en
Feedback
درد دل واژه ها...

درد دل واژه ها...

Open in Telegram

تقدیم به باده نوشان پیمانه ی شعروشعور❤ تک_دوبیتی و اشعار_کوتاه در سبک و قالب مختلف منبعی برای مشاعره با حرف_حروف الف_ب_پ_ت_ث_جیم_چ_ح_خ_دال_ذال_ر_ز_ژ_سین_شین_صاد_ضاد_ط_ظ_عین_غین_ف_قاف_کاف_گاف_لام_میم_نون_واو_ه_ی در صورت جلب رضایت فروارد کنید لطفا

Show more
591
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-630 days
Posts Archive
بی تو در سینه ی خود کلبه ی احزان ساختیم قیمت عشق تو را ما چه گران پرداختیم #مهناز_نجفی #ب

خانه‌ی دل را صفا دادم به یاد زلف یار میهمان شب بود، فرشِ ماهتاب انداختم #ناظم‌_هروی #خ

زیارتگاهِ احوالِ شهیدِ کیست این گلشن؟ که در خون می‌تپد نظّاره از رنگ تماشایش #بیدل #ز

دیگر نه دل و دماغ دارد این خاک نه ذرّه‌ای اشتياق دارد این خاک با بارش باران بلا از هر سو بر پهنه‌ی سینه داغ دارد این خاک #پروین_رضایی #دال

با این دهانِ خون‌شده حالِ جواب نیست از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست! #حسین_جنتی #ب

تو خون عاشقان کم ریز بر آن لبهای خونینت که حسرت می خورم هردم به جای لعل شیرینت #رضا_رضایی_ساقی #ت

گفتی که چون مسیح کنم زنده مرده را ما داده‌ایم جان اگر اعجاز می‌کنی #بزمی_شیرازی #گاف

چگونه خونِ تو پامالِ ماه و سال شود که چون بهار رسد، خونِ ارغوان تازه‌است چنان که ماتمِ تو کهنگی نمی‌گیرد شرارِ کینه‌ی ما نیز همچنان تازه‌است #حسین_منزوی #چ

دست خستهٔ مرا، مثل کودکی بگیر با خودت مرا ببر، خسته‌ام از این کویر! #قیصر_امین‌_پور #دال

بدان که دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناهِ لیاقت می‌میرند... #بهرام_بیضایی #ب

نمانَد ستم‌کارِ بدروزگار بماند بر او لعنتِ پایدار #سعدی #نون

قلب افسرده زیاد و دل خرسند کم است روزگاری‌ست که در آینه لبخند کم است #محمدحسن_جمشیدی #قاف

من نمی دانم چه چیزی پایبندم کرده است کوه اگر پا داشت تا حالا از این جا رفته بود #حسین_جنتی #میم

خوش به حال تک تک آیینه هایی که هنوز این چنین بی پرده می‌بینند رو در رو تو را… #سید_اصغر_صالحی #خ

چه زمستان غم‌انگیز بدی خواهد شد ماه دی باشد و آغوش کسی کم باشد... #انسیه_آرزومندی #چ

سفر بهانه خوبی برای رفتن نیست نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست نگو بزرگ شدم گریه کار کوچک هاست زنی که اشک نریزد قبول کن، زن نیست! #مژگان_عباسلو #سین

باید تو را پنهان کنم در بین اشعارم باید کسی جز تو نفهمد دوستت دارم #علی_صفری #ب

درست مثل من از عشق خود پشیمان بود زنی که پشت بهار دلش، زمستان بود زنی که شعر برایش کم است و می باید برای لمس قدم های او خیابان بود. #امید_صباغ_نو #دال

جز خودم هیچکسی در غم تنهایی من مثل فواره سرِ گریه به دامان نگرفت... #فاضل_نظری #جیم

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاریست که این شگفت ترین نوع خویشتن داریست #حسين_منزوى #سین