en
Feedback
کارلوس کاستاندا

کارلوس کاستاندا

Open in Telegram

Show more
Iran107 801The category is not specified
1 668
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+4230 days
Posts Archive
دون خوان خاطر نشان کرد لزومی ندارد که آدم شاگرد علم و فن ساحری باشد تا بتواند پیوندگاه خود را به حرکت درآورد. گاهی اوقات اوضا
دون خوان خاطر نشان کرد لزومی ندارد که آدم شاگرد علم و فن ساحری باشد تا بتواند پیوندگاه خود را به حرکت درآورد. گاهی اوقات اوضاع طبیعی و مهیج مثل جنگ، محرومیت، بحرانهای روحی، خستگی، غم و بی پناهی می توانند باعث حرکت ژرف پیوندگاه شوند. دون خوان گفت که اگر انسانها در چنین وضعی اندیشه ساحران را بپذیرند، می توانند بی هیچ مشکلی این حرکت های طبیعی را افزون کنند. می توانند در عوض آنکه در چنین مواقعی به دنبال بازگشت به وضعیت عادی خود باشند، بگردند و چیز های خارق العاده بیابند. 📗کتاب قدرت سکوت

از دیدگاه دون خوان ماتوس، رسیدن به #سکوت_درونی یک مسیر مشخص و قابل اجرا داره—نه فقط یک ایده ذهنی. دون خوان این مسیر رو شبیه آموزش یک #جنگجوی راه دانش طراحی کرده؛ یعنی چیزی #عملی، #روزانه و قابل لمس. در ادامه  این مسیر رو به‌صورت #پله‌پله، #مرحله‌به‌مرحله، #کاربردی و قابل اجرا نوشتم. از همین امروز می‌تونی شروعش کنی: #مرحلهٔ اول: شناسایی گفت‌وگوی درونی هدف: آگاه شدن از صدای ذهن. تمرین: هر وقت در ذهنت حرف می‌زنی (قضاوت، پیش‌بینی، مرور گذشته، ترس از آینده)، فقط #یادداشتش کن. لازم نیست جلویش را بگیری. فقط ثبت کن: «الان دارم تو ذهنم می‌گم که نباید فلان کار رو می‌کردم» یا «الان نگران معامله‌ فردام هستم». مدت: یک هفته، روزی سه بار، هر بار ۵ دقیقه. #دون خوان: «تا وقتی ندانی که با خودت حرف می‌زنی، در قفسی شیشه‌ای زندگی خواهی کرد.» مرحلهٔ دوم: شکستن عادت‌های ادراکی هدف: تحریک ذهن برای متوقف کردن الگوهای تکراری. تمرین‌ها: مسیر همیشگی رفت‌وآمدت رو تغییر بده. با دست غیرغالبت مسواک بزن یا بنویس. #سکوت کامل ۱۰ دقیقه‌ای در روز داشته باش (نه حرف بزنی، نه چیزی بخونی، نه گوش بدی—فقط باش). مدت: ۵ تا ۷ روز، روزانه یک تمرین. دون خوان: «ادراک ما، زندانی عاداتی است که به آن‌ها چسبیده‌ایم. آزادی، با شکستن الگو آغاز می‌شود.» مرحلهٔ سوم: تمرین «توقف دنیا» (Stopping the World) هدف: توقف جریان خودکار افکار و ادراک. تمرین ساده: به یک شیء (مثلاً شعلهٔ شمع یا برگ درخت) خیره شو، بدون اینکه اسم، تحلیل یا قضاوتی در ذهن بیاد. هر وقت فکری اومد، با مهربانی بگو: «نه حالا» و برگرد به نگاه کردن. زمان: شروع با ۳ دقیقه، کم‌کم برسون به ۱۵ دقیقه در روز. دون خوان: «دنیا فقط در گفت‌وگوی درونی‌ات معنا دارد. وقتی آن متوقف شود، دنیا هم از حرکت می‌ایستد.» مرحلهٔ چهارم: شنیدن انرژی هدف: ورود به سکوتی عمیق‌تر که در آن انرژی اشیاء را می‌شنوی، نه کلمات را. تمرین: در طبیعت یا جای آرام بنشین. چشمانت را ببند. به صداهای محیط گوش بده؛ نه با هدف تحلیل، فقط با بدن حس‌شان کن. بعد از چند دقیقه، توجه را به درون برگردان. ببین بدنت چه احساسی داره، بدون قضاوت. زمان: ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در روز. دون خوان: «سکوت، صدای نیروی قصد است. آن را بشنو، نه با گوش، که با جان.» مرحلهٔ پنجم: روزهٔ گفتار (Silence Fast) هدف: تمرین بیرونی برای سکوت درونی. تمرین: یک روز در هفته را برای «روزهٔ گفتار» انتخاب کن. فقط در صورت ضرورت حرف بزن. هرچه می‌خواهی بگویی، اول ۵ ثانیه سکوت کن. دون خوان: «وقتی دهانت ساکت شود، ذهن مجبور می‌شود بخشی از خود را ببیند که همیشه خاموش مانده.» مرحلهٔ ششم: دست‌یابی به سکوت ذهن نتیجه طبیعی تمرین‌ها: اگر این مراحل را پشت سر بگذاری، به مرور ذهن ساکت می‌شود. نه برای همیشه، اما برای دقایق و لحظاتی پاک و درخشان. این لحظات، دروازهٔ دیدن واقعی‌اند. 🌸 #شرح_سامسارا_بر_کاستادا #قدرت_سکوت

تایشا: منظورت از خود مهم‌بینی چیست؟                                                                 دون خوان: تمرکز اضافی یک فرد بر روی تصورش از خود. برای اینکه این تصور به واقعیت مبدل شود باید که دائما انرژی داده شود. فرد باید مدام به آن رسیدگی کند، آن را تقویت کند، پایدارش کند، نازپروردش کند تا آن را زنده نگاه دارد.               وقتی از او پرسیدم چرا اینگونه است؟ دون‌خوان پاسخ داد که مردم اتصالشان را به خاستگاه اسرارآمیز خود که ارائه دهنده‌ی ناشناخته بود،‌ از دست داده اند و برای آنها بدلی ناچیز باقیمانده است، تصوری واهی که حقیقت در نظر گرفته می‌شود. اگر مردم متوجه شوند که برای خود و دیگران ناشناخته هستند دیگر خودشان را مهم نخواهند پنداشت یا با احساس خاص بودن از خودشان حمایت نخواهند کرد. آنها خواهند دانست که از قبل خاص هستند. اما با از دست دادن منظر راز حقیقی‌شان، آنها تلاش می‌کنند تا از خودشان مرموزبازی در بیاورند و سعی می‌کنند مهم جلوه کنند و این اشتباهی مرگبار است.                                                   یادداشت‌های منتشر نشده تایشا

ما بدنبال روش‌ها و تکنیک‌ها هستیم. اما تنها کمک واقعی کوچک کردن خود مهم بینی است... ساحری روشی ندارد ساحری هیچ مرحله ای ندارد
ما بدنبال روش‌ها و تکنیک‌ها هستیم. اما تنها کمک واقعی کوچک کردن خود مهم بینی است... ساحری روشی ندارد ساحری هیچ مرحله ای ندارد تنها امر مهم حرکت پیوندگاه است که خودبخود روی می‌دهد(با عدم خودمهم‌بینی) ... جنگاوران سالها در برزخ به سر می‌برند، در جایی که نه آدم معمولی هستند و نه ساحر، در نهایت همه این جنگاوران می‌فهمند که ساحر هستند و گزینه دیگری ندارند. مشکل در این است که آیینه خودبینی بینهایت قدرتمند است و فقط پس از مبارزاتی وحشیانه قربانی‌اش را رها می‌کند. قدرت سکوت فصل پنجم نیازمندیهای قصد

هر کسی به خرده ستمگر بپیوندد شکست خورده است. با خشم و غضب و بدون خویشتنداری و انضباط اقدام کردن و ناشکیبا بودن یعنی مغلوب شدن
هر کسی به خرده ستمگر بپیوندد شکست خورده است. با خشم و غضب و بدون خویشتنداری و انضباط اقدام کردن و ناشکیبا بودن یعنی مغلوب شدن. - وقتی سالكان مغلوب میشوند چه اتفاقی می افتد؟؟ یا دوباره گرد هم می آیند و یا از طلب معرفت دست می کشند و بقية عمر را به صف خرده ستمگران می پیوندند.

مدیتیشن - سکون ذهن #این_نقطه #حسین_ارا @innoghteh

اقتدار به هیچکس تعلق ندارد. برخی از ما می توانیم آن را بدست آوریم، به برخی دیگر مستقیما داده می شود... برای افزایش اقتدار بای
اقتدار به هیچکس تعلق ندارد. برخی از ما می توانیم آن را بدست آوریم، به برخی دیگر مستقیما داده می شود... برای افزایش اقتدار باید اقتدار را در راه کمک به شخص دیگری که می خواهد اقتدارش افزایش یابد بکار برد. کتاب سفر به دیگر سو

تو در نبردهای خودت شرکت نمی کنی بلکه در نبردهای افراد ناشناس می جنگی. تو نه می خواهی چیزی درباره گیاهان بدانی و نه درباره شکا
تو در نبردهای خودت شرکت نمی کنی بلکه در نبردهای افراد ناشناس می جنگی. تو نه می خواهی چیزی درباره گیاهان بدانی و نه درباره شکار و نه درباره هیچ چیز دیگر. دنیای من دنیای اعمال دقیق، احساس ها و تصمیم های قاطع است و بی نهایت موثرتر از حماقت مسخره ای است که تو زندگی «من» می نامی. 📕کتاب سفر به دیگر سو

فنجانی که یک حفره داشته یا کف نداشته باشد دیگر نمی‌تواند آنچه را که قصدش بوده عملی کند. یعنی یک مخزن باشد. نلیدا توضیح داد که
فنجانی که یک حفره داشته یا کف نداشته باشد دیگر نمی‌تواند آنچه را که قصدش بوده عملی کند. یعنی یک مخزن باشد. نلیدا توضیح داد که اگر کالبدانرژی سوراخ یا آسیب‌دیده باشد،‌ فرد احساس نشت کردن نیروی حیاتی کرده، تلاش می‌کند با احتکار و چسبیدن، ضرر اجتناب‌ناپذیر را جبران کند. آنچه که این فرد نمی‌فهمد، این است که این ترس از دست دادن نیست که باعث چسبیدن او می‌شود، بلکه ضعف موجودیت انرژیک او است که باعث این پریشانی است. نلیدا این را روشن کرد که همه ما مانند فنجان‌ها هستیم،‌ بعضی از ما ترک دارند،‌ بعضی ته ندارند،‌ بعضی دیگر سالم اند و دست نخورده هستند. 📘یادداشت های منتشر نشده

برای توضیح دقیق‌تر مفاهیم "جنون اختیاری" و "بی‌عملی فعال" در آثار کاستاندا، از مثال‌هایی استفاده می‌کنیم که نشان دهند این مفاهیم چگونه در زندگی یک جنگجو (به‌خصوص خود کاستاندا در کتاب‌هایش) به کار گرفته می‌شوند. ### ۱. مثال "جنون اختیاری": در یکی از صحنه‌های کتاب "تعالیم دون خوان"، کاستاندا پس از مدت‌ها آموزش با دون خوان متوجه می‌شود که بسیاری از چیزهایی که مردم برای آن‌ها تلاش می‌کنند، در واقع بی‌معنا هستند. دون خوان به او توضیح می‌دهد که یک جنگجو باید زندگی را جدی بگیرد اما بداند که هیچ چیز اهمیتی ذاتی ندارد. او می‌گوید: "هیچ چیزی در این دنیا واقعا مهم نیست. بنابراین، جنگجو هر کاری که انجام می‌دهد را با تمام قلب و جان انجام می‌دهد، اما از درون می‌داند که همه چیز یک بازی است." در این مثال، کاستاندا وقتی به جنون اختیاری دست پیدا می‌کند، می‌فهمد که می‌تواند مثل دیگران زندگی کند، کار کند، عشق بورزد، یا حتی با دیگران دعوا کند، اما در عین حال می‌داند که این‌ها نمایش‌هایی هستند که او انتخاب کرده تا در آن شرکت کند. او به این باور رسیده که همه این جنون‌ها را خودش انتخاب کرده است، اما نباید خیلی جدی به آن‌ها بپردازد. ### ۲. مثال "بی‌عملی فعال": در یکی دیگر از کتاب‌ها، "سفر به دیگر سو"، دون خوان به کاستاندا آموزش می‌دهد که چگونه باید "دیدن" (seeing) را یاد بگیرد. یکی از تمرین‌های او این است که باید یاد بگیرد دنیا را بدون استفاده از برچسب‌ها یا الگوهای ذهنی که از قبل دارد، مشاهده کند. برای این کار، دون خوان از او می‌خواهد به کوهستان برود و ساعت‌ها به یک سنگ یا گیاه نگاه کند، بدون اینکه آن را به‌صورت خودکار به‌عنوان "سنگ" یا "گیاه" دسته‌بندی کند. کاستاندا به سختی این کار را انجام می‌دهد، زیرا ذهنش مدام به او می‌گوید که این شیء یک "سنگ" است، اما هدف دون خوان این است که کاستاندا به جای "عمل دیدن" به "بی‌عملی فعال" برسد. یعنی بدون قضاوت و برچسب‌گذاری، فقط مشاهده کند. در این مثال، "بی‌عملی فعال" یعنی دست کشیدن از واکنش‌های خودکار و عادی به جهان. کاستاندا نه "عمل" می‌کند و نه به‌طور سنتی "فعال" است، اما در عین حال به‌شدت هوشیار و درگیر مشاهده است. او در حال "دیدن" دنیای اطرافش به شکلی است که پیش از این هرگز تجربه نکرده بود. ### ترکیب دو مفهوم: در یک تجربه دیگر، دون خوان به کاستاندا توضیح می‌دهد که یک جنگجو ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که باید به ظاهر منفعل باشد، اما از درون او کاملاً در حال آگاهی و مشاهده است. به‌عنوان مثال، زمانی که کاستاندا در حال صحبت با افرادی است که به‌طور خودکار و بدون آگاهی با دنیا برخورد می‌کنند، او می‌تواند بدون قضاوت و واکنش، تنها به این رفتارها نگاه کند و در عین حال بداند که خودش با این بازی‌ها همراه نیست. اینجا، "بی‌عملی فعال" و "جنون اختیاری" به‌هم پیوند می‌خورند، زیرا کاستاندا در ظاهر با دیگران تعامل می‌کند (جنون اختیاری) اما از درون، کاملاً آگاه است که این تعاملات بی‌معنا هستند و تصمیم می‌گیرد که به‌طور فعالانه درگیر نشود (بی‌عملی فعال). این مثال‌ها نشان می‌دهند که چگونه مفاهیم کاستاندا به شیوه‌ای عملی در زندگی روزمره یک جنگجو به کار گرفته می‌شوند و به او کمک می‌کنند تا به آگاهی بالاتری دست یابد.

سالك مبارز به كسی می گویند كه در طلب آزادی باشد. حزن و اندوه آزادی نیست. ما بایستی خود را از قید آن رها سازیم. 📓هدیه عقاب

بی عملی، عملی است، بدون عمل. وقتی است که تو برچسب یا لغتی برای توصیف اعمالت نداری. پرسیدم: چطور می‌توانی عمل کنی، بدون اینکه
بی عملی، عملی است، بدون عمل. وقتی است که تو برچسب یا لغتی برای توصیف اعمالت نداری. پرسیدم: چطور می‌توانی عمل کنی، بدون اینکه بدانی چه کاری می‌کنی؟ او پاسخ داد:‌ عمل‌کردن از یک سکوت عمیق، بدون اینکه با اعمالت عجین شوی. لحظه‌ای که وابسته به توقعات یا نتیجه اعمالت نیستی،‌ تو متوجه رفتارت نخواهی بود. مانند کفشی که اندازه پایت است. 📒یادداشت های منتشر نشده تایشا آبلار

دو مفهوم مهم به نام‌های تونال و ناوال وجود دارد. 1. تونال (Tonal): به بخش روزمره، فیزیکی و قابل درک از واقعیت اشاره دارد. این همان بخشی از زندگی ماست که با حواس پنج‌گانه درک می‌کنیم و قوانین منطقی و عقلانی بر آن حاکم است. مثال ساده: فرض کن تو داری در یک روز آفتابی قدم می‌زنی و درخت‌ها، ماشین‌ها و مردم را می‌بینی. این‌ها تمام چیزهایی هستند که با حواس پنج‌گانه‌ات تجربه می‌کنی. این‌ها بخشی از تونال هستند. یا وقتی داری برای برنامه‌ریزی کاری از تقویم استفاده می‌کنی، در دنیای تونال هستی. تونال همان جنبه ملموس و ساختارمند زندگی است. 2. ناوال (Nagual): به بخش ناملموس و غیرقابل درک از واقعیت اشاره دارد. این جنبه از زندگی جادویی و مرموز است و با منطق معمول قابل توضیح نیست. ناوال نماد ناشناخته، ناخودآگاه و شهود است. مثال ساده: تصور کن شب خواب عجیبی می‌بینی یا ناگهان احساسی بهت می‌گوید که کاری را انجام ندهی. یا مثلاً وقتی در طبیعت هستی و احساس عمیق معنوی و ارتباط با جهان پیدا می‌کنی، در حال تجربه ناوال هستی. ناوال جایی است که قوانین معمول ما دیگر صدق نمی‌کند و با دنیای ناشناخته و درونی در تماس هستیم. خلاصه: تونال: دنیای فیزیکی و ملموس؛ مثل دیدن یک درخت. ناوال: دنیای غیرملموس و شهودی؛ مثل تجربه یک حس عمیق یا خواب عجیب. این دو جنبه همیشه در زندگی ما وجود دارند و هنر این است که بتوانیم بین آن‌ها تعادل ایجاد کنیم.

یک جنگجو طوری اقدام می کند که انگار خوب می داند چه خواهد کرد در حالی که از حقیقت چیزی نمی داند. یک جنگجو اگر به اقتدار شخصی خ
یک جنگجو طوری اقدام می کند که انگار خوب می داند چه خواهد کرد در حالی که از حقیقت چیزی نمی داند. یک جنگجو اگر به اقتدار شخصی خود اعتماد داشته باشد، رفتار بی نقصی خواهد داشت،‌ خواه این اقتدار بی مقدار باشد خواه قابل ملاحظه. 📘کتاب سفر به دیگر سو

فایل صوتی و پی دی اف کتاب