آبیِ مایل به غم؛
Open in Telegram
درپیاده روی هرخیابان همیشه رهگذری هست که درحال راه رفتن خواب میبیند؛ ومن اینجا گاهی خواب هایم را مینویسم! https://t.me/BiChatBot?start=sc-aec03ba891
Show more471
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
دل خوش به خاطرات بهاری ولی چه سود!
پاییز سرد بی ثمرت را چه می کنی؟
ـ سید تقی سیدی
دستانت را اندکی به من امانت بده؛
میخواهم با آنها گره از بافتههای اندوهم بگشایم.
- غادة السمان
شیخ با من سخن از عالم عقبی میگفت
گفتمش: شیخ! به آنجا که روم «او» هم هست!؟
ـ فریبرز رضا نواز
قبرهای کهنه را باران فقط تر میکند!
دیر میفهمی چه ساده میشود از یاد رفت...
- محسن حیدری
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
ـ مولانا
دوش به خواب دیدهام روی ندیدهٔ تو را
وز مژه آب دادهام باغ نچیدهٔ تو را
قطره خون تازهای از تو رسیده بر دلم
به که به دیده جا دهم تازه رسیدهٔ تو را
با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو
رام به خود نمودهام بازِ رمیدهٔ تو را
من که به گوش خویشتن از تو شنیدهام سخن
چون شنوم ز دیگران حرف شنیدهٔ تو را
تیر و کمان عشق را هر که ندیده، گو ببین
پشت خمیده مرا، قد کشیدهٔ تو را
قامتم از خمیدگی صورت چنگ شد ولی
چنگ نمیتوان زدن زلف خمیدهٔ تو را
شام نمیشود دگر صبح کسی که هر سحر
زان خم طره بنگرد صبح دمیدهٔ تو را
خسته طرهٔ تو را چاره نکرد لعل تو
مهره نداد خاصیت، مارگزیدهٔ تو را
ای که به عشق او زدی خنده به چاک سینهام
شکر خدا که دوختم جیب دریدهٔ تو را
دست مکش به موی او مات مشو به روی او
تا نکشد به خون دل دامن دیدهٔ تو را
باز فروغی از درت روی طلب کجا برد
زان که کسی نمیخرد هیچ خریدهٔ تو را
ـ فروغی بسطامی
دمی به روی شانهات، بگیرم از غمِ زمین
هزارسال خستهام از این دو روزِ زندگی.
ـ معصومه صابر
به اشتباه به هم دل سپردهایم اما!
بیا قبول کنیم اشتباه خوبی بود.
- محمد مصطفی احمدی
به نظر میرسد که من با تیری در قلب زاده شده ام، تیری که تحمل فشار آن در قلب دردناک است و خارج کردنش کشنده.
- جبران خلیل جبران
اسم این بیکلام ترکیب پیانو و ویالون "من قلبمو بهت دادم، تو بقیه چیزا هم از من گرفتی." ئه.
چه خوب است که انسان، روحی را یافته باشد
تا در میان آشوب طوفانها بتواند در بسترش
آرام بگیرد.
- رومن رولان
