1 594
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-3330 days
Posts Archive
1 594
دیشب وسط یه بحثی از یک نفری به مامانم گفتم: خیلی این حرف ردفلگ بوده
کلا کنسله👩🏻🦽
مامانم گفتن: ردفلگ چیه دیگه؟😑😂
توضیح دادم تموم شد رفت
صبح که میخواستن بیدارم کنن
با این جمله بیدارم کردن:
راستی ردفلگ چی بود آخر؟
😪😂
—-
یک اصطلاحاتی اومده توی محاوره
که دیگه توضیحش به نسل قدیم سخته🦧
—
دفعه قبلی داشتم «برگام» رو برای مامان بابام توضیح میدادم کجا به کار میره و چرا؟😪😁
1 594
تجربه:
اگر یک نفری
توی دایرکت زیادی سوال بپرسه درمورد خرید محصول
درصورتی که تمام جواب سوالاتش با سرچ توی سایت یا پیجتون پیدا میشه
—
این مشتری بعدا دردسر میشه
و کلا نصف وقت و انرژی رو میبره
که در نهایت خرید کنه
و تجربه به من ثابت کرده
به دستش هم برسن
باز یه چیزی از یه جایی به چشمش میاد
که برگهات بریزه
—-
اینو منی دارم میگم که کلا خودم روی ارسال محصولات حساسم
و شِرتی شَپَکی چیزی رو ارسال نمیکنم🦧
—-
و عجیبه
ولی من جدیدا تمام تلاشمو میکنم که از خرید منصرفش کنم🥲😁
چون واقعا حوصله ندارم تا محصول به دستش برسه و حتی بعدش
حس کنم دزدم و دارم با اون ۲۰۰هزارتومنش فرار میکنم کلمبیا👩🏻🦽
—-
پایان
1 594
آقا
اگر بخوام یک پیج جانبی کنار هوپ بزنم
که توش دورس و تیشرتها
و یک محصول جدید بذارم تو همین مایه ها
نظرتونه؟
یا توی همون هوپ بذارم؟
اگه یک پیج جدید؟
اسمش چی باشه؟
که یعنی یه قسمتی از هوپه🦧
—
پیچیده گفتم
1 594
امروز صبح روی دماغم یکم تینت زدم
داییمو دیدم
در اولین برخورد گفت: دماغت چی شده؟(😨)
—-
و تا گفتم تینت زدم
یک نگاه عاقل اندر سفیهی نصیبم شد
که نگم🫠😂
1 594
+1
اطلاعات رندوم:)
—-
یک/ این شامبو بدنه خییییلی خوشبوعه و موندگار🥹🥭
دو/ اون کرم بیسکوییته هم خیلی خوشمزززززست🥹
1 594
خب
یه چیزی میگم و میرم میخوابم
چون ذهنمو درگیر کرده و حالشو ندارم از تخت پاشم تو دفترم بنویسم🥲
—-
جدیدا از حقیقی و مجازی
دارم میشنوم که جدی، ترسناک و گاهی سِفت برخوردم🦧
انگار که جلوی گفتنِ یه سری مسائل بهم گرفته میشه
وقتی یهو خیلی بد جدی میشم
(اینجا جدی نشدم احتمالا ندیدین
و منکر میشین🫠
و بوجی بوجیم میکنید)
ولی یکی دونفر نگفتن
و هر روز به یک نحوی یکی میگه🦧
—
الان از مرحلهیِ «خب لابد لازم بوده جدی باشم» گذر کردم
و وارد مرحلهای شدم که احساس میکنم
آدمها نمیتونن کنار من خیلی راحت از اشتباهاشون یا مشکلاتشون بگن
چون زیادی جدی و رباتگونه بهشون میگم: (پاشو خودتو سریع جمع کن)
—
و آیا اشتباهاتشون رو میبخشم؟!
نمیدانم🫠
—
احیانا میفهمید چی میگم؟
—
همین
۱۴یا۱۵ آبان ۱۴۰۴
1 594
هزار و دویست نفر و خورده ای شدیم
من یکم معذب شدم
وگرنه صحبتهای جامعی درمورد توییتر و تلاشم داشتم😁🦧
1 594
+1
این کوچک بچه که دوسش دارم
امروز اومد فقط ناهار خورد
و روی مبل استودیو خوابید
و من با بازدهی صد از صد همه کارامو انجام دادم
—
به محض اینکه رفت فِس شدم🥲
تصمیم گرفتم پِت بخرم😁
بیاد اینجا بخوابه و بخوره
من به کارام برسم
جای یک بزغاله واقعا در هوپ خالیه🥲🩷
۱۲آبان۱۴۰۴
1 594
جای شما خالی
استودیو یک ظرف که هیچی
یک قاشق تمیز هم نیست
من نشستم وسط آشپزخونه
دارم قهوه میخورم
—-
امروز تو دانشگاه گفتم :وااای امروز باشگاهم دارم🥲
یکی از بچه ها گفت : اوهو باشگاه میری؟ چند وقته؟
گفتم: آره روتین دارم میرم از این هفته😪😂
——
خانومی توی باشگاه
امروز بهم گفت : چقدر نازی
و من تا آخر تایم
با نیش باز ورزش کردم«😁»
—
یادم باشه شنبه منم به یکی تو باشگاه بگم : چقدر نازی
واقعا میچسبه🦥
—-
دیگه؟
