Fluid
Open in Telegram
Years ago I started calling myself Fluid. This is a collage of me through time. @iamfluid I cover songs here: @FluidCovers https://t.me/harfmanrobot?start=105459998 And we can share our little chats: @Shishtars
Show more722
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
722
"20 Dollars"
Said it's a sho' fire testimony
Check it, whoa, rap on the do'
What you know about being po'
What you know about borrowing
From the neighbor next door
What you know about bumming rides
What you know about having to swallow your pride
What do you do when you're through
When you're always helping people and
Nobody's there for you, come on now
What can I do or say
When you constantly standing in my face
Talking about
Can you loan me 20 dollars
'Till I get my check next week
Said I only got 20 dollars
And me and my baby got to eat
Can you loan me 20 dollars
'Till I get my check next week
Said I only got 20 dollars
And me and my baby got to eat
Now I'm suppose to take from the child, oh Lord
Make it harder on me just to make it worth your while
Now honey, I don't think so
Cause you ain't pay me back the ten-spot
From three weeks ago, no
What do you do when you're through
When you're always helping people and
Nobody's there for you
What can I do or say
When you constantly staring in my face
Talking about
Tell me
What have you done for me
Besides being too busy, busy
Stressin' me constantly
Now I, now I, now I
I can see where your head is at
See I only got 20 dollars
And you still want half of that
Can you loan me 20 dollars
'Till I get my check next week
Said I only got 20 dollars
And me and my baby got to eat
722
"Can you loan me 20 dollars
'Till I get my check next week?
Said I only got 20 dollars
And me and my baby got to eat."
722
"I wanna go party, I wanna have fun
I wanna be happy, could you show me how it's done?
You look so pretty, pretty like the sun
I could watch forever while you shine on everyone
It's Black Friday, we're in a black taxi
You take my hand and hold it gently on the middle seat
It's all in my head, it's all in my mind
I'm so selfish, you're so kind
It's all in my head, baby, I can't breathe
I look in the mirror, what is happening to me?
I wanna better body, I want better skin
I wanna be perfect like all your other friends
You look so pretty, pretty like the wind
Every time you touch me, I feel adrenaline
It's Black Friday, the end of the week
You take my hand and hold it gently up against your cheek
It's all in my head, it's all in my mind
I see the darkness where you see the light
It's all in my head, who do I trust?
I thought that you loved me, what is happening to us?
What is happening to us?
What is happening to us?"
722
یکی از کارهایی که بخصوص این روزها بیشتر باعث میشه احساس کنم زندگی در یک لحظهی کوتاه مثل انفجارهای کوچک ستارهای درونم متبلور بشه، جمع کردن عکس از گوشهها و کنجهایی از این دنیاست که بهم احساس تعلق، امنیت، و امید میدن. امید به این که زیست معیوب من در این تاریخ و این جغرافیا تمامِ این جهان نیست. به این که به جمع کردن این تصاویری که شور زندگی رو درونم بیدار میکنن ادامه میدم، با دادن این قول به خودم که روزی بالاخره کاری میکنم قلم جادوییم کار کنه و پا توی اون تصاویر بذارم و تبدیل شدنشون به واقعیتِ خودم رو شاهد باشم. چون منصفانه نیست که من فقط یک بار زندهم و اجازه بدم حسرت چیزهای کوچکی که بهم شور و معنا میدن به دلم بمونه. چون احساس میکنم خیلی رنگها رو به چشمهام و خیلی نسیمها رو به پوستم مدیونم. به دختر کوچکی که از ترسها به جهانهایی پناه میبرد که در اونها حیوانات مهربون و گیاهان نرم و آسمونهای آبی و قصههای هیجانانگیز وجود داشتن.
722
«این تماس از زندان اوین میباشد.»
https://www.instagram.com/reel/C1AMrd-I9vD/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
722
I genuinely fear that one day my mood swings will be faster than the pace of my inhales and exhales.
722
It'll be fine bro. Just remember who got you through with it all the previous times, and decide to believe in the cute motherfucker that you are.🐌🌻
722
کی فکرشو میکرد یه توییت دو جملهای بتونه همچین قدرتی داشته باشه، ولی هربار میام اینجا دوباره میخونمش و احساسات وصفنشدنی که بهم میده تکرار میشه.
722
چهار ماه و نیم بعد از رفتنش دلت براش خیلی تنگ میشه. شکلی از دلتنگی که تا حالا تجربهش نکردی. چون تا حالا هیچکس دیگهای تمام عمرت باهات زندگی نکرده که تمام عمر زندگی کردنتون کنار هم نسبتا بیتفاوت به هم گذشته باشه. تا آخرای نوجوونیت حتی یکم از هم بدتون میومد. توی این چند سال که ارتباطتون بهتر شده بود هم روزهای زیادی پیش میومد هردو توی خونه باشید و حتی یه کلمه حرف بینتون رد و بدل نشه.
ولی بازم اون کسی بوده که اون شب آشغالی وقتی تو با وحشت رو زمین آشپزخونه زار میزدی تو رو گرفته بود و تکونت داده بود، تو چشات نگاه کرده بود و گفته بود «کار احمقانهای با خودت نکنی. خب؟ قول بده.» و تو سرتو تکون داده بودی. بازم اون اولین کسی بوده که اون سری بعد از ۲۴ ساعت که خودتو تو اتاق حبس کرده بودی بالاخره حاضر شدی درو از روش باز کنی و اجازه بدی برات غذا بیاره.
تو تا حالا شکلهای زیادی از دلتنگی رو تجربه کردی ولی بلد نیستی باید چجوری دلتنگ کسی باشی که تمام عمرت رو کنارش گذروندی ولی تقریبا هیچوقت چندان بهش نزدیک نبودی. خودتو رو تخت پهن میکنی، به سقف خیره میشی و به پارتنرت میگی «میدونی، تا حالا هیچوقت تو عمرم مدت انقدر طولانی نبوده که نبینمش.»
چهار ماه و نیم بعد از رفتنش تو هنوز هر هفته اتاق اون رو هم جارو میکنی. چیزی که اگه خودش راجبش بدونه چشاشو میچرخونه و میگه «خدایا بابا چقدر حساسه. تو اون اتاق که کسی زندگی نمیکنه هر هفته جارو واسه چی؟!» ولی حقیقت اینه که بابا هیچوقت تو این چهار ماه و نیم به تو نگفته اتاق برادرتو هم جارو کنی. خودتی که هربار وقتی آخر سر میرسی به اتاقش، یه مکث میکنی و فکر میکنی که چیکار کنی و انتخابت اینه که جارو بزنی. چون جا انداختن اتاق اون بهت حس بدی میده. چون تو قبل از رفتنش بهش یه دستبند دادی که روش نوشته بود "Ohana means family, and family means nobody is left behind or forgotten." و خب آره، هیچکس جا نمیمونه یا فراموش نمیشه، حتی اثر کوچیکی ازش مثل اتاقش.
