en
Feedback
نازلی! بهار

نازلی! بهار

Open in Telegram

به «نازلی! بهار» خوش اومدی! گوشه‌ی دنجی برای خواندن و سهیم‌شدن د‌ر صفحات کتاب :) من‌‌باب معرفی بیشتر؛ https://t.me/Nazlybahar/122

Show more
753
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-3630 days
Attracting Subscribers
April '25
April '25
+7
in 0 channels
March '25
+36
in 4 channels
Get PRO
February '25
+85
in 7 channels
Get PRO
January '25
+62
in 9 channels
Get PRO
December '24
+51
in 4 channels
Get PRO
November '24
+31
in 4 channels
Get PRO
October '24
+32
in 3 channels
Get PRO
September '24
+52
in 5 channels
Get PRO
August '24
+122
in 9 channels
Get PRO
July '24
+55
in 5 channels
Get PRO
June '24
+47
in 4 channels
Get PRO
May '24
+29
in 4 channels
Get PRO
April '24
+115
in 3 channels
Get PRO
March '24
+73
in 1 channels
Get PRO
February '24
+56
in 1 channels
Get PRO
January '24
+592
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
14 April0
13 April0
12 April0
11 April+1
10 April+1
09 April+1
08 April0
07 April0
06 April+1
05 April0
04 April0
03 April+1
02 April+1
01 April+1
Channel Posts
‌ «نازلی! بهار» یه مدت فعالیتش متوقف می‌شه، ولی شاید دوباره برگشتیم :) عزیزای دل؛ بنده جهت انجام خدمت سربازی مدتی اینجا نخواهم بود و به‌طور موقت نمی‌تونم فعالیت کنم. اما این فقط یه وقفه‌‌‌ی محدوده و نه یه خداحافظی همیشگی. مطمئنم روزی دوباره برمی‌گردم و کنار هم از شعر و کتاب و موسیقی می‌گیم. تو این مدت از همراهی‌تون خیلی لذت بردم و ممنونم که اینجا رو با من زنده نگه داشتین. پس فعلاً، تا وقتی که دوباره توی واژه‌ها و لحظه‌های خوب همدیگه رو پیدا کنیم... ‌‌ با نهایت سپاس و احترام✨ ‌

2
‌ پس عصیان چیست؟ آیا جهشِ غرورآمیز و دن‌کیشوت‌وارِ آدمی برای مغلوب کردن «جبر» و وادار کردن قانون خارجی به اطاعت از قانون درونیِ روح خویش نیست؟ آیا انکار هرچه هست و آفریدن جهانی نو—جهانی پاکیزه‌تر، اخلاقی‌تر و بهتر—بر طبق قوانین دل خود نیست، قوانینی که مغایر با قوانین غیرانسانی طبیعت‌اند؟ — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
3
‌ زمانی بود که می‌گفتم این ترک است و آن بلغاری و این یونانی. برای وطنم کارهایی کرده‌ام که اگر برایت بگویم، مو به تنت سیخ می‌شود. اما حالا می‌گویم: این مرد خوبی است، آن یکی آدم رذلی است؛ دیگر مهم نیست بلغاری باشد یا یونانی. تنها چیزی که امروز از کسی می‌پرسم، این است که خوب است یا بد. و حتی حالا که رو به پیری می‌روم، انگار دیگر همین را هم نمی‌پرسم. آره، رفیق، آدم‌ها خوب باشند یا بد، دل من به حال همه‌شان می‌سوزد. چون هرکسی می‌خورد، می‌نوشد، عشق می‌ورزد، می‌ترسد؛ خدایی دارد و شیطانی. و در نهایت، زیر خاک خواهد خوابید و طعمه کرم‌ها خواهد شد. ما همه برادریم و همه طعمه‌ای هستیم برای کرم‌ها. — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
4
‌ «الکسیس، می‌خواهم رازی را با تو در میان بگذارم. تو هنوز کم‌سال‌تر از آنی که چیزی بفهمی، ولی وقتی بزرگ شدی، خواهی فهمید. از
‌ «الکسیس، می‌خواهم رازی را با تو در میان بگذارم. تو هنوز کم‌سال‌تر از آنی که چیزی بفهمی، ولی وقتی بزرگ شدی، خواهی فهمید. از من بشنو: پسرم، خدای مهربان کسی است که نه در هفت طبقه‌ی آسمان می‌گنجد و نه در هفت طبقه‌ی زمین، اما در دل آدمیزاد می‌گنجد. پس زنهار، الکسیس، که هیچ‌وقت دل کسی را نشکنی!» — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
5
‌ او گاهی به من می‌گفت: «علت اینکه دنیا در حال حاضر به چنین وضع اسفناکی افتاده این است که همه کارشان را نیمه‌کاره انجام می‌دهند؛ افکارشان را نیمه‌کاره بیان می‌کنند و گناهکار بودن یا پرهیزگار بودنشان هم نیمه‌کاره است. ای بابا! تا آخر برو و محکم بکوب، و نترس! موفق خواهی شد. خداوند از نیمه‌شیطان بسیار بیش از شیطان تمام‌عیار نفرت دارد!» — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
6
+4
‌ڕۆژ لە ئاسۆی سوور شەوق ئەداتەوە دەڵێ ئەمساڵیش -نەورۆز- ھاتەوە #Kurdi࿐ 『 •●•●• 』
0
7
. پس آن کدام حکیم دانا بود که می‌کوشید به شاگردانش بیاموزد به هر آنچه فرمان قضاست، به طیب خاطر گردن نهند، به حکم ضرورت «بلی» بگویند و جبر را به اختیار تبدیل کنند؟ و شاید این، تنها راه انسانیِ نیل به رستگاری باشد. راهی دردناک است، اما راه دیگری وجود ندارد. — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
8
ما ایده‌آلیستیم، زیرا عقاید را با عقاید می‌سنجیم، نه با واقعیت‌ها. یعنی صحت یک عقیده را در مقایسه با عقاید دیگر می‌سنجیم، نه
ما ایده‌آلیستیم، زیرا عقاید را با عقاید می‌سنجیم، نه با واقعیت‌ها. یعنی صحت یک عقیده را در مقایسه با عقاید دیگر می‌سنجیم، نه با امر واقع. من حرفی به شما می‌زنم و می‌گویم آیا قبول داری یا نه، می‌گویی آخر این با سخن عیسی یا سخم کانت هم‌خوانی ندارد. خب، نداشته باشد! مگر بناست که سخن با سخن دیگری بخواند؟ سخن باید با واقعیت بخواند و نه با سخن شخص دیگری. ‌ — #مصطفی_ملکیان 『 •◆•◆• 』
0
9
sticker.webp
0
10
‌ من دیگر دست کشیده‌ام از اینکه چیزی را که دیروز گذشته است، به یاد آورم یا درباره‌ی آنچه فردا روی خواهد داد، حرف بزنم. من فقط دم را غنیمت می‌شمارم و تنها در بندِ چیزی هستم که همین امروز و در همین لحظه روی می‌دهد. با خود می‌گویم: «در این لحظه به چه مشغولی، زوربا؟ دارم کار می‌کنم. پس خوب کار بکن!» — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
11
آدمی از فراموشی دیوانه می‌شود یا از به یاد آوردن؟ — لطیفه تکین
0
12
Voice message
0
13
«أنا ريحٌ حزينة تهزّ الغِصن، و تراكَ تسقط في سلال الآخرين.» ‏من آن‌ نسیم اندوهگینم، که شاخه را می‌لرزاند، امّا تو را می‌بیند که در سبد دیگران می‌افتی. — عبدالعظیم فنجان #Instrumental࿐ 『 •●•●• 』
0
14
‌ ‌اصل، ایمان است. اگر ایمان داشته باشی، یک تکه چوب کنده از یک درِ کهنه هم تبدیل به شیئی مقدس می‌شود و اگر ایمان نداشته باشی،
‌ ‌اصل، ایمان است. اگر ایمان داشته باشی، یک تکه چوب کنده از یک درِ کهنه هم تبدیل به شیئی مقدس می‌شود و اگر ایمان نداشته باشی، تمام صلیب مقدس یک لنگه درِ کهنه است. ‌ — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
15
ای دل که بی‌گدار، به آبی نمی‌زدی بی‌قایقت میانه‌ی دریا، چه می‌کنی؟ — معین دهاز
0
16
‌‌ ۲۱۰  و گفت: «چنان نمای که هستی یا چنان باش که می‌نمایی» ‌ ⌯ #تذکرة_الاولیا / #عطار_نیشابوری بخش ۱۴ - ذکر بایزید بسطامی به تصحیح دکتر #محمدرضا_شفیعی_کدکنی ‌ 『 •◆•◆• 』
0
17
sticker.webp
0
18
‌ مرتاضِ اعظم شاگردان خود را به دور خویش جمع می‌کند و به ایشان چنین می‌گوید: «بدا به حال آن‌که در خود چشمه‌ی خوشبختی ندارد! بدا به حال آن‌که می‌خواهد مردم از او خوششان بیاید! بدا به حال آن‌که حس نمی‌کند زندگی این دنیا و آن دنیا، هر دو یکی است!» — #زوربای_یونانی از #نیکوس_کازانتزاکیس پارسیِ #محمد_قاضی  نشرِ #خوارزمی 『 •◆•◆• 』
0
19
‌ گفتی «دوستت دارم» و من به خیابان رفتم فضای اتاق برای پرواز کافی نبود. — گروس عبدالملکیان ‌
0
20
@Nazlybahar࿐
@Nazlybahar࿐
0