روی شونه ی مامان گذاشتم و گفتم:
- مامان حالت خوبه؟ چیزی شده!؟
چنان سمتم برگشت و با تعجب نگاهم کرد که انگار روح دیده
4 127
Repost from عــــــ💃happy🕺ـــــشق
من حنام...
دختری که بازیچهی یک هوسِ پیر شد!یک اشتباه بزرگ درخاندان بزرگخیابانی...وقتی حاج علیاکبر خیابانی،تو۷۰سالگی دل به زنی داد که۳۰سال ازش کوچیکتر بود،صدای همه دراومد...
اما من،دختر اون زن بودم...!
و پسر بزرگ حاجی...اون که همیشه نماز اول وقت میخوند،همون که مردم میگفتن از حرمت نگاهشم حیا میباره وبچه هاش بزرگتر از من بودن...دل داد به من!
https://t.me/+8N6IlGAGoBZiNDRk
4 127
Repost from عــــــ💃happy🕺ـــــشق
- من هنوز با این ازدواج کنار نیومدم خان! توروخدا یه امشب بهم فرصت بدین باور کنم این ازدواج رو بعدش به خوابیدن کنار شما اونم روی این تخت…
حتی نگذاشت حرفم را کامل کنم، با جدیت گفت: حتی فکرشم از سرت نگذره شاپرک که بخوای از حجله ی من فرار کنی سوگلی! نکنه هنوز فکرت پیش پسرم شاهینه؟
با بغض گفتم: نه آقا من غلط کنم، فقط نمی تونم تو بغل مردی بخوابم که جای پدرمه! من فقط ۱۸ سالمه و شما ۵۰… من نمی تونم…
مرا که روی تخت انداخت و وحشیانه دنیای دخترانگیم را از من گرفت، دیگر لال شدم.
او یک تنه مرا که معشوقه پسرش بودم از او دزدید و عقدم کرد و تا به ابد به پسرش شاهین حرام کرد که دیگر در رؤیا هم دست و فکرش به من نرسد…
#خدمتکاری#ازدواج_اجباری#خانزادگی
https://t.me/+uGK_S_aM6btiZWM0
4 127
Repost from عــــــ💃happy🕺ـــــشق
هیروان شاه منش!
تاجر جواهراتی که سالها از خاندانش میکنه میره آمریکا ...هیشکی ازش خبر نداره تا اینکه اسمش همه جا به عنوان مافیا میپیچه !
میگن دوست دخترشو زنده زنده آتیش زده ولی کسی جرعت گفتنشو نداره!
تا اینکه یه شب نصفه شب توی تخت چشم باز میکنه و چشم تو چشم دوتا چشم عسلی که جیغ میزنه ...کمک میخواد! نمیفهمه چه مرگشه مطمئنه بهش دست نزده !
بعدها میفهمه تو رویاهای صورتیش میخواسته با اینکار خودشو بندازه به هیروان شاه منش!
دختر با اینکه سنی نداشت تن سفیدش از سر هیروان بیرون نمیرفت . هیروان کمر بست وادارش کنه برای نجات خودش دوباره براش لخت شه 🔞🔥
https://t.me/+pNnLiJ0ykYc0MTM0
4 127
Repost from عــــــ💃happy🕺ـــــشق
یک حادثهی رانندگی باعث میشود تا ماندانا هرگز نتواند مادر شود. پدر ماندانا طرف مقابلِ تصادف را مجبور به ازدواج با دختر دردانهاش میکند و آن کسی نیست جز فرزام آسایش، رئیس ماندانا...
فرزامی که دلباخته ی مانداناست.
از نظر ماندانا فرزام یک روباه مکار است و این تصادف کاملا عمدی است!
اما آیا فرزام واقعا این چنین است یا قضیهی دیگری پشت ماجرا وجود دارد؟!
https://t.me/+iIofL0X5r61kNjc0
4 127
نه اشتباه نکن اینا عکسای ژورنال خارجی نیست؛ اینا موجودیای این شاپه که با عکسشون مو نمیزنن و برای عید امسال میتونی باهاشون اسلی کنی. 🩷🌟🪸
@NovaShop 🪷
4 127
- ممه هات بدون سوتین افتاده نمیشه؟
لب گزیدم.
- معلومه نپوشیدم؟
کمی نزدیک تر شد.
- آره.
- افتاده است؟
- نه نیست. پروتز کردی؟
خندیدم.
- نه. مال خودمه.
چشمکی زد.
- تا دست نزنم باورم نمیشه!
در حالت عادی اجازه نمیدادم دست بزند، اما مست بودم.
- بزن.
بدون لحظهای مکث، دست بزرگش وارد تاپم شد.
- درش میاری ببینمش؟
به خودم لرزیدم، اما بدون اختیار تاپ و در آوردم و...💦🔞
https://t.me/+UTIUOWtZcuswNjE0
توی کشور غریب حس تنهایی میکنه و با یه پسر ایرانی جذاب و سکسی رفیق میشه، اما تو خونهی خالی کم کم نزدیک هم میشن و...🙈🔥❌ #سک.س..ی
4 127
- شما چرا همیشه تا من و میبینید دستتون میره تو یقهم؟!
کیاشا تو گلو خندید.
- الان تو یقهته. عروسی کنیم جای دیگهست. دوست نداری؟!
نگاهم گرد شد.
-عمو و سایدا اگه بفهمن بهم دست زدید دعوام میکنن. گفتن تا هجده سالم بشه فقط معاشرت کنیم!
نچی گفت.
-زنمی. معاشرتِ زن و شوهرا این شکلیه دیگه!
بیقرار بشگونی از گردنم گرفت و ادامه داد:
- ظلم نیست؟! منه سی ساله وایسم تو یه الف بچه بزرگ شی؟! خب خودم بزرگت میکنم.
خمار کنارِ گوشم پچ زد:
-راضیای مگه نه؟! تنت داره زیرِ دستم نبض میزنه.
گفت و...
https://t.me/+hh-YqNclAlg2ZTlk
دختره دوازده سال از پسره کوچیکتره. گفتن باید صبر کنه هجده ساله بشه. اما امان که پسرمون طاقت نمیاره و...❌🔥💦
4 127
تریسام با داداش ناتنیم و پسرهمسایه🥵💦
#part4
داداش ناتنیم دستی به بهشت صورتیم کشید و یهو کل کلفتشو داخلم چپوند...
با جیغی از درد به جلو پرتاب شدم و توجه کسایی که تو کوچه بودن بهم جلب شد...
دیدم محمدرضا پسر جعفر تریاکی به دیوار تکیه داد و با حرکت پستونای تپلم شروع به جق زدن کرد!
سعید نیشخندی زد و کلفت و پر رگش رو از بهشت صورتی و تنگم در اورد. از حس خالی شدن و سرما، آهی کشیدم. سعید بلند رو به محمدرضا گفت:
-نظرت درمورد یه تریسام مشتی به حساب من چیه؟!
-اوففف! فک کن بگم نه پسر!
-پس لشتو سریع بیار بالا!
محمدرضاپسرهمسایمون از در باز خونه اومد داخل و سعید دوباره کلفتشو کرد تو بهشتم و شروع به گاییدن بهشت تنگم کرد..
https://t.me/+Nl5aHNo8TpZmMTRk
پارت 4 نبود لف بده🤤👅👆🏻
4 127
#هفت_کوتوله🔞
#پارت_1
_روی شکم بخواب و باسنت رو بده بالا تا سوراخ هات باز تر بشن.
یکی شون دست های سیاهش رو روی کمرم گذاشت و من رو به شکم خوابوند و اونی که دستور داده بود پشتم ایستاد و انگشتای زبرش رو به لای پام کشید.
کل اتاق بوی شه.وت گرفته بود و من باورم نمیشد که بین هفت کوتوله دراز کشیده بودم و نوبتی میخواستن به قول خودشون منو "به فاک" بدن.
رئیس شون روی صندلی نشسته بود و با اون قد کوتاهش پا روی پا انداخته بود و دود پیپش رو بیرون داد و با صدای بمی دستور داد:
_آلتاتون کوچیکه پس خیلی اذیت نمیشه کارتون رو شروع کنید!
لبخندی بهم زد و خیره تو چشمای خمارم، ادامه داد:
_میخوام تخت رو از ارگاسم سفید برفی خیس کنید! بوی ارضاش تا 3روز باید تو اتاق بمونه.
قد کوتاهِ سیاه پوست چونه مو تو دستش گرفت و لب کلفتش رو روی لبم نشوند و 6تاشون همزمان لای پاهام و باس.ن و سینه هام ور رفتن و من از لذت صدای ناله هام بلند شد و به خودم پیچیدم و چشمای خمارم رو به رئیسشون دوختم که شلوار و باکسرش رو از پاش در اورد و تا چشمم به آلتش افتاد لحظه ای شوک شدم!
این قد و هیکل چطوری میتونست همچین چیزی داشته باشه؟!
https://t.me/+Q47m99yZE_wxYTU0
4 127
_میخوام رو بهشتت اسممونو تتو کنی💦🍓
شیخ ارحام محکم کلفتشو به ته رحمم فشار داد تلمبه زد
_باید هرکی دید بفهمه صاحب بهشتت کیه حبیبتی
از ضربه هاش لرزیدم و با جیغ چنگ زدم به تخت
_آیی اووووففف آروممم ترر آیی
اسعد با روانکننده نزدیکم شد ، ارحام عقب رفت و اینبار نوبت اسعد بود
_اسم منم روی کون ژله ایت بزن
انگشتاشو خیس کرد و توی سوراخم فرستاد که زیر دستاش پیچ و تاب خوردم
_آیی آهه ارومم
_امشب دوتایی زیرمون جر میخوری حياتي 💦🔞
ارحام اینو گفت و همزمان کلفتاشونو به سوراخ تنگ و کوچیکم فشار دادن...
https://t.me/+NXK6nBHstUtiMGNk
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
