866
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1630 days
Posts Archive
866
من تو خونم همینه تا نمیشم اینم،
بیکله سرنمیده باج نمیدم،این تنهایی جیگر میخواد با زانوهای خاکی
866
نورِ ماه میتابید به صورتامون،
گرفتی دستمو تو گفتی بهم میخوامت الانم حتی بی قانون،
مهم نیست شرایط چجوری بره
866
ما راه میرفتیمو زندگی نشستن بود
ما میدویدیمو زندگی راه رفتن بود
ما میخوابیدیمو زندگی دویدن بود
866
به من نگاه کن،
نگاه کن!
مرا میانِ دست های خود گناه ده
به زهرِ مرگ بارِ بوسه التیام ده
مرا،مرا،بکش،بُکُش!
نجات ده!
