en
Feedback
ابری بر سر 💭

ابری بر سر 💭

Open in Telegram

تأملات گاه و بی‌گاه

Show more
468
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
در مراسم پنجاهمین سالگرد تأسیس مایکروسافت، مهندس ابتهال أبوسعد سخنرانی مدیرعامل شرکت را در اعتراض به سوءاستفاده‌ی مایکروسافت از جنگ غزه برای سودآوری بیش‌تر و کمک به اسرائیل از طریق هوش مصنوعی، قطع کرد. کار او باعث جلب توجه‌ها به نقش مایکروسافت در تسهیل خشونت علیه مسلمانان شد؛ نقشی که از طریق خدمات هوش مصنوعی و رایانش ابری این شرکت انجام و در اختیار ارتش تروریستی اسرائیل برای نظارت و اعمال خشونت در غزه قرار می‌گرفته است. من خودم این موضوع را نمی‌دانستم و حتی به ذهنم نیز خطور نمی‌کرد که ممکن است چنین جریاناتی وجود داشته باشد. این موضوع، ذهنم را درگیر کرد؛ به این‌که اگر ابتهال در رشته‌ی نرم‌افزار تحصیل نمی‌کرد و آن‌قدر در کارش خوب نبود که بتواند جذب شرکت مایکروسافت شود، آیا کسی می‌بود که این موضوع را مطرح و افشا کند؟ در جامعه‌ی ما، استاد دانشگاه، معلم، کارمند، نماینده‌ی مجلس و حتی قاضی و استاندار اهل سنت وجود دارد و وجودشان هم البته برای جامعه ضروری‌ست. قرار گرفتن در این موقعیت‌ها نه لطفی از جانب حاکمیت است که ما را مدیون ایشان کند، چرا که جامعه‌ی اهل سنت نیز مثل هر قشر دیگری که در این آب و خاک زندگی می‌کند، حق بهره‌مندی از شرایط را داراست؛ و نه فی‌نفسه مشکلی دارد که برخی از ما بخواهند برادران و خواهران‌شان را از تصدی این مشاغل و مناصب نهی کنند؛ آن‌چه باید مورد نهی باشد، عدول افراد از مواضعِ حق، بعد از قرار گرفتن در این موقعیت‌هاست. افرادی که علم و ثروت و قدرت بیش‌تری دارند، بیش‌تر هم می‌توانند مفید باشند که «المؤمن القوي خيرٌ وأحبُّ إلى الله من المؤمن الضَّعيف» و همان‌گونه که رسول‌اللهﷺ توصیه کرده‌اند «احْرِصْ علَى ما يَنْفَعُكَ» برای جامعه‌ی ما هم ضرورت دارد که در اندیشه‌ همه‌ی آن‌چه باشد که می‌تواند برایش مفید باشد؛ مفید برای امروز و مفید برای فردایش. @abribarsar 💭

یکی از دوستان می‌گفت من در یکی از شبکه‌ها، برنامه‌ی مربوط به آیین بهایی را دیدم و تحت تأثیر قرار گرفتم؛ چون آموزه‌های آن عقلانی و قابل پذیرش بود. در این‌جا یک نکته‌ی مهمی وجود دارد. عقایدی که ریشه در افکار انسانی دارد، می‌تواند بر اساس خواسته‌ها و هوای بشری، تنظیم شده و محبوب شود. آدم‌های به اصطلاح پوپولیست هم دقیقاً همین کار را می‌کنند؛ چیزی که جامعه می‌پسندد را مطرح می‌کنند و مطابق با خواست آن‌ها، خود را معرفی می‌کنند. در چنین حالتی، کسب محبوبیت دور از انتظار نیست؛ سخن از برابری زن و مرد در دین، اجتناب از ذبح حیوانات، احترام به همه‌ی عقاید و... برای انسان امروز جذاب شده و اگر بگویند چنین عقیده‌ای محبوب است، عجیب نیست. اما عقیده‌ای که ریشه در وحی دارد، چه؟ هدف از وحی، ابراز حق است ولو این‌که کل عالَم با آن مخالفت کنند. طبیعی است که بخش زیادی از جامعه بگویند فلان باورتان عقلانی نیست! اساساً وحی می‌آید تا نواقص عقل بشر در شناخت عالم را تکمیل کند و قرار نیست همان عقل، ابزار سنجش درستی همه‌ی آموزه‌های وحیانی باشد. وقتی دین سخن از عالم غیب می‌زند، عقل که اساساً راه به آن دنیا ندارد و ابزاری برای سنجش در اختیارش نیست، چطور می‌تواند بگوید این گزاره صحیح است یا نیست؟ در واقع این به اصطلاح عقلانی بودن، نه تنها نشانه‌ی درستی آن باور نیست، که واضحاً ردی‌ست بر دوری آن عقیده از وحی الهی‌. @abribarsar 💭

به امر الله خوردیم و به امرش از آن دست کشیدیم و تسلیم فرمان الله متعال بودیم. این عید بر شما مسلمانان مبارک! تقبل الله منا ومنكم صالح الأعمال وأعاده علينا وعليكم وعلى أمة نبينا محمد صلى الله عليه وسلم بالمسرات والنصر والخيرات

یکی از راه‌های تقویت ایمان و چشیدن حلاوت آن در دل، دست کشیدن‌های کوچک مخفی‌ست؛ این‌که برای کسب رضایت الله، با خودت عهد کنی فلان کار را دیگر نکنی. کارهای کوچکی که نه انجام دادنش را کسی می‌فهمد و نه ترک کردنش را؛ فقط تو می‌دانی و پروردگارت. با این کار پُلی مخفی می‌زنی بین خودت و خدا و مسیر قربت را سریع‌تر طی می‌کنی. تصمیم می‌گیری دیگر وقتی هندزفری زده‌ای یا توی ماشینی، موسیقی گوش ندهی؛ عزمت را جزم می‌کنی که دیگر دروغ نگویی حتی به شوخی؛ چشمانت را از نامحرم بگیری و صفحاتی که در اینستاگرام دنبال می‌کنی پاک و مفید باشد و... با این کار، پای در جمع «متقین» می‌گذاری: { وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ (٤٨) الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ (٤٩) } آن وقت مشمول بشارت «مغفرت و اجر کریم» خداوند می‌شوی: { إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ } و می‌توانی انتظار جنتی را داشته باشی که به تو نزدیک شده و به سلامتی واردش می‌شوی؛ برای همیشه؛ برای ابد: { وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (٣١) هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (٣٢) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ (٣٣) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (٣٤) } تا آن روز، فقط چند قدم مانده؛ باید برخاست و ادامه داد. @abribarsar 💭

ابوعُبیده:
همه‌ی آزادگان اُمت‌مان را فرامی‌خوانیم که به نبرد دفاع از مسجدالاقصی بپیوندند و مسیر حمایت و پشتیبانی از غزه را ادامه دهند تا بتوانیم شوکت دشمن صهیونیستی جنایتکار را در هم بشکنیم و او را وادار به توقف تجاوزاتش کنیم.

تعداد شهدا از ۴۰۰ عبور کرده. اللهم إني أسألك بأني أشهد أنك أنت الله، لا إله إلا أنت، الأحد الصمد، الذي لم يلد، ولم يولد، ولم يكن له كفوًا أحد؛ بإن تفرج على أهلنا في غزة؛ اللهم اغفر موتاهم واشف مرضاهم وجرحاهم وفك أسراهم وأطعم جائعهم وآوي نازحيهم. اللهم أيدهم بجنود من عندك ياناصر المظلومين وكاسر المتجبرين بجاه جلالك وعظيم سلطانك. اللهم إنا لا نملك لإخواننا الا الدعاء فيارب الطف بحالهم. اللهم يا قوي يا عزيز یا منتقم عليك بالصهاينة فأنهم قد طغو وتجبرو وافسدو في الارض وإنك وحدك القادر عليهم يارب هدهم واهدم بيوتهم وشل ايديهم ورد كيدهم في نحرهم واجعل تدبيرهم تدميراً لهم وعذاباً عليهم ودمرهم بقوتك وانتقم منهم في هذه الدنیا وفي الآخرة

از ابتدای ماه مبارک امسال سریال معاویه ؓ در حال پخش است. این‌که زندگی صحابه‌ی رسول اللهﷺ مورد توجه قرار بگیرد و وارد زندگی روزمره‌ی مردم شود و عموم جامعه با نقش ایشان در گسترش اسلام آشنا شوند خوب است؛ اما مهم است بدانیم کسی‌که این برنامه‌ها را می‌سازد چه هدف و مقصودی دارد؟ آیا نگاه‌ و نیت‌شان گسترش معلومات مردم در مورد تاریخ اسلام و افزودن حب به صحابه‌ است یا بالعکس سوار شدن بر عواطف دینی مردم برای جذب بیننده و ساخت سریالی پر مخاطب مقصود است؟ اگر بسط فرهنگ دینی هدف است، چرا همسران صحابی پیامبر بی‌حجاب و بزک‌شده به تصویر کشیده می‌شوند؟ کدام مسلمان ملتزم در جامعه‌ی امروز ما چنین رفتار می‌کند که تصور کنیم اصحاب پیامبرمانﷺ چنان زندگی می‌کرده‌اند؟ آیا ایجاد چنین تصویرهایی، به کاهش حساسیت‌های دینی در مورد واجبات و محرمات نمی‌انجامد و آیا مردم را به یک دین عرفی سوق نمی‌دهد؟ می‌خواهم بگویم صرف این‌که برنامه‌ای نام اصحاب رسولﷺ را یدک بکشد، برای اعتبار و توجه به آن کافی نیست. @abribarsar 💭

ابوهریره ؓ روایت می‌کند که پیامبرمان ﷺ فرموده «روزه‌دار دو خوش‌حالی دارد؛ آن‌گاه که افطار می‌کند بخاطر افطارش خوش‌حال می‌شود و آن وقت که پروردگارش را ملاقات می‌کند بابت روزه‌اش شادمان می‌شود.» روزه حس متفاوتی از بقیه‌ی عبادات به آدمی می‌دهد. اگرچه شاید مشقت بیش‌تری داشته باشد ولی احساس نزدیکی اجرش کاملاً ملموس است. این‌ حس را وقتی کلام سرورمانﷺ را به یاد می‌آوریم واضحاً درک می‌کنیم. همان‌طوری که خوش‌حالی افطار کردن بعد از یک روز امساک از خوردن و نوشیدن واقعی‌ست؛ آن حس خوشحالی زمان دیدار مولایمانﷻ هم برای‌مان نزدیک و واقعی می‌شود. این باور کردن پاداش خودش خیلی حس بزرگی‌ست و بخشی از لذت عبادت، در همین باور به نتیجه‌ی خوب آن است.  حتی دعای زمان افطار سرورمان هم تأکید دیگری‌ست بر اجر و ثواب قطعی روزه‌دار؛ آن‌جا که ابن عمر ؓ روایت می‌کند که رسول اللهﷺ وقتی افطار می‌کردند می‌فرمودند «تشنگی برطرف شد و رگ‌ها تَر شدند و پاداش قطعی شد إن شاء الله». #شوق_رمضان

استفانیک، نماینده دائم ایالات متحده در سازمان ملل متحد:
«این مبارزه فقط نبرد اسرائیل نیست، بلکه جنگ غرب است. مبارزه با شرِّ حماس، جنگ بین خیر و شر، تمدن و بربریت!»
خوب به این تکه از صحبت او دقت کنید. همه چیز عیان است. تیم ترامپ رودربایستی بقیه را ندارند؛ ارزش‌های خود را واضحاً فریاد می‌زنند. وقتی از زبان بقیه‌ی سیاستمداران غربی، شعارهای زیبای «همزیستی مسالمت‌آمیز» و «احترام به تنوع و تکثر فکری» شنیده می‌شود، گویی جهان به بهشتی از مدارا تبدیل شده است. اما همین صداها، وقتی پای منافعشان به میان می‌آید، به جنگ‌افروزی علیه اسلام و مسلمانان تبدیل می‌شوند. نماینده آمریکا در سازمان ملل، با صراحت اعلام می‌کند که نبرد امروز، «جنگ غرب با شرِ حماس» است و اسلام را در تقابل با «تمدن» قرار می‌دهد. اینجاست که نقابِ ادعای «احترام به افکار دیگران» می‌افتد و واقعیتِ خصومتِ تاریخی غرب با هویت اسلامی آشکار می‌شود. همزیستیِ غربی، دروغی بزرگ در پشت نقابِ مداراست. غرب، «همزیستی» را تنها زمانی می‌پذیرد که اسلام، هویت خود را فراموش کند؛ آن وقتی که مسلمانان قرآن را کنار بگذارند، حجاب را براندازند و مقاومت در برابر اشغال را «تروریسم» بنامند. اما به محض آنکه اسلام با تمام صلابتِ معنوی و فرهنگی‌اش قد علم می‌کند، اسلام را «بربریت» می‌خواند و مسلمانان را به اتهامِ «تندروی» محکوم می‌کند. این تناقض، نشان می‌دهد که شعارهای آنان نه برای احترام، که برای تحمیلِ ارزش‌های یکجانبه و نابودی هویت‌های مستقل است. تاریخ گواه است که غرب هرگز بی‌طرف نبوده است. از جنگ‌های صلیبی تا استعمار کشورهای اسلامی، از حمایت از دیکتاتورها تا اشغال فلسطین، غرب همواره با اسلام به مثابه یک تهدیدِ تمدنی برخورد کرده است. امروز نیز وقتی نماینده آمریکا مقاومت فلسطین را «شر» می‌نامد، در واقع ادامه‌ی همان نگاه استعماریست که حق تعیین سرنوشت را از مسلمانان سلب می‌کند. بعد از همه‌ی این اتفاقات و وضوح کامل نبرد تمدنی، اعتماد و تکیه‌ی مسلمان بر ارزش‌های غربی، تیشه زدن به ریشه‌های خود و خیانت به امت است.

میان دعای سحرگاه‌تان و به وقت افطار، اهل‌مان در فلسطین و سوریه را فراموش نکنید 🤲🏼

📣 #ترجمه_مقاله #اختصاصی 🔺کتیبه‌نگاری قوم عاد: بررسی یک سنگ‌نبشته‌ی نویافته به زبان صفائی | احمد الجلاد 🔺 🔺 The Epigraphy of the Tribe of ʿĀd 🔺 ✍🏻 Ahmad al-Jallad مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان‌های اروپایی: تاریخ و فرهنگ اقوام باستانی شبه جزیره عربستان، همواره موضوعی جذاب و هیجان‌انگیز برای پژوهش‌های دیرینه‌شناختی و تاریخی بوده است. کتیبه‌های بازمانده از این دوران، به عنوان اسناد دست اول، نقش مهمی در بازسازی زندگی، باورها و روابط اجتماعی این اقوام ایفا می‌کنند. در این میان، قوم عاد، به دلیل اشاره‌های مکرر در متون تاریخی و مذهبی، به ویژه قرآن کریم، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. داستان‌های مربوط به ثروت و هلاکت این قوم، همواره محل توجه بوده است، اما کمبود شواهد مادی و متنی درباره‌ی محل سکونت، تاریخچه و فرهنگ این قوم، همواره تحقیق را با بن‌بست روبرو می‌کرد. به تازگی احمد الجلاد (استاد مطالعات عربی و زبان‌شناسی در دانشگاه ایالتی اوهایو) در مقاله‌ای با عنوان «کتیبه‌نگاری قوم عاد» در مجله‌ی اثیرت به بررسی کتیبه‌های پیشا-اسلامی مربوط به قوم عاد پرداخته است و کتیبه‌ی نویافته‌ای به زبان صفائی و نگاشته‌ی یکی از اعضای قوم عاد را معرفی کرده است. این پژوهش نشان می‌دهد که برخلاف باور رایج، شواهد کتیبه‌ای، خاستگاه یمنی برای این قوم را تأیید نمی‌کند. در عوض، به نظر می‌رسد قلمرو عاد دست‌کم از منطقه‌ی «وادی رم» (ارم باستان) در جنوب اردن امروزی تا حَرّه در شمال شرقی شبه جزیره عربستان گسترده بوده است. این قوم در حدود دو هزار سال پیش، حوالی آغاز تاریخ میلادی، در این منطقه ساکن بوده‌اند. در پایان، مقاله با توجه به شواهد باستان‌شناختی و کتیبه‌شناختی به بررسی آیات ۵۰ سوره قمر و ۶ سوره فجر می‌پردازد و تفسیر جدیدی از این آیات ارائه می‌دهد. برای مطالعه ترجمه‌ای از این مقاله اینجا کلیک کنید. 📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان‌های اروپایی @islamicstudies

عنوان: یادش به‌خیر… | چگونه از شعائر دین خاطره‌سازی کنیم؟ تهیه شده توسط: مای پروجکت

#رمضان بر شما برادران و خواهران گرامی‌ام مبارک! 🌙

تسلیم شدن در برابر حق، مقدمه‌ی «رشد» و «علم» است. در قصه‌ی موسی و خضر علیهماالسلام، فراگیری علم از خضر منوط به صبر در برابر حقی می‌شود که ممکن است باب میل موسی نباشد و زمانی‌که این صبر به پایان می‌رسد، موعد مفارقت‌شان است. کسی‌که با معلومات فعلی خود بخواهد همه‌ی مقدرات را قضاوت کند، از رشد و هدایت محروم می‌شود ولی کسی‌که مؤمنانه تسلیم می‌شود، بر علم و ایمان‌اش اضافه می‌شود؛ «نورٌ علی نور». این را جز هدایت‌یافته کسی درک نمی‌کند.

چه‌قدر این مفهوم دقیق و البته مهم است و فکر می‌کنم یکی از مواردی‌ست که انسان امروز حقیقتاً باید راجع به آن فکر کند و بعنوان یکی از خصلت‌های نیک در خودش پرورش دهد. از موضوعاتی که به دفعات باعث بحث خود من با برخی اطرافیانم شده، حجاب بوده است. حتی آن‌ها که اهل نماز و حجاب بوده‌اند، به پوشش آن‌هایی که اهل زدن برقع و نقاب‌اند ایراد می‌گیرند! این از عجایب و شگفتی‌هاست! من قبول دارم که فرهنگ حاکم در مناطق مختلف با هم متفاوت است و الزاماً نمی‌شود شکل خاصی از پوشش را به همه‌ی مردم تحمیل و توصیه کرد؛ قبول دارم می‌شود حجاب را در قالب‌های محلی و مختلف رعایت کرد اما ایراد آن خواهری که جرأت و جسارت در رعایت کامل حجاب داشته، ملامت ملامت‌کنندگان را به جان خریده و پای در معرفی خود به عنوان یک مسلمان ملتزم داشته کجاست؟ در کار او چه ایرادی هست؟ ممکن است من توان انجام کار او را نداشته باشم و یا حتی از او دفاع هم نکنم، اما چرا باید ملامت‌اش کنم؟ چرا باید از کسانی شوم که به انزوای بیش‌تر اهل دین کمک می‌کند؟ چرا باید با کلام خودم و یا نگاه سردم، مسلمانان را به اقلیتی بدل کنم که دین‌داری‌شان را سخت‌تر از قبل می‌کند؟ اگر اهل مانتو و روسری هستی یا شال و عبا می‌پوشی یا چادر به سر می‌کنی، هرچه می‌کنی خواهر دیگرت را ملامت و دل‌سرد نکن چرا که ما اعضای یک امت و یاری‌گر یکدیگریم.

قصه‌ی قیصر، من را یاد آن مرد مؤمن آل فرعون انداخت. تا به حال به این افراد فکر کرده‌اید؟ افرادی که در محیطی قرار دارند که با عقاید و باورهایشان هماهنگ نیست؛ هم در میان آن جمع غریب‌اند و هم شاید میان مؤمنان؛ ای بسا مورد تهمت آن‌ها هم قرار بگیرند؛ آن هم افترای بزرگی مثل کفر یا دین‌فروشی! از طرفی مؤمن‌اند ولی ایمان‌شان باعث ترک محیط مسموم نشده ولی همان ایمان منشأ خیر برای مؤمنان می‌شود. وضعیت و موقعیت این افراد حقیقتاً غریب است.

این را از تاریخ بگیرید و از من برای تاریخ ثبت کنید: اگر این حکومت‌ها (دولت‌های فعلی عرب) باقی بمانند، [مردم] غزه انتقال داده خواهند شد ولی اگر این حکومت‌ها سقوط کنند، اسرائیل نیز خودش سقوط خواهد کرد.

اخیراً که با دانشجویان و طلاب علم بیش‌تر سر و کار دارم، مدام یاد آن شعر فکاهی دوران دبستان می‌افتم که می‌گفت «چوب معلم گُله؛ هر کی نخوره خُله!» آن موقع این‌را بهانه‌ای برای کتک زدن بچه‌ها توسط معلمان بی‌رحم دبستان می‌دیدم اما حالا به این نتیجه رسیده‌ام که اتفاقاً آن شعر کتک‌های مدرسه، معنی درستی داشته و در پس آن تعبیر بچگانه، معنای خوبی نهفته بوده و آن، صبر در یادگیری‌ست. شاید باورتان نشود، افرادی هستند -خصوصاً در میان خواهران- که با وجود این‌که آمده‌اند تا الفبای فلان مبحث را یاد بگیرند اما وقتی به آن‌ها ایرادشان را متذکر می‌شوی از کوره درمی‌روند؛ عصبانی می‌شوند و حتی قهر می‌کنند! حالا چرا این‌طور واکنشی نشان می‌دهند؟ بنظرم دلیل عمده‌اش، فراموشی هدف و یا شاید ندانستن آن است. طرف فراموش کرده که آمده تا بیاموزد و آموختن جز با رفع ایرادات از سوی معلم ممکن نیست؛ باید گوش کند و قلبِ پذیرای نقد داشته باشد؛ باید آماده‌ی سختی یادگیری باشد اما چنین ظرفیتی ندارد؛ این را فراموش کرده و یا اصلاً از ابتدا یاد نگرفته است. فرزند نازپرورده‌ای بوده که با تعریف و تمجید بیش از حدود واقعی بزرگ شده و همیشه انتظار دارد بقیه او را مورد تعریف و ستایش قرار بدهند و نقش معلم را هم به مؤید حال خودش تقلیل داده است. حقیقتاً کسی‌که نمی‌تواند ایرادات صادقانه‌ی معلم را بپذیرد، چه‌طور می‌تواند آن علم را بیاموزد؟ خلاصه که چوب معلم گله؛ هرکی نخوره خله. این‌ شعر را به نسل‌های جدید بیاموزید :)

عنوان: حباب لذت | آیا ملحد به لذت مداوم خواهد رسید؟ نویسنده: کویستان ابراهیمی تهیه شده توسط: مای پروجکت

کسانی که نه هیچوقت چهره‌شون رو به درستی دیدی و نه از سرگذشتشون جایی به وضوح صحبتی شده، نه مقاطع صوتی مداوم و غرایی ازشون منتشر شده و نه کانالهای زرد و افواه مردم کوچه و بازار درصدد خبر گرفتن از زن و بچه‌هاشونند که چندتا و چگونه اما به مرگ و خالی شدن دنیا از وجودشون قلب امتی به درد می‌یاد چون که «وذروةُ سَنامِهِ الجِهادُ» https://t.me/medadwpakkon 🇵🇸«وذروةُ سَنامِهِ الجِهادُ»