en
Feedback
بازاریابی و فروش با محتوا

بازاریابی و فروش با محتوا

Open in Telegram

از نقش محتوا در بازاریابی، تبلیغ و فروش می‌گویم. اینجا یاد میگیری... لینکدین👇 https://www.linkedin.com/in/mahboobe-golkar/ امکان گفتگو: @Mahg0l0l

Show more
1 318
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+730 days
Posts Archive
یاری یا بار؟ ساده‌کردن انتخاب برای مخاطب: لطفا کاپوچینو منم لاته ماچا و شما؟ چای میخواستم اما تا حالا لاته ماچا نخوردم و بدم نمیاد امتحانش کنم. مگه میشه؟ من اگه روزی ماچانخورم اون روزم شب نمیشه نه والا من سنی ازم گذشته بی‌ماچا . می‌بینی که هنوزم زنده‌ام. سر و مُر و گنده😊 پس براتون ماچا میارم. مزه، کمی تلخ و هم‌زمان شور و شیرین داره شبیه دمنوش‌‌های گیاهیه. یک کم هم طعم خاک داره. اگه چای سبز خورده باشین بهش نزدیکه. پس منم کاپوچینو نمی‌خوام از این لاته زغالی بدین. نگین چیه از اسمش خوشم میاد باکلاس‌تره یا اگه برای خرید ساعت برین احتمالا براتون یه فهرست از مدل باتری، قدرت موتور و جنس دسته میارن و در بهترین حالات میگن چطوری کار می‌کنه. شاید مخاطب و مشتری احتمالی هم سر تکون بده و به‌به و چه‌چه کنه که عجب جنس خفنی. ولی تقریبا هیچ کس پولشو خرج قطعات نمی‌کنه حتی AI هم همینه و به خاطر کاتالوگ کاملی از مشخصات انتخابت نمی‌کنه. پس چطور یاری کنیم؟ ببین محصول و خدمتت کجای زندگی واقعیشه و چه معنایی براش داره یکی ماچا می‌خوره برای تائید اجتماعی. یکی سبک زندگیشه و همخون با باقی رفتارها و عادات زندگیش یکی فقط میخواد یه تجربه متفاوت بسازه. یا در مثال ساعت، سنسور قوی برای ورزشکار مهمه و باهاش توان بدنی رو می‌سنجه و برای یه مدیر پرمشغله نقش «زنگ هشدار برای حفظ آرامش پیش از فرسودگی» رو بازی می‌کنه. مهم نیست شیء چه کار می‌کنه؛ پرسش اینه: "در وضعیت مشخص من، چرا باید این موضوع برام مهم باشه؟" هر قابلیت محصول که بتونه با یه وضعیت انسانی ازدواج کنه، معنا متولد میشه: حالا خریدار متوجه میشه ابزار و خدمات ما دقیقا کجای روزمرگیشو تغییر میده و چه وزنه‌ای از روی دوشش برمیداره. یعنی مخاطب میخواد بفهمه «این ابزار در موقعیت حاضر، چرا باید مهم‌ترین انتخاب باشه»

یه حسی بهم میگه، جمع کنم برم از تلگرام

فوت‌ و‌فن‌های کوره برندسازی اگه می‌خوای اسمت قبل از خودت وارد جلسه بشه، این مسیرم امتحان کن: ۱. اول تکلیفت رو با خودت مشخص کن دقیقا چی بلدی؟ کجای ماجرا لنگ می‌زنی؟ چه کاری رو بهتر از بغل‌دستیت انجام می‌دی؟ تا خودت ندونی کی هستی، دیگران فقط یه کارمند معمولی می‌بیننت. ۲. همه قرار نیست دوستت داشته باشن هدف‌گیری برای «همه»، یعنی شلیک به «هیچ‌کس». پیدا کن قراره درد چه گروه مشخصی رو حل کنی و واسه همونا حرف بزن. ۳. سوشال مدیا ویترینه، شوخی نگیرش حضور داشته باش، ولی با برنامه‌ریزی. از پشت صحنه کارهات بگو، اشتباهاتت رو اعتراف کن و داستان شکست‌هات رو شریک شو. مردم عاشق آدمای واقعی‌ هستن، نه ربات‌های همه‌چیزدان ۴. تنهایی تو اتاقت معجزه نمی‌شه برو توی جمع‌ها، انجمن‌ها و رویدادهای حوزه‌ خودت. گوش کن ببین بقیه چه اشتباهاتی کردن که تو تجربه نکنی. شبکه ارتباطی، بزرگ‌ترین دارایی یه متخصصه. ۵. پایگاه اختصاصی بساز (خونه اجاره‌ای پایدار نیست) اینستاگرام و لینکدین خوبن ، ولی صاحبشون کیه؟ مارک زاکربرگ و مایکروسافت. اگه فردا الگوریتم عوض شد چی؟ وب‌سایت و رزومه شخصی خودت یعنی سند مالکیت اعتبار کاریت. ۶. عددها رو بخون، توهم نزن کدوم پست تعامل داشت؟ کدوم محتوا برات لید و مشتری آورد؟ کار بدون رصد کردن داده‌ها، رانندگی تو جاده تاریک بدون چراغه. جان کلام: برای برند شدن نمی‌خواد سرشناس‌ترین آدم دنیا باشی؛ کافیه تو دایره آدم‌های حوزه خودت، اولین اسمی باشی که موقع بروز یه مشکل یادش می‌افتن. ببین توی کدوم مرحله‌ش گیر کردی؟ ساختن هویت یا نشون دادنش به بقیه؟

تعامل موفق در محتوا چگونه عمل می‌کند؟ | رفتار محتوا مثل یک ماشین کنترلی 🌀 جریان‌ چیه؟
هیچی؛ سعی داریم بین ماشین کنترلی و «محتوای تعاملی خلاق» ارتباط برقرار کنیم.
کانسپت «ماشین کنترلی» در زمان کوکی ما، تداعی یک افتخار بود. دخترانه یا پسرانه هم نداشت. گران‌قیمت یا غیرقابل‌دسترس نبود. خاص بود. یا برای هدیه تولد انتخاب می‌شد یا جایزه کارنامه و این داستان‌ها. بیشترشان با باتری‌ کتابی تغذیه می‌شدند و همان باتری هم مایه فخرفروشی بچه‌ها بود! 💝 اما این همه دلبری‌ و محبوبیتش از کجا می‌آمد؟ ماشین کنترلی مثل عروسک یک جا نمی‌نشست و قشنگی‌اش در حرکت آزادانه‌اش بود. مسیرش کاملاً در اختیارتان بود و مثل توپ فوتبال دچار انحراف و کمانه نمی‌شد. تجسمی از ذهنتان را داخل بدنه آهنی‌اش قرار می‌داد و با شما به هر جای دنیا سفر می‌کرد. خُب حالا همین داستان را بیاوریم وسط «محتوا» بخش زیادی از محتواهایی که تولید می‌کنیم، شبیه همان عروسک هستند؛ زیبا، مرتب، شاید حتی آموزنده؛ اما ثابت. مخاطب می‌بیند، می‌خواند و خیلی زحمت به خودش بدهد، اسکرول می‌کند. اما محتوای تعاملی، یک «کنترل» به دست مخاطب می‌دهد. نه لزوماً با یک بازی پیچیده یا یک مسابقه؛ گاهی فقط با یک سؤال و چند جمله کوتاه، ذهن مخاطب به بازی دعوت می‌شود. 🛠 اینجا یک تغییر مهم در محتوانگاری (Content Design) اتفاق می‌افتد: ما دیگر فقط برای مخاطب «پیام» طراحی نمی‌کنیم؛ برای او مسیر رفتار طراحی می‌کنیم. اگر بخواهیم تخصصی‌ترش کنیم از Passive Consumption به سمت Active Engagement حرکت می‌کنیم. یعنی چی؟ یعنی مخاطب دیگر فقط دریافت‌کننده‌ی محتوا نیست؛ بخشی از حلقه‌ تولید معناست (نه محتوا). و ناگهان مفهوم طراحی رفتار (Behavioral Design) وارد بازی می‌شود. به احتمال زیاد می‌دانید که در یک محتوای تعاملی خوب، هر المان باید یک Call to Action مشخص داشته باشد و این CTA صرفاً «کلیک کن» یا «نظر بده» نیست. گاهی CTA به شکل زیر در محتوای تعاملی ایجاد می‌شود: 🔹انتخاب کن 🔹حدس بزن 🔹مقایسه کن 🔹موضعت را مشخص کن 🔹ادامه بده 🚩 پس چی شد؟ محتوای تعاملی موفق فقط تعامل ندارد؛ مثل یک ماشین کنترلی عمل می‌کند؛ مخاطب فرمان را در دست می‌گیرد، اما ما زمین بازی را طراحی می‌کنیم. و این شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های «محتوای معمولی» با «محتوای بازی‌وار» باشد. #گیمیفیکیشن_در_خدمت_محتوا #گیمیفیکیشن_به_زبان_آدمیزاد  #محتواخور [ @mohtavakhor ]

منشن شدن برندت در پاسخ‌های AI یعنی محتوات موفق شده؟ 🤔 بستگی داره😊 فرض کن ابزار پایش AI می‌گه: «برند شما در ۳۰٪ پاسخ‌ها دیده شده.» قبل از جیغ و دست و هورا، اینا رو چک کن: 🔹 کجا منشن شدیم؟ جی‌پی‌تی،، پرپلکسیتی، جمنای، Google AI و... 📍با چه ابزاری بفهمیم؟ ابزارهایی مثل Ahrefs، Semrush 🔹 برای چه سوالی؟ بابت چه جستجویی: «برند X چیست؟» با «بهترین برند برای خرید X کدام است؟» اینها ارزششون یکی نیست.
منشن در سوال دوم ارزشمندتره، چون نزدیک تصمیم کاربره.
🔹 چطور منشن شدیم؟ ❌«برند X یکی از برندهای بازار است» یا: ✅«برند X به‌دلیل فلان ویژگی گزینه مناسبی است»
پس فقط تعداد منشن مهم نیست؛ کیفیت و زمینه منشن مهمه.
🔹 به محتوای ما استناد شده؟ یعنی AI برای پاسخ، به مقاله یا صفحه ما به‌عنوان منبع ارجاع داده؟ 📍 این مورد را در همون ابزارهای پایش AI و با بررسی منبع پاسخ می‌تونیم ببینیم. 🔹 حالا اثرش چی بوده؟ اینجا می‌ریم سراغ آنالیتیکس : چت‌بات‌ / ورود به سایت/تعامل / صفحه محصول / مشاوره/ثبت‌نام / خرید مثلا: ❌ ۱۰۰ منشن داشتیم، ولی هیچ ورودی و اقدامی ایجاد نشده یا: 💚 ۳۰ منشن داشتیم، اما ۲۰۰ کاربر وارد سایت شدند و ۱۰ خرید ایجاد شد پس:
تعداد منشن به معتای اثربخشی محتوا نیست
مسیر درست اینه: «در چه سوال مهمی، چطور دیده شدیم و این دیده‌شدن چه تغییری در رفتار کاربر ایجاد کرد؟»

جذاب‌ترین متن تبریک تولدم بود😊

پیوندتان را با زمان شادباش می گویم زادروزتان خجسته🌹

📣 محتوازیست برگزار می‌کند کارگاه تخصصی «تحلیل گفتمان در طراحی پیام» «هیچ متنی در خلأ تولید نمی‌شود! در این کارگاه با هم به س
📣 محتوازیست برگزار می‌کند کارگاه تخصصی «تحلیل گفتمان در طراحی پیام»
«هیچ متنی در خلأ تولید نمی‌شود! در این کارگاه با هم به سوی دیگر واژه‌ها و بافتار متن‌ها سفر خواهیم کرد»
🔸آموزش تحلیل گفتمان 🔸تحلیل تبلیغات بومی 🔸تمرین عملی کپی‌رایتینگ 🔸بررسی و رفع اشکال پس از این کارگاه سه‌ونیم‌ساعته می‌توانید هر متنی را با نگاهی تخصصی تحلیل کنید و نوشته‌هایتان را با پیام‌های پیدا و پنهان بنویسید. مدرس: مهسا رودحلّه؛ دانشجوی ارشد زبان‌شناسی، محتواگر و کپی‌رایتر تسهیلگر: حسین وجدانی؛ کپی‌رایتر و نویسندهٔ برند مخاطبان: هر نویسنده‌ای که می‌خواهد پیام‌های متنی اثربخش تولید کند: محتوانویس‌ها، کپی‌رایترها، روابط‌عمومی‌ها، سرمایه‌انسانی‌ها و ... ➕پس از کارگاه، عضو گروه VIP تلگرامی این رویداد می‌‌شوید تا هر پرسشی از تحلیل پیام‌ داشتید از مدرس‌ها بپرسید. 🗓 جمعه، ۲۰شهریور ۱۴۰۵ 🕓 از ۱۶ تا ۱۹:۳۰ 📍تهران، خ بهشتی، نرسیده به سهروردی، پلاک ۸۱، طبقه ۲، کافه کارآفرینی راتین (نزدیک متروهای سهروردی و قدوسی) ثبت‌نام (زودهنگام، ارزان‌تر) در ایوند👇 https://evnd.co/zKka3https://evnd.co/zKka3‏ #آموزش 🌱@Content_Life|محتوازیست

«محتوام خوبه، ولی نتیجه نمی‌گیره.» باید فهمید مخاطب در کجای مسیر از تو جدا شده؟ یعنی کجا بین تو و مخاطب فاصله افتاده: ۱. شکاف توجه در ساده‌ترین موقعیت، مخاطب کلا توقفی نداره چون هیچی جذبش نکرده؛ عنوان، تصویر یا زاویه‌ای که انتخاب کردی پس بهترین محتوای دنیا هم ممکنه دیده نشه.
اینجا باید برگردی و روی تیتر، هوک، تصاویر و زاویه روایت کار کنی.
۲. شکاف ارتباط مخاطب یه وقفه ریز داره اما چند ثانیه بعد با خودش میگه: «خب که چی؟ این چه ربطی به من داره؟» لزوما کمبود اطلاعات نیست؛ شاید مخاطب ارتباط محتوا با مسئله خودش رو پیدا نکرده.
پس خیلی زود باید مشخص کنی: این محتوا برای چه کسیه؟ چه مسئله‌ای رو حل می‌کنه؟ چرا الان باید براش مهم باشه؟
۳. شکاف فهم گیرم مخاطب موند. موضوع هم براش مرتبطه. ولی نفهمه تو دقیقا چی میگی متن پیچیده‌ست،ساختار نداره،مثال کمه یا همه‌چیز رو یک‌جا ریختی جلوی مخاطب. اینجا محتوا به ساده‌سازی نیاز داره:
ساختار، مثال‌های کاربردی، تصاویر مرتبط و معماری محتوا نیازشه
محتوای خوب کاری می‌کنه مخاطب بتونه اطلاعات رو پردازش کنه. ۴.شکاف اعتماد اگه مخاطب فهمید چی میگیم دیگه حله؟ نه، ممکنه هنوز سوال داشته باشه: «از کجا معلوم درست میگی؟» در این شرایط محتوا نیاز به شواهد داره: داده،منبع،نمونه مطالعاتی،تجربه واقعی، مثال،نویسنده معتبر. مخاطب شیرفهم بشه، بیشتر باورمون می‌کنه ۵.شکاف اقدام بازم ممکنه از هم جا مونده باشیم. وقتی مخاطب محتوات رو خونده، فهمیده،حتی بهش اعتماد هم کرده. اما آخرش نمی‌دونه: «حالا چی کار کنه؟» چاره چیه؟ کال تو اکشن،لینک،دانلود،ثبت‌نام،مطالعه محتوای بعدی یا حتی یه اقدام کوچک. چون: توجه بدون اقدام، هنوز ارزش تجاری خلق نکرده پس دفعه بعد که گفتی: «محتوام خوبه، ولی نتیجه نمیده» قبل از تولید محتوای بیشتر، این ۵ سوال رو از خودت بپرس، آیا: 🔹 مخاطب اصلا متوقف شد؟ 🔹 فهمید این محتوا برای اونه؟ 🔹 تونست منظورمو بفهمه؟ 🔹 دلیلی برای باور کردنم داشت؟ 🔹 می‌دونست قدم بعدی چیه؟ محتواگر از محتوا کمک می گیره تا مسیری رو مدیریت کنه که توجه مخاطب طی می‌کنه تا به اقدام برسه.

Repost from N/a
🚨 آخرین مهلت ثبت‌نام؛ فرصت رو از دست نده! 💡 برای کار کردن توی یه شرکت بزرگ، لازم نیست سال‌ها منتظر #سابقه_کار بمونی! با ثبت
🚨 آخرین مهلت ثبت‌نام؛ فرصت رو از دست نده! 💡 برای کار کردن توی یه شرکت بزرگ، لازم نیست سال‌ها منتظر #سابقه_کار بمونی! با ثبت‌نام در «شانزدهمین دوره کارآموزی همراه اول»، می‌تونی همین امروز اولین قدمِ حرفه‌ای‌ت رو برداری و آینده شغلی‌ت رو بسازی. این فقط یک دوره آموزشی ساده نیست؛ یک مسیر میان‌بر ۴ ماهه برای ورود مستقیم به بازار کاره: 🔹 پرداخت حقوق و پوشش بیمه در طول دوره 🔹 منتورینگ تخصصی با باتجربه‌ترین مدیران صنعت ICT 🔹 فرصت مستقیم جذب و استخدام در گروه شرکت‌های همراه اول ⏱ بیش از ۱۲۰ موقعیت شغلی در گروه‌های مختلف منتظر رزومه توست. ⚠️ ظرفیت محدود (پیش از تکمیل موقعیت‌ها ثبت‌نام کن!) 🌐 ارسال سریع رزومه و ثبت‌نام: https://l.hamrah.academy/o98

یه دکمه کوچیک، یه درس بزرگ درباره مدیریت توجه امروز داشتم با جی‌پی‌تی جان کار می‌کردم که چشمم افتاد به یه تغییر کوچیک. قبلاً 👍 و 👎 جدا بودن. الان با هم ادغام شدن.گفتم بذار ببینم چی شده.هم لایک رو زدم، هم دیسلایک رو. ماجرا چی بود؟ توجهی بود که محصول از من می‌خواست. ما معمولا وقتی از «توجه» حرف می‌زنیم، فکر می‌کنیم مسئله اینه:
چطور توجه بیشتری از کاربر بگیریم؟
به اینم فکر کردیم: چطور توجه کاربر رو خرج کنیم تا چیزی هم به دست بیاریم؟ فرض کن من از جواب جب‌پی‌تی راضی‌م.👍 می‌زنم و تمام.اما وقتی 👎 می‌زنم، ماجرا می‌تونه ادامه پیدا کنه.محصول می‌خواد بفهمه: ■اشتباه بود؟ ■بی‌ربط بود؟ ■جواب ناقص بود؟ ■ یا اصلا چیزی نبود که می‌خواستم؟ چی شد؟ محصول برای گرفتن اطلاعات بهتر، از من توجه بیشتری می‌خره و این توی معامله، خیلی مهمه.من توجه می‌دم؛محصول داده می‌گیره.
فرق «مدیریت توجه» از «جلب توجه»
همینه:
جلب توجه یعنی: چطور کاری کنم کاربر منو ببیند؟ مدیریت توجه یعنی: حالا که منو دید، توجهش رو کجا خرج کنم؟
بیشترمون خوب بلدیم چطور توجه بگیریم؛ با هوک، تیتر عجیب، کنتراست، داستان، برانگیختن کنجکاوی و حتی با خلاف الگوهای رایج بودن ولی بعد باهاش بد رفتار می‌کنیم.مثلا: یه تیتر جذاب می‌زنیم، کاربر کلیک می‌کنه و بعد ۱۲۰۰ کلمه حرف می‌زنیم تا تازه به اصل مطلب برسیم. محصول خوب چی میگه: «در ازای توجهی که ازش می‌گیرم، چی بهش می‌دم؟» ماجرای ادغام 👍 و 👎 رسیدم به اینکه: آیا هر اصطکاکی بد است ؟ اگه از کاربر یک کلیک اضافه می‌گیری و هیچ چیزی بهش برنمی‌گردونی، احتمالا اصطکاک اضافیه. ولی اگه یک کلیک اضافه می‌گیری و در ازاش: تجربه بهتری می‌سازی، نیاز واقعی کاربر رو می‌فهمی، محصول رو بهتر می‌کنی یا حتی به خود کاربر کمک می‌کنی دقیق‌تر فکر کنه،اون دیگه صرفا اصطکاک نیست. سرمایه‌گذاری روی توجهه.

چاره یا چمچاره بعد از سوسال فرند، جاست فرند و این قسم دوستی‌های مدرن رسیدیم به "فود پارتنر" توی پستی از لینکدین ویدئویی دیدم با این مضمون حالا نمی‌دونم اینها "چاره" هستن برای چالشهای بی‌کسی یا "چمچاره" هستن و اسباب خجالت برای همراهی با هر کسی اینم کامنتم در پاسخ به اینکه چه کسی رو فود پارتنر خودم می‌دونم( فکر کنم اول باید یه پارتی بگیرم و یارکشی کنم):
تبریک برای به‌روزرسانی دفترچه‌های تلفنمون که کانکت لیست شدن: فاطی کلپچ پریسا پاستا سوسن سوشی یعنی اون پوشه( فولدر) دوست اجتماعی دوست سفر احتمالا نیچ بشه به پای سفر شمال، پای سفر جنوب.... نمی‌دونم ذوق‌مرگ کمیت‌های کمیک باشم یا هاهای کنم برای کیفیت‌های از دست‌رفته


چون برسی به کوی ما، خامشی است خوی ما زان که ز گفت و گوی ما، گرد و غبار می‌رسد
چند روزی حال و احوالم کشمشیست و در خودم چیزی نمی‌یابم برای هدیه به جهان انکار توان قدر نفس‌کشیدن و نوشتن با خودم و برای خودم کافیست. این اندک اندوخته از جانم برای شما❤️🌿

Repost from N/a
غول‌ بزرگ مهربان ما بر شانه‌های غول‌ها ایستاده‌ایم؟ پایین صفحه‌ی گوگل اسکولار نوشته بود: «ایستادن بر شانه‌های غول‌ها.» تحقیق
غول‌ بزرگ مهربان ما بر شانه‌های غول‌ها ایستاده‌ایم؟ پایین صفحه‌ی گوگل اسکولار نوشته بود: «ایستادن بر شانه‌های غول‌ها.» تحقیق کردم و فهمیدم این استعاره را نخستین‌بار به برنارد شارتر، فیلسوف فرانسوی قرن دوازدهم، نسبت داده‌اند. معنایش ساده است: ما می‌توانیم دورتر ببینیم، نه لزوماً چون از پیشینیان خود بلندتریم، بلکه چون بر دانش و دستاوردهای آن‌ها ایستاده‌ایم. ما کوتوله‌هایی هستیم بر شانه‌های غول‌ها. قرن‌ها بعد، در سال ۱۶۷۵، نیوتن در نامه‌ای به رابرت هوک نوشت: «اگر توانسته‌ام دورتر از دیگران ببینم، به این دلیل است که بر شانه‌های غول‌ها ایستاده‌ام.» به یک غول بزرگ می‌اندیشم.. غولی که از هزاران اندیشه ساخته شده؛ از فروید تا داروین، از فلسفه تا ادبیات، از علم تا هنر. غولی به شکل یک کتابخانه؛ که هر اندیشمند بزرگ، کتابی در آن است. شاید این استعاره، یکی از دروازه‌های ورود به علم باشد: 🧪💭متواضع باش. تو کوتوله‌ای بیش نیستی. 📖📖بخوان. چون پیش از تو، غول‌ها ایستاده‌اند. ✍️📝بنویس. تا چیزی بر آنچه به تو رسیده، اضافه کنی. و یادت باشد: باید از پایین شروع کنی تا روزی به شانه‌های غول برسی.

واسه آرامشت تخفیف نذار

درخت‌ها به خانه‌ی بخت می‌روند.pdf4.95 MB

«کرم ضدآفتاب X گران شده.» حالا ببین با همین یه موضوع، چه مدل محتوایی می‌تونی تولید کنی: 🔹 خبر «قیمت کرم ضدآفتاب ایکس ۲۰ درصد
«کرم ضدآفتاب X گران شده.» حالا ببین با همین یه موضوع، چه مدل محتوایی می‌تونی تولید کنی: 🔹 خبر «قیمت کرم ضدآفتاب ایکس ۲۰ درصد افزایش یافت.»
فقط اطلاع میدی چه اتفاقی افتاده
🔹 مقاله / گزارش قیمت چند مدل ضدآفتاب را در چند فروشگاه بررسی می‌کنی و درباره تفاوت قیمت‌ها، برندها و مشخصات محصولات اطلاعات میدی.
اطلاعات و جزئیات بیشتری به مخاطب میدی.
🔹 فیچر داستان یک مصرف‌کننده را روایت می‌کنی که افزایش قیمت ضدآفتاب چه تغییری در خرید و زندگی روزمره‌ش ایجاد کرده.
از زاویه انسانی و روایی موضوع را تعریف می‌کنی
🔹 مقاله تحلیلی بررسی می‌کنی چرا قیمت ضدآفتاب بالا رفته، چه عواملی روی قیمت تأثیر گذاشته و آیا این افزایش قیمت با ارزش واقعی محصول تناسب داره یا نه.
اطلاعاتو تحلیل می‌کنی و به مخاطب کمک می‌کنی موضوعو بفهمه.
🔹 گزارش تحقیقی اسناد و شواهد جمع می‌کنی تا بررسی کنی آیا علت اعلام‌شده برای افزایش قیمت واقعاً درست است یا پشت ماجرا چیز دیگری وجود دارد.
دنبال کشف و اثبات یک حقیقت پنهان هستی.
پس تونستیم از یک موضوع واحد ۵ نوع محتوای کاملا متفاوت بسازیم. تفاوت پاسخ و روش ارائه به پرسش مربوطه

کارهایی را انجام بده که اگه مرگ فرارسید از اینکه مرگ رو حین انجام اون کار تجربه می‌کنی شاد و راضی باشی.

🔥 ۵۰۰ دوره آموزشی مکتب‌خونه رایگان شد! در طرح «ایرانِ ‌ماهر»، مکتب‌خونه با همراهی جمعی از محبوب‌ترین مدرسان، این دوره‌ها رو
🔥 ۵۰۰ دوره آموزشی مکتب‌خونه رایگان شد! در طرح «ایرانِ ‌ماهر»، مکتب‌خونه با همراهی جمعی از محبوب‌ترین مدرسان، این دوره‌ها رو رایگان کرده تا افراد بیشتری بتونن بدون دغدغه مالی، مهارت‌های موردنیازشون رو برای ورود به بازار کار، پیشرفت شغلی یا توسعه فردی یاد بگیرن. دوره‌های رایگان، موضوعات متنوعی رو پوشش میدن: 💻 برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات 💼 مدیریت، بازاریابی، مالی و مهارت‌های شغلی 🌍 زبان، توسعه فردی، هنر و دیتا فقط تا ۸ شهریور فرصت داری؛ وارد لینک شو، آموزش دلخواهت رو انتخاب کن، کد IRANMAHER رو وارد کن و با تخفیف ۱۰۰٪ ثبت‌نام کن👇 🔗 https://mktb.me/6vs9/ @maktabkhooneh | مکتب‌خونه ‌