en
Feedback
🌺🌼📚کلاس ادبیات📚🌼🌺

🌺🌼📚کلاس ادبیات📚🌼🌺

Open in Telegram

اگر مرد عشقی کم خویش گیر وگرنه ره عافیت پیش گیر

Show more
Iran150 362The category is not specified
210
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+130 days
Posts Archive
غم اگر تصویر بود
غم اگر تصویر بود

ماشین جلویی خیلی آهسته پیش می‌رفت و با اینکه مدام بوق می‌زدم، به من راه نمی‌داد.... داشتم خونسردیم را از دست می‌دادم که ناگهان چشمم به‌‌ نوشته کوچکی روی شیشه‌ عقبش افتاد: راننده ناشنواست، لطفا صبور باشید... مشاهده این نوشته همه چیز را تغییر داد... بلافاصله آرام گرفتم، سرعتم را کم کرده و چند دقیقه با تأخیر به خانه رسیدم اما مشکلی نبود.... ناگهان با خودم زمزمه کردم: آیا اگر آن نوشته پشت شیشه نبود، من صبوری به خرج می‌دادم؟ راستی چرا برای بردباری در برابر مردم به یک نوشته نیاز داریم!؟ اگر مردم، نوشته‌هایی به پیشانی خود بچسبانند، با آنها صبورتر و مهربان خواهیم بود؟ نوشته‌هایی همچون: "کارم را از دست داده‌ام" "در حال مبارزه با سرطان هستم" "در مراحل طلاق، گیر افتاده‌ام" "عزیزی را از دست داده‌ام" "احساس بی ارزشی و حقارت می‌کنم" "در شرایط بد مالی و ورشکستگی قرار دارم" “بعد از سال‌ها درس خواندن، هنوز بیکارم” “مریضی در خانه دارم” و صدها نوشته دیگر ؛ اصلاً کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصه‌هاشون له می‌شن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشون رو می‌کردن. مثلا نوشته بود: این آقا دارد از صدمین جایی که فرم پر کرده و استخدام نشده برمیگردد، این آقا را دارند می‌گذارند خانه سالمندان، این خانم مادرش مریضی صعب‌العلاج دارد، این آقا قول داده تابستان برای پسرش دوچرخه بخرد ولی پول ندارد، این خانم تا حالا کسی عاشقش نشده، این آقا خیلی حالش بد است و اگر یقه‌اش را بگیرید امشب خودش را می‌کشد! این آدم شکستنی‌ست... دوستان عزیزم این روزها همه درگیر مشکلاتی هستند که ما از آن چیزی نمی‌دانیم.... بیائیم نوشته‌های نامرئی همدیگر را خوب درک کرده و با مهربانی به یکدیگر احترام بگذاریم چون همه چیز را نمی‌شود فریاد زد ...

چون ندارد روی هــــمچون آفتاب او نخواهد جز شبی همچون نقاب #مثنوی_مولانا دفتر اول 📘چرا به نقاب نیاز داریم؟ وقتی تصویر ذهنی ای که از خود داریم به اصطلاح زشت و نامطلوب است، لاجرم نقاب می زنیم. نقاب را برای چه می خواهیم؟ تا روی زشت و پلید خود را بپوشانیم. آنکه به زشتی های درون خود مشعر است، بدخواهی و دشمنی خود را نسبت به دیگران می داند، لاجرم دنبال تاریکی است تا خود را از دیگران پنهان کند. تاریکی برای او حکم نقاب را دارد، تا چهره کریه او را بپوشاند. «روی همچون آفتاب» در زبان مولوی متعلق به کسانی است که حقوق دیگران را به رسمیت می شناسند و به آن احترام می گذارند. وجدان راحتی دارند. پاکدل و پاک سیما هستند. در این صورت در روشنایی عمل میکنند. پنهان، به دسیسه و فتنه پناه نمی برند. در احوال خود نگاه کنیم که آیا خواهان «نقاب» هستیم یا می خواهیم بدون نقاب زندگی کنیم. زندگی بدون نقاب در سایه شفافیت، آگاهی و تدبیر ممکن است.

.        زمانی پخته می‌شوید که می‌فهمید:                نیازی نیست به هرچیزی                  واکنش نشان دهید           یا به هر حرفی جواب دهید!                   #مازیتوفسکی

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ، کاین غصه هم سر آید #حافظ از غزل ۲۳۱

خشم بیش از حد گرفتن وحشت‌آرد و لطف بی‌وقت هیبت ببرد ، نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند 🍃🍃سعدی علیه الرحمه

اگر کسی تو زندگی رو اعصابته ....✨

‏لطفا از کنارشون با اخم رد نشید چون اولین جنسی که بساط کردند غرورشان بوده.
‏لطفا از کنارشون با اخم رد نشید چون اولین جنسی که بساط کردند غرورشان بوده.

در گریختن رستگاری نیست بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند👌 📗کیمیاگر #تیکه_کتاب

بر درگه خلق، بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یکدم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! #واعظ_قزوینی

هر اشتباهی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد در اون لحظه بهترین کاری بوده که میتونستی انجامش بدی. هر انتخابی که تو زندگیت کردی؛ به احتمال زیاد بهترین تصمیمی بوده که میتونستی انتخابش کنی. هر راهی که تو زندگیت رفتی؛به احتمال زیاد بهترین راهی بوده که میتونستی ازش عبور کنی. و هر حسی که داشتی؛ به احتمال زیاد قوی ترین چیزی بوده که قلبت بهش باور داشته. پس لطفا حسرت هیچی رو تو گذشته نخور! تو اون لحظه بهترینِ خودت بودی. همین.