439
Subscribers
-224 hours
-37 days
-1330 days
Posts Archive
439
دلیل سوم هم مشخصا دلیل انسانیه. مشخصا و واضحا پدید اومدن اسراییل از درون گفتمان استعماره و جوهره وجودی اسراییل بر پایه استعمار ریخته شده. با این تفاوت که غرب شیوه استعماریش رو عوض کرده و با متر و معیار بریتانیایی، از نگاه غربی هم حال حاضر اسراییل، یک دستدرازی سیاسی و اجتماعیه. حقوق عدهی مشخصی از مردم پایمال میشه، مردمی هستند که تابعیت ندارند، دولتی هست که مطابق سازمان ملل هم اشغالگر است و البته ارتشی هست که بیوقفه جنایت میکند...
439
ولی برای من و برخی از شمایی که این دغدغه رو نداریم چی؟
هر کشوری برای ادامه حیات بینالمللی خودش نیاز به متحد سیاسی داره، اصولا هم کاندیدای اول منطقه خودشه. اسراییل ابتدا در یک نزاع دینی با ما قرار داره، در مرحله بعد از یک ایده پیروی میکنه با استناد به متن مقدس به اسم از نیل تا فرات. پس به طور خلاصه خیال تصاحب زمینی از مرز مصر امروزی تا نزدیکی عراق رو داره که بهش میگه اسراییل بزرگ. این یعنی نزدیک شدن مرزی با ما و نزدیک شدن یک خطر بالقوه. حالا به غرب آسیا نگاه کنید، تا چندسال پیش امریکا تقریبا در همه کشورهای منطقه، پایگاه های نظامی مهم داشت و هنوزم داره. آمریکا اصلیترین حامی دولت اسراییلیست و عملا حفظ امنیت منطقهای برای ایران در گرو این بود که هرچند بدون چسب ملیگرایانه و یا نژادی، با کشورهای عربی مسلمان به یک تبادل سیاسی برسه و قیومت منطقه رو به عهده بگیره. این دلیل دوم که میشه خیلیییی گسترده ازش حرف زد...
439
چون دست به نوشتنم، ناشناس دیشب هم جواب بدم. یکیتون پرسیده بود:
اساسا چرا نزاع اسراییل و فلسطین برای ما یا ایران مهمه؟
برای پاسخ به این سوال باید رفت عقبتر.
[من نه تحلیلگر نه متخصص، درحد دانش خودم جواب میدم که حتما ناقص یا حتی اشتباهه]
در وهله اول موضع ما نسبت به اسراییل در گرو امت اسلامی تعریف میشه. بخواهیم یا نه ما جزوی از امت اسلامی هستیم چرا که ایستادن در این نقطه زمین ناچارا تو رو بخشی از امت دینی میکنه. حقیقتا دینی نبودن حکومت هم نقش پررنگی در این هویت نخواهد داشت (برای مثال ترکیه که برخلاف منافعش مجبور به عقبنشینی و حمایت از فلسطین شد) پس نگاه اول قطعا حمایت از مسلمانان در جهان و امت اسلامیست آن هم با بکگراندی از داعیه رهبریت امت اسلامی...
439
من نمیتونم کسی که میگه:«کشورهای عربی حتی یک پناهنده فلسطینی را نمیپذیرند» رو قضاوت نکنم وقتی نمیفهمه پذیرش این، یعنی صدور اجازه کوچ دادن همه فلسطینیها و سرنوشت مشابه ۷ میلیون آواره فعلی. حالا هی به خودش بگه تحلیلگر...
439
شدیدا فکر میکنم آدمها، خصوصا در ایران، در تحلیلهای سیاسیشون دچار توهمی از فهم آزادی، حقوق بشر، انساندوستی و حتی ملیگراییان...
439
کلودیای عزیزم!
این روزها بیشتر از هر هویتی خودم در قامت یک قاتل میبینم. کسی که کلمات را سر میبرد، در بیابانی نامعلوم دفن میکند و به پشیمانی مجال نمیدهد گریبانش را بگیرد تا حتی برای کشتههایش سوگواری کند.
《کلمات》 برایم مفهومی انتزاعی پیدا کردهاند و در تصور و واقعیت ردپایی از اثرشفابخشششان پیدا نمیکنم. من هم جست و جو را رها کردهام... دیگر دنبال حروف نمیروم تا قصه پیدا کنم. تنها نشستهام و آخرین بازماندگان خیال را دانه دانه میسوزانم، تا گرم شوم!
میان تمام این کلماتِ مرده، گاهی به این میاندیشم که:《 آیا میان آنهمه اتفاق، من از سر اتفاق زندهام هنوز..؟》
439
بدنها میسوزند، لباسها کهنه میشوند و چه میماند از مولکولهای مدعی ما انسانها؟! شعار، این وصف بی انتها از انتشارات خلق ِ بشر در راستای ندیدن ِ واقعیت تلخ و بیامان خویش. پس شعار خواهیم داد. شعار خواهیم خواند و برای اشعار حماسی خود زیست متبحرانهای خواهیم داشت. شعار، به ملک بی انتهای ناامیدی بشر دستبردی شرافتمندانه خواهد زد و آنچه باقی میماند “باور” است. پس بیا چون کودکی گرسنه میان بازوان نامادرانمان، تغذیه کنیم از باور شعار زدهای که تمام “ما” هست. بیا این هوا را چونان که دیگر هوایی جز آن نیست استشمام کنیم. چه خوش است این زیست آرمانگرایانهی شعار زده ما، که زندگی دلیل محکمتر از این فریاد ندارد…
