en
Feedback
حنین به توان دو!

حنین به توان دو!

Open in Telegram

•قسم به قصه چشمی که غصه هاست در آن...!‌ #طه_محمدی @Taha_ymdy Instagram.com/taha_ymdy

Show more
691
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
برایت صفحه گرامافون موسیقی محبوبت -کتیبهٔ فرهاد- را هدیه آورده‌ بودم. همان‌که زمستان سال‌های‌ قبل‌تر گوشهٔ‌ آن نوشته بودم: بر
برایت صفحه گرامافون موسیقی محبوبت -کتیبهٔ فرهاد- را هدیه آورده‌ بودم. همان‌که زمستان سال‌های‌ قبل‌تر گوشهٔ‌ آن نوشته بودم: برای دوستی که خطوط زیبای صورتش ‌حد و مرز نمی‌شناسد، برای تنها کسی که مرا، در اعماق انزوایم می‌فهمد و دست‌هایم را لابه‌لای موهایش، سیاه‌ترین صحیفهٔ دنیا جای می‌دهد.

برایت صفحه گرامافون موسیقی محبوبت -کتیبهٔ فرهاد- را هدیه آورده‌ بودم. همان‌که زمستان سال‌های‌ قبل‌تر گوشهٔ‌ آن نوشته بودم: بر
برایت صفحه گرامافون موسیقی محبوبت -کتیبهٔ فرهاد- را هدیه آورده‌ بودم. همان‌که زمستان سال‌های‌ قبل‌تر گوشهٔ‌ آن نوشته بودم: برای دوستی که خطوط زیبای صورتش ‌حد و مرز نمی‌شناسد، برای تنها کسی که در اعماق انزوایم، مرا می‌فهمد و دست‌هایم را لابه‌لای موهایش، سیاه‌ترین صحیفهٔ دنیا جای می‌دهد.

«در آن اتاق کوچك‌ دم پله‌ها مدام سیگار می‌پیچید و در دود غرق می‌شد شاید هم در خاطرهٔ سال‌های از دست رفته، کسی چه می‌‌دانست!» -سال بلوا؛ معروفی

«با تك‌تك اون خنده‌ها سوختم..» #ps752

در زمانه ما، زندهٔ همیم تو برای من، من برای تو -حسین منزوی

در زمانه ما، زندهٔ همیم تو برای من، من برای تو -حسین منزوی

جان یابم زین شب‌ها.. @hanin_n

«آدم‌ها به فریاد هم می‌رسند، به سکوت هم نه!»

تو جفای خود بکردی و‌ نه من نمی‌توانم.. -از سعدی

تو جفای خود بکردی و‌ نه من نمی‌توانم.. -از سعدی

در هر خیابان که با تو در زیر باران دویدم ابری شدم عابران را گریاندم و گریه کردم
در هر خیابان که با تو در زیر باران دویدم ابری شدم عابران را گریاندم و گریه کردم

0.85 KB

«و ما هم‌چنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را..» -مرثیه؛ از احمد شاملو در سوگ‌ فروغ‌‌ فرخ‌زاد

کاش خدا شبیه تو بود…

به چشمای متروکهٔ من بگو…

به چشمای متروکهٔ من بگو

#غزل_تازه دور سر خود جهان را چرخاندم و گریه کردم در وهم خود آسمان را لرزاندم و گریه کردم در هر خیابان که با تو در زیر باران دویدم ابری شدم عابران را گریاندم و گریه کردم شعری که یک شب نوشتی در آخرین برگ دفتر با لحن تو، با صدایت هی خواندم و گریه کردم از تو گذر کردم اما، در زیر شال تو با بغض آن نرگس نیمه‌جان را بنشاندم و گریه کردم زیباترین یادگارت یک تار مو، یک غزل بود هم تار مو هم غزل را سوزاندم و گریه کردم.. #طه_محمدی

#غزل_تازه دور سر خود جهان را چرخاندم و گریه کردم در وهم خود آسمان را لرزاندم و گریه کردم در هر خیابان که با تو در زیر باران دویدم ابری شدم عابران را گریاندم و گریه کردم شعری که یک شب نوشتی در آخرین برگ دفتر با لحن تو با صدایت هی خواندم و گریه کردم از تو گذر کردم اما در زیر شال تو با بغض آن نرگس نیمه‌جان را بنشاندم و گریه کردم زیباترین یادگارت یک تار مو، یک غزل بود هم تار مو هم غزل را سوزاندم و گریه کردم #طه_محمدی

Don’t pity the dead, Harry. Pity the living, and, above all those who live without love.