en
Feedback
ابری بر سر 💭

ابری بر سر 💭

Open in Telegram

تأملات گاه و بی‌گاه

Show more
468
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
در جریان جنگ سال ۲۰۱۴ میان حماس و صهیونیست‌ها، نیروهای اسرائیلی به شدت تلاش کردند تا محمد الضیف را شناسایی کنند. اسرائیل بارها ادعا کرد که او را در حملات هوایی هدف قرار داده، اما هر بار الضیف با انتشار پیام‌های صوتی یا تصویری، زنده بودن خود را اثبات و روحیه مقاومت را تقویت می‌کرد. در یکی از این موارد، پس از آنکه اسرائیل ادعا کرد الضیف در یک حمله هوایی کشته شده است، او با انتشار یک پیام صوتی، نه تنها زنده بودن خود را تأیید کرد، بلکه خطاب به اسرائیلی‌ها گفت: «شما نمی‌توانید مرا بکشید. من در قلب هر فلسطینی زنده هستم و مقاومت ادامه خواهد یافت.» تقبله الله 🤲🏼

سلوان مومیکا در سوئد به ضرب گلوله هلاک شد.

ویروس کرونا که آمد، پیچیدگی و ارتباط ناگسستنی بشر به هم‌دیگر بیش از پیش معلوم و نمایان شد. شخصی در یک نقطه‌ای از چین، به هر علت آلوده به این بیماری شده بود و بعد از مدتی، تمام دنیا از آفریقا تا آمریکا و استرالیا همگی درگیر همان بیماری شدند و هنوز هم بعد از چند سال، کاملاً نتوانسته‌اند از مصائب‌اش خلاص شوند. در این مدت کشورها برای حفاظت از خود و جامعه‌شان دست به تنظیم مقررات و تحدید آزادی‌های فردی زدند؛ ورود و خروج افراد به کشور و حتی بیرون آمدن از درب منزل شخصی را محدود کردند؛ زدن ماسک و واکسن را تحمیل کردند و ادعای اختیار شخصی در رعایت این ضوابط را از کسی نپذیرفتند. حال اگر از حوزه‌ی سلامت و بهداشت، وارد میدان اندیشه، فرهنگ و اجتماع شویم چه؟ آیا واضح نیست که صلاح یا فساد اشخاص به جامعه‌ی او و تمام عالم سرایت می‌کند؟ اگر صلاح یک جامعه‌ی کوچکی از قریش توانست به تمام عالم سرایت کند؛ فساد عده‌ی دیگری چون مارکس و انگلس هم دنیا را در نوردید. معلوم است که بشر بیش‌تر از آن‌چه گمانش را می‌کند وابسته به هم است و نمی‌تواند خودش را مصون از تأثیر دیگران بداند. دنیای ما عرصه‌ی تأثیر و تأثر است و سلامت شخص و جامعه آن‌قدر به هم وابسته‌اند که اصلاح یکی بدون اهتمام به دیگری نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌دهد. می‌خواهم بگویم همان‌طور که برای مسلمان، کنترل نفس‌اش ضرورت دارد و بدیهی‌ست؛ کنترل جامعه و جریانات اجتماع هم اجتناب‌ناپذیر است. همان‌گونه که آزادی‌های مشروع لازم است، محدودیت‌های مشروع هم واجب است. @abribarsar 💭

من این کلیپ‌ها، سرودها، متن‌ها و اشعاری که شوق جهاد را زنده می‌کنند دوست دارم. حقیقتاً لازم است زیبایی جهاد، مبارزه در راه الله متعال، هلاک کردن دشمن و شهید شدن در راه دین در قلوب ما زنده باشد و ارزش و جایگاه مجاهدان شناخته شود. این راهی‌ست که اُمّت قبل از ما بر آن بوده و ما هم مکلف به ادامه‌ی این طریقیم. «هرکس بميرد و جهاد نکند و نيت جهاد هم نداشته باشد، بر شعبه‌ای از نفاق مُرده است». رواه مسلم @abribarsar 💭

سَلامٌ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم #غزه

گروهی نصیحت می‌کنند که خوش‌حالی برای آتش‌سوزی آمریکا به دور از انسانیت است؛ اما موضوع این است که پیش کشیدن مسأله‌ی آتش‌سوزی در آن‌جا، خوش‌حالی از نابودی زندگی یک شخص معمولی در یک نقطه‌ی دیگر عالم نیست؛ هدف چیز دیگری‌ست و باید زمینه‌ی خوشحالی را هم دید و درک کرد. اول: تذکر به خودمان است که مرعوب قدرت‌های دنیوی نباشیم. آتش‌سوزی کالیفرنیا نشان داد بشر همیشه و همواره، جز الله متعال یاوری ندارد و اگر نصرت او ﷻ نباشد، ساده‌ترین اسباب برای نابودی بزرگ‌ترین قدرت‌ها کافی‌ست. ﴿هُنالِكَ الوَلايَةُ لِلَّهِ الحَقِّ هُوَ خَيرٌ ثَوابًا وَخَيرٌ عُقبًا﴾ دوم: آتش‌سوزی در لس‌آنجلس یک نماد است. از طرفی نماد آمریکاست؛ همان دولت خبیثی که در دنیای اسلام فتنه ایجاد کرده و از دشمنان مسلمین و به طور خاص صهیونیست‌ها حمایت بی‌دریغ کرده. از طرف دیگر نماد هالیوود است؛ مکانی که هم مرکز گسترش فرهنگ غربی‌ست و هم مکان زندگی خوانندگان و بازیگرانی که با ترویج این فرهنگ، بر دارایی‌شان افزوده‌اند. بله! خدشه و آسیب به این نماد موجب خوشحالی ماست. @abribarsar 💭

خطاب به هتاکانی که بخاطر غیظ شدید، دیوانه شده و هر فحشی را که خود لایق آنند بر زبان کثیفشان می‌آورند: موتوا بغیظکم

زندگی بدون آخرت چه معنایی دارد؟ به این فرموده‌ی رسول اللهﷺ توجه بفرمایید: «هیچ‌یک از شما نباید آرزوی مرگ کند؛ زیرا یا نیکوکار است و امید است که بر نیکی‌هایش بیفزاید و یا بدکار است و امید است با توبه‌ی خویش به سوی خداوند بازگردد» متفقٌ‌علیه. انصافاً کدام نگاه در دنیا را می‌توان یافت که به زندگی این‌گونه معنا ببخشد؟ به خوشی‌های آن و به سختی‌هایش؟ کدام تفکر دیگری‌ست که فاقد تناقضات در نگاه‌اش به دنیا باشد؟ وقتی شما دنیا را وسیله‌ی ساخت آخرت می‌بینی، هر لحظه‌اش را با همه‌ی سختی‌های آن، با همه‌ی رنج‌های شدیدش و مصائب گرانش غنیمت می‌شماری؛ تا دم واپسین به دنبال برگرفتن توشه‌ می‌گردی و لحظه‌ای نومید و متوقف نمی‌شوی. تصویر شهادت یحیی سنوار را که خاطرتان هست؟ تا لحظه‌ی آخر و علی‌رغم داشتن جراحت، دست از حمله به دشمن لعین برنداشت. چرا؟ چون او باور به عقیده‌ای داشت که بر اعمال نیک‌اش می‌افزاید و جایگاه‌ ابدی‌اش را بنا می‌کند. اما اگر آخرت را از جهان‌بینی‌مان برداریم چه می‌ماند؟ دنیایی می‌ماند که اگر روی سخت خودش را به ما نشان داد، انگیزه‌ای برای ادامه نیست؛ چون برای هیچ، سختی کشیدن و به عبث تلاش کردن کاری معقول نیست. چرا باید کسی‌که به بیماری لاعلاج مبتلا شده، مدت‌ها درد بیماری را تحمل کند و خودش را با مرگی آسان، رها نکند؟ و کسی‌که در فقر دست و پا می‌زند یا محبوبش را از دست داده و امیدی به روز خوش فردا ندارد؛ به دوام رنج خودش باید رضا بدهد؟ کدام منطق می‌تواند ادامه‌ی زندگی او را توجیه کند؟ برخلاف همه‌ی دنیادوستان، مسلمان بیش‌تر از هرکسی قدر دنیا را می‌داند اما دل‌باخته‌ی آن نیست. این تلاش مؤمن برای حفظ حیات و کراهت توأمانش از دنیا، معنایی‌ست که درکش برای بیچارگان ملحد ناممکن است. @abribarsar 💭

جالبه بدونیم که در سال ۲۰۲۲ و فقط در ایالات متحده، بیش از ۱۴.۵ میلیون درخت برای کریسمس قطع شده.
جالبه بدونیم که در سال ۲۰۲۲ و فقط در ایالات متحده، بیش از ۱۴.۵ میلیون درخت برای کریسمس قطع شده.

سال نو میلادی جدید هم گذشت ولی ما امسال هم ندیدیم اون‌هایی که به ذبح حیوانات در عید قربان ایراد می‌گیرند؛ به قطع گسترده‌ و بی‌فایده‌ی درختان برای تزیین یک شب ایراد بگیرند. 🎄

رسانه‌ها به شدت در حال تبلیغ‌ هستند؛ مشغول بزک کردن چهره‌ی زشت سکولاریسم‌اند؛ مثل فروشنده‌های دروغ‌گویی که ویترین‌شان ممکن است فریبنده و ظاهر جذابی داشته باشد اما اصل کالایشان فاسد و خراب است. فتنه‌ی سکولاریسم، واقعاً خطرناک است. دوستی را می‌شناختم که مذهبی بود اما بعد از مدت‌ها که او را دیدم می‌گفت بخاطر حفظ دینِ مردم، حکومت‌ها باید سکولار باشند! می‌گویند سکولاریسم مشکلی با دین ندارد؛ دین سر جای خودش هست و هرکسی می‌تواند به دین خودش معتقد باشد؛ سیاست هم دست سیاسیون است؛ متدین به اعمال خودش مشغول است؛ غیرمذهبی هم حقوق خودش را دارد. همه چیز خوب و همه در صلح و دنیا همه صورتی‌ست. خب سوال از یک مسلمان این است که مگر دین، فقط اعمال عبادی‌ست؟ مگر شریعت و فقه، حکمی در مورد معاملات ندارد؟ ربا کجاست؟ حکم حجاب چه؟ حدود الهی کجاست؟ آیا ممکن است کسی معتقد باشد که این‌ها از جانب خداوند مقرر و نازل شده اما نمی‌خواهد آن‌ها را اجرا کند؟ چنین شخصی می‌تواند بگوید هم‌چنان مسلمان است؟ واقعاً حکم کسی‌که به برخی احکام خدا ایمان می‌آورد و به برخی کافر می‌شود چیست؟ یا آن کسی‌که به حکمی غیر از احکام الله متعال راضی می‌شود؟ می‌خواهم بگویم هیچ‌وقت و به هیچ شکل، اسلام و سکولاریسم با هم جمع نمی‌شوند؛ آن‌ها آن‌ طرفند؛ ما این‌ور. دنیای آن‌ها خیالی و مبتنی بر امیال و هواست؛ دنیای ما واقعی و بر اساس احکام خدا؛ هم رأفت دارد و هم شدت. آن‌چه امروز در جامعه‌ی مسلمان ضروری‌ست، درهم کوبیدن دنیای خیالی سکولارها با نمایش واقعیت‌های دنیاست؛ با آن‌چه از تناقضات نظری دارند تا جنایات عملی. نگذاریم آن ویترین صورتی‌شان، چشمان خریداران سبک زندگی را فریب دهد. آینده در دستان امروز من و شماست. @abribarsar 💭

فهرست جلساتِ خوانش کتاب «الفصل بین النفس والعقل» شیخ عبدالعزیز الطریفی. این لیست به مرور و با افزوده شدن جلسات جدید، به‌روز رسانی می‌شود. ۱- مقدمه، بخش اول https://t.me/aksemahtab/790 ۲- مقدمه، بخش دوم: عقل باهوشِ ذلیل! https://t.me/aksemahtab/793 ۳- حقیقت نفس و عقل و ویژگی‌های هر یک https://t.me/aksemahtab/796 ۴- ستایش عقل و نکوهش نفس https://t.me/aksemahtab/797 ۵- تاثیرگذارها بر عقل و انواع آن، نوع نخست: طبایع نفس https://t.me/aksemahtab/801 ۶- زمان به وقت نفس، تاثیرگیری نفس از محیط https://t.me/aksemahtab/808 ۷- اصول طبایع نفس، طبع زنان در برابر طبع مردان، هم‌خوانی تکالیف شرعی با طبایع دو جنس https://t.me/aksemahtab/812 ۸- منظور از «ناقصات عقل» چیست؟ آیا عقل زنان نقص ذاتی دارد؟ https://t.me/aksemahtab/816 ۹- تاثیر میل و طبع نفس بر علم آموزی https://t.me/aksemahtab/823 ۱۰- مراعات دانش‌آموز توسط معلم https://t.me/aksemahtab/867 ۱۱- تاثیر نفوس نا آرام و شهوت نفس بر علم آموزی https://t.me/aksemahtab/964 ۱۲- اثر طبایع نفس در پاداش و جزا https://t.me/aksemahtab/1048 ۱۳- اثر طبایع نفس در انجام اعمال و توافق انسان‌ها https://t.me/akseMahtab/1837

این خبر را در توییتر دیدم و شادمان این‌جا نوشتم. باید بیش‌تر بررسی می‌کردم. خبر موثق دیدم انتشار می‌دهم.

الله اکبر ولله الحمد شیخ محمد صالح المنجد از زندان سعودی آزاد شد.

Repost from انزوا_enzeva
| تواب | سرپا می‌ایستی، دوشک‌ها را در معرض آفتاب رها کردی، آمدی تا خانه را جارو بکشی، ارسی‌ها را باز می‌کنی، خانه را می‌روبی، می‌رویی سمت صافی، صافی را از روی کتاب‌ها برمی‌داری نگاهت به «زندگی در پرتو اسمای الهی» می‌افتد. کتاب را باز می‌کنی ورق می‌زنی: «آیا جوان متدینی که توانایی و نشاط دارد، اما برای دین کاری انجام نمی‌دهد، نیازمند توبه نیست؟!» در ادامهٔ سوال مؤلف‌، سوال‌های زیادی در ذهنت ایجاد می‌شود: آیا کسی که به ویدیوها، دکلمه و سایر چیزهای که در پس‌زمینه‌ی آن موسیقی است، گوش می‌دهد نیازمند توبه نیست؟ آیا برای ضیایی وقت، نیازمند توبه نیستیم؟ و دلایل زیاد دیگر... اما اگر‌ ما دچار کبائر هستیم و خود را از آن خلاص نمی‌کنیم؛ ما، ما نیازمند توبه نیستیم؟! و آیا برای گناهان گذشته‌‌ی‌مان به کرات و مرات نیازمند توبه نیستیم؟! تو چه می‌دانی که توبه‌ات پذیرفته شده؟ مداومت به توبه و گریستن بر گناهان سبب می‌شود بندگی‌ات را ارتقا بدهی و دستاویز‌ محکمی برای استقامت و عدم برگشت به گناهان گذشته داشته باشی. از فکر بیرون می‌شوم و به کتاب بر می‌گردم: «همه نیازمند توبه‌ایم، تنها مجرمان نیازمند توبه نیستند. چرا که الله سبحان وتعالی می‌فرماید: «...وَتُوبُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[نور: ۳۱] (...و ای مؤمنان! همه به سوی الله توبه نمایید تا رستگار شوید.) احساس می‌کنم انسان پیوسته و مدام نیازمند توبه است، تا تجدید نیرو کند، تا پیمان تازه کند و تا این‌ که از نو دوباره زاده شود. توبه تولدی دوباره است. ایمان بیاورید و یقین کنید هیچ‌چیزی، هیچ‌خوشحالی، طمأنینه و لذتی در دنیا برابر به لحظه‌‌ی که انسان در آن توبه می‌کند نیست. چقدر آن گریه‌ها لذیذ و شیرین است، چقدر در آن لحظات قلب انسان سبک می‌شود، چقدر خشیت و محبت‌الهی آدمی را فرا می‌گیرد... قطرات اشک‌ خطوطی شبیه چوبک‌های کوچک روی صورت خاک‌آلودم ترسیم می‌کند، اشک‌هایم را با آستین می‌خشکانم و نگاهم را به کتاب بر می‌گردانم: « رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ يُذْنِبُ ذَنبًا فَيَتَوَضَّأُ فَيُحْسِنُ الطُّهُورَ ثُمَّ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَيَسْتَغْفِرُ اللهَ تَعَالَي إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ» (مسند احمد /۵۳). (هر بنده‌ای که مرتکب گناهی، شد اگر برخیزد و وضویی نیکو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند سپس از الله متعال طلب بخشش نماید، حتما الله آن گناهش را می‌بخشد.) و نیز می فرماید: «مَا مِن أحد أحب إلَيهِ العُذر مِنَ الله» (مستدرک حاکم ۸۰۶۰). احدی یافت نمیشود که بیشتر از خداوند عذر خواهی را دوست بدارد.» ولله الْمَثَلُ الْأَعْلَي» کتاب را می‌بندم. شیشه‌ها را صافی می‌کنم، براق می‌‌شوند. پنجره‌های خانه را بیشتر از موقعیت‌های دیگر خانه دوست دارم. صافی را روی شانه رها می‌کنم و می‌گویم: « تمام شد، الحمدلله» اندک‌اندک ساعت به یازده می‌رسد، تا دوشک‌ها آفتاب بخورد، خانه را هوا بزند، بروم نماز ضحی بخوانم. چقدر خوب که هنوز وقت است؛ دو رکعت ضحی می‌خوانم دو رکعت هم نماز توبه برای تجدید عهدهایم....

یکی از درس‌های جالبی که وقایع سوریه و دیدن جنایات طاغوت شام برای ما داشت، درک بهتر لزوم وجود جهنم بود. خیلی از ما واقعاً و قلباً الله را بخاطر وجود جهنم شکر کردیم؛ کاری که قبلاً با آن بیگانه بودیم. انصافاً کدام مجازاتی در این دنیا می‌تواند جزایی برای آن همه اعمال شنیع باشد؟ و کدام پاداش دنیوی می‌تواند عمر بر باد رفته‌ی ملتی را جبران کند؟ حقا که جهنم برای طواغیت عالم حق است؛ اما جهنم از بقیه‌ی آدمیان هم دور نیست. یک حدیث معروفی از سرورمان ﷺ از ذهنم می‌گذرد. آن روایتی که رسول اللهﷺ به زنی اشاره می‌کند که بخاطر محبوس کردن گربه‌ای و آب و غذا ندادن به او، جهنمی می‌شود. می‌بینید؟ هرکس به اندازه‌ی توانش محاسبه می‌شود. زنی که قدرت تعذیب آدمیان را نداشته، با همان گربه‌ای که در اختیارش قرار گرفته محاسبه می‌شود و فرعون و فرعونیان با مردمی که اختیارشان به آن‌ها سپرده شده مورد محاسبه‌اند. حیطه‌ی قدرت و مسئولیت هرکس متفاوت است اما موردِ سؤال بودن مشترک است؛ سؤالی که می‌تواند ما را به بهشت یا به دوزخ نزدیک کند. «همه‌ی شما مسئوليد و همه در مقابل رعیت خود مسئول هستید؛ مرد بر خانواده‌ی خود و زن در مال و فرزند شوهرش مسئول است؛ پس همه‌ی شما مسئوليد و همه از رعیت و زیردستان خود سؤال می‌شوید.» متفقٌ علیه @abribarsar 💭

هدف ناراحت کردن و آزردن خاطر شما نیست؛ اما روبه‌رو شدن با واقعیت، بخشی از پیدا کردن راه است. ما باید دشمن و میزان خباثت‌اش را بشناسیم تا بتوانیم با او مقابله کنیم. در ویدیوی بالا شخصی را زنده به گور می‌کنند. خدای فرد اسیر الله است و اله قاتلین، بشار. به او کفرگویی را القا می‌کنند ولی شخص، شهادتین می‌گوید. @abribarsar

یک‌بار از مسجد برمی‌گشتیم؛ همراهم به من گفت همه‌ی این‌ها برای ما شهادت می‌دهند؛ همین زمینی که روی آن راه می‌رویم بعداً به نماز و مسجد رفتن‌مان گواه می‌شوند. راست می‌گفت. همه‌ چیز می‌تواند فردای قیامت شهادت دهد. گاهی ابتدای کار، همه چیز خوب است؛ نیات ما خالی از غل و غش است اما اگر از نیت مراقبت نشود ممکن است عمل نیک ما حجتی بر علیه ما شود. این کانال من و همین نوشته‌ها می‌تواند حجتی به نفع من یا به ضررم باشد؛ مثل هر چیز دیگر. اعمال را باید خالصانه برای الله انجام داد. من آدم ضعیفی‌ام، ممکن است اگر حواسم نباشد بیفتم دنبال تعداد اعضای کانال و تلاش برای دیده شدن؛ یک‌طور حرص مشابهی که آدمی به تکاثر دارد. همین است که من نباید دنبال معرفی خودم باشم؛ آهسته و در کناری کارم را بکنم؛ شاید هم اصلاً روزی برسد که برای حفظ سلامت نیتم مجبور شوم همه‌ی این‌جا را پاک کنم. فرد دعوت‌گری که نیت خالص و اراده‌ی قوی‌تری دارد باید کانال و نوشته‌هایش را تبلیغ کند، اعضای کانالش را بالا ببرد تا افراد بیش‌تری از مطالبش استفاده کنند. او کسی‌ست که بر نیت خودش مسلط است و عملش جز برای الله نیست. کار نیکو خوب است؛ نفع عمل نیک را جامعه می‌برد؛ ولی وای بر ما اگر نفع‌اش به خودمان نرسد. خالص کردن نیت موضوعی‌ست که همیشه ذهنم را مشغول می‌کند. از نظر من به جا آوردن ظاهر اعمال بسیار ساده‌تر از خالص کردن نیات است. می‌ترسم نیاتم را دنیا دچار غل و غش ناخواسته کند چراکه شیطان و وسوسه‌های او مثل خونی‌ست که در بدن پخش می‌شود و این‌جاست که کار سخت می‌شود. نیت عمل در یک لحظه می‌تواند با لحظه‌ی دیگر تفاوت کند. یکی از راه‌های کمک به پاک‌سازی نیات، شناخت نفس و عوامل موثر بر آن است. امیدوارم استاد شیخ‌آبادی توضیح کتاب الفصل را از سر بگیرند؛ حقیقتاً نیاز است.

در روزهای نصرت، یادی کنیم از آن‌ها که در زمان سختی و مشقت، استقامت کردند و در سمت درست مرزبندی‌ها ایستادند؛ آن‌ها که عمل‌شان
در روزهای نصرت، یادی کنیم از آن‌ها که در زمان سختی و مشقت، استقامت کردند و در سمت درست مرزبندی‌ها ایستادند؛ آن‌ها که عمل‌شان و مرگ‌شان اثری زیبا بر پیکره‌ی نازیبای دیوار جنایات عصرمان الصاق کرد. الله متعال ایشان را بیامرزد.

✨الله أكبر ✨الله أكبر ✨لا إله إلا الله والله أكبر ✨الله أكبر ولله الحمد