1 596
Subscribers
+324 hours
-77 days
-3530 days
Posts Archive
1 596
+9
جهان شما چه شکلیه؟
—
اون احساسی که خودتون نسبت به جهان و زندگیتون دارین
نه چیزی که بقیه میبینند!
—-
من تا قبل از این یک ماه
فکر میکردم اونیم که یه جزیره کوچولو روی خشکی داره
نه میتونه بشینه نه میتونه بخوابه
فقط میتونه روش وایسه
ولی عوضش
زیر آب جزیرهاش خیلی محکمه
—-
الان فکر میکنم
اونیم که جهانش از پایین شکسته
و داره آبهاش میریزه!
ولی خودش هنوز وایساده
شایدم نفهمیده:)
—-
شما کدومین؟
1 596
اومدم بگم
این آرزو فقط در یک جامعه آرمانی امکان پذیره
که عملا هیچ وقت محقق نمیشه
لذا امروز با فوش یک نفر رو آنفالو کردم بالاخره😐🦧
—
هی این چند وقت برای ۵۰۰تا فالوئرش روزی ۳۰تا استوری از تحلیلهای سیاسی و احمقانه خودش میذاشت
و هردفعه میگفتم
وای خدایا چقدر زر
چقدر زر
چقدر زررر
زن حسابی
یه دیقه دهنتو ببند
شاید بقیه هم تحلیل های خوبی داشته باشن
💆🏻♀️
دیگه امروز با : سیکتیر بابا
آنفالوش کردم
—
لازم نکرده حرف همرو هم گوش بدین
وسلام😁🙆🏻♀️
—
۱۹بهمن۱۴۰۴
1 596
شنیدن یا دیدن نظرات مخالف خیلی سخته:)
شک ندارم حداقل یک نفر رو این مدت آنفالو کردید
حتی اگر دوستتون بوده
یا آنفالوتون کردن!
—-
منم خودم تحمل شنیدن چرت و پرت و حرفای قلمبه سلمبه ندارم
ولی به بابام حسودیم میشه
واقعا اعتقاد داره
با شنیدن نظر مخالف با نظر خودشون
چیزی روی پیشونیشون حک نمیشه
و میتونه فقط شنونده باشه
—
بعضی وقتا آدمها فقط میخوان ناراحتی و عصبانیتشون رو خالی کنن
اشکالی نداره بذاری فکر کنه شنیده میشه
چیزی که کاش در سطح مملکت اجرا میشد
کاش میذاشتن جوونا باور کنن «شنیده» میشن!
شاید عصبانیت کمتر میشد
—
بوس بوس
۱۶بهمن۱۴۰۴
1 596
+1
🤍
—
دیشب یک عالمه از این ویدیوها که از بچهها توی مدرسه گرفتن
که زنگ میزنن به مامان/باباهاشون
میگن: سلام بابا روزت مبارک خیلی دوست دارم
دیدم
و زار زار زار
اشک ریختم
بلااستثنا تا میگفتن: بابا یا مامان
بغض میکردن
—-
قربونشون برم کوچولوهای از دنیا بیخبر
چقدر دنیاشون پاکه الان
چقدر آیندههاشون میتونه متفاوت بشه!
—
واسهی بچه ها
کاش روزهای آرومی در انتظارمون باشه🤍
-
۱۵بهمن۱۴۰۴
1 596
Repost from آن؛
«فشار برای نرمال بودن در موقعیتی که نرمال نیست، میتواند خودش آسیبزا باشد.
گاهی سالمترین واکنش، ناتوان بودن است.»
- دونالد وینیکات.
@monadchannel
1 596
سلام!
—
اول اینکه ببخشید که پیوی پیام دادید باز نکردم🩷
—
راستش دچار زدگی از فضای مجازی شدم
هیچ علاقهای ندارم اسکرول کنم
رفرش کنم
و یا حتی پیام بازی کنم
—
از حال و روز این روزا اینکه:
دارم تقویم های ۱۴۰۵ رو میفرستم برای چاپ!!
—
هر سفارشی که این مدت ثبت میشد و هر پیامکی که به شمارهی هوپ میومد و درمورد سایت و ارسال و تقویم ها سوال بود
جون میگرفتم که طراحیشو کامل کنم:)
—
درمورد اینکه توی پلتفرم دیگه ای هم قراره باشم یا نه:
فعلا نه!
یک روزی شاید🩷
—-
درمورد این روزها هم:
روزهای جالبیه برای من
اسکرول نکردن
و دنبال نکردن فضای مجازی
یک تایمی به زندگیم اضافه کرده
که قبلا نداشتم:)
فقط دلم برای شماها تنگ شده 🥲🩷
—
شماهاچطورین؟
—
۸بهمن۱۴۰۴
1 596
از یه طرفم گفتم:
میدونی ممکنه توی یکی از این روزها بمیری؟!
ممکنه با فلان لباسی که اتفاقا تازه خریدی
یک روزی بمیری؟!
—
فکرامو کردم
و چقدر زندگی، معنیش برای دقایقی عوض شد!!
—
ولی خب زود یادم رفت
و باز برای جاپارک ماشین حرص خوردم👩🏻🦽
—-
عرایضم تموم شد🥸
بریم بخوابیم
بوس و شب بخیر
—
۱۷دی۱۴۰۴
1 596
تقویم ۱۴۰۵ خیلی خربچه داره میشه🙈🩷
ایشالا سال جدید رو با آرامش و حال خوب شروع کنیم🩷
امروز که داشتم تاریخ هاشو مینوشتم
داشتم فکر میکردم
یعنی چه جوری قراره زندگیش کنیم؟!
یعنی چه روزهایی قراره باشه؟
—
1 596
اینجوری نشستم تو فرودگاه
که برگردیم ایران
—
هم دلم تنگ شده
هم به این فکر میکنم که :
اونجا چه خبره؟!
و از فردا قراره چه جوری به زندگی و کار برگردم؟!
این چندمین باره که این اتفاقات تکرار شده
و هردفعه دوباره از جامون پاشدیم
—
نگران نیستما
چون ایرانی ثابت کرده
هرچقدرم چوبی که توش فرو میره کلفت باشه
بازم از پسش برمیاد و خودشو تطبیق میده🫠
ولی خستهایم
ولی نمیدونم چقدر امیدواریم
یا حتی من لاقل نمیدونم دقیقا به چه اتفاقی امید دارم
که بگم اگه بهش رسیدیم حتما بعدش زندگی قشنگ میشه!
—
یه چیزی رو میدونم
اونم اینه که:
هرجور باشه
بازم قراره زندگی کنیم
چه پول داشته باشیم، چه نه!
چه به چیزی برسیم، چه نرسیم
این زمانی که از جوونیمون داره میگذره
دیگه نمیاد
—
نمیدونم چندمه حتی
/ دی / ۱۴۰۴
