1 050
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
خلاصه رمان :
اون مثل یه مادهی شیمیایی میمونه که نمیتونی مجذوبش نشی.
شهوانی، شیرین، و به طرز آزاردهندهای کامل بود وقتی که ۷ سال پیش ترکش کردم.
بدنم، حسی که وقتی زیرم بود رو به یاد میاورد و دوباره اون رو میخواد.
قلبم به یاد میآورد که چطوری شکسته و میخواد تا اونجا که ممکنه دورتر بشه.
اما اون همه جا هست، منو آزار میده، شکنجهام میده، تمام دلایل منطقی رو نقض میکنه.
من باید اون رو فراموش کنم، ادامه بدم و اون رو از قلب و ذهنم خارج کنم، اما برای انجامش باید برای اخرین بار اون رو داشته باشم.
**
با یه بوسه شروع شد.
ما هرگز نمیخواستیم عاشق شیم.
اما من 17 سالم بودم و بی خیال
و اون 19 ساله بود، زیبا و ممنوع.
خانوادههامون هرگز قبول نمیکردن…
و من برای نجات آیندهاش قلبش رو شکستم.
حالا پسری که 7 سال پیش دوستش داشتم، مردیه که نمیتونم داشته باشم.
اون به چیزی تبدیل شده که بدن من میخواد، قلب من میخواد…
و نجابتم رو زیر سوال میبره.
دلباخته جلد اول از مجموعه استنتون
که درمورد جاشواست و برادر بزرگ کامرون بود.
این مجموعه ۳ جلدی هست و همه جلدها مربوط به جاشوا و ناتاشاست.
یه جلد چهارم هم بعنوان نیم جلدی داره که اندازه یه رمان کامله 😅
مترجم: صدی
فایل رمان بوسیدن عروس کامل شده و میتونید خریداری کنید
تحویل فایل پس از واریز وجه🥰
بالاخره وی ای پی رمان جذاب ویرانگر افتتاح شد🎉🎉
در وی ای پی 110 پارت گذاشته شده
روزانه ۵ پارت داریم
و در اخر فایل کامل به اعضا داده میشه 💓
قیمت در تخفیف ۳۰ ت
برای عضویت به ایدی @sedihazel پیام بدید.
پارت گذاری این رمان جذاب بزودی در چنل زیر
https://t.me/+T8KE58syI8YxYWQ0
خلاصه رمان ویرانگر
ژانر: جنایی، عاشقانه معاصر، اروتیک
نویسنده: تیلی کول
مترجم: صدی
یک مرد از آزادی، حق وحقوق... زندگیاش محروم شده.
زندانی 818 در اسارت بود تا بکشه و سلاخی کنه، تا تبدیل به یک مبارز بیرقیب و غیرقابل توقف در رینگ بشه. خشونت تنها چیزی بود که اون میدونه. مرگ و وحشیگری ارباب سرنوشت اون بود.
پس از سالها حبس در جهنم زیرزمینی، تنها یک فکر ذهنش رو مشغول کرده بود: انتقام... انتقام خونین، آهسته و خشن.
انتقام از مردی که دروغ گفت.
انتقام از مردی که بهش ظلم کرد.
انتقام از مردی که اون رو محکوم و به این شخص تبدیل کرد: یک ماشین کشتار خشمگین. هیولایی خالی از انسانیت؛ هیولایی پر از نفرت.
و هیچ کس مانع رسیدن به خواستههاش نخواهد شد.
یک زن از آزادی، حق و حقوق... زندگیاش محروم شده.
کیسا ولکووا تنها دختر کریل ولکوو معروف به «خاموش کننده»، رئیس بدنام باند مافیایی «تریاد» روسی در نیویورک است. زندگی کیسا محافظت شده. در واقع، یک زندانی بود. رفتار وحشیانه پدرش با رقباش و قمار زیرزمینی سودآور و مورد علاقهش، سیاهچال، باعث میشد که تعداد زیادی از دشمنان در کمینشون باشن.
اون آرزو داشت که آزاد باشه.
کیسا در زندگی کوتاه خود فقط ظلم و فقدان رو شناخته. به عنوان مدیر شرکت مسابقهی مرگبار پدرش، تنها اندوه و درد روزهای اون رو پر میکرد. مطلقا پدرش دنیاش رو حکومت میکرد. و نامزد اون آلیک دوروو، بهتر از پدرش نبود. پنج بار قهرمان سیاهچال شده بود، یک قاتل سنگدل، پسر با ارزش بهترین دوست پدرش، و نگهبان شخصیش که بسیار منزجر کنندهاست. الیک که هم از نظر قدرت و هم از نظر اجتماعی بیرقیب بود، تمام جنبههای زندگی کیسا رو کنترل میکرد و بر هر حرکتش مسلط بود. اون رو رام و آرام نگه میداشت... سپس یک شب همه چیز تغییر کرد.
کیسا در حالی که برای کلیساش کار میکرد - تنها چیزی که مال خودش بود - در خیابان با مرد بیخانمان خالکوبیشده، زخمی، اما بهطور خیرهکنندهای زیبا روبرو میشه. چیزی در مورد اون احساسات کیسا رو عمیقا برمیانگیزه. حسهای آشنا و در عین حال غیرممکن و ممنوع. اون مرد صحبت نمیکرد و با کسی ارتباط برقرار نمیکرد. مردی بود که کارش از نجات دادن گذشته که باید به سرعت فراموشش کنه... به خاطر هر دوتاشون.
اما وقتی هفتهها بعد، به عنوان جنگجوی جایگزین در سیاهچال اعلام شد، کیسا میدونست که با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد. اون مرد ساخته شده، و به طرز مرگباری برای رقیبانش خطرناکه. حضورش ترسناک و نگاهی مرگبار توی چشماش موج میزد.
کیسا نسبت بهش وسواس پیدا کرده بود. آرزوش رو داشت. هوس لمسش رو داشت. باید این مرد مرموز رو تصاحب کنه ... این مرد که اسمش «رِیز»* بود.
رمان دارک عاشقانه، شامل صحنههای اروتیک و مسائل ممنوعه و تابو. برای سنین 18 سال به بالا توصیه میشود.
——
*Raze به معنی ویران کننده
معرفی رمان جدید از نویسندهی رمان سقوط
داستانی آرام و شیرین اما جذاب و عاشقانه، ازدواج مصلحتی با اختلاف سنی بالا!
بوسیدن عروس ممنوع
ژانر: #رمانتیک #عاشقانه، #بزرگسال
نویسنده: کاریان کول
مترجم: صدی
خلاصه : میشه گفت من دختری در شرایط سخت بودم و اون شوالیه من با زره درخشان بود. اما دقیقتر بخوام بگم من دختری بودم که بدشانسی زیادی داشت و اون پسری بود با هیکل عضلانی و خالکوبیهای زیاد!
جود لاکتی معروف به «لاکی» فقط یک کارگر ساختمانی جذاب و متفکر نبود. اون قهرمان شخصی من بود که به نظر میرسید در مکان و زمان مناسب همیشه کنارم حضور داشت. مثل زمانی که ماشینم خراب شد و به یه سواری به خونه نیاز داشتم و زمانی که روی پیادهرو درست روبروش پخش زمین شدم و باید به اورژانس منتقل میشدم.
اون لحظات دقیقاً بهترین لحظات من نبودن، اما برای اون بود.
ما با هم دوست شدیم و مهم نبود که ۱۶ سال از من بزرگتره. ما وجوه مشترک زیادی داشتیم؛ مثلا عشقمون به موسیقی راک کلاسیک و ماشینهای سریع قدیمی و گذشتههای دردناکمون که ما رو نسبت به عشق و روابط بدبین کرده بود.
وقتی اون با یه پیشنهاد دیوانه کننده پیشم اومد تا بهم توی حل مشکلات متعددم کمک کنه، نمیتونستم نه بگم. اون بهم یه طناب نجات پیشنهاد داد.
قرار بود این قرارداد موقتی باشه. یک ازدواج روی کاغذ و یک مکان امن تا داخلش زندگی کنم. بدون هیچ انتظار دیگهای.
باید آسون میبود، اما اینطور نبود. چون منه هجده ساله با مردی ازدواج کردم که هرگز قرار نبود عاشقش شم. و الان، واقعاً طلاقی رو که باهاش توافق کردیم، نمیخوام.
ما فقط یک قانون داشتیم؛ بوسیدن عروس ممنوع. اما ما این قانون رو زیر پا گذاشتیم و این لغزش سرنوشت ما رو برای همیشه رقم زد.
پارتگذاری در چنل زیر
https://t.me/+TSShPN8pe_2Vh0o4
قیمت: ۳۵ تومان
برای عضویت در وی ای پی به @sedihazel پیام بدید
این رمان جدید از نویسنده رمان سقوط هست
فعلا فقط ویایپیش شروع شده و بعدا توی چنل اصلی هم پارتگذاری میشه
ولی شمایی که میخوای زودتر از همه بخونیش میتونی الان عوض ویایپیش شی و لذتشو ببری 🥹❤️🫀
روزانه در وی ای پی ۳ تا ۵ پارت داریم
برای خرید به ایدی @sedihazel پیام بدید
معرفی رمان جدید از نویسندهی رمان #سقوط
داستانی آرام و شیرین اما جذاب و عاشقانه، ازدواج مصلحتی با اختلاف سنی بالا!
بوسیدن عروس ممنوع
ژانر: #رمانتیک #عاشقانه، #بزرگسال
نویسنده: کاریان کول
مترجم: صدی
خلاصه : میشه گفت من دختری در شرایط سخت بودم و اون شوالیه من با زره درخشان بود. اما دقیقتر بخوام بگم من دختری بودم که بدشانسی زیادی داشت و اون پسری بود با هیکل عضلانی و خالکوبیهای زیادی!
جود لاکتی معروف به «لاکی» فقط یک کارگر ساختمانی جذاب و متفکر نبود. اون قهرمان شخصی من بود که به نظر میرسید در مکان و زمان مناسب همیشه کنارم حضور داشت. مثل زمانی که ماشینم خراب شد و به یه سواری به خونه نیاز داشتم و زمانی که روی پیادهرو درست روبروش پخش زمین شدم و باید به اورژانس منتقل میشدم.
اون لحظات دقیقاً بهترین لحظات من نبودن، اما برای اون بود.
ما با هم دوست شدیم و مهم نبود که ۱۶ سال از من بزرگتره. ما وجوه مشترک زیادی داشتیم؛ مثلا عشقمون به موسیقی راک کلاسیک و ماشینهای سریع قدیمی و گذشتههای دردناکمون که ما رو نسبت به عشق و روابط بدبین کرده بود.
وقتی اون با یه پیشنهاد دیوانه کننده پیشم اومد تا بهم توی حل مشکلات متعددم کمک کنه، نمیتونستم نه بگم. اون بهم یه طناب نجات پیشنهاد داد.
قرار بود این قرارداد موقتی باشه. یک ازدواج روی کاغذ و یک مکان امن تا داخلش زندگی کنم. بدون هیچ انتظار دیگهای.
باید آسون میبود، اما اینطور نبود. چون منه هجده ساله با مردی ازدواج کردم که هرگز قرار نبود عاشقش شم. و الان، واقعاً طلاقی رو که باهاش توافق کردیم، نمیخوام.
ما فقط یک قانون داشتیم؛ بوسیدن عروس ممنوع. اما ما این قانون رو زیر پا گذاشتیم و این لغزش سرنوشت ما رو برای همیشه رقم زد.
پارتگذاری بزودی در چنل زیر
❇️ رمانهای رایگان:
رمان وُیر
اشک های تس (جلد اول هیولایی در تاریکی)
غرورشکسته(جلد سوم مجموعه مافیای کامورا)
❇️ فایلهای فروشی که کامل شدن:
مربی (جلد اول عشقبازی)
مکانیک (جلد دوم عشقبازی)
عادت بد
کدبانوی سفارشی
همسر من، تعقیب کنندهی من
مردقانون (جلد اول مجموعه آقایان)
آقای اسپنسر (جلد دوم مجموعه آقایان)
آقای گارسیا (جلد سوم مجموعه آقایان)
حقیقت کیو (جلد دوم هیولایی در تاریکی)
درهم تنیده (جلد سوم هیولایی در تاریکی)
سقوط (جلد اول مجموعه شیدایی)
مرثیهای برای روح (جلد اول مجموعه محفل)
تاوان گناه (جلد دوم مجموعه محفل)
❇️ رمان درحال پارتگذاری که ویایپی دارد:
رستاخیز قلبها (جلد سوم مجموعه محفل)
دکتر استنتون
@tarjomesedi
