سروه
Open in Telegram
به قول امیلی دیکینسون: «شکوفهها و کتابها، این دو چارهی اندوه.» https://www.instagram.com/invites/contact/?i=2p1b0z3nk4jb&utm_content=2bhelwu ارتباط با ادمین: @shiva_hmmdi موسیقی شعر فلسفه فیلم دیالوگ فیلم برش کتاب صفحه ادبی سروه🌿
Show more1 185
Subscribers
+224 hours
+77 days
+330 days
Posts Archive
1 186
کانت از این که آدمها به یکدیگر امرونهی کنند متنفر بود. از نظر او مهم ترین چیز این بود که درک کنیم چرا باید کاری را انجام دهیم اگر کاری را انجام میدهید باید به این دلیل باشد که شما تشخیص میدهید کار خوبی است، نه به این دلیل که کسی به شما گفته آن را انجام دهید. پس اگر می خواهیم دیگران کاری را انجام دهند باید دقیقاً آنچه را میخواهیم توضیح دهیم. باید به آنها کمک کنیم خودشان درک کنند چرا ایده ما ایده خوبی است. از نظر کانت، اگر ایده ای واقعاً خوب باشد دیگران باید بتوانند اهمیتش را درک کنند و اگر به آنها آموزش دهید دیگر نیازی نیست مجبورشان کنید.
#راهنمای_کنجکاوانه_اندیشیدن
#مدرسه_زندگی
ترجمه #فاطمه_زمانی
نشر #هنوز
@seerve
1 186
ماتسوئو باشو فیلسوف بود و به این موضوع علاقه داشت که چیزهای ساده و کوچک چگونه می توانند در زندگی ما تأثیر زیادی داشته باشند. او بیش از سه قرن پیش در
ژاپن زندگی میکرد و از یک خانواده خیلی معمولی بود. وقتی جوان بود خدمتکار یک اشراف زاده شد. کارفرمای او آدم خیلی خوبی بود و به تحصیل او بسیار کمک کرد. وقتی بزرگ تر شد در کلبه کوچکی به تنهایی زندگی می کرد و در اطراف شهر پیاده روی های طولانی داشت او شاعر بزرگی بود و شعرهای خیلی کوتاهی مینوشت که به آنها هایکو می.گویند شعرهای او مورد استقبال قرار گرفت و برای همین توانست پول زیادی جمع کند. اما باشو زندگی تجملی را دوست نداشت. عاشق طبیعت بود، مخصوصاً عاشق درختها و گلها دوست داشت قورباغه های برکه نزدیک خانه اش را تماشا کند. به نظر با شوما بیشتر اوقات رنجیده خاطر و دلخور می شویم چون چیزهای
ساده را فراموش میکنیم ماگمان میکنیم فقط مسائل پیچیده و بزرگ مهم هستند ماتسوئو باشو دوست داشت به دیگران بگوید چه قدر از چیزهای کوچک لذت میبرد از نوشیدن چای در صبح خوردن سبزی در روزهای زمستان پیشنهاد او تره فرنگی بود گوش دادن به جیک جیک ،پرندگان، تماشای ابرها و تماشای قطره های باران او فیلسوف مهمی بود که به دیگران حتی به مردمان زمان ما این واقعیت عجیب را گوشزد میکند که حال و هوای ما و احساسات ما درباره خوشایند و ناخوشایند بودن زندگی ممکن است به چیزهای کوچکی ربط داشته باشد. آنها شاید کوچک به نظر برسند اما تأثیر زیادی روی زندگی ما دارند.
#راهنمای_کنجکاوانه_اندیشیدن
#مدرسه_زندگی
ترجمه #فاطمه_زمانی
نشر #هنوز
@seerve
1 186
در زمانهای خیلی قدیم فیلسوفی بود که در روم باستان زندگی میکرد. او بیشتر عمر خود را به این میاندیشید که چرا عصبانی میشویم. نام او سنکا بود. او تاجر و سیاستمدار و در عین حال فیلسوف مهمی بود گاهی ما یادمان می رود
که می توان هم فیلسوف بود و هم به کارهای دیگر مشغول بود.
در دوره ای سخت ترین کار دنیا به سنکا سپرده شد او را معلم مرد جوان بسیار وحشتناکی کردند نام این جوان نرون بود و بعدها امپراتور شد. اگر نرون لطیفه ای تعریف میکرد و شنونده به او نمیخندید عصبانی میشد و سریع به او خنجر میزد یا او را به زندان میانداخت سنکا متوجه شد مشکل امپراتور این است که انتظاراتش زیاد است نرون انتظار داشت همه چیز کامل باشد و اگر چیزی کامل نبود عصبانی میشد.
سنکا به او گفت علت عصبانی و ناراحت شدنش خوش بینی است. خوش بینی یعنی این که فکر کنیم همیشه همه چیز خیلی خوب و عالی درست مطابق خواست ما پیش خواهد رفت از نظر سنکا بهترین روش برای این که همیشه آرام و شاد باشیم این است که خوشبین نباشیم بلکه بدبین باشیم. بدبین کسی است که فرض میکند احتمالاً همه چیز کاملاً بد پیش خواهد رفت و کلاً نگاهی منفی به آینده دارد این ایده جالب و در عین حال عجیب است این که شادی ما به آنچه اتفاق می افتد بستگی ندارد، بلکه به انتظارات ما بستگی دارد. گاهی بدبینها از خوش بینها شادترند زیرا بدبینها همیشه میبینند چیزها خوشایندتر و بهتر از آن است که توقع داشتند.
#راهنمای_کنجکاوانه_اندیشیدن
#مدرسه_زندگی
ترجمه #فاطمه_زمانی
نشر #هنوز
@seerve
1 186
از نظر زارا یاکوب زندگی همیشه برای همه سخت است همه رنج میکشند این غم انگیز است و کمک میکند ما با یکدیگر مهربان باشیم و همدلی داشته باشیم اما بعضی به اشتباه بدرفتاری میکنند و خشن می شوند. آنها گمان می کنند اگر دیگران را بیازارند درد و رنجهای خودشان از بین می رود. زارا یاکوب باور داشت اگر غمهای خود را بپذیریم کمتر از دست دیگران عصبانی
می شویم و درد و رنجی که در جهان هست کمتر خواهد شد.
#راهنمای_کنجکاوانه_اندیشیدن
#مدرسه_زندگی
ترجمه #فاطمه_زمانی
نشر #هنوز
@seerve
