en
Feedback
HajAli | CryptoPlus🚀

HajAli | CryptoPlus🚀

Open in Telegram

کریپتو پلاس شعبه دومی ندارد! Привет @durov Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и грубых постов. пожалуйста, обратите внимание! Без спам شات سودا و کاری دارید دایرکت چنل بفرستید یا @HajAli

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel HajAli | CryptoPlus🚀

Channel HajAli | CryptoPlus🚀 (@cryptoplusers) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 275 806 subscribers, ranking 449 in the Cryptocurrencies category and 779 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 275 806 subscribers.

According to the latest data from 10 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 115 611 over the last 30 days and by 11 038 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 3.18%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.89% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 8 687 views. Within the first day, a publication typically gains 7 909 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 193.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as تورم, کریپتو, risk/reward, مارکت, وقت.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کریپتو پلاس شعبه دومی ندارد! Привет @durov Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и грубых постов. пожалуйста, обратите внимание! Без спам شات سودا و کاری دارید دایرکت چنل بفرستید یا @HajAli

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 11 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Cryptocurrencies category.

275 806
Subscribers
+11 03824 hours
+36 0987 days
+115 61130 days
Posts Archive
خلاصه و واقع‌بینانه از وضعیت اقتصاد ایران در ۱۴۰۵ (۲۰۲۶–۲۰۲۷ میلادی)، با توجه به بودجه‌ی جدید و شرایط کلان فعلی :

تو ایران تورم یه بیماری نیست که اتفاقی بیاد، یه روش اداره‌ی اقتصاده.
و تا وقتی این روش عوض نشه، مردم هم حق دارن به‌جای اعتماد، فرار کنن

اینجاست که رفتار مردم معنی پیدا می‌کنه. وقتی می‌بینی طرف حقوقشو که می‌گیره سریع تبدیل می‌کنه به دلار یا طلا، این «دلالی» نیست، دفاع شخصیه. مردم دارن از خودشون در برابر سیستمی دفاع می‌کنن که بهشون می‌گه: اگه نقد بمونی، له می‌شی. دولت ممکنه شعار ثبات بده، ولی تجربه‌ی مردم بلندتر از هر حرفیه. و حالا نکته‌ی تلخ ماجرا: سیاست‌گذار هم اینو می‌دونه. می‌دونه که مردم فرار می‌کنن سمت دارایی، می‌دونه که تورم ناعادلانه‌ست، ولی باز هم ادامه می‌ده. چرا؟ چون جایگزینش چیه؟ قطع خرج؟ اصلاح ساختار؟ مالیات واقعی؟ اینا همه هزینه سیاسی دارن. تورم تنها راهیه که هم پول جور می‌کنه، هم مسئول مستقیم نداره، هم می‌شه گردن «شرایط» انداخت. پس یه چرخه شکل می‌گیره: دولت پول کم میاره → پول تزریق می‌شه → دارایی‌ها گرون می‌شن → مردم می‌دون سمت دلار و طلا → تورم تثبیت می‌شه → دولت دوباره همون راه رو می‌ره. این وسط نه مردم مقصرن، نه حتی بانک مرکزی به‌تنهایی. این یه بازیه که قواعدش از قبل نوشته شده. تا وقتی پول تو ایران ابزار جبران کسریه، نه ابزار ثبات، مردم هم همین بازی رو ادامه می‌دن

وقتی تورم راه می‌افته و پول تزریق می‌شه، مردم الکی نمی‌دون سمت دلار و طلا. این یه واکنش غریزی نیست، یه یادگیری جمعیِ اجباریه. تجربه به مردم یاد داده که اگه پولتو نگه داری، باختی. ساده‌ترش اینه: تو ایران پول «وسیله‌ی نگه‌داری ارزش» نیست، فقط «وسیله‌ی رد شدن از امروز به فرداست». حالا چرا دولت با این وضعیت خیلی هم بد نیست؟ چون این تورم دقیقاً داره یه کار مهم براش انجام می‌ده: انتقال فشار. دولت خرج کرده، کسری آورده، حالا باید یکی هزینه‌شو بده. بهترین گزینه کیه؟ مردمی که دسترسی به پول جدید ندارن و نمی‌تونن دفاع کنن. تورم میاد، بی‌سروصدا، بدون رأی‌گیری، بدون اعتراض مستقیم، قدرت خرید رو می‌بره. این دقیقاً همون چیزیه که بهش می‌گن «مالیات پنهان». پول تازه اول دست کیا می‌رسه؟ دولت، بانک‌ها، نهادهای بزرگ، کسایی که به منبع پول نزدیکن. اینا قبل از گرونی می‌خرن. زمین، دلار، طلا، سهام. وقتی قیمت‌ها رفت بالا، تازه موجش می‌رسه به حقوق‌بگیر و کاسب و مصرف‌کننده. یعنی سود قبلاً تقسیم شده، ضرر بعداً عمومی می‌شه. برای همینه که یه عده همیشه از تورم جلوترن. نه چون باهوش‌ترن، چون جای بهتری ایستادن. بدهکارها هم معمولاً بدشون نمیاد؛ قسط ثابته، پول بی‌ارزش‌تر می‌شه. ولی حقوق‌بگیر؟ پس‌اندازکننده؟ طبقه‌ی متوسط؟ اینا دقیقاً همونایی‌ان که همیشه دیر می‌رسن و همیشه می‌بازن.

تورم تو ایران یه حادثه طبیعی نیست، یه بازتوزیع ثروت از پایین به بالاست. هر بار پول تزریق می‌شه: • یه عده زودتر می‌فهمن • زودتر دسترسی دارن • زودتر می‌خرن بقیه وقتی می‌فهمن که قیمت‌ها رفته بالا.

حالا کی ضرر می‌کنه؟ اولین قربانی‌ها حقوق‌بگیرها هستن. حقوقشون با تأخیر زیاد اصلاح می‌شه، اگه اصلاً بشه. تورم جلوتره، حقوق عقب‌تر. فاصله هر سال بیشتر می‌شه. بعدش پس‌اندازکننده‌ها. اگه پولتو نقد نگه داشتی یا سپرده کم‌بازده داری، داری آروم‌آروم فقیر می‌شی. بدون اینکه کسی ازت چیزی بدزده. طبقه‌ی متوسط بیشترین ضربه رو می‌خوره. چرا؟ چون: • نه مثل فقرا یارانه‌ی واقعی می‌گیرن • نه مثل ثروتمندا دارایی‌های تورمی دارن بین این دوتا له می‌شن. و بدترین حالت برای کیه؟ کسی که نه دارایی داره، نه بدهی. نه چیزی داره که گرون بشه، نه بدهی‌ای که با تورم آب بشه. فقط درآمد ثابته و هزینه‌ای که هر روز بالا می‌ره. ⸻ یه قانون نانوشته تو ایران هست: تورم فقیر رو فقیرتر نمی‌کنه، طبقه‌ی متوسط رو فقیر می‌کنه. فقیر معمولاً چیزی برای از دست دادن نداره، ثروتمند راه فرار بلده، این وسط اون کسی که فکر می‌کرد «زندگیش نرماله» بیشترین فشار رو می‌کشه.

هسته ناعادلانه تورم : پولی که دولت از این مسیر تزریق می‌کنه، به همه هم‌زمان نمی‌رسه. این‌طوری نیست که بگیم «همه پولدارتر شدن بعد گرون شد». پول یه مسیر داره، و هر کی زودتر بهش دست بزنه، برنده‌ست. اول کیا سود می‌کنن؟ اول از همه خود دولت. چرا؟ چون بدهی‌هاشو با پول بی‌ارزش‌تر می‌ده. حقوق می‌ده، پروژه می‌چرخونه، بدون اینکه واقعاً هزینه‌ی واقعی‌ش رو بده. تورم براش مثل مالیات پنهانه. بعدش بانک‌ها و نهادهای نزدیک به پول. بانکی که زودتر به پول جدید دسترسی داره، قبل از اینکه قیمت‌ها بالا بره، می‌تونه: • دارایی بخره • بدهی‌هاشو صاف کنه • یا تسهیلات بده با نرخ‌هایی که بعداً ارزون درمیاد یعنی تورم هنوز نیومده، ولی اینا حرکتشون رو کردن. بعد از اون‌ها کسایی که دارایی دارن. ملک، طلا، دلار، سهام، زمین. این پول تازه می‌ره تو بازار دارایی‌ها و قیمت‌ها رو هل می‌ده بالا. کسی که از قبل تو این بازی بوده، جلو می‌افته. کسی که حقوق‌بگیره، تازه بعداً می‌فهمه چی شده. یه دسته‌ی دیگه هم هستن: بدهکارها. اگه وام گرفتی، قسطت ثابته ولی پولت بی‌ارزش‌تر می‌شه. تورم عملاً بخشی از بدهی‌تو می‌سوزونه. برای همین همیشه می‌گن تو اقتصاد تورمی، بدهکار برنده‌ست.

تا اینجا همه دنبال کردین ؟! داریم به نقاط جذاب میرسیم…

دولت اول خرجشو می‌کنه، بعد می‌گرده ببینه پولشو از کجا بیاره. وقتی هیچ‌جا جواب نده، آخرش می‌رسه به بانک مرکزی. بانک مرکزی هم یا باید پول بسازه، یا کل سیستم بخوابه. برای همین تو ایران: تورم یه حادثه نیست، یه روال تکرارشونده‌ست

حالا نکته‌ی مهم اینه که این پول تازه‌ای که وارد اقتصاد می‌شه، اول نمیاد بره تو نون و ماست مردم. اول می‌ره تو دارایی‌ها: دلار، طلا، مسکن، بورس. برای همینه که همیشه قبل از گرونی عمومی، اول قیمت ارز و دارایی‌ها تکون می‌خوره. بعد که اون‌ها جا افتاد، موج تورم می‌رسه به کالا و خدمات روزمره. اینجاست که از بیرون، قضیه این‌طوری دیده می‌شه که «بانک مرکزی دلار رو برد بالا» یا «بانک مرکزی تورم ساخت». ولی واقعیت اینه که بانک مرکزی فقط داره پس‌لرزه‌ی بودجه‌ای رو جمع می‌کنه که از قبل ترک خورده بوده

حالا اگه این مسیر جواب نده یا کافی نباشه، نوبت می‌رسه به اضافه‌برداشت‌ها. یعنی بانک‌ها بیشتر از حد مجاز از بانک مرکزی پول می‌کشن بیرون. روی کاغذ تخلفه، ولی تو عمل چون دولت پشتشه، کسی جلوشو نمی‌گیره. این دقیقاً همون جاییه که مردم بعداً اسمشو می‌ذارن «چاپ پول»، ولی در واقع پول داره از کانال بانکی تزریق می‌شه. یه راه دیگه هم هست: دست بردن تو منابع صندوق‌ها، شرکت‌های دولتی، یا جاهایی که خیلی دیده نمی‌شن. اینا مثل قلک‌هایی هستن که هر وقت اوضاع تنگ می‌شه، درشون باز می‌شه. ولی این منابع هم ته دارن. وقتی تموم بشن، دوباره فشار برمی‌گرده سر بانک مرکزی

حالا که فهمیدیم بودجه تو ایران همیشه کم میاره، سؤال طبیعی اینه: خب دولت وقتی پول نداره، چیکار می‌کنه؟ اینجاست که قصه‌ی اصلی تورم شروع می‌شه. اول از همه یه نکته مهم: دولت تو ایران خیلی کم پیش میاد بگه «پول ندارم، خرج نمی‌کنم». حقوق باید داده بشه، یارانه قطع نشه، پروژه‌ها نخوابه، هزینه سیاسی‌ش خیلی بالاست. پس عملاً خرج قطع‌شدنی نیست. وقتی خرج قطع نشه و درآمد هم نرسه، دولت می‌ره سراغ راه‌های تأمین کسری. اولین راه، فشار به بانکه. دولت میاد اوراق می‌فروشه یا بدهی‌ش رو می‌ندازه گردن بانک‌ها. بانک‌ها هم که خودشون وضع‌شون خیلی تعریفی نیست، پول کم میارن. بعد چیکار می‌کنن؟ می‌رن از بانک مرکزی قرض می‌کنن. اینجاست که پایه پولی یواش‌یواش باد می‌کنه. نه با سر و صدا، نه با اعلام رسمی؛ آروم، بی‌سروصدا

الان می‌دونیم: • بودجه علت است • بانک مرکزی معلول است اما هنوز جواب ندادیم به سؤال کلیدی: این کسری دقیقاً از چه کانال‌هایی به تورم، ارز، بورس و زندگی مردم منتقل می‌شود؟

خلاصه اگر بخواهیم تفاوت را خیلی عریان بگوییم:
در کشورهای توسعه‌یافته، بودجه تابع پول است؛ یعنی اول محدودیت پولی مشخص است، بعد خرج تعریف می‌شود. در ایران، پول تابع بودجه است؛ یعنی اول خرج تعریف می‌شود، بعد بانک مرکزی مأمور جور کردن پول می‌شود
تا زمانی که این نسبت برعکس نشود، هر تغییری در بانک مرکزی، رئیس کل، یا سیاست پولی، فقط «مسکن» است، نه درمان. چون ریشه تورم و بی‌ثباتی، نه در چاپ پول، بلکه در بودجه‌ای است که از روز اول می‌داند کم می‌آورد و روی کمک بانک مرکزی حساب کرده است.

به همین دلیل است که در ایران بانک مرکزی «علت تورم» به نظر می‌رسد، اما در واقع معلول بودجه است. بانک مرکزی تصمیم نمی‌گیرد تورم ایجاد کند؛ تورم پیامد این است که بودجه از ابتدا غیرواقعی بسته شده و بعد راهی جز افزایش پایه پولی باقی نمانده. در کشورهای توسعه‌یافته، اگر دولت بخواهد از بانک مرکزی پول بگیرد، یا قانون مانع است یا بازار فوراً واکنش نشان می‌دهد و هزینه سیاسی آن را بالا می‌برد. در ایران، چون بانک مرکزی استقلال نهادی ندارد و بودجه هم بدون قید واقعی بسته می‌شود، این مسیر بارها و بارها تکرار شده و تبدیل به یک الگوی مزمن شده است.

در ایران اما بودجه ماهیتاً چیز دیگری است. بودجه نه قرارداد دولت با مردم، بلکه برنامه تأمین منابع برای بقا و اداره دولت است. بخش مهمی از درآمد دولت یا مستقیم از نفت می‌آید، یا از منابعی که به مردم فشار مستقیم مالیاتی وارد نمی‌کند. همین باعث می‌شود دولت از ابتدا با یک کسری ساختاری وارد بودجه شود، اما این کسری شفاف نیست؛ پنهان است. چرا؟ چون اگر کسری را صادقانه اعلام کند، باید بپذیرد که منابع واقعی ندارد. بنابراین بودجه در ایران معمولاً با فرض‌های خوش‌بینانه بسته می‌شود: نفتی که شاید فروخته نشود، مالیاتی که شاید وصول نشود، واگذاری‌هایی که اغلب محقق نمی‌شوند. نتیجه این است که کسری بودجه از قبل در دل بودجه جاسازی شده، اما روی کاغذ دیده نمی‌شود. در چنین ساختاری، دولت وقتی در طول سال به دیوار واقعیت می‌خورد، فقط چند راه دارد: یا باید هزینه‌ها را قطع کند (که به‌دلیل حقوق، یارانه و تعهدات سیاسی تقریباً ناممکن است)، یا باید استقراض کند. بازار بدهی در ایران عمق کافی ندارد، افزایش مالیات هم پرهزینه و کند است، پس فشار به سمت شبکه بانکی و در نهایت بانک مرکزی منتقل می‌شود. اینجاست که بانک مرکزی وارد می‌شود، نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار. وقتی دولت پول ندارد اما باید حقوق بدهد، پروژه بخوابد یا نخوابد، یارانه قطع نشود، بانک مرکزی تبدیل می‌شود به سوپاپ فشار بودجه.

در کشورهای توسعه‌یافته، بودجه دولت اساساً یک قرارداد مالی بین دولت و جامعه است. دولت قبل از هر خرجی می‌داند که پولش را از کجا می‌آورد، چون ستون اصلی درآمدش مالیات شهروندان و بنگاه‌هاست. همین یک نکته همه‌چیز را تعیین می‌کند. وقتی دولت از مردم مالیات می‌گیرد، مجبور است پاسخ‌گو باشد: اگر بیش‌خرجی کند، یا باید مالیات را بالا ببرد (که هزینه سیاسی دارد)، یا بدهی منتشر کند (که بازار و نهادهای نظارتی واکنش نشان می‌دهند). بنابراین بودجه در این کشورها «قید» دارد؛ قید سیاسی، قید نهادی، قید بازار. به همین دلیل کسری بودجه اگر هم وجود داشته باشد، شفاف، محدود و قابل پیش‌بینی است و بانک مرکزی اجازه ندارد آن را مستقیماً پوشش دهد. نقش بانک مرکزی در این ساختار، حفظ ثبات پولی است؛ یعنی اگر دولت بد خرج کند، بانک مرکزی تنبیه‌گر است، نه ناجی.

اما الان دیدین مقصر وضعیت اقتصاد ایران رو همه بانک مرکزی میدونن… بانک مرکزی معلوله… نه علت… علت اصلی بودجه کشوره ! یعنی چی !؟

بریم با تفاوت رویکرد بانک مرکزی در ایران و خارج از ایران شروع کنیم… بانک مرکزی در اکثر کشور های توسعه یافته دنیا یک نهاد مرکزی است…مثل : آمریکا! چرا رابطه پاول و ترامپ اصلا خوب نیست ؟! بر میگرده به دوره اول ریاست جمهوری ترامپ که ترامپ داخل یک جنگ تجاری با چین بود… بخشی از بازار تولید و صادرات رو میخواست احیا کنه که مجبور میشد ارزش دلار رو بیاره پایین… به واسطه خصوصی بودن نهاد بانک مرکزی پاول رسما از یک جا تو روی ترامپ ( قدرتمند ترین شخص کشور ) می ایسته و اجازه نمیده دلار بیشتر از این بی ارزش بشه… در ایران بانک مرکزی خودش یک نهاد دولتیه… ایجاد تورم میکنه… تولید حباب در شاخص ها میکنه… خودش حباب رو میترکونه و در نهایت کسری بودجه دولت رو جبران میکنه…
تنها چیزیم که یک مقدار اوضاع رو بهتر میکرد سازمان برنامه بودجه کشور بود که به سختی به وزرا و معاونینشون بودجه میداد و تقریبا نقش مفیدی در جلوگیری از هدر رفت بودجه ایفا میکرد که به دستور رییس جمهورمون آقای احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ این سازمان منحل شد…

ظهر بخیر کریپتو پلاس… پست های تحلیل اقتصادمون حاضرن… امروز به شکل ویژه شرایط اقتصاد داخلی میپردازیم و همزمان به تاریخ اقتصاد استناد میکنیم و آموزش میدیم… آخر شب منتظر کامنت های زیبای شما در اکانت پشتیبانی هستم…