en
Feedback
سرو سخنگو (دکتر اسلامی نُدوشن)

سرو سخنگو (دکتر اسلامی نُدوشن)

Open in Telegram

کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 💎سَـرو سخنگوی ایــران عصاره‌ی تاریخ، ادبیات، فرهنگ و تمدّن ✅مطالب اختصاصی هستند (از آثار استاد گزینش می‌شوند) ❇️ بازنشـر مطالب= لطفاً با ذکر منبع🙏 ️📚آشنایی با آثار استاد: هشتگ #معرفی_کتاب یا هشتگ #زیست_کتابنامه ️

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel سرو سخنگو (دکتر اسلامی نُدوشن)

Channel سرو سخنگو (دکتر اسلامی نُدوشن) (@sarv_e_sokhangoo) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 11 544 subscribers, ranking 3 306 in the Books category and 27 480 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 11 544 subscribers.

According to the latest data from 08 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 34 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 23.74%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 8.97% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 740 views. Within the first day, a publication typically gains 1 035 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as شاهنامه, سعدی, حافظ, محمّد‌علی, اسلامی.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 💎سَـرو سخنگوی ایــران عصاره‌ی تاریخ، ادبیات، فرهنگ و تمدّن ✅مطالب اختصاصی هستند (از آثار استاد گزینش می‌شوند) ❇️ بازنشـر مطالب= لطفاً با ذکر منبع🙏 ️📚آشنایی با آثار استاد: هشتگ #معرفی_کتاب یا هشتگ #زیست_کتابن...

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 09 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

11 544
Subscribers
No data24 hours
+107 days
+3430 days
Posts Archive
اقتضای خلقتِ بشر آن است که چون و چرا‌گر باشد. قصّه‌ی آدمِ نخست که در تفسیرها آمده حکایت از همین معنا دارد. آدم «میوه‌ی مُنهی»
اقتضای خلقتِ بشر آن است که چون و چرا‌گر باشد. قصّه‌ی آدمِ نخست که در تفسیرها آمده حکایت از همین معنا دارد. آدم «میوه‌ی مُنهی» خورد و عارفِ نیک و بد شد، و امّا آن «درخت مُنهی» می‌گویند که آن، درختِ علم بوده، «هر که از آن بخوردی چیزها بدانستی» (کشف الاسرار، ص ۱۴۸). انسان از یک سو زبون‌ترین و نابکار‌ترین موجودات است؛ از سوی دیگر بزرگترین و والاترین؛ کدام را باید تقویت کرد؟ جوابش با جامعه است و با نظمی که در پیش گرفته می‌شود. #مرزهای_ناپیدا 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

هیچ‌گاه فاصله‌ی میانِ علم و فرهنگ تا این پایه عمیق نبوده که در این قرن بوده. هیچ‌گاه بشر به اندازه‌ای که امروز می‌داند، نمی‌د
هیچ‌گاه فاصله‌ی میانِ علم و فرهنگ تا این پایه عمیق نبوده که در این قرن بوده. هیچ‌گاه بشر به اندازه‌ای که امروز می‌داند، نمی‌دانسته؛ و در عین حال هیچ‌گاه فاصله‌ای چنین ژرف میان دانسته‌ها و جهت یابی‌اَش وجود نداشته. هرگز اهورا و اهریمن این‌گونه ملموس و مرئی رو در رو نبوده‌اند.                 #مرزهای_ناپیدا 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

🔅به فرهنگ باشد روان تندرست 🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر  ستم و دروغ و دشمنی‌ بوده‌اند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسی‌ها و ابن‌سیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا می‌‌شود. ایران و داشته‌های تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم. فهرست زیر ازجمله دغدغه‌مندان مستقل برای رسیدن به این هدف‌اند. با پیوستن به آن‌ها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.                  💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی 💧یافته‌های مهم روان‌شناسی 💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور) 💧جملگی روانکاوی 💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته) 💧صادق هدایت 💧زین قند پارسی (درست بنویسیم، درست بگوییم). 💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان 💧دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن 💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان) 💧رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه 💧نجوای داستان 💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ 💧خردسرای فردوسی (آینه‌ای برای پژواک جلوه‌های دانش و فرهنگ ایران زمین). 💧بنیاد فردوسی خراسان (كانون شاهنامه فردوسی توس‏). 💧سرو سایـه‌فکن (رسانه‌ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی). 💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی‌عشری 💧موسسه پژوهشی چراغداران میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان 💧حافظ‌خوانی با محمدرضاکاکائی 💧شاهنامه کودک هما 💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور). 💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی) 💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین 💧شاهنامه برای کودکان (قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان) 💧گاهگفـت (دُرُست‌خوانیِ شعرِ کُهَن) 💧کتاب گویای ژیگ 💧سفر به ادبیات (مرزبان‌نامه و گلستان، تک‌بیت‌های کاربردی ) 💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو) 💧ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی 💧هفت هزار سالگان 💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا) 💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بوم‌داری 💧رهسپر کوچۀ رندان (بررسی اندیشۀ حافظ). 💧حماسه‌سرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه‌ و زبانهای ایرانی 💧تاریخ روایی ایران 💧سخن و سخنوران (سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی). 💧کتاب و حکمت 💧تاریخ میانه 💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبان‌ها و فرهنگ‌ها). 💧خواندن و شرح تاریخ عالم‌آرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده). 💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشت‌های امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان). 💧شرح کلیات سعدی (تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی). 💧انجمن شاهنامه‌خوانی هما (خوانش و شرح بیت‌های شاهنامه). 💧نقش بر آب (یادداشت‌های ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمی‌پور) ☔️کانال میهمان: 💧یادداشت‌های دکتر سید احمدرضا قائم مقامی ☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل @alireza_heidaree

بعضی از تمدّن‌های کهن چرا فرو افتادند و حال آنکه در زمانِ خود درخشش و برو بیا داشتند؟ برای آن که «توازن» را از دست دادند؛ یعنی یک بُعدِ زندگی را گرفتند و بُعدهای دیگر را نادیده انگاشتند. عارضه‌های اجتماعی را از نظر دور نداریم که به آسانی افرادِ کم طاقت را به قالبِ تقاضای روز درمی‌آورد. #هشدار_روزگار              #گفته‌ها_و_ناگفته‌ها ................................. سکانسی از فیلم مرشد و مارگریتا که از رمان بزرگ میخاییل بولگاکف نویسنده‌ی مشهور قرن بیستم روسیه اقتباس شده. ................................. 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

🔴چهارمین شماره مجله مجال منتشر شد شهریور ۱۴۰۵ در این شماره می‌خوانید: ▫️ عدالت‌خواهی در دموکراسی آمریکایی ▫️ کشورهایی که هنوز مجازات اعدام لغو نشده است ▫️رزا پارکس و رویارویی با بی‌عدالتی ▫️ انسان زن زاده نمی‌شود ▫️ بی‌عدالتی‌های پنهان ▫️ زنان ایرانی‌ از دیروز تا امروز ▫️نقد جامعه ویکتوریایی ▫️درباره فیلم «بی‌داد» ▫️بازیگر و شاهد ▫️لویاتان ؛ بی‌عدالتی در چنگال قدرت 🔗لینک دسترسی: https://www.calameo.com/read/008239133107c420021ab شماره اول شماره دوم شماره سوم شماره چهارم 🆔 @majaalonline

وظیفه‌ی حکومت را همه می‌دانند چیست؛ در کنار وظیفه‌های بدیهی، این یکی هم هست که برای آبرو و حیثیّتِ مردم، تا آنجا که در حیطه‌ی اختیار اوست، ارزش قائل باشد.بدین معنی که آنها را برای دفع نیازهای روزمرّه‌ی خود به گردن کج کردن و تضرّع وادار نسازد، وقتی این عمل به صورت مکرّر و همه‌جا‌گیر درآمد، رسم و قاعده می‌شود، و در نتیجه غرور یک ملّت را می‌شکند. ملّتی که خود را پیوسته در حال گدایی و قبولِ «صدقه» ببیند به چه درد می‌خورد؟ و این در حالی است که در ازای همه‌ی جنس‌ها پول می‌دهد. در هر نقطه کم و بیش این احساسِ گدایی هست: در برابر کاسب، اداری، برای سهمیّه‌ی کاغذ از «ارشاد» (که این دیگر در رأسِ همه‌ی گدایی‌هاست)، شب پشت دیوار خوابیدن برای سهمیّه‌ی لاستیک (و زمانی برای خرید بلیط هواپیما)... کسی منکر مشکلات و کمبودها نیست، افزایش جمعیّت، افزایش احتیاج، تنگناهای اقتصادی، همه‌ی اینها البتّه مسئله ایجاد کرده است، ولی انتظاری که از حکومت می‌رود ایجاد نظم است؛ جیره‌بندی و نوبت در هر کشوری می‌تواند پیش آید، آنچه مهم است یک نظامِ توزیع کننده‌ی بی‌آزار است که مردم برای گرفتنِ چند قلم جنسِ مصرفی، آن‌همه از شخصیّت و عصب و وقتِ خود مایه نگذارند. کورنی، شاعر فرانسوی، مصراع معروفی دارد که در فرانسه مَثَل رایج شده است، می‌گوید: «نحوه‌ی دادن، ارزنده‌تر است از خودِ آنچه می‌دهند».               #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن https://t.me/sarv_e_sokhangoo

چهارم شهریور سالروز درگذشتِ سخنگوی دشتِ خاوران¹ استاد مهدی اخوان ثالث، شاعر توانمندی که زیباییِ باغِ بی‌برگی را به نامِ خود ث
چهارم شهریور سالروز درگذشتِ سخنگوی دشتِ خاوران¹ استاد مهدی اخوان ثالث، شاعر توانمندی که زیباییِ باغِ بی‌برگی را به نامِ خود ثبت کرد. چند سطر از استاد اسلامی نُدوشن که در سوگِ اخوان نوشته‌اند: با مرگ مهدی اخوان ثالث یکی از طُرفه‌ترین گویندگانِ نوپـردازِ ایران از میان ما رفت. نمی‌دانم بگویم بی‌هنگام یا با‌هنگام؛ این، پاسخش با خودِ رَوَنده است که آن را بی‌پاسخ می‌گذارد. همین اندازه بگویم که عمر به مراحلی می‌رسد که آن سویش دیگر چندان دلگشا نیست. کوتاه یا بلند، مهم آن است که پیمانه پُر شود، و پیمانه‌ی اخوان پُر بود، و پیمان را به آخر رساند؛ زندگی‌ای بود که همه‌ی بضاعتش در گرو سخن گذارده شده بود. خصوصیّتِ وی آن بود که قدیم و جدید را باهم پیوند کرده بود. آبشخورش از برکه‌ی عظیمِ ادب فارسی بود، و در عین حال خود را به "نوی" سپرده بود، بدان گونه که بر درِ هیچ گذشته‌ای نمی‌ایستاد.             #روزها_جلد‌چهارم ................................. 1. عنوانِ مقاله‌ای از استاد اسلامی‌ نُدوشن ................................. 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

هیچ ملّتی در دنیا به اندازه‌ی ملّت ایران «عزیز» نیست! از صبح که رادیو را باز می‌کنید تا صبحِ روزِ بعد _و شب از تلویزیون_ لاينقطع «عزیز» و «عزیزان» خطاب به شنونده و بیننده می‌شنوید. گاهی انسان شرمنده می‌شود که چقدر می‌تواند در چشم گردانندگان خود «گرامی» باشد! ولی همان زمان این «ملّت عزیز» در صف‌های دراز در زیر سرمای یخبندان، یا گرمای خُرماپزان پا به پا می‌کند: آقایان موسفید بازنشسته، خانم‌های خانه‌دار بعضی بچه به بغل، بعضی دسته‌ی سبزی به دامن که آن را توی صف پاک کنند... دردِ دل‌کنان، سُقُلمه‌زنان، کفرگویان، خشم در دل و بغض در گلو، این است ترسیمِ صف‌هایی که از صبحِ خیلی زود در برابر بقالی‌ها می‌بینید، چشم به راه تا «خواجه کی به درآید»! «درِ ارباب بی‌مروّت دنیا» که در گذشته بارگاه امیر و وزیر بود، اکنون به دکّانِ «آقا فرج» و «صمد آقا» انتقال پیدا کرده است! مجموع این احوال یادآور این بیت نظامی می‌شود که مجنون به لیلی می‌گفت: من با تو به کار جان فروشی کار تو همه زبان فروشی و همین مردم، پس از فراغت از صفِ خواربار و کوپن، راهیِ یکی از ادارات یا آزمایشگاه یا بنگاه یا فروشگاه می‌شوند، عکس و شناسنامه در بغل، و اگر جاحظ در زیر کتاب مدفون شد، اینان در لای کاغذبازی و اوراقی که دمبدم مطالبه می‌شود آهسته آهسته جانِ خود را به لب می‌رسانند. تنها برای گرفتن یک فتوکپی با چهار دلهره می‌توانید روبرو باشید: باشید: ۱. اینکه ماشین خراب باشد، که غالباً هست. ۲. اینکه کاغذ موجود نباشد. ۳. اینکه برق نباشد یا وسط کار قطع شود. ٤. و سرانجام اینکه با یک صف رعب‌انگیز روبرو گردید. اگر این چهار «خان» را پشت سر گذاشتید، با فتح و و بشارت كاغذها را زیر بغل می‌زنید و به طرف مرحله‌ی بعدی که میز به میز شدن توی اداره است، می‌شتابد! این‌همه کاغذبازی که گریبانگیر مردم شده است، ریشه‌ی اصلی‌اَش در «اعتماد» است. به هر فرد به عنوان یک «متقلّبِ بالفطره» نگاه می‌شود. جوّ معنوی نیز بر اثر بدبینی مانند هوای تهران آلوده شده است؛ بنابراین ما شب و روز در آلودگیِ روانی و تنفّسی دم می‌زنیم. مسئله‌ی متقابل آن است که وقتی زندگی کلاف سردرگم شد، مردم خود به‌خود به جانب راه‌های انحرافی و میان‌بُر کشیده می‌شوند، زیرا اعتقاد به راهِ راست تنها در کارساز بودنِ راهِ راست تقویّت می‌گردد. ظاهراً طریق مبارزه با عدّه‌ای متقلّب _که در هر کشور وجود دارند_ آن نیست که همه‌ی مردمِ یک کشور را عنصر مشکوک تلقّی کنند و آنها را برای کوچک‌ترین حرکتی در لفّافِ قرطاس بپیچند. در این صورت اصلِ «برائت» که یک اصلِ جهانی است در مورد صغیر و کبیر، تبدیل به اصلِ «مجرمیّت» می‌شود...                #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

ناهمواریِ زندگیِ اجتماعی، در همه‌ی رگ و ریشه‌های حیاتِ مردم اثر می‌گذارد و «صفای» زندگی را می‌گیرد. همواره چنین بوده است که زندگیِ مردم، چه در فقر باشد و چه در رفاه، چه در عیش و چه در عزا، برای خود «صفایی» داشته باشد. منظورم از «صفا» آن است که مردم به حال خود گذارده شوند که هر کسی به سلیقه‌ی خود، حتّی در میان مشکلات، آن رضایتی را که از زندگی می‌شناسد، در حدّ مقدور عایدِ خود کند: جامعه با زِبریِ خویش، مانند خارپشت بر او فشار نیاورد، تحمیل و تبلیغ او را پیوسته به سویی هُل ندهد و لازم نباشد که لا‌ينقطع هوشیار باشد که حقّش در معرض دستبرد نماند. هر لحظه به او گفته شود «تو خودت نمی‌دانی چطور زندگی کنی، آنطور که ما می‌گوییم عمل کن»، «آنطور که ما می‌گوییم فکر کن». وقتی زندگی در مسیر طبیعی حرکت نکند، موجب تنگ خلقی‌هایی می‌شود که نه تنها در روابطِ همنوع، بلکه در رابطه‌ی خانوادگی نیز اثر می‌نهد: اختلاف میان زن و شوهر که منجر به جدایی گردد، اختلاف میان فرزند و پدر و مادر...، زیرا واکنشِ عصبانیّت‌ها و ناخشنودی از زندگی، نخست بر نزدیک‌ترین فرد فرو می‌افتد.              #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

🔅به فرهنگ باشد روان تندرست 🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر  ستم و دروغ و دشمنی‌ بوده‌اند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسی‌ها و ابن‌سیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا می‌‌شود. ایران و داشته‌های تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم. فهرست زیر ازجمله دغدغه‌مندان مستقل برای رسیدن به این هدف‌اند. با پیوستن به آن‌ها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.                  💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی 💧یافته‌های مهم روان‌شناسی 💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور) 💧جملگی روانکاوی 💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته) 💧صادق هدایت 💧زین قند پارسی (درست بنویسیم، درست بگوییم). 💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان 💧دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن 💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان) 💧رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه 💧بهترین داستان‌های کوتاه جهان 💧نجوای داستان 💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ 💧حافظ/ خیام (صوتی) 💧خردسرای فردوسی (آینه‌ای برای پژواک جلوه‌های دانش و فرهنگ ایران زمین). 💧بنیاد فردوسی خراسان (كانون شاهنامه فردوسی توس‏). 💧سرو سایـه‌فکن (رسانه‌ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی). 💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی‌عشری 💧موسسه پژوهشی چراغداران میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان 💧حافظ‌خوانی با محمدرضاکاکائی 💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری 💧شاهنامه کودک هما 💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور). 💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی) 💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین 💧شاهنامه برای کودکان (قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان) 💧گاهگفـت (دُرُست‌خوانیِ شعرِ کُهَن) 💧کتاب گویای ژیگ 💧سفر به ادبیات (مرزبان‌نامه و گلستان، تک‌بیت‌های کاربردی ) 💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو) 💧ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی 💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران) 💧کانون پژوهش‌های شاهنامه (معرفی کتاب‌ها و مقالات و یادداشت‌ها پیرامون شاهنامه). 💧هفت هزار سالگان 💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا) 💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بوم‌داری 💧رهسپر کوچۀ رندان (بررسی اندیشۀ حافظ). 💧حماسه‌سرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه‌ و زبانهای ایرانی 💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار 💧تاریخ روایی ایران 💧سخن و سخنوران (سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی). 💧کتاب و حکمت 💧تاریخ میانه 💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبان‌ها و فرهنگ‌ها). 💧خواندن و شرح تاریخ عالم‌آرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده). 💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشت‌های امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان). 💧شرح کلیات سعدی (تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی). 💧انجمن شاهنامه‌خوانی هما (خوانش و شرح بیت‌های شاهنامه). 💧نقش بر آب (یادداشت‌های ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمی‌پور) ☔️کانال میهمان: 💧یادداشت‌های دکتر سید احمدرضا قائم مقامی ☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل @alireza_heidaree

در میانِ گرایش‌هایی که انسان دارد، دو گرایش را باید در رأسِ همه قرار داد: «جاذبه‌ی قدرت» و «جاذبه‌ی حق». بدین‌گونه شخصیّتِ دو
در میانِ گرایش‌هایی که انسان دارد، دو گرایش را باید در رأسِ همه قرار داد: «جاذبه‌ی قدرت» و «جاذبه‌ی حق». بدین‌گونه شخصیّتِ دوگانه ترکیب می‌گیرد: _از یک‌سو گرایش به مرکزِ قدرت است، زیرا این اوست که در محیطِ «وانفسا»، یک حریمِ امنیّتی به گذرانِ عمر می‌بخشد؛ _از سوی دیگر نسبت به همین قدرت، احساسِ بی‌اعتقادی و حتّی نفرت می‌شود، زیرا هم اوست که شخص را از دست یافتن به نیازِ دیگرش که حق‌طلبی باشد محروم گردانده است.            #ذکر_مناقب_حقوق‌بشر 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی‌ نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

🎞️تیزر مردی که جانب حقیقت را گرفت | گفتگو با مصطفی ملکیان به مناسبت صدمین سال تولد زنده‌یاد دکتر مصطفی رحیمی https://www.youtube.com/watch?v=5hksA5eBESA در این قسمت از «مجال گفت‌وگو»، محمد صادقی، روزنامه‌نگار، به مناسبت صدمین سال تولد دکتر مصطفی رحیمی، با مصطفی ملکیان، فیلسوف، نویسنده و مترجم، درباره زندگی، اندیشه و میراث فکری او گفت‌وگو می‌کند. مصطفی رحیمی، حقوق‌دان، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، از چهره‌های اثرگذار فضای فکری ایران در سده گذشته بود؛ متفکری که با ترجمه آثاری از ژان‌پل سارتر، سیمون دوبووار، آلبر کامو و برتولت برشت، در آشنایی جامعه فکری ایران با جریان‌های مهم فلسفی و ادبی جهان نقشی جدی داشت. نام رحیمی همچنین با نامه سرگشاده مشهورش در دی‌ماه ۱۳۵۷ گره خورده است؛ نامه‌ای که در آن، پیش از پیروزی انقلاب، از جمهوریت و دموکراسی دفاع کرد و نسبت به پیامدهای درآمیختن حکومت و دین هشدار داد. 🔗لینک تماشا: https://www.youtube.com/watch?v=5hksA5eBESA 🆔 @majaalonline

🌲کشور عجیبی که ایران نام دارد🌲 قسمت ۶ (پایانی) طاغوت سوم، عوام بودند که من در جای دیگر آنها را «گناهکارانِ بی‌گناه» خوانده بودم. این جمع بر اثر نادانیِ خویش جز آنکه به زیانِ خود قدم بردارند و آلتِ دست و هِیمه‌ی آتشِ دو طاغوتِ اوّل بشوند، کاری نمی‌کردند. به کمک و تجهیزِ عوام بود که امیران ترک و مغول می‌توانستند بر کشور پهناور کهنسالی چون ایران حکومت کنند، و اگر اختلالی پیش می‌آمد، ایلخانان مغول برای چاره، حداکثر رو به مسلمانیِ مصلحتی می‌بردند. همین مردم بودند که به روایت داستان، ربودن پاره‌ای از گوشت تن شاگرد ناصرخسرو را مجرّب می‌شناختند. هزاران حکایت و نقل و مثل در کتابهای فارسی هست، حاکی از آنکه «اینان با جهلِ خویش و سرِ انباشته از اوهام، تنها وسیله‌ی تسهیلِ تسلّطِ ظالمان بر خود بودند». برای نمونه، یک ماجرا از صد ماجرای مشابه را در این جا می‌آورم، و آن واقعه‌ای است که در «راحَة الصّدور» راوندی حکایت شده است، در جریان حمله‌ی غُزان به نیشابور. نخست از غُزان می‌گوید: «تيغ در نهادند و چندان خلق را در مسجد کشتند که کشتگان در خون ناپیدا شدند» و «اسیران شکنجه می‌کردند و خاک در دهان می‌آکندند، تا اگر چیزی دفین کرده بودند، می‌نمودند، اگر نه می‌مردند» آنگاه می‌آید بر سرِ مصیبتِ بزرگتر که پس از تخلیّه‌ی شهر از غُزها عارض شده، می‌نویسد: «شهر را به سبب اختلاف مذاهب، حقاید قدیم بود. هر شب فُرقتی از محلّتی حشر می‌کردند و آتش در محلّتِ مخالفان می‌زدند، تا خرابه‌ها که از آثار غُز مانده بود، اطلال شد، و قحط و وبا بدیشان پیوست تا هر که از تیغ و شکنجه جَسته بود به نیاز بِمُرد...». (چاپ محمّد اقبال، ص ۱۸٠_۱۸۲). خلاصه‌ی کلام آن است که پس از رفتنِ غُز، غُزِ بزرگتر یعنی فرقه‌گرایی و تعصّبِ عوامانه، بازمانده‌ی جان و مال و آبادانی را به بادِ نیستی داد: من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد، آن آشنا کرد.               #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن https://t.me/sarv_e_sokhangoo

🌲کشور عجیبی که ایران نام دارد🌲 قسمت ۵ با یک نگاه کلّی مشکلِ آنها را در سه طاغوت می‌بینیم: شاهان، عالِمانِ دنیا‌دار، عوام؛ طاغوت نخست شاهان بودند: شاهان ایران در این دوره اغلب ترک نژاد بودند(با آذری‌های امروز اشتباه نشوند). دو خانواده‌ی ایرانیِ سامانی و صفاری درخشش کوتاهی داشتند و آل بویه نیز با همۀ کوشش نتوانستند جوّ ایران را تغییر دهند... ظلم و ناروایی در حدّی بود که از همان آغاز، حسرتِ دورانِ ساسانی در یادها جان گرفت. کتابهای این زمان، از شعر و نثر، از حکایتهای مربوط به عدلِ انوشیروان و آسایش و امنیّتِ عصرِ کسراها گرانبار است. اندرزها و حکمت‌های عصر ساسانی به زبان فارسی و عربی برگردانده شد... طاغوت دوّم، عالمِ دنیا‌دار بود که به نحوِ غیر مستقیم خود را با دیوانیان در اداره‌ی مُلک ذینفع می‌دانست. در واقع مملکت‌داری مانند خورجینی بود که یک سرش را می‌بایست شمشیرِ حاکم پُر کند و سر دیگرش را تبلیغِ عالِم. در ایرانِ بعد از اسلام گروهی از عالِمان که ریاست و رفاه را سرمایه‌ی نقد می‌دانستند و آن را جز در مشارکت با حاکمان نمی‌توانستند به دست آورند، خود را جانشینِ موبدانِ زمانِ ساسانی کردند. در کنار این عدّه از روحانیّون (مرکّب از قاضی، مُفتی، فقیه، ذاکر و واعظ) صوفیانِ بی‌صفا نیز بودند، و نیز مورّخان و شاعرانِ مدّاح، که مجموعِ آنها هبرانِ فکریِ زمان (در اصطلاح امروز intelligentsia) را تشکیل می‌دادند. این سه دسته، ماشینِ تبلیغاتی-عقیدتیِ حکومت را به راه می‌بردند، که بی‌وجود آنها حاکمِ جبّار نمی‌توانست به حاکمیّتِ خود ادامه دهد. روشن بود که با زور تنها نمی‌شد مردم را در قید و بند‌های طاقت‌فرسا نگاه داشت. می‌بایست باورهایی باشد که این زور را توجیه کند، محمل برایش بتراشد، و رشته‌ی آن را با تأییدِ آسمان و جهانِ دیگر پیوند دهد... جزئیات ستم و مشقّتی که بر مردم مستولی بوده است، حقّش در هیچ کتابی ادا نشده، ولی روح آن در مجموع ادب و آثار فارسی و ضرب المثل‌ها منعکس است. سعدی از «بسته بودنِ سنگ و رها بودنِ سگ» حرف می‌زند، و حافظ می‌گوید: "از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود – فریاد از این بیابان، وین راه بی‌نهایت". در هیچ زبانی آنهمه ذمّ ریا و دورنگی و دکانداریِ متشرّعانه و سوء استفاده از زهد و دین به طنز یا جِدّ نیامده است که در زبان فارسی آمده. خود این یک مکتب و یک تیره‌ی فکری شد، و حتّی به ایجاد فرقه‌ی «ملامتی» منجر گشت که آخرین چاره‌ی حفظ دین را در تظاهر به بی‌دینی می‌جست. از نظر متفکّرانِ آزاده‌ی ایران، زیانِ عالِمانِ بی‌حقیقت بیشتر از جبّارانِ تازیانه به دست بوده است؛ چه، آنان دین را از درون خالی کرده بودند، و همه‌ی امور را بر گِردِ کاکُلِ «ظواهر» می‌چرخاندند که این «ظواهر» در جهت تسلّطِ هر چه بیشترِ زور پسندان و نخاله‌ها، بر ساده‌ها و ضعیف‌ها نتیجه‌بخش می‌شد. حافظ خلاصه‌ی وضع را در چند کلمه گفته است: آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت...               #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن https://t.me/sarv_e_sokhangoo

🌲کشور عجیبی که ایران نام دارد🌲 قسمت ۴ ما از چگونگی وضع ایرانیان پیش از اسلام اطلاع دقیقی نداریم، زیرا آثار متنوّعِ مکتوب از آن دوره در دست نیست. آنچه می‌دانیم، نظامِ طبقاتیِ دوره‌ی ساسانیان و اتّحاد دین و دولت که «کرتیر» نظریّه‌پردازش بود، مردم را در قالبِ طبقه‌ی خود محبوس نگاه می‌داشت که این مانع از رشدِ استعداد و روان بود. پس از اسلام رهایی از قیدهای طبقاتی حاصل شد؛ ولی در عمل، عبّاسی‌ها همان ادامه دهنده‌ی روش ساسانی بودند _منهای محاسنِ آن دوره_ و حکّام ایرانی دنباله‌روی از سبک عبّاسی داشتند. با این حال، استعدادها به پویش افتاد و از میان خانواده‌های روستایی و فقیر، افراد برجسته در زمینه‌ی علم و ادب و سیاست بیرون آمدند که از نمونه‌هایش از ابن‌سینا و نظام‌الملک و غزالی می‌توان نام برد؛ و یعقوب لیث که رویگرزاده‌ای بود، توانست به سلطنتِ بخشی از ایران برسد. هر چند اینها استثنا بودند، ولی در هر حال، اگر نظام طبقاتی بر جای می‌بود امکانِ سر برآوردنِ چنین کسانی از چنان طبقه‌ای صورت پذیر نبود. امّا در مجموع، مردم ایران درگیر مسائل عمده‌ای بودند، چون نا‌امنی و بی‌فردایی و فقر؛ که اگر بگوییم آبِ خوش از گلویشان پائین نمی‌رفت، اصطلاحِ خودش را جسته‌ایم...               #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

🌲کشور عجیبی که ایران نام دارد🌲 قسمت ۳ بگذریم اینها را نگفتیم برای آنکه «حماسه خوانی» کرده باشیم، که به‌هیچ وجه جای آن نیست، یادآوریِ چند جریان بود که در این سرزمین روی داده، و تاریخ‌ها گواهِ آنند. هر ارزشی برایش قائل باشیم، بهایش به مردم ایران باز می‌گردد؛ چه، آنها بوده‌اند که این کشور را تا به امروز رسانیده‌اند. نمی‌توانیم شماره‌ کنیم تعداد کسانی را که در راهِ «شرفِ انسانی» جانِ خود را بر روی این خاک نثار کرده‌اند؛ و تعداد آنها که ماندند و کشورِ خود را صبورانه با خونِ دل از تنگناها گذراندند، صدها برابر بیشتر است. یک نقطه‌ی مرموز در کلّ تاریخ ایران است، و آن سِرّ بر جای ماندنِ اوست. چگونه بوده که وقتی همه‌ی درها به رویش بسته می‌نموده است، باز دریچه‌ی نامنتظری باز می‌شده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین می‌نماید که هر گاه لازم می‌شده او ادامه‌ی حیاتِ ایرانی‌اَش را به بهای گرانی می‌خریده، این بها شکیبایی در مصائب بوده است؛ بدین گونه آنچه را که «مشی ایرانی» می‌توان خواند، به «نیروی نو شدن» و «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین می‌گردیده. منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بی‌آنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد. ظواهر تغییر می‌کرد ولی او آن را مهم نمی‌دانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر باز همان مسیرِ پیشین در پیش گرفته می‌شد. عمده‌ترین تغییر در ملّت ایران پس از آمدن اسلام صورت گرفت. وقتی اعتقاد دینی و زندگی اجتماعی تغییر کرد روحیّه نیز به همراهِ آن دگرگون می‌شود. ایرانِ بعد از اسلام تصمیمش را به این صورت گرفت که «ایرانِ فرهنگی» باشد، یعنی چون دیگر قدرتِ فائقِ سیاسی نبود، به "فرهنگ" روی برد. «غرورِ سیاسی» را که دیگر نبود، "غنای فرهنگ" به جایش نشاند. تاریخِ این دوران هر چه جلوتر آمده بر غلظتش افزوده شده. نخست ترک‌ها آمدند و سپس مغول‌ها. در تمام این مدّت، ایرانی با مهاجمانِ خود در کشاکش بوده. از این حیث آبدیدگی و تجربه اندوخته، که کتاب‌ها و امثال و حکم، رسوب‌هایش را در خود دارند. لیکن به بهای گرانی. هر یک از این اتّفاق‌ها مقداری از شخصیّتِ او را سابانده است، مانند سنگ که بر سر راهِ سیل، سائیده و نرم می‌شود. ولی نرمی در مقابل "درشتی" را نیز می‌آورد؛ بنا به اصلِ «غضب الْحَلیم»؛ بنابراین هرجا فرصت دست داده از ابراز خشونت نیز خودداری نشده.              #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن https://t.me/sarv_e_sokhangoo

🔅به فرهنگ باشد روان تندرست 🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکی‌ها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر  ستم و دروغ و دشمنی‌ بوده‌اند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسی‌ها و ابن‌سیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا می‌‌شود. ایران و داشته‌های تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم. فهرست زیر ازجمله دغدغه‌مندان مستقل برای رسیدن به این هدف‌اند. با پیوستن به آن‌ها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.                  💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی 💧یافته‌های مهم روان‌شناسی 💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور) 💧جملگی روانکاوی 💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته) 💧صادق هدایت 💧زین قند پارسی (درست بنویسیم، درست بگوییم). 💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان 💧دکتر محمّد‌علی اسلامی‌نُدوشن 💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان) 💧رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه 💧بهترین داستان‌های کوتاه جهان 💧نجوای داستان 💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ 💧حافظ/ خیام (صوتی) 💧خردسرای فردوسی (آینه‌ای برای پژواک جلوه‌های دانش و فرهنگ ایران زمین). 💧بنیاد فردوسی خراسان (كانون شاهنامه فردوسی توس‏). 💧سرو سایـه‌فکن (رسانه‌ای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی). 💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنی‌عشری 💧موسسه پژوهشی چراغداران میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان 💧حافظ‌خوانی با محمدرضاکاکائی 💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری 💧شاهنامه کودک هما 💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور). 💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی) 💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین 💧شاهنامه برای کودکان (قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان) 💧گاهگفـت (دُرُست‌خوانیِ شعرِ کُهَن) 💧کتاب گویای ژیگ 💧سفر به ادبیات (مرزبان‌نامه و گلستان، تک‌بیت‌های کاربردی ) 💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو) 💧ملی‌گرایی ایرانی/شاهنامه‌پژوهی 💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران) 💧کانون پژوهش‌های شاهنامه (معرفی کتاب‌ها و مقالات و یادداشت‌ها پیرامون شاهنامه). 💧هفت هزار سالگان 💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا) 💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بوم‌داری 💧رهسپر کوچۀ رندان (بررسی اندیشۀ حافظ). 💧حماسه‌سرای آرخش؛ خانۀ فرهنگ، حماسه‌ و زبانهای ایرانی 💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار 💧تاریخ روایی ایران 💧سخن و سخنوران (سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی). 💧کتاب و حکمت 💧تاریخ میانه 💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبان‌ها و فرهنگ‌ها). 💧خواندن و شرح تاریخ عالم‌آرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده). 💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشت‌های امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان). 💧شرح کلیات سعدی (تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی). 💧انجمن شاهنامه‌خوانی هما (خوانش و شرح بیت‌های شاهنامه). 💧نقش بر آب (یادداشت‌های ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمی‌پور) ☔️کانال میهمان: 💧یادداشت‌های دکتر سید احمدرضا قائم مقامی ☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل @alireza_heidaree

🌲کشور عجیبی که ایران نام دارد🌲 قسمت ۲ ...و پس از آنکه [ایران] از جانب اسلام فتح شد، باز «آمریّتِ» خود را از دست نداد، این‌بار در قلمروی فرهنگ و اندیشه؛ و از طریق ایران بود که اسلام به نیمی از جهانِ شناخته شده‌ی زمان راه یافت: سِند و بنگال و پنجاب و آسیای صغیر و فرارودان و ترکستانِ چین و مالزی و اندونزی، و هم اکنون نیز چون در موزه‌های جهان آثاری تحت عنوان «هنر اسلام» به نمایش گذارده می‌شود صدی‌هفتاد یا هشتادِ آن دستاورد مردم ایران است (یا آثار مشتق شده از تمدّن ایران) و لطیف‌ترین اندیشه‌ی انسانیِ جهان که «عرفان» باشد، در ایران بالیده شده است. یک سرزمینِ کم‌آبِ پُر از کوهسار و کویر، چه خصوصیّتی داشته است که همیشه منشاء آثار شگرف و خطیر بوده؟ چگونه بوده است که مانند «قُقنوس» آنهمه تا پای مرگ رفته و دوباره از میانِ خاکسترِ خود برخاسته؟ از سه هزار سال پیش بدین سو هیچ زمان نبوده است که در صحنه‌ی تاریخِ جهان حاضر نباشد. یک ملّت چقدر می‌تواند پست و بلند و اُفت و خیز و رنج و آزمون داشته باشد، و باز بماند؟ از نفس بیفتد ولی از پا نیفتد؟ چون به حکمِ جغرافیا در قلبِ حوادثِ جهان بوده، از چهار سو فشار بر او وارد می‌شده، با این حال از میدان به در نمی‌رفته. از کاخ آپادانا تا خانه‌ی گِلیِ حافظ در شیراز فاصله چندانی نیست؛ زمانی مُلکِ مرئی را در زیر سیطره‌ی خود داشته، زمانی مُلکِ معنی را. وقتی فریدون بنا به داستان، جهان را در میانِ سه پسر خود تقسیم کرد، ایران را به کوچک‌ترین پسر سپرد که ایرج بود (نامش با ایران از یک ریشه)، و چون ایران سرآمد کشورها شناخته می‌شد برادران بر او رشک بردند و او را کشتند. سپس درازترین نبردِ افسانه بر سرِ خونِ بی‌گناه، که «سیاوش» بود به جریان افتاد، و این جنگِ کنایه‌ای که در میانِ داد و بی‌داد در گرفته بود، هرگز در جهان متوقّف نشده است، زیرا درختی که از «خون سیاوشان» روئید، هر چه آن را بِبُرند از نو سر می‌زند. ساسانیان «ایرانشهر» را «نافِ زمین» می‌شناختند (نامۀ تَنسر)، زیرا در قلب دنیای متمدّن جای داشت و همه‌ی رشته‌ها به او می‌پیوست، و یا در عبارت شعر از زبان خاقانی: این هست همان درگه کاو را ز شهان بودی...               #سخن‌ها_را_بشنویم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن https://t.me/sarv_e_sokhangoo

زن از قدیم‌ترین زمان تا به امروز پاسدارِ "زیبایی" بوده، الهام‌بخش و پیام‌آور بوده و قسمت عمده‌ای از خوبی‌ها و زیبایی‌های دنیا و تمدّن، مدیونِ زن است.               #گفته‌ها_و_ناگفته‌ها 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

زادروزت خجسته باد "ای هنوز بی‌نظیر" https://t.me/sarv_e_sokhangoo