en
Feedback
سمفونی مردگان

سمفونی مردگان

Open in Telegram

سکوت... از بلعیدن واژه ها لذت می برد

Show more
598
Subscribers
No data24 hours
-37 days
No data30 days
Posts Archive
از این فرایند انسان بودن خیلی خستم

آدم هاي اين دنيا خيلي معمولي تر از چیزی‌اند كه فكرش را ميكني يك مشت تكرار , يك مشت حرف هاي از قبل شنيده شده و يك مشت رفتار هاي قابل پيش بيني. بعضي ها شايد كمي خاص به نظر برسند ولي آخرش همه‌شان شبیه هم‌اند.

اما تجربه ، معلمه خشنیه، اول امتحان می گیره بعدا درس میده

اما نیرویی او را وا می‌داشت بگریزد؛ به گوشه‌ای کنجی جایی دور از شهر جایی دور از آدم‌ها. سمفونی مردگان - عباس معروفی

من قبلا میخاستم همرو نجات بدم،ولی الان میخام چیزی که از خودم باقی مونده رو نجات بدم.

جز بیکلام هاییِ که همیشه برام خاص میمونه 🫀

⏳آری این چنین بود، که دیوانه شدم و رهایی و آرامش را در دیوانگی یافتم. رهایی را در تنهایی و آرامش را در ناشناخته بودن؛ زیرا آنان که ما را می‌شناسند، بخشی از هستی‌مان را اسیر خود خواهند کرد. #جبران_خلیل _ دیوانه

بعد ها فهميدم بينايی همه چشم ها يک اندازه نيست يكی كم از دنيا می بيند و يكی زياد دنيا هم در برابر نگاه آدم ها به يكسان عرضه نمی شود!

در وصف تنهایی؛ من با چیزی زنده‌ام، که دیگران از آن می‌میرند...

يك انتظارِ خيلي خيلي طولاني، رنگِ همه چيز را عوض مي‌كند.

میرسم 🧿🫀

اگه یه نابینا بتونه ببینه ، اولین چیزی که دور میندازه چوبیه که کل زندگیش بهش کمک کرده . حکایت آشناییه

از جایی به بعد در زندگی، با مردگان درونت بیش از زندگان پیرامون حرف می‌زنی.

از زخم‌هایم آن‌ها که از دوست خورده‌ام، در چشم‌هایم پنهان می‌کنم و آن‌ها که از بیگانگان، در دل...

آموخته ام كه مردم حرف هاى شما را فراموش مى كنند، كارهاى شما را فراموش مى كنند، ولى احساسى را كه در آن ها ايجاد كرده ايد را هيچ وقت فراموش نمى كنند.

اگر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست!