en
Feedback
خانه شعر و ادبیات

خانه شعر و ادبیات

Open in Telegram
1 398
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+2030 days
Posts Archive
نوشتن این کتاب نزدیک هفته سال طول کشید! علیرضا محمودی ایران‌مهر پای تک‌تک کلمات رمانش، حافظ‌خوانی خصوصی، از عمر و جانش مایه گذاشته. تا این کتاب به ثمر بنشیند. داستان «حافظ‌خوانی خصوصی» با یک اتفاق بی‌جهت شروع می‌شود. با تلفن خانه‌ی یک زن مرده، که قطع نشده. زنی که نشانه‌هایش در سراسر تهران پخش است. و راوی قصه، که معشوق زن است، با مجموعه‌ای از اسرار مربوط به او روبه‌رو می‌شود، که کلید گشایش‌شان ابیات حافظ است. برنامه #داخل_گیومه کاری‌ست مشترک از خانه شعر و ادبیات و شبکه دو که این روزها به‌صورت میان‌برنامه از این شبکه پخش می‌شود. #خانه_شعر_و_ادبیات

فردا منتظرتونیم.🙌🏻
فردا منتظرتونیم.🙌🏻

نقالی برای کودکان! منوچهر اکبرلو، که عمری را در عرصه‌ی هنرهای نمایشی گذرانده، با مجموعه‌ی «چنین کنند حکایت» سعی کرده تا هنرهای بومی و سنتی ایرانی را برای کودکان این سرزمین بازآفرینی کند. این مجموعه ضمن این که سرگرم‌کننده‌ست، سعی دارد تا مخاطبانش را جذب حرفه‌ی نقالی کند و مفاهیم مورد نیازی نسل جدید، مثل مهارت‌های فردی، را در قالب داستان‌های شاهنامه به آن‌ها آموزش دهد. این مجموعه را انتشارات مهرک منتشر کرده. برنامه #داخل_گیومه کاری‌ست مشترک از خانه شعر و ادبیات و شبکه دو که این روزها به‌صورت میان‌برنامه از این شبکه پخش می‌شود. #خانه_شعر_و_ادبیات ‏

محسن ذوالفقاری چندین سال از عمرش را صرف تحقیق و پژوهش پیرامون زندگی و افکار و تاثیرات شهید بهشتی کرده و تابه‌حال چندین کتاب در این مورد به چاپ رسانده. «فرزند بی‌نهایت» یکی از آن آثار است که به زندگی و زمانه‌ی شهید والامقام سیدمحمد حسینی بهشتی می‌پردازد. زبان این کتاب روان است و مخاطب ده ساله تا نود ساله را راضی می‌کند و همین خصیصه فرصت خوبی‌ست برای آشناشدن با زندگی پربرکت این مرد بزرگ. برنامه #داخل_گیومه کاری‌ست مشترک از خانه شعر و ادبیات و شبکه دو که این روزها به‌صورت میان‌برنامه از این شبکه پخش می‌شود. #خانه_شعر_و_ادبیات ‏

«به امین بگو دوستش دارم» رمانی‌ست در مورد حامیان حضرت رسول. چهار مردی که او را در مسیر رسالتش پشتیبانی کردند تا بتواند آخرین رسول باشد و کامل‌ترین دین خدا را پیام‌بری کند. عبدالمطلب، ابوطالب، حمزه و جعفر. کتاب از زبان این چهار مرد روایت می‌شود. و از این می‌گوید که هرکدام با چه سختی‌هایی روبه‌رو شدند و برای زدودن موانع چه‌ها کردند. نقطه‌ی پایان روایت هر راوی مرگ اوست و پس از آن نوبت به راوی بعدی می‌رسد. در شب میلاد پیامبر رحمت، بنشینید پای صحبت‌های #مریم_راهی، که نویسنده‌ی این اثر است، و از پیامبر مهربانی‌ها بشنوید. برنامه #داخل_گیومه کاری‌ست مشترک از خانه شعر و ادبیات و شبکه دو که این روزها به‌صورت میان‌برنامه از این شبکه پخش می‌شود. #خانه_شعر_و_ادبیات ‏

سقاخانه‌ی اسماعیل‌طلا را چه کسی ساخته؟ سردار اسماعیل‌خان سنگسری. و رمان آتون‌نامه در مورد زندگی این مرد است. داستانی حماسی از سفر این قهرمان برای رسیدن به یک معنای بزرگ. از حضور در جنگ‌های متعدد تا نجات جان شاه و گرفتن جایزه‌ی ویژه‌ی شاهانه. آتون‌نامه را محمداسماعیل حاجی‌علیان نوشته و انتشارات به‌نشر آن را روانه‌ی بازار کرده. برنامه #داخل_گیومه کاری‌ست مشترک از خانه شعر و ادبیات و شبکه دو که این روزها به‌صورت میان‌برنامه از این شبکه پخش می‌شود. #خانه_شعر_و_ادبیات ‏ @khaneyeadabiat 📄

صدویازدهمین جلسه‌ی یکشنبه‌های روایتِ خانه شعر و ادبیات، با هدایت خانم مکرمه شوشتری، در روز یکشنبه ۲۵مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد.⁩ __________ متن اول یک جستار شخصی از خانم مریم خداکرمی بود. خانم خداکرمی روانشناس است و از این توانمندی و تخصص استفاده کرده بود و از تأملات درونی‌ای که درباره‌ی مسئله‌ی مادر داشت، در خلال چند خاطره شخصی نوشته بود. این جلسه خانم شوشتری درباره‌ی تفاوت جستار شخصی و جستار روایی توضیح داد: «جستار ر‌وایی نسبت‌به جستار شخصی، به مموار نزدیک‌تره. در جستار روایی، مثل کاموایی که سر بندازی، یک قصه رو سر می‌ندازی و تا آخر همون قصه رو تعریف می‌کنی. یعنی یک رویداد بیرونی رو از نگاه خودت برای مخاطب می‌گی؛ اما در جستار شخصی خرده‌داستان می‌گیم. جستار روایی قالب داستان کوتاه داره، داستانی که براساس واقعیته و عناصری مثل پی‌رنگ، کشمکش، تعلیق و منحنی داستان رو داره. تفاوتش با مموار هم اینه که در مموار قصه‌ی شخصی خودت رو تعریف می‌کنی و در جستار روایی می‌تونیم قصه رخدادی که مربوط به خودمون نیست رو هم از منظر خودمون تعریف کنیم.» متن بعدی از خانم فرزانه علی‌بخشی بود. یک قصه عاشقانه و چالشی که با این حس در ایام جنگ تجربه کرده بود. متن سوم را خانم حسینی از تجربه‌ی لحظاتی نوشته بود که می‌خواست بفهمد کودکی که به شکم می‌کشد دختر است یا پسر. آقای فراهانی عکس‌جستار نوشته بود و این‌بار ما فقط گوش‌هایمان کار نمی‌کرد و هم‌زمان به چهارعکسی که برایمان فرستاده بود هم نگاه می‌کردیم. «ناداستان ژانر باز و پویاییه و من استقبال می‌کنم از اینکه فرم‌های مختلفش رو تجربه کنید. توی کلاس ما بیش‌تر مموار و روایت‌های شخصی خونده می‌شه. خوبه که بچه‌ها مدل‌های دیگه رو هم بخونن و کار کنن.» جعبه پیشنهادی: ـ فیلم دعوت [The invite 2026] ـ یادداشت‌های روزانه جلال آل احمد ـ فیلم «همین یک‌ ساعت پیش»

خانم نرگس لکی در این جلسه با متنش، تهران را از عینک خودش بهمان نشان داد. در متن او به تعبیر خودش تهران یک نقطه‌ویرگول بود میان تمام شهرهایی که در آن زندگی کرده. جلسه قبل هم از نرگس متن شنیده بودیم و نظر خانم شوشتری این بود که سبک او نوشتن با ذهن آزاد است و هرچیزی که درباره‌ی موضوع به‌یاد دارد را روی کاغذ می‌آورد، بدون دسته‌بندی که البته این سبک برای روزنوشت بسیار مفید است چون قرار نیست منتشر شود و فقط برای ثبت‌ و ضبط است. «داده‌هایی که به مخاطب می‌دی شبیه تسبیحی که نخش پاره شده یا تکه‌های پازل پراکنده‌ست. نخ تسبیح یا قاب پازل کار مضمون رو می‌کنه. اگر بدونی چی می‌خوای به مخاطب بگی، خاطرات و رخدادها رو می‌چینی، شبیه دونه‌های تسبیح که نخ‌شون می‌کنی. یعنی این مضمون خودش به تو مسیر می‌ده و هروقت حس کردی داری از مسیر دور می‌شی، با دونستن مضمون ذهنت خود به خود می‌فهمه این خاطره از مسیر دوره و تو رو برمی‌گردونه.» خانم شوشتری این جلسه پیشنهاد داد موقع گوش‌دادن به متن‌های دیگران، دو تمرین‌ را در ذهن خود انجام بدهیم: یک. کدام صحنه اگر اول متن می‌آمد بهتر بود. بر اساس این معیار که شروع متن باید یک شمای کلی از متن بدهد و به مخاطب بگوید من از چه‌چیز می‌خواهم با تو صحبت کنم. دو. به این فکر کنید مضمون متن چیست؟ / چه می‌توانست باشد؟ اگر کل داده‌هایی که دارد به ما می‌دهد را روی کدام مضمون سوار می‌کرد متن مرتب‌تر می‌شد؟ خانم شهرابی اخیراً تجربه‌ی حضور در مراسم وداع و تشییع رهبر، به‌عنوان یک نیروی جهادی برای نوشتن روایت را داشته. آن‌جا با دو دختربچه که خواهر بوده‌اند مصاحبه کرده بود و جزئیات آن مصاحبه را خیلی مفصل نوشته بود. «کسی که می‌خواد هر رویداد اجتماعی-سیاسی رو مستندنگاری کنه باید خیلی چیزها رو ببینه؛ طیف وسیعی از آدم‌ها با عقاید مختلف که هرکدوم دلیل خودشون رو برای حضور توی اون رویداد دارن. مثل مستند کودک‌سرباز پگاه آهنگرانی که مصداق مستندیه که فقط به یک وجه توجه کرده. تو اگر واقعاً مستندنگاری، حالا که به این وجه پرداختی که اون بچه می‌گه من تروما تجربه کردم که رفتم جنگ و هنوز درگیرم، باید اون وجه رو هم ببینی که مثلاً بیست‌وسه‌نفر هم تجربه حضور در جنگ داشته‌ن و خیلی بهش مفتخرند، هم‌چنین وسط رو هم ببین که نه این‌ورن نه اون‌ور و تفکر دیگه‌ای دارند. کار مستندنگار کنار ایستادن و دیدن تمام آن چیزیه که داره اتفاق میفته. باید بی‌طرفانه و روادارانه ثبت و ضبط کنی.» «کار‌ روایت‌نویس این نیست که فقط خاطره تعریف کنه، باید خاطره رو مثل یک قصه با یک معنایی بذاره جلوت. وگرنه فرق خاطره‌نویسی با روایت‌نویسی چه فرقی داره؟!» بعد از کلنجارهای زیاد درباره‌ی بحث مستندنگاری، روزنوشتی لطیف و آرام از خانم مهدیه رشیدی شنیدیم. پایان کلاس خانم شوشتری نکته‌ای را درباره «زمان در روایت» توضیح داد: وقتی قصه‌ای تعریف می‌کنیم، با دو زمان درگیریم. زمان بیرونی محدوده‌ست؛ مثلاً محدوده کلمات یا اگر ظرف سینماست دوساعت وقت داری برای تعریف این قصه. زمان بیرونی زمانی‌ست که مخاطب می‌گذاره تا محصولی که تولید کردی رو بیینه/بخونه. زمان درونی زمانی‌ست که هنرمند خلق می‌کند. مثلاً در یک فیلم دوساعته می‌شه دو قرن رو نشون داد. در روایت، می‌شه یک برداشت آزاد از این زمان‌ها کرد و اون همون لایه‌های متنه که من همیشه به شما می‌گم. به زمان بیرونی می‌تونیم به چشم روساخت و ویترین متن نگاه کنیم؛ یعنی من می‌خوام قصه‌ای برای توی تعریف کنم درمورد افتادن گوشیم از دستم. اما زمان درونی متن معنای متن رو تشکیل می‌‌ده. من دارم یک خاطره شخصی برای تو تعریف می‌کنم و در دل اون خاطره یک رویداد درونی داره اتفاق میفته. من دارم می‌گم گوشیم از دستم افتاد اما درونش می‌خوام بهت بگم از کودکی حس می‌کردم دست‌وپاچلفتی‌ام و این صفت چطور به من تحمیل شده و چه تاثیراتی توی زندگی من گذاشته. با توجه به این، موقع نوشتن متن به خلق معنایی درون متن هم فکر کنید.

صدونهمین جلسه‌ی یکشنبه‌های روایتِ خانه شعر و ادبیات، با هدایت خانم مکرمه شوشتری، در روز یکشنبه ۱۱مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد. _ در ابتدای کلاس، خانم نرگس لکی، روایتی درباره‌ی مادربزرگ مرحومش و رابطه‌ی بین‌شان خواند. مادربزرگی که در اواخر عمر دچار فراموشی شده بود نرگس برایش مادری می‌کرد. این اولین متنی بود که از خانم لکی می‌شنیدیم، بنابراین خیلی دقیق و مفصل در کلاس درباره‌ش صحبت شد. «در متن‌هایی که می‌خوای یه پرتره از یه آدم بدی، تو صدها مدل دیتا و خاطره از این آدم در ذهنته که می‌خوای بخشی از اون رو با ما به اشتراک بذاری. اول اون خاطره‌ها و دیتاهایی که در خدمت روایتت هستن رو انتخاب و بعد دسته‌بندی کن. این دیتاها نباید جوری پخش بشن که مخاطب گم‌شون کنه. فقط جایی که می‌خوای یک دونه‌ای بکاری و در پایان ازش استفاده کنی، دیتا رو پخش کن. وگرنه دسته‌بندی کردن اطلاعات باعث می‌شه پرتره شسته‌رفته و بدون سردرگمی باشه، مخاطب سرِ نخ رو بگیره و با اون آدم آشنا بشه و کانکت احساسی داشته باشه.» «اگر کمی دیتای روان‌شناسی و دیتای جامعه‌شناسی درباره موضوع بخونید و به متن اضافه کنید یا مثلاً به فیلمی مرتبط اشاره داشته باشید و در همین بین داستان خودتون رو هم تعریف کنید، متن تبدیل به یک جستار شخصی خوب خواهد شد.» متن دوم کلاس از خانم مهدیه طباطبایی بود با عنوان «گریه‌ی زرد». مهدیه که از بچگی سلیقه‌اش با موسیقی سنتی گره خورده بود، روزی در تاکسی با آهنگی از مرتضی پاشایی گریه کرده بود. پرورش همین ایده‌ی ساده و کوچک و جواب دادن به یک «چرا؟» و نقب‌زدن به احساسات و خاطرات، دقیقاً مسیری‌ست که برای رسیدن به یک جستار شخصی طی می‌کنیم و «گریه‌ی زرد» به خوبی در این مسیر بود.

«یک‌شنبه‌های روایت» جلسات هفتگی روایت‌خوانی با مکرمه شوشتری ساعت ۱۷ خانه شعر و ادبیات
«یک‌شنبه‌های روایت» جلسات هفتگی روایت‌خوانی با مکرمه شوشتری ساعت ۱۷ خانه شعر و ادبیات

📚*خوانش گروهی چهار کتاب در تابستان* 👫*ویژه فرزندان پرسنل* با شروع فصل تابستان، بهترین روزها برای کتاب‌بازها فرا می‌رسد تا فارغ از قیل‌وقال مدرسه و کارهای مربوط به آن، با خیالی راحت در دنیای جادویی کلمات غرق شوند. برای همین قرار است *«قطار کتاب‌خوانی»* را راه بیندازیم تا در سفری دوماهه، همراه هم به چند دنیای خیالی جدید سفر کنیم. در این دوره بچه‌ها در چهار گروه مختلف سفرشان را در کتاب‌های مربوط به سن‌وسال خودشان شروع می‌کنند. - *بچه‌های ۳ تا ۷ ساله* قرار است به کمک مادران و پدرانشان پا در این راه بگذارند تا از همین سن کم، با هم‌سفر همیشگی‌شان در زندگی، یعنی کتاب، دوست شوند. - *بچه‌های ۸ تا ۱۰ ساله* می‌خواهند اولین تجربه‌‌های مستقل‌شان در این مسیر را به دست بیاورند. - *آن‌هایی که ۱۱ تا ۱۳ سالشان است* با کشف‌ چیزهای تازه‌ای که در سفرشان پیدا می‌کنند سرخوش خواهند شد. - *و ۱۴ تا ۱۸ ساله‌ها* هم آماده‌ی درک مفاهیم عمیق‌تر و ورود به ماجراهای زیادی می‌شوند که در زندگی پیش رویشان است. 📆 *زمان دوره:* مرداد و شهریور. 📙 *تعداد کتاب‌های هر گروه:* ۴ کتاب ⏳ *مدت مورد نیاز برای خوانش هر کتاب:* دو هفته 📍 *مکان تحویل کتاب‌ها:* منابع انسانی شرکت نوسازی عباس‌آباد 💵 *هزینه کتاب‌ها:* شرکت نوسازی عباس‌آباد کتاب‌ها را هدیه می‌دهد. 🥳 بعد از پایان هر کتاب، بچه‌ها *به میزبانی خانه شعر و ادبیات* در یک *دورهمی* شرکت می‌کنند تا هم بعضی از نویسنده‌های کتاب‌ها را ببینند و هم با هم‌سفران‌شان در این سفر جادویی آشنا شوند. *مدیریت منابع انسانی با مشارکت خانه شعر و ادبیات*

جلسه صفر «خوانش کتاب غرب‌زدگی جلال آل احمد»، با هدایت میلاد دخانچی، سه‌شنبه سی‌ام تیرماه ۱۴۰۵ در خانه شعر و ادبیات برگزار شد.
+3
جلسه صفر «خوانش کتاب غرب‌زدگی جلال آل احمد»، با هدایت میلاد دخانچی، سه‌شنبه سی‌ام تیرماه ۱۴۰۵ در خانه شعر و ادبیات برگزار شد. در این جلسه از مسئله‌ی غرب‌زدگی که مسئله‌ی عاملیت است صحبت کردیم. می‌خواهیم «غرب‌زدگی» را بخوانیم تا ببینیم ما چقدر ادامه‌ی تز غرب‌زدگی هستیم و چقدر دچار گسست شدیم؛ و اگر هم‌چنان این تز غرب‌زدگی کار می‌کند، درباره‌ی چرایی آن بحث کنیم. جلسات اصلی از سه‌شنبه، ششم مردادماه، ساعت ۱۷ آغاز خواهد شد. اگر می‌خواهید در خوانش این کتاب با ما همراه باشید، لینک ثبت نام و پرداخت هزینه در استوری، بیو و صفحات تلگرام و بله گذاشته شده‌ست.⁩

جلسه یکشنبه های روایت خوانی این هفته چهارم مرداد تشکیل نمیشود

صدوهشتمین جلسه‌ی یکشنبه‌های روایتِ خانه شعر و ادبیات، با هدایت خانم مکرمه شوشتری، در روز یکشنبه ۲۸تیر ۱۴۰۵ برگزار شد. ____ شروع کلاس با روایت سه‌تکه‌ای خانم شیوا شاکری بود. سه تصویر از جنگ که مکمل هم بودند. بعد خانم بهرامی‌نیا دغدغه‌اش را در کلاس مطرح کرد تا نظر خانم شوشتری را بداند: «سر مراسم تشییع هنوز درگیر عواطف و احساساتم هستم و نتونستم چیزی بنویسم.» جواب خانم شوشتری: «کار درست همینه. برای خلق کتاب از رویدادهای اینجوری، نویسنده باید فاصله احساسی بگیره و ماجرا رو در خودش ته‌نشین کنه. در این فاصله فرصت پیش میاد که رویدادهای دیگه رو بذاری کنارش، عقل رو بیاری و احساسات رو کنترل کنی. تولید محصول شتاب‌زده کار اشتباهیه. درسته که اهالی ادبیات رسالتی به دوش دارند اما خوبه در اون لحظه، روایت رو جایی خرج کنند که جای ویرایش داره؛ مثل اینستاگرام. اما برای کار پخته‌ی درست‌وحسابی و چاپ کتابی که برای همیشه می‌مونه، باید اجازه بدیم فاصله بیفته.» روایت بعدی از خانم مهدیه طباطبایی بود که یک ایده‌ی ساده مثل نحوه‌ی اطلاق کلمه «اِو» در ترکی به مصداق بیرونی‌اش را خیلی خوب و ماهرانه پرورش داده و ایده را درونی کرده بود. «گاهی شیفتگی ما نسبت به سوژه باعث می‌شه توصیفات رو طولانی‌تر کنیم تا مخاطب باجزئیات خیلی زیاد اون سوژه رو ببینه؛ اما گاهی این کار باعث کند شدن ریتم می‌شه، اون جزئیات در خدمت متن نیست و مخاطب اندازه‌ی شما لذت نمی‌بره ازش.» روایت سوم تجربه‌ی زیسته‌ی آقای یوسف جلالی از دوران سربازی بود و این ایده که در پادگان آدم‌ها با یک عدد شناخته می‌شوند و هویتشان نادیده می‌ماند، نکته‌ی جالبِ روایت آقای جلالی برای کلاس بود. بعد خانم احمدی یک روایت از روزهای کودکی‌اش خواند که در ساعت‌های نبودن مادر شاغلش، چطور گذشت. با تمرکز روی این روایت خانم شوشتری نکاتی را گوش‌زد کرد: «یک‌جاهایی در متن نیاز نیست همه‌ی داده‌ها رو توی مجمع بچینی و بذاری جلوی مخاطب. به مخاطب فرصت تخیل و کشف بدید. نحوه تقسیم دیتا هم توی متن مهمه. می‌تونی همه رو توی خرده‌داستان اول بگی و می‌تونی ریز ریز بین خرده‌داستان‌ها تقسیم کنی تا مخاطب حین خوندن چندین‌بار لذت کشف داشته باشه.» پایان کلاس با روایت خون‌آلود آقای محمدسعید صفاری بود. با تصویری از ذبح‌کردن و بوی خون شروع شد و بعد به جنگ و جگر‌پاره‌های شهیدمان مثل شهدای میناب و آقامصباح رسید…