Danial Hamami
Open in Telegram
دانیال | 𝗗𝗔𝗡𝗜AL Writer | Cinema | Theater نوشتههایی در بابِ هنر و ادبیات 🔴𝗜𝗻𝘀𝘁𝗮𝗴𝗿𝗮𝗺: danialhamami
Show more207
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
هنر
و خودکامگان
همهٔ خودکامگان تاریخ مغلوب هنر بودهاند، چه دانسته باشند و چه ندانسته باشند. لشکری که حافظ با هنر خویش علیه خودکامگی و ریاکاری برانگیخته است از لحظهٔ انتشار نخستین شعرهایش تا همین لحظه که ما خوانندگانِ دیوان او هستیم، تا هر لحظهای که انسانی در رویِ کره زمین یا یکی از کُراتِ دیگر زندگی کند و سعادت فهم سخنِ خواجهٔ شیراز را داشته باشد، یعنی زبان فارسی بداند، این لشکر همچنان تیغِ آخته و چیره بر استبداد و ریا، بیهیچ خستگی در کار خویش است:
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
این کیمیای هستی، جلد اول، صص ۵۰–۴۸
«در سایه سرو» گام بلندی در انیمیشنسازی ماست.
کاملا مشهود است که زحمت زیادی بابت چنین اثر بیستدقیقهای کشیده شده.
اثری ضدجنگ با دغدغههای انسانی که هر مخاطبی را در هر کجای این کره زمین که باشد با خود درگیر میکند.
این اثر از پسِ ملی بودن خودش را به جهان معرفی میکند.
#در_سایه_سرو
#انیمیشن
«در سایه سرو» گام بلندی در انیمیشنسازی ماست.
کاملا مشهود است که زحمت زیادی بابت چنین اثر بیستدقیقهای کشیده شده.
اثری ضدجنگ با دغدغههای انسانی که هر مخاطبی را در هر کجای این کره زمین که باشد را با خود درگیر میکند.
این اثر از پسِ ملی بودن خودش را به جهان معرفی میکند.
#در_سایه_سرو
#انیمیشن
صحبتهای دلنشین لوریس چکناواریان در این ویدئو را بشنوید که چکیده فلسفه هنر است.
هنر هدیه الهی و پدیدهای پسینی نسبت به نیاز و طلب هنرمند است. هنرمند باید تزکیه نفس کند تا «لایق» هنر شود. باید تضرع کند و «مثل بچه گریه کند» تا به مقام پیغامبری برسد. فرم، پاداش هنرمند است. فرم همان روح آفرینش است که تنها خدا ظرفیت آگاهی از آن را دارد و هنرمند با ناخودآگاهیاش شمهای از آن را دریافت میکند. هیچ موجودی بدون روح (فرم) زنده و ماندگار نخواهد ماند و هیچ انسانی توان روحبخشی ندارد. پس آنچه یک اثر هنری را -که اصلیترین شاخصهاش پیروزی بر زمان است- ماندگار میکند، روح آفرینشی است که توسط خدا و از مجرای هنرمند در آن دمیده شده است.
هنرمند بیش از آن که شبیه فیلسوف، تکنسین یا معمار باشد، شبیه یک سالک است. سالکی که با ریاضت نفس طی طریق میکند و پاداشش دیدن و حس کردن چیزهایی است که دیگران از دیدن و حس کردنشان ناتوانند.
از صفحه محمد قربانی عزیز
Repost from سینما به روایت محمد قربانی
صحبتهای دلنشین لوریس چکناواریان در این ویدئو را بشنوید که چکیده فلسفه هنر است.
هنر هدیه الهی و پدیدهای پسینی نسبت به نیاز و طلب هنرمند است. هنرمند باید تزکیه نفس کند تا «لایق» هنر شود. باید تضرع کند و «مثل بچه گریه کند» تا به مقام پیغامبری برسد. فرم، پاداش هنرمند است. فرم همان روح آفرینش است که تنها خدا ظرفیت آگاهی از آن را دارد و هنرمند با ناخودآگاهیاش شمهای از آن را دریافت میکند. هیچ موجودی بدون روح (فرم) زنده و ماندگار نخواهد ماند و هیچ انسانی توان روحبخشی ندارد. پس آنچه یک اثر هنری را -که اصلیترین شاخصهاش پیروزی بر زمان است- ماندگار میکند، روح آفرینشی است که توسط خدا و از مجرای هنرمند در آن دمیده شده است.
هنرمند بیش از آن که شبیه فیلسوف، تکنسین یا معمار باشد، شبیه یک سالک است. سالکی که با ریاضت نفس طی طریق میکند و پاداشش دیدن و حس کردن چیزهایی است که دیگران از دیدن و حس کردنشان ناتوانند.
«دغدغه به خود راه ندهید و به خود بگویید که فقط جسم مرا به خاک خواهید گذاشت.» این را سقراط زمانی به شاگردانش گفت که اطرافش مویه میکردند. او اعتقاد داشت جسم میمیرد، اما کلمه باقی است. سقراط را به جرم کفر به خدایان آتن دستگیر کردند و حکم ارتدادش را صادر کردند. عدهای به او گفتند دست از خدای یکتایت بکش و بعضی هم راهی برای فرار او از زندان فراهم کردند، اما سقراط ایستاد و ترجیح داد جام شوکران را بنوشد تا حرفهایش برای همیشه جاودان بماند.
معادله از این سادهتر نمیشود. بشر همواره از خودش پرسیده برای جاودانه شدن چه کنیم؟ و تاریخ همیشه جواب داده: مقاومت. "نه" گفتن به مستبدان و زورمندان و اتکا به قوای درون انسانی.
هرچیزی در این دنیا به اندازه نسبتش با کلمه #مقاومت زنده میماند. شهیدان در این معرکهی فنا از همه چیز زندهترند و ما در شعاع آنها به این جاودانگی چنگ میزنیم. فرقی نمیکند در زندان آتن باشیم یا در خیابانهای ضاحیه، یا در خانه با چشمهای اشکبار روبهروی تلویزیون. ما زندهایم به قدرت کلمهی مقاومت و تنها با جسمها خداحافظی میکنیم.
(نقاشی مرگ سقراط، ژاک لویی داوید۱۷۸۷)
نوشته مریم شوندی
«بیستودو»
در بیستویک سالگی
کلی خواندم، نوشتم، تجربه کردم و آموختم.
بارها به شکلی بیرحمانه خود را نقد کردم!
فهمیدم
پیچیدگیها اغلب از دل سادگی برمیآیند،
نه با ادا و اطوارهای شبهروشنفکرانه.
فهمیدم
یکی از مهمترین و ارزشمندترین چیزها
صدقِ با خود است.
گفتن از چیزهایی که برگرفته از باورمان است.
خوردم زمین (بخوانید انداختنم)
اما دست خود را گرفتم و بلند شدم!
بندهای پوتینام باز شد (بخوانید باز کردند)
اما محکمتر از قبل دوباره سفت بستمشان
و به جنگیدن ادامه دادم!
باج ندادم
و به همین علت از چشم دُگماندیشان افتادم.
و چه خوب.
حال، سالی که پیش رویم است:
بیش از همیشه خواهم آموخت و شاگردی میکنم
و کُشَندهتر از قبل قلم میزنم
و
تا جایی که امکاناش باشد،
زیست میان واژگان را ترجیح میدهم
تا حدالامکان دور باشم از
جهان مَصرفگرا، پرهیاهو و قلابی امروز.
اینگونه حس میکنم انسانترم!
پس همچنان و بیشتر از قبل، پناه بر هنر و ادبیات!
و در آخر
ممنونم از تمام رفقا و اساتید عزیزم
که هرکدام به شکلی به بنده، چیزی آموختند.
مخلص.
د.ح
به تاریخ
دوم / اسفندماه / هزاروچهارصدوسه
«درّ یتیم» یا «خشکیدن آب دهان عنکبوت»
۲۸ بهمنماه که سالروز تولد هدایت است، برایم بهانهای شد جهت معرفی این اثر که جدیدترین اثر دولتآبادی است منباب روزهای آخر زندگی هدایت در پاریس.
«میروم و داغم را به دل همهتان میگذارم.» این را هدایت قبل از سفرش به پاریس روی تکه کاغذی نوشت و در خانه یکی از رفقایش انداخت.
«درّ یتیم» روایت روزهای آخر زندگی هدایت (حدود یک هفته) در خانهای در پاریس است که تا سه ماه اجاره آن را هم از پیش پرداخت کرد.
داستان از دید اول شخص که سایه هدایت است روایت میشود.
تکهای از کتاب:
«من میدانستم و او هم میدانست که میدانم.
فکر خودش را میخواند و این را هم یقین داشت
که تنها موجودی که انسان را رها نمیکند سایه خودش است.»
#در_یتیم
#خشکیدن_آب_دهان_عنکبوت
#صادق_هدایت
#محمود_دولتآبادی
۲۸ بهمنماه که سالروز تولد هدایت بود، برایم بهانهای شد برای معرفی این اثر که جدیدترین اثر دولتآبادی است، منباب روزهای آخر زندگی هدایت در پاریس.
«میروم و داغم را به دل همهتان میگذارم.» این را هدایت قبل از سفرش به پاریس روی تکه کاغذی نوشت و در خانه یکی از رفقایش انداخت.
«دّر یتیم» روایت روزهای آخر زندگی هدایت (حدود یک هفته) در خانهای در پاریس است که تا سه ماه اجاره آن را هم از پیش پرداخت کرد.
داستان از دید اول شخص که سایه هدایت است روایت میشود.
تکهای از کتاب:
«من میدانستم و او هم میدانست که میدانم.
فکر خودش را میخواند و این را هم یقین داشت
که تنها موجودی که انسان را رها نمیکند سایه خودش است.»
#دّر_یتیم
#خشکیدن_آب_دهان_عنکبوت
#صادق_هدایت
#محمود_دولتآبادی
۲۸ بهمنماه که سالروز تولد هدایت بود، برایم بهانهای شد جهت معرفی این کتاب که جدیدترین اثر دولتآبادی است منباب روزهای آخر زندگی هدایت در پاریس.
«میروم و داغم را به دل همهتان میگذارم.» این را هدایت قبل از سفرش به پاریس روی تکه کاغذی نوشت و در خانه یکی از رفقایش انداخت.
«دّر یتیم» روایت روزهای آخر زندگی هدایت است (حدود یک هفته) در خانهای مطبخدار در پاریس که اجاره سه ماه آن را هم از پیش پرداخت میکند.
داستان از دید اول شخص که سایه هدایت است روایت میشود. گفتوگویی بین سایه هدایت با خودش.
تکهای از کتاب:
«من میدانستم و او هم میدانست که میدانم.
فکر خودش را میخواند و این را هم یقین داشت
که تنها موجودی که انسان را رها نمیکند سایه خودش است.»
#دّر_یتیم
#خشکیدن_آب_دهان_عنکبوت
#صادق_هدایت
#محمود_دولتآبادی
«پنگوئن» مینیسریالی سرگرمکننده و تا حدی جدی است.
فیلمساز از پس شخصیتپردازی کاراکتر «پنگوئن» - با بازی بینظیر کالین فارل - به خوبی برآمده و هر قسمت لایههای تازهای از شخصیت را برایمان عیان میکند، طوری که مخاطب بخوبی میتواند با چنین کاراکتر شروری ارتباط بگیرد و انگیزههایش برای او ساخته میشود.
نکته مهم این که میزانسنها علیه خشونت است و توجیهکننده آن نیست و دوربین چندان پشت کاراکتری نمیایستد.
سریال با اینکه اسپینآفی از فیلم سینمایی بتمن ۲۰۲۲ است، اما بدون هيچ اشارهای به کاراکتر بتمن، کاملا مستقل از آن میایستد و قصهاش را بدون اضافهکاری با محوریت شخصیت پنگوئن روایت میکند و از پس آن هم بخوبی برمیآید.
پیشنهاد میکنم این مینیسریال هشت قسمتی را ببینید.
#پنگوئن
#مینی_سریال
