.
Closed channel
نوشتههای چنل رو -بینام یا هشتگدار هستن- فوروارد کنید، نه کپی. ممنونم. Info: @Ikaitol
Show more957
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-7330 days
Posts Archive
957
یه معیارسجنی وجود داره، هرکجا خواستید بدونید یهآدم یا یهاتفاق خوبه و میشه بهش ارزش داد یا نه، ببینید مردهای متعصب، زنستیز، هوموفوب/ترنسفوب و کوتهفکر جامعه چه دیدگاهی نسبت به اون شخص و اتفاق دارن.
اگر ازش متنفر بودن، اون آدم یا موضوع قطعا چیزهای خوبی هستن.
957
بهبود پیداکردن از زخمِ قدیمی، بهزمان نیاز داشت؛ تازه اگر حین مرهم گذاشتن و گذشتن از اونزخم، یکنفر پیدا نمیشد تا با تمام قدرت انگشتهاش رو بهدور گلوش بپیچه و زخمها رو از نو، بهخونریزی بندازه.
سروکله زدن با بعضی از دردها، انقدر هم ساده نبود. اونها میخواستن فراموش کنی و خودِ سرمهای رنگت رو پنهان کنی، میخواستن صدای گریهی روحت رو به خندههای بلند تبدیل کنن، میخواستن قلبِ خاکستر شدهات رو دفن کنن.
اون شهر، با تو و غمِ تو، غریبه بود.
خیال میکردن زندگی انقدر سادهاست که یکروز از خواب بیدار بشی و تصمیمبگیری تا برای اونروز، بهعنوان یکانسانِ خوشحال وقت بگذرونی؛ اما زندگی واقعا اینطور نبود.
زندگی یکچرخهی بیانتها از زمین خوردن، تکرارِ اشتباه، غر زدن و دوباره سرپا شدن بود.
شاید از یکزمانی بهبعد لنگ زدی و جلو رفتی، شاید دویدن رو از یاد بردی؛ ولی فراموش نکردی که تو، هیچوقت متوقف نشدی.
در اسارتِ پاییز؛ ۱ اکتبر #تیرهنویس 🍃
957
بهبود پیداکردن از زخمِ قدیمی، بهزمان نیاز داشت؛ تازه اگر حین مرهم گذاشتن و گذشتن از اونزخم، یکنفر پیدا نمیشد تا با تمام قدرت انگشتهاش رو بهدور گلوش بپیچه و زخمها رو از نو، بهخونریزی بندازه.
سروکله زدن با بعضی از دردها، انقدر هم ساده نبود. اونها میخواستن فراموش کنی و خودِ سرمهای رنگت رو پنهان کنی، میخواستن صدای گریهی روحت رو به خندههای بلند تبدیل کنن، میخواستن قلبِ خاکستر شدهات رو دفن کنن.
اون شهر، با تو و غمِ تو، غریبه بود.
خیال میکردن زندگی انقدر سادهاست که یکروز از خواب بیدار بشی و تصمیمبگیری تا برای اونروز، بهعنوان یکانسانِ خوشحال وقت بگذرونی؛ اما زندگی واقعا اینطور نبود.
زندگی یکچرخهی بیانتها از زمین خوردن، تکرارِ اشتباه، غر زدن و دوباره سرپا شدن بود.
شاید از یکزمانی بهبعد لنگ زدی و جلو رفتی، شاید دویدن رو از یاد بردی؛ ولی فراموش نکردی که تو، هیچوقت متوقف نشدی.
در اسارتِ پاییز؛ ۱ اکتبر🍃
957
Repost from Avec Roj
بچهها جون سلام، من امسال تو یه روستای خیلی خیلی دور افتاده کار میکنم که اون جا یه دبیرستان دخترانه داره، خیلی محرومن بچهها و اصلاً کتاب کمک درسی اینا ندارن، با این اوصاف بازم کلی درس میخونن و تلاش میکنن برای خودشون کسی شن که مجبور به زود ازدواج کردن و کودک همسری نشن.
من میخوام براشون تا حدی که در توانمه کتابهای کمک درسی بگیرم و کمکشون کنم برای کنکورشون که حداقل شانسی داشته باشن.
اگه مایل به کمک بودین میتونید بهم پیام بدید.
بوس بهتون.🩷
957
I've been burning in water and drowning in flame, to prove you wrong and scare you away
I admit my defeat and walk back home.
Your heart, under the rose...🌹
957
I've been burning in water and drowning in flame, to prove you wrong and scare you away
I admit my defeat and walk back home.
Your heart, under the rose...🌹
957
🎚️ᴘᴀʀᴛ.𝟷 #lilstory house of cards.چراغها یکییکی خاموش شدن. انگار که خونه نفسش رو حبس کرده بود تا یکبار دیگه روی جنایتهایی که زیر پوستهی اون آشیانه رخ میداد، چشم ببنده. تنها صدای برخورد کفشِ یک غریبه با کاشیها بود که از اتاق خالی، بهگوش میرسید… هیچکس نمیخواست باور کنه؛ ولی من مطمئن بودم که تنها نیستم.
