نقد حال
Open in Telegram
@naghdehaal مجلهای در ادبیات، تاریخ، فرهنگ و چیزهای دیگر بازنشر مطالب به معنی تایید تک تک گزارههای مطالب بازنشرشده نیست. اطلبوا العلم ولو بالصین.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
6 417
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
August '24
August '240
in 3 channels
July '24
+2
in 1 channels
Get PRO
June '24
+6
in 1 channels
Get PRO
May '24
+17
in 2 channels
Get PRO
April '24
+5
in 1 channels
Get PRO
March '24
+17
in 0 channels
Get PRO
February '24
+15
in 1 channels
Get PRO
January '24
+15
in 2 channels
Get PRO
December '23
+4
in 1 channels
Get PRO
November '230
in 0 channels
Get PRO
October '230
in 0 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '23
+38
in 0 channels
Get PRO
March '23
+95
in 0 channels
Get PRO
February '23
+67
in 0 channels
Get PRO
January '23
+62
in 0 channels
Get PRO
December '22
+59
in 0 channels
Get PRO
November '22
+52
in 0 channels
Get PRO
October '22
+56
in 0 channels
Get PRO
September '22
+32
in 0 channels
Get PRO
August '22
+193
in 0 channels
Get PRO
July '22
+48
in 0 channels
Get PRO
June '22
+29
in 0 channels
Get PRO
May '22
+33
in 0 channels
Get PRO
April '22
+43
in 0 channels
Get PRO
March '22
+34
in 0 channels
Get PRO
February '22
+40
in 0 channels
Get PRO
January '22
+52
in 0 channels
Get PRO
December '21
+68
in 0 channels
Get PRO
November '21
+159
in 0 channels
Get PRO
October '21
+105
in 0 channels
Get PRO
September '21
+51
in 0 channels
Get PRO
August '21
+163
in 0 channels
Get PRO
July '21
+63
in 0 channels
Get PRO
June '21
+48
in 0 channels
Get PRO
May '21
+80
in 0 channels
Get PRO
April '21
+53
in 0 channels
Get PRO
March '21
+70
in 0 channels
Get PRO
February '21
+109
in 0 channels
Get PRO
January '21
+102
in 0 channels
Get PRO
December '20
+6 779
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 06 August | 0 | |||
| 05 August | 0 | |||
| 04 August | 0 | |||
| 03 August | 0 | |||
| 02 August | 0 | |||
| 01 August | 0 |
Channel Posts
Repost from سریانیات
زبان
یارشاطر در دورانِ تحصیلش در رشتهٔ زبان و ادبیاتِ فارسی (۱۳۱۶-۱۳۲۶) به واسطهٔ استادش، ابراهیمِ پورداود، با زبانهای اوستایی و فارسیِ باستان آشنا شدهبود. بلافاصله پس از اتمامِ دورهٔ دکتری به لندن رفت و تحصیلِ زبانهای ایرانی را زیرِ نظرِ والتر برونو هنینگ شروع کرد. لذا وقتی در اردیبهشتِ سالِ ۱۳۳۶، مقالهٔ «غمِ زبان» را منتشر کرد مطلقاً در زبانشناسیِ تاریخی بیتجربه نبود. در آن سال، پرویزِ ناتلِ خانلری به لبنان رفته بود و ادارهٔ مجلهٔ سخن برعهدهٔ یارشاطر بود. خانلری مقالهٔ یارشاطر را هیچ نپسندید و در مردادِ همان سال، مقالهای نوشت به نامِ «تحولِ زبان» و در آن، بیآنکه نامِ یارشاطر را بیاورد به مدعای یارشاطر پاسخ داد.
حرفِ اصلیِ یارشاطر در آن مقاله این است که زبان خواهناخواه تغییر میکند و این دگرگونی معمولاً مطابق با منطق نیست. مقاله را با وصفِ حال و روزِ دژبانانِ زبان آغاز میکند: «بسیاری از پاسدارانِ زبان که همیشه به دیدهٔ تقدیس و احترام در رابطهٔ فعل و فاعل و مناسباتِ صفت و موصوف نگریستهاند، امروز وقتی به خواندنِ نامههایِ اداری یا مذاکراتِ مجلس و یا برخی از انتشاراتِ علمی و تربیتیِ دانشگاه دچار میشوند، به حسرت و تأسف سر میجنبانند و از اینکه رسمِ عافیت از زبان برخاسته و کلمات و عبارات در رفتارِ خود هوسرانی و خودسری پیشگرفتهاند اندوهگین میشوند.» بعد از آوردنِ مثالهایی از غلطنویسیهایِ متداولِ آن روزگار، نهایتاً خود را در رنجِ پاسدارانِ زبان شریک میبیند. منتها بعد سعی میکند که ماهیت و اساسِ مسئله را روشن کند.
توضیح میدهد که این پاسدارانِ زبان «یک نکتهٔ اساسی را دربارهٔ زبان از نظر دور داشتهاند و آن این است که بنایِ سیر و تحولِ زبان بر منطق نیست. یعنی تحولِ کلمات و اصطلاحاتِ زبان معمولاً با رعایتِ شیوهای که منطقِ علمی میپسندد و نظمی که ذهنِ آدمی دوست دارد انجام نمیگیرد، بلکه در این تحول، تصادف و اشتباه و بهخصوص به کار بردنِ لفظی در غیرِ معنیِ اصلی و ساختنِ کلمهای برخلافِ قواعدِ اصیلِ زبان شیوهٔ رایج است.» سپس سیاههای از بعضی کلمات به دست میدهد که معنا یا شکلِ معیار و پذیرفتهاشان خلافِ آنچه بوده است که قدما استفاده میکردهاند.
نتیجه میگیرد که «زبان دائماً در تحول است. هرگاه جامعه دستخوشِ تغییراتِ اجتماعی و فکریِ شدید میشود و اندیشههایِ تازه در ذهنِ مردم رخنه میکند، تحولِ زبان نیز به تبع سرعت میگیرد.» یارشاطر آن تغییراتِ اجتماعی و فکری را در آن دوره ناشی از مواجههٔ ایران با غرب میداند و تحولِ زبان را ناگزیر. میگوید که پاسبانانِ زبان دگرگونی را تنها به شرطی میپذیرند که مطابق با سنن باشد غافل از اینکه زبان کارِ خود را خواهد کرد: «با نفوذِ تمدنِ غربی و رخنه کردنِ اندیشههایِ نو و تغییری که در زندگیِ مادی و معنوی روی داده و میدهد، ناچار زبانِ فارسی باید تغییر کند و این افکارِ تازه در زبان برایِ خود ظرفی و مظهری پیدا کنند. زبانمدار خواهد گفت: آری، اما تغییر باید به قاعده و با حفظِ سنن باشد. زبان میگوید: در سیر و تحولِ من تنها یک قاعده هست و آن این است که لفظی به معنایی مشهور شود و قبولِ عام پیدا کند.»
پرسشی که قاعدتاً اینجا مطرح میشود این است که پس فایدهٔ دستورِ زبان چیست و آیا میتوان زبان را در هرج و مرجِ بیقاعدگی رها کرد. پاسخِ یارشاطر این است که «هرج و مرج در زبان پسندیده نیست و دستورِ زبان را نیز باید آموخت و بدان عمل کرد.» در طعنهای بامزه، کلمهای را که گویا به شدت اسبابِ چندشش میشده ذکر میکند: «من خود آرزو دارم که به هر یک از فضلایِ ادارهٔ تربیتِ بدنی ده اسبِ تازی و دو غلامِ زرینکمر و یک خلعتِ شاهوار ببخشایند و در عوض قول بگیرند که از این پس بر جانِ فارسیزبانان ببخشایند و دیگر کلمهٔ «نرمش» را به کار نبرند.» و بعد پیشبینی میکند که اگر مدتی بگذرد و نرمش هم در فارسی جا بیافتد، لابد دیگر غلط نخواهد بود. پیشبینیای که از قضا درست از آب درآمد.
| 2 | این مقاله در شمارهٔ ۷۰ مجلهٔ حرفه: هنرمند در زمستان ۱۳۹۶ منتشر شدهاست. در آنجا مقادیری پانوشت و ارجاع هم یافت میشود.
از اینشوشیناک تا جکسن پولاک
پیوستگی و دگرگونی، انحطاط و بقا در اندیشهٔ احسانِ یارشاطر
نیماجمالی
مقدمه: فکرِ تاریخی
رستم در زبانِ سغدی، جامبازیان استادِ بالت، فهرستِ پادشاهانِ هخامنشی به روایتِ بیرونی و تاریخِ سریانیِ ابنعبری، آستروفسکی: درامنویسِ مشهورِ روسیه، زبانهای ایرانیِ الموت و رودبارِ الموت و کوهپایه، دانشنامهٔ ایرانیکا، ژرژ سورا و شیوهٔ امپرسیونیسمِ نو، شعرِ نادرپور، نقاشیِ نوین (از امپرسیونیسم تا پاپ آرت)، دستورِ زبانِ تاتی جنوبی، بنگاهِ ترجمه و نشرِ آثار. اگر عناوینی چنین متنوع را در سیاههٔ آثارِ کسی ببینیم معقول است شک کنیم و مدعی را متفنن و پراکندهکار بدانیم. این تنها بخشِ کوچکی است از فهرستِ بلندِ کارها و کتابهای احسانِ یارشاطر (۱۲۹۹-۱۳۹۷). اما یارشاطر متفنن نبود و کارش را جدی میگرفت. پرسشی که پیشمیآید این است که چگونه توانسته است چنین متنوع کار کند بیآنکه متفنن باشد. در این مقاله میکوشم تا پاسخِ این پرسش را بیابم. در واقع، در جستجوی آن خطیام که رستم در زبانِ سغدی را به ژرژ سورا و شیوهٔ امپرسیونیسمِ نو میرساند.
یارشاطر استادِ دانشگاه، متخصصِ زبانهای ایرانی، دانشآموختهٔ دورهٔ دکتریِ ادبیات فارسی، پژوهندهٔ هنر، مجموعهدار و یکی از مهمترین مدیرانِ فرهنگی ایران در قرنِ حاضر بود. تأسیسِ بنگاهِ ترجمه و نشر آثار (۱۳۳۳) و دانشنامهٔ ایرانیکا (۱۳۵۱) تنها بخشِ کوچکی است از کارنامهٔ او در مقامِ مدیرِ فرهنگی. هدفِ بنگاهِ ترجمه و نشر در ابتدا برگرداندن و انتشارِ آثارِ مهمِ ادبیاتِ غرب به فارسی بود. کارِ ایرانیکا ثبت و معرفی «همهٔ جنبهها و گوشههای تمدن و فرهنگِ ایرانی» است. این دو معنی در فهرستِ کتابها و مقالاتِ یارشاطر هم یافت میشوند. ماجرا این گونه نیست که کسی که دانشآموختهٔ زبان و ادبِ فارسی و زبانشناسیِ تاریخی و زبانهای ایرانی است و لاجرم کارش ثبت و فهم و تحلیلِ زبان و ادبِ ایران، صرفاً نوعی کنجکاوی نسبت به فرهنگِ غربی داشته باشد و بکوشد آن را بفهمد. یارشاطر در تمامِ بیش از هفتاد سال کارِ فکریاش درکِ مشخصی از تاریخ و فراز و فرود تمدنها داشت. او به ایران نیز از همین منظر نگاه میکرد. این نگاهِ مشخصِ تاریخی است که گسترهٔ به ظاهر پراکندهٔ کارِ فکریِ یارشاطر را به کلی یکپارچه تبدیل میکند.
یارشاطر این نگاهِ تاریخیاش را به کرات در نوشتههایاش توضیح میدهد. در سخنرانیای در دانشگاهِ جورج واشنگتن در سالِ ۱۳۷۶ اساسِ نظریهٔ بقا و زوالِ فرهنگها را تشریح میکند و سه اصلِ اساسی این نظریه را برمیشمارد: اول عمرِ محدودِ فرهنگها. همان طور که جلوتر خواهیم دید، یارشاطر خطِ سیر مشخصی را در عمرِ فرهنگها تشخیص میدهد. از نظرش فرهنگها هم مثلِ همهٔ جانداران «عمری محدود دارند که در طیِ آن از دورانِ شباب که با شور و نیرویی خروشنده قرین است، به دورانِ میانسالی و شکفتگی میرسند و سرانجام به تدریج راهِ انحطاط میپیمایند و جای خویش را به فرهنگی تازه وامیگذارند.» در اصلِ دوم توضیح میدهد که همهٔ شکستها لزوماً زوال و انحطاط نیست و گاهی فرهنگها دچار فرسودگیهای موقت میشوند. اصلِ سوم را «اثرِ پیوندِ نو بر ساقِ کهن» مینامند. اینجا توضیح میدهد که «پیوندِ قوم تازهنفستر و جوانتری با قومِ کهنتر میتواند از لحاظِ فرهنگی اثری مثبت و سازنده داشته باشد و قومی را که نیرویش نقصان گرفته تقویت نمیاد.»
این سه اصل را همیشه در فهمِ وضعِ ایرانِ معاصر هم به کار بسته است. در اسفندِ سالِ ۱۳۳۱، در مجلهٔ سخن، مقالهای چاپ کرد به نامِ «راهِ نو» و توضیح داد که تمدنِ ایرانی از روزگارِ صفویان رو به انحطاط رفته است. در مقابل، تمدنِ غرب است که جوان و نیرومند و شکوفاست. پس تا اینجا مطابقِ اصلِ اولِ نظریهاش تمدن ایرانی دوران شبابش را پشتِ سر گذاشته و به روزگارِ فرسودگی افتاده است. لذا یا باید مقهورِ تمدنِ غرب بشود و جای خود را به آن بدهد یا باید به اصلِ سوم استعانت کند و چشم داشته باشد که پیوندِ نو بر ساقِ کهن اثر کند. از تمدنِ غربی اقتباس کنیم زیرا شرطِ بقا این است که «در تلاشی که مقدرِ بشر است، دعویِ بینیازی از هیچ قومی مقبول نیست.» منتها یارشاطر دو آفت را در این اقتباس برمیشمارد: «یکی آنکه در ولای اقتباس خود را فراموش کنیم و در خیرگیِ تقلید از لطایفِ هنری و آدابِ پسندیدهٔ ایرانی بگذریم… دیگر آنکه در راهِ اقتباس هوسبازی و کوتهفکری کنیم و صورتِ فریبا را بر معنیِ درست بگزینیم.» رازِ بقا را در پذیرفتنِ وجوهِ مثبت و سازندهٔ تمدنِ غرب در عینِ حفظ و اتکا به فرهنگِ ایرانی میداند. در ادامه، بازتابِ این تلقی از تاریخ و رازِ انحطاط و بقایِ ملتها را در سه حوزهٔ کارِ یارشاطر بررسی میکنم: زبان، شعر، نقاشی. | 3 647 |
| 3 | باقر پرهام هفتم خرداد ۱۴۰۲ چشم از جهان فرو بست. او پژوهشگر ارشد موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و دستیار فیروز توفیق در آنجا بود. تز دکترایش را به راهنمایی آلن تورن نوشت.
گفتگوی اکبر گنجی با وی در راهنو خواندنی است؛ این روشنفکر تاثیرگذار و مترجم نامدار نیم قرن گذشته ایران در این گفتگو مواضع و افکارش را با صراحت تمام بیان کرده است. این گفتگو بیانگر مواضع وی در آن دوران است و نه الزاماً چند سال قبل یا بعدش.
تنها هدف بازنشر این گفتگو شناخت بهتر این شخصیت خدمتگزار فرهنگ است.
@naghdehaal | 5 327 |
| 4 | +5 باقر پرهام، نوار 1A
مجموعه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران https://t.me/fisohc | 5 255 |
| 5 | باقر پرهام | 4 108 |
| 6 | خلبان صدیق قادری ماجرای دو بار اخراج خود از ارتش در ابتدای انقلاب و سپس بازگشتش برای جنگ را تا زمان سقوط هواپیما و اسارت در عراق تعریف میکند. | 4 709 |
| 7 | فایل صوتی سخنان سرهنگ #علی_قمری دربارهٔ وضعیت یگان دژ خرمشهر ارتش که پیش از جنگ و در ابتدای جنگ نخستین واحد نظامی برخوردکننده با قوای عراق بود.
@naghdehaal | 4 237 |
| 8 | امیر سرتیپ نصرتالله معینوزیری | 3 986 |
| 9 | گفتگوی روزنامهٔ شرق با امیر معینوزیری دربارهٔ آزادسازی خرمشهر | 3 215 |
| 10 | گزارش لحظهبهلحظهٔ مرحلهٔ نهایی آزادسازی خرمشهر از زبان امیر معینوزیری | 3 126 |
| 11 | فتح خرمشهر از زبان امیر نصرتالله معینوزیری
امیر نصرت الله معین وزیری در سال 1317 در شهرستان سنندج متولد شد . او در سال 1340 از دانشکده افسری فارغ التحصیل شد و دوره مقدماتی رسته توپخانه را در اصفهان طی کرد و در سال 1341 به توپخانه لشکر 81 منتقل شد. وی در سال 1354 در کنکور ورودی دانشکده فرماندهی و ستاد شرکت کرد و در سال 1355 با رتبه ممتاز فارغ التحصیل و از همان تاریخ در دافوس مشغول تدریس شد.
امیر معین وزیری در زمان جنگ تحمیلی، طبق دستور فرماندهی وقت نیروی زمینی سرهنگ صیاد شیرازی به قرارگاه عملیاتی جنوب فراخوانده شد و به عنوان افسر عملیات قرارگاه کربلا-قرارگاهی که فرماندهی و هدایت عملیات را برعهده داشت - و در گروه طرح ریزی عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس انجام وظیفه کرد.
او این روزها در پژوهشگاه معارف دفاع مقدس مشغول فعالیت است و عصرها در هنرکدهای که برای خود دستوپا کرده، به فعالیتهای هنری میپردازد. به قول خودش نظامیگری و کارهای هنری دو فعالیتی است که قاعدتا نمیتوانند با هم در یک خط قرار بگیرند ولی او توانسته این دو را در کنار هم جمع کند. شاید همین نقاش بودن معینوزیری باعث شده که توجه میرحسین موسوی نخستوزیر دهه شصت که نقاشی هم میکند به او جلب شود. موسوی در سال ۸۹ در یک دیدار در حین ذکر برخی قضاوتها دربارهٔ جنگ چنین گفت:
«بنده در دو دهه گذشته به معلومات مستقیم خود از جنگ بسنده نکرده ام و تلاش کردم به اسناد و مدارک و تحلیل های چاپ شده در این باره نیز رجوع کنم . من همواره محتاط بوده ام که فقط به متون رسمی که با نظارت فرماندهان تهیه شده است بسنده نکنم و در کنار این کتاب ها از نوشته ها و تحلیل های همه صاحب نظران ازجمله ارتش نیز بهره ببرم که یکی از بهترین تحلیل ها نوشته های افسر دانشمند و میهندوست سرهنگ معینوزیری است که بسیار از آن استفاده کرده ام.» | 3 145 |
| 12 | No text... | 2 459 |
| 13 | گفتگویی با امیر سید علیاکبر موسوی قویدل درباره روند کلی جنگ و علل ادامه آن پس از آزادسازی خرمشهر. | 2 390 |
| 14 | گفتگویی با زندهیاد امیر سیدعلیاکبر موسوی قویدل که در آن به شرح آزادسازی خرمشهر میپردازد و درباره رشادت فرمانده میدانی مهمی در این عملیات به نام شهید احمد کاظمی سخن میگوید. موسوی قویدل خود از طراحان اصلی و فرمانده موثر آزادی خرمشهر بود. | 2 352 |
| 15 | گفتگوی برنامه شناسنامه با زندهیاد امیر سید علیاکبر موسوی قویدل که طراح عملیات بیتالمقدس بود و از مهمترین فرماندهان جنگ در سالهای ابتدایی و عملیات موفق آن سالهای نخست. | 2 312 |
| 16 | قسمت هفتم مستند خرمشهر آزاد شد.
در این قسمت امیر سید علیاکبر موسوی قویدل به بازگویی خاطرات خودش از فتح خرمشهر میپردازد. | 2 266 |
| 17 | No text... | 2 214 |
| 18 | ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم
طراح عملیات بیتالمقدس مرد.
علی اکبر موسوی قویدل، مرد.
چند وقت پیش مرد، خیلی دور هم نیست؛ هشتم دی ماه ۹۶. همان موقع که همه دیوانیان در تعلیق بودند که ترامپ چه خواهد کرد با برجام و آخر هم همه این تکنوکراتهای هراسناک به دلار جهانگیری و از سر بازی گرفتن جراحی اقتصادی نگونبخت شدند. خبرش چندان پخش نشد. در شبکههای اجتماعی بازتابی نداشت. بعید هم میدانم کسی برای او تسلیتی فرستاده باشد عمومی و عزایی اعلام کرده باشد. شاید حتی آقای روحانی که حتماً به واسطهٔ حضورش در جنگ او را میشناخته. نه بسیاری دیگر از مقامات کشوری [مثلاً زنگنه که زمان جنگ وزیر جهاد سازندگی بوده حتماً رئیس ستاد مرکز اصلی فرماندهی جنگ را میشناخته اما جوانگرایی مانع حضورش شده] که حتماً او را می شناختهاند. او کم کسی نبود. حتی همه مدعیان وطندوستی از جمله خودم، یادمان رفت که موسوی قویدل فرمانده بسیار موثر آزادسازی خرمشهر و بقیه کشور، مرده است و باید از درگذشتگان یاد کرد. حتی آقای خاتمی هم، که زمانی رئیس ستاد تبلیغات جنگ بوده، متأسفانه از چنان مشاورانی که اهمیت کسی مثل موسوی قویدل را به او یادآوری کنند محروم است. میرحسین موسوی اما اگر بود احتمالاً یادش بود جایگاه امیر علیاکبر موسوی قویدل. هرچه باشد پیشتر میرحسین در یک سخنرانی از یک نظامی ارتشی به نام نصرالله معین وزیری یاد کرده بود و همگان را به خواندن کتابهایش فراخوانده بود.
قویدل که بود؟
انقلاب که شد و وقایع پس از آن و در صدر همه کودتای نوژه باعث تصفیه اساسی در ارتش شد. تقریباً در ارتش از رده سرتیپ دوم به بالا کسی باقی نمانده بود هنگام شروع جنگ. انقلابیون، معمم و مهندس، همه خود را صاحبنظر مسائل نظامی میدانستند و ارتش از همه سو آسیب دیده بود. نطق حسن روحانی علیه ارتشیان در مجلس اول که با پاسخ کوبندهٔ شهید چمران رو به رو شد، همان سال ۹۶ که موسوی قویدل مرد، در هنگامه رقابتهای انتخاباتی درز رفت.
از میان نظامیان چند تنی مانده بودند که هم دانش نظامی داشتند و هم حب وطن به تمامه در وجودشان بود هم از رقابتهای سیاسی داخل کشور به سیاق تمام نظامیان جهان برکنار بودند. برخی از آنها به واسطه شهادت بعدها شهره شدند مثل فلاحی و فکوری و نامجو و صیاد، مسعود منفرد، کلاهدوز.
برخی اما در جنگ جانفشانی کردند و گمنام ماندند مثل علیاکبر موسوی قویدل، عبدالحسین مفید، نصرت الله معین وزیری، حسین حسنی سعدی.
این دسته دوم کسانی بودند که به جای تقابل با نیروی تازه شکل گرفته سپاه به تعامل با آنها پرداختند، دانش نظامی خود و نیروهای تحت فرمانشان را با آن جوانان هماهنگ کردند و توانستند در پشت پرده و در گمنامی مهاجمِ متجاوز را از کشور بیرون کنند و دفاعی تمام عیار را در هشت سال ادامه دهند.
مهمترین اقدام اینها این بود که در شرایطی سخت که همه به ارتش ظنین بودند و کشور هم به علت التهابات سیاسی از هم گسیخته بود عراق را پشت دروازههای آبادان و دزفول و ایلام و کرمانشاه متوقف کنند. در مرحله بعد با شناسایی دقیق و طرحریزی یک سلسله عملیات درخشان از سال ۶۰ تا ۶۱ با نامهای ثامنالائمه، طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس، نود درصد سرزمینهای اشغالی را آزاد کنند.
طراحی منحصربه فرد این عملیات کار کسانی چون موسوی قویدل بود و البته جوانان انقلابی ای چون حسن باقری هم در کنار نظامیان مجربی چون موسوی قویدل بودند.
متاسفانه تبلیغات رسانههای رسمی بیشتر به برجستهسازی نقش همین جوانان داوطلب میپردازد و فراموش میشود که اگر نبود فداکاری، دانش و وطندوستی موسوی قویدل خرمشهر هیچگاه با چنین حماسهٔ پرشوری آزاد نمی شد.
موسوی قویدل البته آنقدر به سجایای اخلاقی آراسته بود که پس از جنگ هیچگاه به دنبال طرح اسم خود نبود و حتی به دنبال مزایای جانبازی و حضور در مناطق جنگی هم نرفت. موسوی قویدل اگر جایی هم مصاحبه کرد یا حضور یافت برای بازگویی خاطرات جنگ و به جلوگیری از فراموشی شان بود.
در سالروز آزادی خونینشهر یادی کنیم از
امیر سید علیاکبر موسوی قویدل .
@naghdehaal | 2 854 |
| 19 | دو نامهٔ سرگشاده از غلامحسین میرزاصالح
خطاب به اکبر گنجی که در آن از رخدادهایی سخن رفته شبیه آنچه در کتاب شینتالینسکی روایت شده است.
برای دیدن اصل مقالهای از آقای گنجی که باعث نگارش این نامهها از جانب میرزاصالح شد باید به اصل کتاب تاریکخانهٔ اشباح مراجعه کرد. | 1 |
| 20 | دو نامهٔ سرگشاده از غلامحسین میرزاصالح
خطاب به اکبر گنجی که در آن از رخدادهایی سخن رفته شبیه آنچه در کتاب شینتالینسکی روایت شده است.
برای دیدن اصل مقالهای از آقای گنجی که باعث نگارش این نامهها از جانب میرزاصالح شد باید به اصل کتاب تاریکخانهٔ اشباح مراجعه کرد. | 1 |
