en
Feedback
عاشقانه های ادبی بهار

عاشقانه های ادبی بهار

Open in Telegram

عاشقانه های ادبی بهار کجای چهار فصل نام تو می گنجد...؟ رویش از توست بهار،بهانه،باران هم! تو... فصل پنجم شاعرانه های منی...؟ ارتباط با مدیر @baharhp0

Show more
1 204
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
گاهی لازم نیست همه‌چیز را با خودت تا فردا ببری... بعضی فکرها، بعضی نگرانی‌ها و خستگی‌های امروز را می‌توان برای فردا گذاشت. امشب فقط کمی آرام‌تر نفس بکش و به خودت اجازه بده استراحت کنی. 🤍 با عشق شبت آرام ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

بازم شب شد و دلتنگی ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

محبوب من، راهی پیدا کن برای آمدن، برای همیشه ماندن. به هر راهی که می روم بیراهه، و به هر دری که میزنم بسته است، بی تو دلتنگی ادامه دارد. #محمد_صالح_علا ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

قاصدکی را دیدم بر شانه‌ی باران، خسته و تنها نه به سوی خورشید، که به سوی خاموشی می‌رفت شهریور بود درخت‌ها داشتند خداحافظی را تمرین می‌کردند برگ به برگ، آرام، بی‌آنکه کسی بشنود باران که می‌بارید انگار اشک‌های تابستان بود که دیگر جایی برای ماندن نداشت قاصدک روی آب افتاد، هیچ بادی نبود که او را به رؤیایی برساند فقط شهریور بود و سکوتِ خیسِ خیابان و یک پنجره که آرام‌آرام بسته می‌شد؛ من ماندم با دست‌هایی خالی از تابستان و قاصدکی که دیگر برنمی‌گشت شهریور همیشه همین‌طور است می‌آید چیزی را با خودش می‌برد و می‌رود.... #باران_مقدم ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

#عرفان_طهماسبی ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

دل زن من بردی پرسیدی که دل گم کرده ای؟ #_عطار ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

پينك تو كيه ؟! ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

Good morning Have a nice day 🌤زيباترين صبح دنيا در چشم آدم‌هايى طلوع ميڪند، ڪه دست اميد را می‌گيرند و پا به پاى تلاش ومهربانى، هدف‌هايشان را دنبال می‌ڪنند. #سلام‌روزتون‌پرامید ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

صبحها کمی مهربان‌تر باش! حواست را با ساعت دلت کوک‌ کن شاید یک نفر تمام دیشبش را به هوای صبح بخیر تو بیدار مانده باشد... #_آزاده_رمضانی ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

از خیالم نشود غایب خیال ناز تــ𝓽𝓸ـو اے خیالت لحظه‌هاے عمر من صبحت بخیر ... #راحم_تبریزی ‌ ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

الهی چشم و دلتون روشن بشه به اتفاقهای خوب الهی به امید تو ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

امیدوارم ویروس خوشبختی کل جهان رو مبتلا کنه شبت آروم ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

دلتنگی هایم حلالت... 💔 ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

بعد از پانزده سال...» ‌ «شاید پانزده سالِ دیگر، دوباره همدیگر را ببینیم؛ > نه به عنوانِ دو عاشق، بلکه به عنوانِ آدم‌هایی که زمانی "همه‌چیزِ" هم بودند. شاید در جایِ خلوتی بنشینیم، فنجانی چای بنوشیم و تظاهر کنیم که هر دو، از آن روزها عبور کرده‌ایم. تو لبخند می‌زنی، من هم لبخند می‌زنم، اما در اعماقِ وجودمان، هر دو می‌دانیم که زمانی، > چیزی میانِ ما بود که نظیر نداشت... > و تا آن روز فرا برسد، > من به راهِ خود ادامه می‌دهم، > یاد می‌گیرم که بدونِ تو زندگی کنم، > اما هرگز فراموش نمی‌کنم که داشتنِ تو، چه حسی داشت...» ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

محبوب من، راهی پیدا کن برای آمدن، برای همیشه ماندن. به هر راهی که می روم بیراهه، و به هر دری که میزنم بسته است، بی تو دلتنگی ادامه دارد. #محمد_صالح_علا ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

کاش گل هایِ رویِ پیراهنم بُودی همین قدر نزدیک که عَطرت بپیچد در جانم با من یکی شوی ... #_باران_قیصری ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

پی‌نوشت : شعر مقداری تغییر کرده از جناب‌آقای گلشن✍🏼 #شعر #دکلمه ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

صبح بخیر… به امید اتفاقی که قراره لبخند رو مهمون دلمون کنه. ☀️✨ ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

دروغ چرا بگذار راستش را بگویم راستش را بخواهی چند وقتیست ک میبینمت قلبم تندتر میزند انگار از قفسه سینه ام میخواهد بیرون بیاید اصلا بگذار کمی راست تر بگویم من دلم تو را میخواهد تمام تو را همه تو را #سیما_امیرخانی ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار

دوست داشتنت بذر كوچكي است در دلم كه صبح ها چند شاخه اش با هواي عشق تو شكوفه مي دهند... #شبنم_نادری ‎‌‌‌بــــــ♡ـــار