𓂆|در فلق بود|
Open in Telegram
ادبیاتخوانده سردر پنجاهتومنی، نویسنده معروف قرن بعدی، کتابخوار قهار شهر، بهترین شاگرد پروفسور اسنیپ 💍🌻☕️ ••• https://t.me/BluChtBot?start=60a4a801b8dda38d88 @dearreader13 @listenwithme13 @arbaeen1444 twitter: justalittleblue Instagram: z_rezvanif
Show more960
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3230 days
Posts Archive
خیلی بخون. ادبیات پر از منبعه و نمیگم اگه این ترم مثلا مثنوی داری برو همه دفترای مثنوی رو تا ته بخون ولی برو دنبال مقالهها و بجورشون و خیلی به استادات گوش کن و شب امتحانی نباش چون اونجوری کلا فایده نداره اینهمه سر کلاس رفتنت.
واقعا خوشحالم وسط اونهمه کار و بدبختی سر جزئیات این شکلی گیر بودم. حداقل نتیجه خیلی خوب بود.🎀
به جزئیات توجه کنید و دوستای خوب پیدا کنید.
Repost from واهمه!
رابطههای سرد شده منو میترسونه.
حرف نداشتن منو میترسونه.
سلامتیِ در جواب چهخبر منو میترسونه.
تعریف نکردنِ روزمره منو میترسونه.
یادم رفت بهت بگم منو میترسونه.
یه مدت سرم شلوغه منو میترسونه.
پایین رفتنِ پیوی منو میترسونه.
اساسا فاصله منو میترسونه.
درواقع خیلی چیزا منو میترسونه.
اما تو اجازه نده بترسم.
تو منو نترسون. تو دور نشو.
تو نزدیک باش.
Repost from N/a
رابطههای سرد شده منو میترسونه.
حرف نداشتن منو میترسونه. سلامتیِ در جواب چهخبر منو میترسونه. تعریف نکردنِ روزمره منو میترسونه. یادم رفت بهت بگم منو میترسونه. یه مدت سرم شلوغه منو میترسونه. پایین رفتنِ پیوی منو میترسونه. اساسا فاصله منو میترسونه. اجازه نده هیچوقت بترسم. نزدیک باش.
با طلای ۲۳۰۰ ازدواج کردیم و طلا الان ۵۱۰۰ شده.
نکته ترسناکش اینجاس که یکسال و نیم گذشته فقط.
من فهمیدم این ماییم که هرچی میشه تشکر میکنیم هزاربار یا عذرخواهی کردن بلدیم. خیلیا بلد نیستن.
