en
Feedback
ILL Brain

ILL Brain

Open in Telegram

Based on a true story....

Show more
999
Subscribers
-224 hours
-57 days
-1630 days
Posts Archive
اگه فردایی باشه من باتو میسازم برد من وقتیه که به تو میبازم....

روز ها يادت ، شب ها خوابت، شب ها خوابت، روز ها يادت، و اين ؛ مرگبارترين چرخه بي انتهاست...! سيدطه‌صداقت @ill_Brain

این بار زنده می‌خواهمت نه در رویا نه در مجاز این که خسته بیایی بنشینی در برابرم، در این کافه پیر نه لبخند بزنی آن گونه که در رویاست و نه نگاه عاشقانه بدوزی در نگاهم صندلی‌ات را عوض کنی در کنارم بنشینی سر خسته‌ات را روی شانه‌ام بگذاری و به جای دوستت دارم بگویی: گم کرده‌ام تو را، کجایی؟ کلوناریس @ill_Brain

خون می‌چكد از ديده در اين كنج صبوری ‌اين صبر كه من می‌كنم افشردن جان است هوشنگ‌ابتهاج @ill_Brain

. خون می‌چكد از ديده در اين كنج صبوری ‌اين صبر كه من می‌كنم افشردن جان است هوشنگ‌ابتهاج @ill_Brain

در قفس آغوشت بپوسان مرا...

دلم میسوزد برادر سپرمان شده است سپری کردن..! یاس‌مغروق @ill_Brain

«سلاما على قلبُ يتألمَ قبلُ المنامِ ويبكيُ بكاءَ العالمُ ولمِ يشعرَ بهِ احدُ.» سلام بر قلبی که قبل از خواب درد می‌کشد و به وسعت دنیا می‌گرید و کسی آن را احساس نمی‌کند. لاادری

چه سفر درازی کردم در اندوه و چون باز آمدم روح عریانی دیدم در انتهای افق و خود را در اندوه خود بازشناختم بیژن‌جلالی @ill_Brain

در من نگاه می کنی زخم هاي من آرام می گیرند.... شمش‌لنگرودي @ill_Brain

خشم این سایه ها عقاید عقده وارشان چنگ کشیدنشان به نگاه زمین‌گیرم قلبم را سنگسار میکند روحم را سخت میفشارد من برای اینجا مناسب نبودم ... واله @ill_Brain

تنها چیزی که می‌دانم این است که تنِ من مملو از زخم است و هنوز روی پای خود ایستاده ام

دیگر انرژی لازم برای تعاملات اجباری،دوستی های بی معنی و مکالمه های غیرضروری را ندارم.

توانایی فهمیدن درد، چیز خوبی است. دردسر واقعی، وقتی است که دیگر، درد را هم نمی‌فهمی. هاروکی موراکامی @ill_Brain

چه سفر درازی کردم در اندوه و چون باز آمدم روح عریانی دیدم در انتهای افق و خود را در اندوه خود بازشناختم بیژن جلالی @ill_Brain

از ارتفاع میترسم افتاده م از بلندی از آتش میترسم سوخته ام به کرات از جدایی میترسم رنجیده ام چه بسیار از مرگ نمیهراسم نمرده ام هرگز حتی یک بار #گرگی_در_کمین عباس کیارستمی @ill_Brain

سرگردانم چون بادهایی که معلوم نیست از کجا دل کنده اند و به کجا می روند پریسا صالحی @ill_Brain

بعضی چیزها را نه میشود دور ریخت و از دست‌اشان خلاص شد و نه‌ می‌شود نگه داشت و با آن‌ها زندگی کرد. خاطراتی که آدم‌هایش زمانی همراه ما بوده‌اند و دیگر نیستند، از این جنس است، ما گاهی در یک تعریف انباشتی از حجم بزرگی خاطرات منقضی شده، غم‌های تلنبار شده و ملالی لذت‌بخش هستیم. مستِر گورخر @ill_Brain

وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایش تنها بماند؛ آن وقت چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد. آلبر کامو @ill_Brain