زیر درخت گلابی
Open in Telegram
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-v2qgoTR84Q اینجا زیاد حرف میزنم. https://pin.it/3xH3OPKxi
Show more205
Subscribers
+124 hours
+17 days
-430 days
Posts Archive
یا پاییز اومده یا من یخ زدم
خونه یک جوری ساکته که انگار شهر هم مرده
ولی صدای چیک چیک آب میآد
شیر رو محکم نبستم
انگار که میخوام خودم رو با پتک متوقف کنم اما انقدر از بستن احساساتم خستم که دارم رها میکنم
و یک انسان بالغ هم نیست که گوشیم رو بگیره؟ نه.
جالبه که پردیس خودش خونه نیست اما من دارم موهای مامانش رو رنگ میکنم و غیبت میکنیم😂😂
Repost from lost
born to wear a corset dress with a garter dagger strapped to my thigh, doomed to wear jeans and baggy shirt
و عمرا فراموش کنم دیالوگ آخر گلتن خاتون رو.
"اون سوی دیوار، جاده ای هست، حتی اگر شب باشه."
نمیتونم راجع به امشب خفه شم. لبخند ها و اشک هایی که ریختم و ذوق هایی که کردم واقعا یک لول دیگه بود.
و اجرایی که من امشب دیدم؟
زن هایی با استعداد و زیبا، که لباس های رنگین و دلنشین پوشیده بودن و روی صحنه میخوندن، میرقصیدن و بی شک دل تمام تماشاچی ها رو میلرزوندن.
و چه اشکی تو چشم هام جمع شد وقتی که دیدم، هرچقدر هم محدودیت باشه، یک جوری موفق میشن تا دیوار ها رو بریزن و بدرخشن. و چه صدا های زیبایی..چه صدا هایی:) چه ممنوعیتِ گوش نوازی!
زیبا تر از اون؟
بازیگر هایی که سندروم دان بودن و چقدر زیبا بازی کردن و چقدر رفتار خود واقعیشون بعد از اجرا قشنگ و شیرین بود.
حد کمال همچین نمایشی؟ کارگردانی که یک بانوی چشم نواز بود.
بیضایی در یکی از مصاحبه هاش گفته بود که هدفش اینه تا بفهمه اگر نمایش رو حوضی هنوز ادامه داشت، چه سرنوشتی در انتظارش بود.
نمیدونم چیزی که بهش رسید ذهنش رو ارضا کرد یا خیر، اما اجرا هایی که من از نمایشنامه های این بزرگوار دیدم، کاملا جواب سوال خودشه.
نمایش پرده خانه یک رو حوضی مدرن و شیرین بود که نمیتونستی چشم ازش برداری.
