🌺🌼📚کلاس ادبیات📚🌼🌺
Open in Telegram
211
Subscribers
+124 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
در پـناهِ لطــف حـق باید گریخت
کاو هزاران لطف بر ارواح ریخت
تا پناهی یابی آن گه چون پناه
آب و آتش، مَر تو را گردد سپاه
#مثنوی_مولانا
📘در ناامیدی ها بسوی خدا بگریز و هر چه غیر او را واگذار و ملتجأ و پناهنده به آستان حق شو که در حمایت و عنایت پروردگار و در پناه لطفش آب نیل مایهٔ نجات و آتش نمرود گلستان خواهد شد.
نظریههای سیاسی مهم جهان رو میدونی؟ :
فاشیسم : نژاد پرستی ، تبعیض نژادی
ناسیونالیسم : ملی گرایی ، آگاهی جمعی یک ملت ، وطن پرستی به حد افراط
لیبرالیسم : آزادی خواهی ، آزادی فردی
کاپیتالیسم : سرمایه داری ، یک سیستم اقتصادی
فئودالیسم : نظام ارباب رعیتی
سوسیالیسم : برابری همه اقشار جامعه
امپریالیسم : این نوع حکومت ملل مختلف را زیر سلطه خود در می آورند ، استعمارگری
کمونیسم : نسخه افراطی سوسیالیسم
دموکراسی : حکومت مردم بر مردم یا همان مردم سالاری
سکولاریسم : جدایی دین از سیاست
فمینیسم : برابری زن و مرد
h
.
نقشهی تو برای خودت
در برابر
نقشهی خدا برای تو!
چه نکو طریق باشد.
که خدا رفیق باشد
#مولانا
نمانده است مرا در بساط جز آهی
هزار دشمن و یک تیر در کمان دارم...
#صائب_تبریزی
C᭄❁࿇༅══════┅─
┄┅✿░⃟
♥️🍃
مهربان باش که این عمر گران میگذرد
قدر این لحظه بدان چرخ زمان میگذرد
🌸🍂
بر لبی گل بنشان دست فقیری تو بگیر
هرچه با هر که کنی، بر تو همان میگذرد
آسمان را به زمین با قلم عشق بدوز
زندگی از برت این گونه روان میگذرد
🌸🍂
خنده کن غنچهی احساس برویان که بهار
به همین سرعت بسیار جهان میگذرد
پاسح لطف نگاهی به محبت تو بده
در عوض از دلت آن آه و فغان میگذرد
🌸🍂
اگر از عشق به هر سینه گلی هدیه کنی
غم پریشان شده افسوس کنان میگذرد
به تمنای دو چشمان بهارانهی تو
روز و شب سخت بر این سوخته جان میگذرد🌸🍂
از چتجیبیتی پرسیدم اگه بخوام مانع پیشرفت خودم بشم باید چیکار کنم؟
این جوابهای جالب رو داد:
۱. مدام خودتو دست کم بگیر
۲. منتظر تأیید بقیه باش
۳. صبر کن همه چیز «کامل» بشه بعد شروع کن
۴. به گذشته بچسب
۵. از شکست بترس
۶. خودتو با بقیه مقایسه کن
۷. دنبال رضایت همه باش
۸. به ندای درونت شک کن
۹. آرزوهات رو عقب بنداز... برای "یه روزی"
صبحِ امیدی که پنهان است در دلهای شب
میشود طالع ازآن چاک گریبان غم مخور
این بیت از کدام شاعر است؟
نفسِ خَس گر جُویَدت کسبِ شریف
حیــــله و مکــــری بُوَد آن را ردیــف!
#مثنوی_مولانا دفتردوم
📘فعل و عمل خوب و پسندیده اگر به دعوت و خواسته نفس و با نیات نفسانی باشد نه تنها ارزشی ندارد بلکه دامی از دامهای نفس حیله گر و مکار است.
اگر نفس امر کرد به فعلی باید نشست تا وقتی که نفس آرام بگیرد و وسوسه ای در کار نباشد، آن وقت بعد از اینکه نفس آرام گرفت و اعتدال یافت رفت و آن فعل و عمل را انجام داد.
بسیاری از اعمال زشت و قبیح با چهره ای عوام فریبانه و در نقاب اعمال خیر انجام می شود و لذا بزرگان فرمودند گناهی که نفسِ انسان را بشکند بهتر از عملی است که او را مغرور و فریفته کند.
⚠️نقشهای کلمات، بهطورکلّی بر چهار دستهاند:
1⃣ نقشهای اصلی: نهاد، فعل، مفعول، متمّم و مسند...
2⃣ نقشهای فرعی: قید، منادا
3⃣ نقشهای وابسته: مضافٌالیه، صفت
4⃣ نقشهای تَبَعی: #بدل، #معطوف، #تکرار
بدل✅
گروه اسمی که گروه اسمی پیش از خود را توضیح میدهد و میتواند جایگزین آن شود و از نقش گروه اسمی پیش از خود، تبعیت میکند؛
⬅️فردوسی، شاعر حماسهسرای ایران، در قرن چهارم میزیست.
شاعر حماسهسرای ایران، بدل است.
📝نکته:
بدل در شعر معمولاً به صورت ضمیر مشترک «خود»، «خویش» یا «خویشتن» به کار میرود که آن را بدل تأکیدی میگویند؛
⬅️او را خود التفات نبودی به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
⬅️ما خود نمیرویم دوان از قفای کس
آن میبرد که ما به کمند وی اندریم
✅معطوف✅
گروه اسمی که پس از حرف عطف میآید و از نقش گروه اسمی پیش از خود تبعیت میکند؛
⬅️مولوی و سعدی در قرن هفتم میزیستند.
«سعدی» معطوف است.
📝نکته:
اگر بیش از یک معطوف داشته باشیم، به جای حرف عطف، ویرگول به کار میرود.
⬅️فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ بزرگترین شاعران ایرانی هستند.
🔺نمونههایی از معطوف در شعر:
⬅️بر حدیث من و حُسنِ تو نیفزاید کس
حد همین است، سخندانی و زیبایی را
⬅️نفاق و زَرق نبخشد صفای دل، حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد
⬅️عشق و شباب و رندی مجموعهی مراد است
چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد
تکرار✅
یک واژه برای تأکید، در یک نقش، تکرار میشود؛
⬅️سیب آوردم سیب
سیب، که نقش مفعول دارد، برای تأکید، تکرار شدهاست.
🔺نمونههایی از تکرار در شعر:
⬅️شاد زی با سیاهچشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
⬅️دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
که کیمیای سعادت، رفیق بود رفیق
⬅️یکی را ساخت شیرینکار و طنّاز
که شیرینی تو، شیرین، ناز کن ناز
⬅️یکی را تیشهای بر سر فرستاد
که جان میکَن که فرهادی تو، فرهاد
.
غنچه با دل گرفته گفت:
«زندگی،
لب ز خنده بستن است
گوشهای درون خود نشستن است.»
گل به خنده گفت:
«زندگی شکفتن است
با زبان سبز، راز گفتن است.»
گفتوگوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش میرسد...
تو چه فکر میکنی؟
راستی کدام یک درست گفتهاند؟
من که فکر میکنم
گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
#زنده یاد قیصر_امین_پور
.
عشق ما را
پی کاری به جهان آورده است
ادب این است
که مشغول تماشا نشویم .....
#صائب تبریزی
🍀مهم نیست
دیگران ما را چگونه قضاوت میکنند
مهم این است که
در خلوتی سرشار از صداقت
خویشتن را چگونه داوری میکنیم ….
