en
Feedback
کٌنجِ دل

کٌنجِ دل

Open in Telegram

بخشِ کوچکی از جهآنِ نوشتاریِ من... در پیوند با قصّه و حقیقت و خیال!🦋 🤍💎 |سپاس که با ذکرِ نام، از متن‌ها استفاده می‌‌کنید.🙏🏻| ارتباط با ادمین: @admiin970 اینستاگرام: https://www.instagram.Com/fatemeh_panbehkar

Show more
884
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1530 days
Posts Archive
💎 لحظه‌های سال رو به پایان را مرور می‌کنم و می‌بینم بسیاری‌ از سکانس‌هایش را دوست داشتم، آرامش امسال جور ویژه‌ای به جانم چسبید، جور ویژه‌ای حالم را با خودم و جهآنم خوب کرد، جور ویژه‌ای عبور کردم از چیزهایی که باید و بیش از همیشه به آنچه که لازم بود و باید پیوستم تا یادم بماند از جنگیدن‌های درست و به موقع نهراسم. امسال نهایت تلاشم برای عمیق زیستن بود، که بیشتر یاد بگیرم، تجربه کنم، بشنوم، بفهمم و ژرف و حقیقی با همه چیز مواجه شوم و ساده‌تر از آنچه تأثیری در کیفیت جهآن و افکارم ندارد عبور کنم. می‌بینم که از لحظه‌های خاکستری هم با قدرتی بیش از همیشه عبور کردم تا نورِ همیشه عزیزم را در آغوش بکشم و اعجازِ عشق و لبخند را بهتر بپذیرم. امسال برای من نقطه‌ی آغاز مسیرهایی بود که به ادامه‌ی روشن‌شان امیدوارم، من به فردا و فرداهای پر نورِ سال جدید چشم امید دارم و می‌دانم که روزهای سپیدتری در راه است… 💚🪽 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 فنجان قهوه‌اش را به دست می‌گیرد و نجوای آرامِ انگشتانش را احساس می‌کند. این آرامش است که کنارش نشسته و دست‌هایش را به مهر می‌فشارد، انگار مدتهاست اینگونه صمیمانه به حسی ساده چنگ نزده بود. خواسته بود و با بسیاری چیزها ساخته بود که آن طعمِ رهایی دلنشین را زیر پوستش احساس کند. که بهتر با صداها و رنگ‌ها و عطرها و جزئیاتِ ساده همراه شود و به تمامی زندگی را تجربه کند، می‌دانست که زندگی همیشه با رهاییِ عمیق، با دوری از رنج‌ها فاصله دارد اما او اکنون تمامِ زندگی و فراز و فرودهایش را با چشم‌ِ مسلح‌تری می‌دید. 🤎☕️ |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97

💎 از امنیت روانتان سرسختانه مراقبت کنید، در برابر هر آزارگر نهان و آشکاری که این احساس را از شما دریغ می‌کند و به یأس یا تکرار و درجا زدنی بی‌سرانجام محکومتان می‌کند. از آرامش‌ و خوشی‌های کوچک و ساده‌تان، از امیدهای نهفته در اعماقِ قلبتان حمایت کنید، از هر آنچه که با پشتکار و رنج به دست آورده‌اید، از تمامِ چیزهایی که شما را به ورژنِ بهتری از آنچه دوست دارید و همیشه خواسته بودید تبدیل می‌کند. از هر منبعی که حس ناکافی بودن یا به قدرِ کافی خوب نبودن را از وجودتان محو می‌کند و با حضورِ حمایتگرانه‌اش به تغییرات مثبت و چشمگیر تشویق می‌شوید. ⚡️🤍 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 گاهی هم عاقلانه‌تر این است که لباس افراد در همه حال جنگجو و مبارز را از تن در آورد و به خود اجازه‌ی تجربه‌ی صادقانه‌‌ی انواع احساسات را داد. مجال اینکه حتی با حساس یا آسیب‌پذیرترین روحیه‌ی ممکن از شرایط ناآشنا یا ناامن حرف زد و از تجربه‌ی ترس اجتناب نکرد، اینکه می‌شود گاهی واقعاً روبراه نبود و به احساسی مغایر با اندوه، خشم یا ترس تظاهر نکرد، در بسیاری از مواقع تغییر و بهبود شرایط و عملکرد غیر از همراهی صادقانه با انواع احساسات به دست نمی‌آید. در پذیرشِ تجربیاتی که به زیستْ‌جهآنِ فرد گره خورده و گاهی سرسختانه و به نفعِ فرار از واقعیت، انکار و نادیده گرفته می‌شود! 🌱🌸 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 قوی ماندن اجبار و التزامِ زندگی‌اش نبود، قوی ماندن سبکی از زندگی و یکی از ویژه‌ترین انتخاب‌هایی بود که می‌توانست داشته باشد. همیشه بین جبر و انتخابِ آگاهانه فاصله‌ی بسیاری است. اینکه چاره‌ی دیگری غیر از همان تنها گزینه‌ی موجود‌ نباشد یا تمامِ وجودت رغبت و میل به یک انتخاب را فریاد بزند. قوی بودن را به سودِ ادامه دادن‌ و پیش رفتن در مسیرِ شایستگی‌هایش برگزیده بود. چیزهایی را در وجودش می‌جست که با یک روحیه‌ی شکننده جور در نمی‌آمد، اهدافی داشت که با باور به شکست سرِ سازگاری نداشتند، میلِ رسیدن و دست یافتن‌هایی را در سر داشت که غیر از شهامت و اراده‌ی بیشتر، سلاح دیگری برای تحقق‌شان نمی‌شناخت! 💚🌻 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 قوی ماندن اجبار و التزامِ زندگی‌اش نبود، قوی ماندن سبکی از زندگی و یکی از ویژه‌ترین انتخاب‌هایی بود که می‌توانست داشته باشد. همیشه بین جبر و انتخابِ آگاهانه فاصله‌ی بسیاری است. اینکه چاره‌ی دیگری غیر از همان تنها گزینه‌ی موجود‌ نباشد یا تمامِ وجودت رغبت و میل به یک انتخاب را فریاد بزند. قوی بودن را به سودِ ادامه دادن‌ و پیش رفتن در مسیرِ شایستگی‌هایش برگزیده بود. چیزهایی را در وجودش می‌جست که با یک روحیه‌ی شکننده جور در نمی‌آمد، اهدافی داشت که با باور به شکست سرِ سازگاری نداشتند، میلِ رسیدن و دست یافتن‌هایی را در سر داشت که برای تحقق به غیر از قدرت و شهامت، با سلاح دیگری قابل تصور نبودند! 💚🌻 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

🎧🕊️… @KonjeDel97💌

💎 خوبه که هنوز نشونه‌های زندگی رو دقیق‌تر نگاه می‌کنی! خوبه که رنگ‌ها و عطرها برات پر از خاطره و امید و شعفه؛ این بی‌تفاوت نبودن نسبت به قصه‌ی زندگی قشنگه، نسبت به اومدن و رفتنِ فصل‌ها و همه‌ی حرف‌هایی که حتی هر روز برای شنیدنِ من و تو به یادگار میگذاره. خلاصه اومدم بگم زندگی با همین شب ‌و روزهای کمی متفاوت و رنگی‌تر، به قوی‌تر و بهتر ادامه دادن تشویقمون میکنه! این تشویق‌ و تأییدها رو جدی بگیریم و قدر بدونیم. تهش می‌فهمیم معنای دقیقِ زندگی و خوشبختی همین لحظه‌های امن و ساده‌ست! امیدوارم با پآییز حسابی رفاقت کرده باشید و زمستونِ قشنگ و سپیدتری چشم به راهتون باشه. یک دقیقه بیشتر بخندید و عشق بورزید لطفاً!:) یلداتون به شوق و لبخند🍉💫 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 خوبه که هنوز نشونه‌های زندگی رو دقیق‌تر نگاه می‌کنی! خوبه که رنگ‌ها و عطرها برات پر از خاطره و امید و شعفه؛ این بی‌تفاوت نبودن نسبت به قصه‌ی زندگی قشنگه، نسبت به اومدن و رفتنِ فصل‌ها و همه‌ی حرف‌هایی که حتی هر روز برای شنیدنِ من و تو به یادگار میگذاره. خلاصه اومدم بگم زندگی با همین شب ‌و روزهای کمی متفاوت و رنگی‌تر، به قوی‌تر و بهتر ادامه دادن تشویقمون میکنه! این تشویق‌ و تأییدها رو جدی بگیریم و قدر بدونیم. تهش می‌فهمیم معنای دقیقِ زندگی و خوشبختی همین لحظه‌های امن و ساده‌ست! امیدوارم با پآییز حسابی رفاقت کرده باشید و زمستونِ قشنگ و سپیدتری چشم به راهتون باشه. یک دقیقه بیشتر بخندید و عشق بورزید لطفاً!:) یلداتون به شوق و لبخند🍉✨ |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 آری من در رفاقتِ عمیق‌ با پاره‌ای از حس‌‌ها همیشه متوقع و زیاده‌خواه بوده و هستم؛ مثلاً انگار خیابان‌های محبوبِ پآییزی را فقط برای قدم‌های خودم می‌خواهم یا باید روی رفاقتم با بعضی از کوچه‌ها سماجت بیشتری به خرج دهم تا با نهایتِ اعتماد به نفس به رهگذرهای مشتاق بگویم آنقدرها هم که فکر می‌کنید مسیر فوق‌العاده‌ای برای پرسه نیست، این همه کوچه و راه برای رفتن و گم شدن و رسیدن… از بینِ کافه‌ها آن که خوش‌حس و حال‌تر است و قهوه‌هایش معرکه‌تر، چه بهتر که به کسی بیشتر از من نچسبد، از بینِ کتابهای مورد علاقه، کاش آنها که من دوست‌تر دارم، چندان هم در ردیف پرفروش‌ها نباشد، یا باران که می‌بارد خیال می‌کنم احتمالاً این باران تنها از آسمانِ پشتِ همین پنجره می‌بارد و تنها میراثِ این نقطه از زمین است! ✨🍁 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 می‌توانست ساعتها به اتفاق‌هایی فکر کند که در وقوع‌شان نقشی نداشت‌، می‌توانست روزها در افکاری غرق شود که به نتیجه‌ی مهمی وصل نشود یا جز سیر و سیاحت در هزارتویی از فکرهای بی‌انتها به هیچ مقصدِ روشنی نرسد. اما ریسمانِ بلندِ افکار و خیالات همه‌ی آن چیزی نبود که دغدغه‌اش را داشت، ترجیح می‌داد برای آن فکرهای سردرگم هم دقایقی خلوت دست و پا کند و بقیه‌ی لحظه‌ها را به کشف‌ و جستجوی قصه‌های تازه‌ای دور از آن فکرها بگذراند، همه‌ی آن چیزهایی که می‌شد بسازد و تغییر دهد و در هزار مسیر هنوز ناشناخته پیدایش کند. 🫧🤍 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 من هر جا که خودم را از یاد بردم، که حواسم به خودم نبود و زیادی به خودم سخت گرفتم و زیادی همه چیز را جدی گرفتم و زیادی از خودِ همیشه‌ام فاصله گرفتم، به تو نگاه کردم و حقیقتِ همه چیز به من لبخند زد. روزهایی که می‌خواهم خودم را بیشتر دوست داشته باشم، روزهایی که هیجان مورد نیازم را گم می‌کنم، روزهایی که بیتابی بی‌خیالِ قلبم نمی‌شود، به چشمهای تو نگاه می‌کنم و در عمقِ آن کلماتِ روشن غرق می‌شوم تا خودم را از نو مرور کنم. باید جایی بنویسم که اگر گشتید و نبودم، لابلای خاطرات تو حتماً در گوشه‌ی امنی جا خوش کرده‌ام! 🌱🧡 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 و فکر کرد رؤیاهایش آنقدر مهم‌‌ و خواستنی‌اند که باید پیج و خمِ راههای دست یافتن به آنها را تاب بیاورد، آنقدر ارزشش را دارند که او با قدرت بیشتری از سخت‌ترین مسیرها بگذرد و از نرسیدن‌های نه آنقدر جدی بیتاب نشود و رنج‌ها را به تعبیرهای شاعرانه‌‌تری وصل کند، که هنوز خیال ببافد و امید ببندد و تسلیمِ اتفاق نشود. رؤیاها مهمتر از آن بودند که نادیده گرفته شوند، که میانِ سیرِ عجولِ روزمرگی گم شوند و رد پاهایشان تا همیشه بر جا بماند! رؤیاها نشانه بودند که یعنی هنوز روزهای بهتری را می‌شود به تقویم زندگی اضافه کرد! ☘️💫 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 پیوستن به خیالبافی برای بسیاری ساده‌تر از همراه شدن با جریانِ واقعیت است. گویی همزیستی با خیال، رنجِ دست و پنجه نرم کردنِ خشک و خالی با واقعیت را کم می‌کند و چون سلاحی مطمئن به فرد حس امنیت می‌بخشد. این حس اگر چه بادوام نیست، اگر چه موقتی و غالباً در دسترس نیست اما نقطه‌ی گریز و توقفی است برای هر چه دیرتر مواجه شدن با حقیقیتِ موجود و آنچه فرد ناگزیر به تجربه و درکِ آن است! 🫧🦋 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 در همه حال قوی و کامل بودن، تفکرِ وسواس‌گونه‌ای است که در گذر زمان برای بسیاری از افراد به تنها سبک زندگی و حقیقتِ مطلق تبدیل می‌شود. ما قوی و کامل بودن به دیگران و حتی به خودمان بدهکار نیستیم، می‌توانیم به جای طردِ بخش‌های آسیب‌پذیر و شکننده‌مان و به جای هر نوع انکار و سرکوب، پذیرشی امن و بی‌هراس را به خود هدیه دهیم و از ترمیمِ آن بخش‌های ضعیف‌تر هم غافل‌ نشویم. گاهی باور به قوی و محکم بودن و در هیچ وضعیتی خم به ابرو نیاوردن، رنجی است که افراد در برابرِ تأیید همیشگی و هراس از دوست نداشته شدن به خود تحمیل می‌کنند، سبکِ آشنایی که به جای انطباق با واقعیت، غالباً براساسِ تصورات و آرمان‌های دیگران از فرد شکل می‌گیرد و پیش می‌رود! ✨🪴 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 ترجیح می‌داد گاهی از کمالگرایی‌اش فاصله بگیرد. همیشه هم این باورِ مطلقِ کامل بودن یا بی‌عیب و نقص بودن را در عمل پیاده نکند. از یک جایی به بعد ترجیح داده بود نیازی به تأیید یا پذیرشِ همیشگی نداشته باشد اما در عوض خودِ حقیقی‌ و به دور از نقابش را زندگی کند، آن میلِ قوی به پذیرش را در خود سرکوب نکند و به عزت نفسش متکی باشد. شاید نمونه‌‌ی متفاوتی بود میانِ تمامِ آنها که به شباهتها یا کپی و تکثیر شدن از بقیه دل بسته‌اند و سرشان چندان برای پیچیدگی‌ِ احساس و رفتارهای متفاوت یا نوعِ خلاقانه‌تری از زندگی و تفکر درد نمی‌کند؛ نوعِ متفاوتی میانِ آنها که امنیتِ همرنگی و هم‌داستان بودنِ همه جانبه با دیگران را به خلقِ داستان ویژه‌ی خود ترجیح می‌دهند! 🌿🌻 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 دیده بودم که گاهی از حجم مشغله‌هایت بی‌قرار می‌شوی، دیده بودم که ذهنت پر از فکر و مسئله و سؤال بود و با خودت می‌گفتی کاش می‌شد این حجم عظیم فکر را در دورترین نقطه رها کرد و دمی نفس از آسودگی کشید. که کاش می‌شد مثل خیلی‌ها ساده با مسائل برخورد کرد و انتظارات ساده‌ای داشت و خوش‌خیالی‌ها را با روی بازتری پذیرفت. دیده بودم که همیشه دوست داشتی به خودت ثابت کنی برای خواستن ‌و رسیدن چه اندازه شکست‌ناپذیر و بلندپروازی ؛ که خم به ابرو نمی‌آوری، که کسی توان مقابله با حس و خواسته‌هایت را ندارد و فراسوی تمام مرزهای قابل تصور، از اشتیاق و دغدغه‌های عمیق و پیچیده لبریزی! 🌱🤍 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 ولی من حس میکنم با تو همه چیز در تازه‌ترین حالتِ ممکن داره خودش رو بهم نشون میده. همون مسیرِ همیشگی، راهِ همیشگی، شهرِ همیشگی دیگه حالا انگار نو و جدیده. میگم انگاری اولین باره میام پشت میزِ این کافه‌ی رنگی و پُرنور میشینم، اولین باره دارم این شهر شلوغ رو می‌بینم، درخت‌های این کوچه چقدر قشنگتر شدن، قدیم‌ها هم ابرها همین‌قدر بوسیدنی و قشنگ بودند؟ من انقدر بی‌هوا می‌خندیدم و رها بودم؟ میگم نه این قهوه همون طعمِ همیشگی رو‌ نداره، این بارون‌های ریز بیشتر از قدیم‌ها بلدند با من و احساسم و حیاطِ پشتِ پنجره رفاقت کنند. اصلاً انگاری حس می‌کنم دارم پُررنگ‌تر، چند بعدی‌تر زندگی می‌کنم، دارم با تو زندگی رو بهتر یاد می‌گیرم، دارم بزرگ میشم… 🩵☁️ |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 تمام قدرت و شکوهِ زندگی در همین لحظه‌هاست، در اکنونی که با کمترین پرسش و حرف اضافه‌ای جریان تند زمان را یادآوری می‌کند‌. بی‌آنکه برای فهماندن منظورش دست به پیکار عجیبی بزند. تا بخواهی نشانه‌هایش فراوان‌اند از رنگ‌ و صدا و عطر و سکوت تا هیجان و آرامش و خیال، از گل و موسیقی و شعر تا کلماتی که هر روز و هر شب ذهن ‌و احساست را می‌کاوند و گاهی یادداشت و شعر و داستان می‌شوند و گاهی عجولانه می‌گریزند و یک جایی باز حوالی همین لحظه‌ها پنهان می‌شوند. برای پیوستن به این جریان قدرتمند و پر شتاب، چاره‌ای جز ادراکِ تمام عیارِ همین نشانه‌های کوچک و بزرگِ زیستن ندارم، همه‌ی آنچه در اکنون جریان دارد و بیشتر و عمیق‌تر نیازمندِ اعتناست و اصلاً چه خوب که این قدرت را هیچ دست کم نمی‌گیرم! 🍃🌸 |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌

💎 شاید اصیل‌ترین شکل واکنش و رفتار این باشد که تاریکی‌های وجودِ آدم‌ها میان تو و نور درونت فاصله نیندازد، که نیمه‌ی تاریک شخصیت یک فرد با وضوح قابل توجهی برایت آشکار شده باشد اما باز به فرصت‌های تازه‌ی پیوستن به نور فکر کنی، اما باز شوق و انگیزه‌ی درونش را برای ادامه و مسیرِ پیشِ رو نادیده نگیری و از ابعاد دیگر شخصیتش به سادگی عبور نکنی. گاهی تعاملات عمیق با آدمها قدرت و جسارتِ زیادی می‌طلبد ؛ شاید نکته‌ی هراس‌انگیز ماجرا اینجاست که گاهی ممکن است این بخش‌های تاریک ما را به بخش‌های تاریکِ شخصیت خودمان پیوند بزند! 💫☘️ |#فاطمه_پنبه_کار| @KonjeDel97💌