en
Feedback
ILL Brain

ILL Brain

Open in Telegram

Based on a true story....

Show more
999
Subscribers
-224 hours
-57 days
-1630 days
Posts Archive
‏«چه چیز نکبتِ زندگی را جبران می‌کند جز رؤیا؟» رضا براهني

چه سرنوشت غم انگیزی! که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود...

اگرچه هیچ گل مرده،دوباره زنده نشد اما... بهار در گل شیپوری،مدام گرم دمیدن بود.

گلِ شکفته خداحافظ!اگرچه لحظه دیدارت شروع وسوسه ای در من،به نام دیدن و چیدن بود.

منو تو آن دو خطیم،آری!موازیان به ناچاری که هردو باورمان ز آغاز،به یکدیگر نرسیدن بود!

پلنگِ من، دلِ مغرورم،پرید و پنجه به خالی زد که عشق،ماه بلند من،ورای دست رسیدن بود.

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود.

من زخم تورا به هیچ مرهم ندهم!

و چه خوب بود که آدمی می‌توانست وقتی درد و مصیبتی دارد ماه‌ها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد‌؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد. رومن رولان @L3fT_HanD

زندگی من در هر روز و هر دقیقه عوض میشد. بنظرم می‌آمد که طول زمان و تغییراتی که ممکن بود آدمها در چندین سال بکنند برای من این سرعت سیر و جریان هزاران بار مضاعف و تندتر شده بود، در صورتیکه خوشی آن بطور معکوس بطرف صفر میرفت و شاید از صفر هم تجاوز میکرد - کسانی هستند که از بیست سالگی شروع به جان کندن میکنند در صورتیکه بسیاری از مردم فقط در هنگام مرگشان خیلی آرام و آهسته مثل پیه‌سوزی که روغنش تمام بشود خاموش میشوند. صادق‌هدایت

و چه خوب بود که آدمی می‌توانست وقتی درد و مصیبتی دارد ماه‌ها بخوابد و چندین ماه بعد آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد‌؛ اما هیچ‌کس نمی‌تواند چنین کاری بکند. باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد. رومن رولان @L3fT_HanD

تو نه دوری تا انتظارت کشم و نه نزدیکی تا دیدارت کنم و نه از آنِ منی تا قلبم آرام گیرد و نه من محروم از توام تا فراموشت کنم تو در میانه‌ی همه چیزی...

اوضاع خیلی کثیف تر و بدتر از سابق می گذرد روزها را یکی بعد از دیگری قتل عام می کنیم در انتظار ترکیدن و امید روز بهتری نیست صادق‌هدایت

تنهایی دارد پوستم را از استخوان میشکافد تا کسی از من بیرون بریزد اما کسی نیست هیچکس... حتی هیچ از من تهی شده است... انزوا

وقتی عشق به زندگی میمیرد هیچ معنایی دلمان را تسلا نمیدهد کامو

می‌دانم کسی که تا این سن خودش را نکشته بعد از این هم نخواهد کشت. به همین قناعت خواهد کرد که برای بقاء به طور روزمره نابود کند خود را، با افراط در سیگار، با بی‌نظمی در خواب و خوراک، با هر چیز که بکُشد امّا؛ در درازای ایّام، در مرگ بی‌صدا ... @ill_Brain

معتقدم، وقتی کسی که دوست‌اش داری، کنارت نیست، انگار یتیمی، حتی اگر همه‌ی عالم تو رو در آغوش بگیرند، بازم نداشته‌ات یک دنیاست... مستِرگورخر @ill_Brain

شب است و چهره‌اَم بیشتر به جنگ رفته است تا به مادرم. شب است و آن‌که تاریکی را با هزار میخ به آسمان کوبیده انتقامِ چه چیز را از ما می‌گیرد؟ گروس عبدالملكيان

این کهنه جان دیگر رمق ماندنش نیست...