زیر درخت گلابی
Open in Telegram
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-v2qgoTR84Q اینجا زیاد حرف میزنم. https://pin.it/3xH3OPKxi
Show more205
Subscribers
+124 hours
+17 days
-430 days
Posts Archive
حالا سنت کهن سیاوشان به دو مدل در دو منطقه آسیای مرکزی و غربی به جا آورده میشه.
نوع اول:
شاه و اطرافیانش به مدت یک روز برای شکاری میرفتن و در نهایت برندهی اون رقابت، یک روز به جای شاه، بر تختش مینشست.
نوع دوم:
در زمان انقلاب زمستانی یا همان نوروز، مردان و زنان، سیاه پوش و شیون کنان به مزارع میرفتن تا استخوان های پراکندهی پسر آسمانی ای که سوگش را دارند رو پیدا کنند.
پسر آسمانی اون ها نگهبان رویش غلات و ضامن حفظ باروری بود.
گفته میشه که اون ها غلات کوفته رو به عنوان پیکر یا همان خون ریخته شدهی پسرک جمع آوری میکردند.
سوگِ سیاوش
سوگ سیاوش از تئاتر های پیش از اسلام حساب میشه که در چند روز قبل از عید، به سوگ سیاوش مینشستند و بعد جوری برای رسیدن نوروز شادی میکردند، انگار که سیاوش دوباره زنده شده. که معمولا در بخارا مراسمش برگزار میشه.
درواقع سیاوشان میتونه ادعایی بر پدید آمدن نوروز و همینطور شروع تعزیه ایران باشه. (مرگ سیاوش ریشه پیدایش و اولین تعزیه حساب میشه.)
حالا خود سیاوش از نظر اسطوره شناسی کیه؟
سیاوش اسطوره پیشازرتشتی، اسطورهی باروری و فرهنگ کشاورزی هستش.
آیین سیاوشان در حدی در سرار آسیای مرکزی با ارزش بوده که حتی یک دوره ای از تمدن هخامنشی "سیاوشان" نام داشته. که خب در اون منطقه باور های مذهبی و اجتماعی سیاوشان جریان داشته و دوره قوی ای از نظر رشد کشاورزی بوده.
اولاش "از هوشی دل بکن" یه تیکهی ساده بود. تا اینکه انقدر هر شب تنها رفتم پیشش، یک اکیپ شب شعر به فرزندی گرفتنم.
از تفریحات سالم زندگی من اینه که از تو ماشین پردیس به افراد رندوم بگم "عمو سلام، خاله سلام" بعد سلام متقابل دریافت کنم و خوشحال شم.
Repost from -belle tristesse.
یک شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری بسوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم
سر تا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان
پر می کنم برای تو دامان را
از لالههای وحشی کوهستان
یک شب ز حلقهای که بدر کوبند
در کنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد، تن من بی تاب
در بازوان گرم تو می لغزد
دیگر در آن دقایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون کودکان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید
یک شب چو نام من بزبان آری
می خوانمت به عالم رؤیائی
بر موجهای یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریائی
یک شب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو می سوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو می دوزد
از زهره، آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یک شب چو نوری از دل تاریک ی
در کلبه ات شراره می افروزم
آه، ای دو چشم خیره بره مانده
آری ، منم که سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم
-فروغ
Repost from اسم نداره
گربه ای که می خواست تنها باشد.
پ.ن: این طرح مستقیماً اشاره به تسخیر ایران توسط قوای متفقین: آمریکا-عقاب-، شوروی-خرس- و شیر-بریتانیا- با وجود اعلام بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم دارد.
۱۳۲۴/۸/۱۴
