en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

Open in Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

Show more
1 697
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1830 days
Posts Archive
Wolnir The Squire @PlayFromSoftware
Wolnir The Squire @PlayFromSoftware

تصاویری جدید از بخش شخصی‌ سازی و فوتو ماد Demon's Souls @Fromsoftware
+6
تصاویری جدید از بخش شخصی‌ سازی و فوتو ماد Demon's Souls @Fromsoftware

آوازی خاطره انگیز همانطور که میدانید ، بازی بلادبورن و سکیرو که دو بازی با حال و هوای متفاوت هستند ، در عین حال داستان های جالب و بعضا دردناکی هم درون خود جای داده اند . اکنون که حدود 4 سال از انتشار بازی فوق العاده (Bloodborne) می‌گذرد ، قطعا هر کسی که این بازی را به اتمام رسانده باشد ، از داستان محبوب و غمناک (خانواده گسکویین) باخبر است . اما در حین اجرای سناریو ، یکی از غم انگیز ترین صحنه های داستان رقم می‌خورد ، و آن وقتی است که شما با جعبه آواز قدیمی متعلق به گسکویین و همسرش ، آهنگ مورد علاقه او را که قبلا با همسرش آن را به اشتراک گذاشته بود ، اجرا می‌شود . در این لحظه تقابل عشق ، غم ، نفرت و خشم رقم می‌خورد و گسکویین بیچاره ، سرگردان و گیج ، فقط سر خود را می‌گیرد و ناله می‌کند . اما جدا از داستان ، شما 3 بار بیشتر نمی‌توانید اینکار رو تکرار کنید و بعد از بار سوم که گسکویین فریادش بلندتر می‌شود ، دیگر این موزیک روی او اثر نخواهد داشت . درست مشابه این لحظه رو میشه در بازی (Sekiro) هم دید . وقتی که شما از ابزار (Malcontent) در نبرد با باس (Demon Of Hatred) استفاده می‌کنید ، برای چند لحظه گیج شده و براحتی میتوانید در آن مدت او را مورد ضرب و شتم قرار دهید . نکته قابل توجه درباره این ابزار این است که درست است که می‌تواند کار عادی خود (یعنی جلب توجه کردن دشمنان) را انجام دهد ، اما هیچ کدام مثل باس دیمن او هیترد ، اصلا آنچنان واکنش عمیقی نسبت به صدای آن ابزار ندارند . درست مثل جعبه موزیک در بازی بلاد بورن ... " یادمه که تو یه جایی موسوم به (Sunken Valley) تمرین میکردم . جایی ، که سکونتگاه میمون ها بود . یا نه... اشتباه کردم ، ما دو نفر بودیم ، دو تا همرزم . جفتمون شینوبی های سرکشی بودیم و استادی نداشتیم ، برای همین برای تمرین به این دره میرفتیم . میدویدیم ، می پریدیم ، مبارزه میکردیم ... به این شکل تعلیم می دیدیم . ما رفتارمون مثل میمون ها شده بود ، و من وقتی که از تمرین خسته میشدم ، کمی (Monkey Booze) میخوردم و هم رزمم هم در همون حال ، آواز قشنگی رو با انگشتش می‌نواخت که صدای بلندش تو کل دره می‌پیچید ، که در واقع ، ایجاد ملودی دلنواز آن نوا ، بخاطر وجود حلقه مخصوصش در اون انگشتش بود ... " و اما وقتی که ما دو تکه مخصوص برای ساخت ابزار (Malcontent) را می‌آوریم و سرانجام آن را می سازیم ، اسکالپتر ، مخصوصا برای این ابزار به ما توصیه می‌کند که حواسمان باشد ، به موقع از آن استفاده کنیم . اما منظورش چه می‌توانست باشد؟! بله ، اسکالپتر از وجود خود و هیولای درونش خبر داشت و از ما میخواست که وقتی با او مقابله کردیم ، از آن ابزار در جهت کشتن او استفاده کنیم . و بعد ، درست هنگامی که از آن ابزار در حین نبرد استفاده میکردیم ، او ناله ای از اعماق وجود خود سر می‌داد و برای چند لحظه گیج میشد . او یاد خاطرات خوشش در ایام جوانی اش می‌افتاد و آواز قشنگی که دوستش برای او می‌نواخت ... آقای میازاکی ، با بهره گیری و ترکیب عناصری همچون عشق ، نفرت ، خشم ، زیبایی خاصی در این دو داستان پدید آورده که این میزان از دقت ، حیرت آور است . نه تنها شباهت اسکالپتر به گسکویین در این مورد داستانی کلیشه ای نیست ، بلکه روشن تر کننده گذشته مجسمه ساز پیر قصه ما بود ... #Lore #Sekiro #Blood_Borne @FromSoftware

شباهت دو شخصیت بازی های سولز ( Sculptor & Gascoigne ) ادامه لور ( Sculptor ) #Art By : Raquel Cornejo Join:@FromSoftware
شباهت دو شخصیت بازی های سولز ( Sculptor & Gascoigne ) ادامه لور ( Sculptor ) #Art By : Raquel Cornejo Join:@FromSoftware

اگر میازاکی Armored Core بسازه @Fromsoftware
اگر میازاکی Armored Core بسازه @Fromsoftware

شمارو به کانال طرفداران God of War دعوت میکنم ❤️👇 🆔: @godofwargamemaster 🔗 لینک گروه: https://t.me/joinchat/CkPpu0C3NsWX2t
شمارو به کانال طرفداران God of War دعوت میکنم ❤️👇 🆔: @godofwargamemaster 🔗 لینک گروه: https://t.me/joinchat/CkPpu0C3NsWX2tIxCiYMXw

* قدم اول : سر راه که دارین میرین (Old Yharnam) باید باهاش گفت و گو کنید. برای اینکار از لامپ (Cathedral Ward) بیدار شید، از در سمت چپ برید بیرون و مسیر رو مستقیم ادامه بدید تا به یه مشت دشمن جلوی یک کلیسای کوچیک و متروکه برسید. بعد از کشتن دشمنا (یا میتونید بدویین و ازشون رد شین) از پله های سمت چپ برید بالا و اینبار به یک تفنگدار و دو تا سگ برمی‌خورید، از اونا هم رد شید و بعد وارد در سمت راست بشید و بعد از ورود مسیر رو یراست ادامه بدید تا از در روبرویی خارج بشید و پایین پله ها، آلفرد رو که جلوی یک محراب مقدس داره عبادت میکنه پیدا کنید. بهتون پیشنهاد همکاری میده و پیشنهادش رو قبول کنید تا بهتون (Fire Paper) بده. باهاش (درباره هر دو مورد برگنورث و کلیسای شفا بخش) صحبت کنید و تا وقتی که حرفاش تکراری نشده گفت و گو رو ترک نکنید. * قدم دوم : بعد از انجام قدم اول و کشتن باس (Vicar Amelia)، از لامپ (Grand Cathedral) بیدار شین، از پله ها پایین برید تا در نهایت به میدون اصلی شهر برسید (که دو تا غول تبر به دست هم اونجان) بعد از ورود به میدون برید سمت راست تا پشت غول, یک مسیر رو پیدا کنید و اون مسیرو ادامه بدید تا وسط راه به آلفرد برسید (بالای پله های نزدیک دروازه ورود به (Forbidden Woods) وایساده) اینبار گزینه (Vilebloods) هم بین موضوعات گفتگو باهاش اضافه شده پس در اون رابطه هم (تا آخر) باهاش حرف بزنید. * قدم سوم : بعد از اینکه به (Cainhurst) رفتید و باس (Logarious) رو کشتید و به دربار (Annalise) راه پیدا کردین، درست سمت چپ انالیس (سمت راست خودتون) یه آیتم به اسم (Unopened Summoms) روی یه میزه، اون آیتم رو بردارید و به آلفرد در (موقعیت دوم) تحویل بدید و در ازاش آیتم (Wheel Hunter Badge) رو تحویل بگیرید. دوباره به لامپ دربار انالیس برید و این بار خبری از ملکه نیست، بلکه یک جلاد (آلفرد) اونجا وایساده و به جسد ملکه (که البته چیزی ازش نمونده به لطف آلفرد) میخنده و به خودش افتخار میکنه. اینجا هم باهاش حرف بزنید. اما بعد از این به همون (موقعیت اول) برید جایی که اولین بار باهاش گفتگو کردین و خواهید دید که جلوی محراب لوگاریس، خودش رو کشته 😑. @FromSoftware

Alfred #Art By : K.Morris #Blood_Borne #Quest_Line
Alfred #Art By : K.Morris #Blood_Borne #Quest_Line

Martyr Logarius #Guide #Blood_Borne @FromSoftware

خوشه های خشم ... در عهد پیشین ، در حدود دوره زمانی سنگوکو و آشوب کودتای ایشین ، که البته کمی قبل از آن دوره زمانی ، یک شینوبی به همراه هم رزم و دوستش ، در کوهستان ها زندگی می‌کردند . کوهستان و بخصوص دره فرو رفته ، محل تمرین آن دو شده بود . آن دو از صخره ها بالا می‌رفتند ، بروی سنگ های لیز می‌دویدند و هر روز مهارت خود را ارتقا می‌دادند . لازم به ذکر است که او به علت هیکل گوریل مانند خود و سرعت و جست وخیز زیادش در حمله ، به ( اورانگوتان ) یک نوع میمون قوی و سریع ، تشبیه شده بود . اما این شینوبی سرانجام به دلیل پیدا کردن میل بیش از حد به قتل عام ( یا همان تبدیل شدن به شورا ) ، منجر به این شد که ایشین ، دست چپ او را قطع کند . اما این پایان کار نیست ، بلکه هنگامی که به هوش می‌آید ، خود را در محلی می‌بیند که شخصی دیگر نیز به علاوه او ، درآنجا سکونت دارد ، کسی که گویا منجی او از مرگ بوده . پزشکی بنام ( دوگن ) این پزشک در زمینه معالجات و درمان درد های پیچیده و همچنین ساخت ابزار های فوق العاده کاربردی بسیار متبحر بوده و بدین ترتیب ، اقدام به ساختن یک دست مصنوعی جدید برای میمون قصه ما می‌کند . ( مشخص نیست چرا ) آن دست مصنوعی نه تنها بار اول که بعد از ده ها بار امتحان کردن آن به عنوان یک ابزار شینوبی ، سرانجام به یک دست مصنوعی همه چیز تمام تبدیل می‌شود . زمان میگذرد تا اینکه کودتای ایشین آغاز می‌گردد و بعد از قتل عامی خونین ، جنگ به نفع ایشین به پایان می‌رسد . در همین زمان ، شینوبی تک دست که به سکیجو ( میمون تک دست ) معروف شده بود ، در بین صد ها جسد ، شروع به قدم زدن می‌کند ( مشخص نیست چرا ) اما به هر حال او در اینجا بوده و در همین حال و احوال ، دخترکی را در این خراب شده پیدا می‌کند . دخترک بسیار فقیر و گرسنه به نظر می‌رسید و گویا سرپرستی هم نداشت که از او مراقبت کنند . پس اورانگوتان ، پیاله غذایی که در دستش بود را ( یا غنیمت برداشته یا با خود همراه داشته ، در هر صورت مشخص نیست ) به دخترک می‌دهد و دخترک بعد از خوردن غذا و جان گرفتن ، به دنبال شینوبی می‌رود . اما یک اورانگوتان تک دست که چیزی بجز آداب جنگ نمی‌دانست ، چطور می‌توانست یک دختر بچه کوچک را بزرگ و تربیت کند ؟! پس بچه را به دست پزشک ماهر میسپارد و دوگن ، اسم آن بچه را ( اِما ) می‌گذارد و او را همانند خود ، یک پزشک صلح دوست و ماهر ، تربیت می‌کند . باید تا الان فهمیده باشید که راجع به چه کسی سخن می‌گویم . این قصه راجع به مجسمه ساز مرموز معبد متروک است که با نام لاتین ( اسکالپتر ) شناخته می‌شود . اسکالپتر و اِما ، هر دو در ایالت (هیراتا) زندگی می‌کردند ، و شبی که راهزنان به آن ایالت به قصد جان ارباب ( کورو ) و خانواده اش به آن شهر حمله کردند ، در آن شهر حضور داشتند و شاهد به آتش کشیده شدن سرزمینشان بودند . آن شب ، اسکالپتر مجبور به خانه ماندن شد ، چرا که گویا زخم شدیدی برداشته بود و اِما ، که اکنون در حال معالجه او بود ، بیرون رفتن او از خانه را منع کرده بود . بعد از 3 سال ، اسکالپتر که اکنون پیر شده بود ( مثل هر شب ) از آب انبار آشینا عبور می‌کرد که چشمش به چیزی می‌افتد ، جسدی بی هوش با دستی قطع شده و البته ظاهری همانند یک گرگ زخمی . پس آن مرد بیهوش و بازنده را به سکونتگاه خود یعنی معبد متروک می‌برد و دست مصنوعی خود را به جای دست نداشته سکیرو ، پیوند می‌دهد . به علت اینکه او با اِما ، پزشک مخصوص ارباب ایشین و صد البته لرد کورو در ارتباط است ، به سکیرو می‌گوید که ارباب تو زنده است و تو باید برای نجات او بپاخیزی . او امکانات و کتابچه هایی از جمله فنون کار با دست مصنوعی و فنون رزمی شینوبی را که روزگاری خود ، استاد آنان بوده را به سکیرو می‌دهد تا در طی مسیر کمک رسانش باشند . ولی ، در بین پیشروی داستانتان هنگامی که شما یک ابزار خاص را پیدا می‌کنید ، ( Malcontent ) او مخصوصا در این باره به شما می‌گوید که باید حواست باشد ، که درست و به موقع از این ابزار استفاده کنی . امّا در آخر همان شب ، وقتی که سکیرو از وجود هیولایی در نزدیکی دروازه اصلی باخبر می‌شود ، تصمیم به بررسی آن محل می‌کند و وقتی به آنجا می‌رسد ، متوجه می‌شود که اسکالپتر ، تبدیل به هیولایی به شکل گوریلی آتشین شده ، و دلیل اینکه اسکالپتر برای آن ابزار دیالوگ خاصی را به شما گوشزد کرد ، این بود که خود او ، وقتی که مبدل به هیولا می‌شود ... ادامه 👇... @FromSoftware

لور بازی سکیرو : ( مسجمه ساز ) Join : @FromSoftware
لور بازی سکیرو : ( مسجمه ساز ) Join : @FromSoftware

🔴کپی با ذکر منبع آزاد #Bloodborne #lore @Fromsoftware

photo content

سر انجام بعد از مدت ها سکوت در آینده احتمالا در گوتی شاهد نمایشی از بازی باشیم