en
Feedback
MOYAN

MOYAN

Open in Telegram
341
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Attracting Subscribers
July '25
July '250
in 1 channels
June '25
+7
in 1 channels
Get PRO
May '25
+12
in 0 channels
Get PRO
April '25
+28
in 0 channels
Get PRO
March '25
+24
in 0 channels
Get PRO
February '25
+40
in 0 channels
Get PRO
January '250
in 0 channels
Get PRO
December '24
+6
in 0 channels
Get PRO
November '24
+18
in 0 channels
Get PRO
October '24
+14
in 0 channels
Get PRO
September '24
+32
in 0 channels
Get PRO
August '24
+14
in 0 channels
Get PRO
July '24
+15
in 0 channels
Get PRO
June '24
+26
in 0 channels
Get PRO
May '24
+17
in 0 channels
Get PRO
April '24
+85
in 0 channels
Get PRO
March '24
+7
in 1 channels
Get PRO
February '24
+194
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
01 July0
Channel Posts
Hichkas-Ye-Rooze-Khoob-Miad-128.mp34.07 MB

2
No text...
0
3
به راننده گفتم به مردم حق بده عصبانی باشن. گفتم حق بده نگران باشن وقتی اتفاقات بد دائم میفته و اسنپ حتی لازم نمی‌دونه عذرخواهی کنه. گفت گناه من چیه؟ گفتم گناهات که زیاده، مردی، فقیری، ایرانی‌ای، تو تهران با لهجه کردی کار و زندگی می‌کنی، کمه؟ خندید. گفت من خودمم بچه دارم، دردم میاد وقتی همه راننده‌ها رو فحش میدن. گفتم منم دردم میاد برادر. چاره چیه؟ وسط آشوب و خشم که کسی دنبال منطق و رفتار درست نمی‌گرده. گفت راسته میگن هرکی باید تو شهر خودش کار کنه؟ گفتم نمی‌دونم. گفت اگه تو شهر من کار بود این‌جا چی می‌خواستم... موقع خداحافظی دستم رو بردم سمتش. گفتم اگه یه شب یه دختر جوون، یه زن قشنگ سوار ماشینت بود یه کاری کن آب تو دلش تکون نخوره. گفت همون هم پیاده میشه فحشمون میده. خندید. گفتم اون به تو فحش نمیده، به اونایی فحش میده که باعث شدن امثال من و تو هم فحش بخوریم. نخندید. سفت دست دادیم. دختر کوچولوی همسایه برای گربه‌ی حیاط غذا آورده‌بود. دویید سمتم و گفت اسم گربه جدید حیاط رو گذاشته هندونه. با حنا و هندونه نشستیم تو حیاط و بازی کردیم. حنا رفت و من موندم و به الهه فکر کردم. و به قاتلش. و به زنانی که دوست داشتم. و به زنانی که کشتم، و به زنانی که مرا کشتند. با کلمه‌ای یا نوازشی یا خشمی... شب از همه‌ی ما رد می‌شد، اما ما شبیه هم نبودیم. @hamid59salimi
0
4
Voice message
0
5
nonvocal @moyanch
0
6
@moyanch
0
7
No text...
0
8
و این منم خسته از زمانه‌‌ای که زن را فقط مجسمه‌ای مرمرین می‌خواهد ‌ به ملاقاتم که می‌آیی با من سخن بگو چرا مردانِ شرقی به‌وقتِ دیدارِ زن نیمی از کلام‌شان را از یاد می‌برند؟ و زن را فقط یک شاخه‌نبات یا کبوتربچه می‌بینند؟ ‌ چرا مردِ مشرق زمین سیب را از شاخه می‌چیند و سپس به خواب می‌رود؟ ‌ ‌ #سعاد_الصباح @moyanch
0
9
اگر با کسی آشنا شوم٬ به خودم یادآوری میکنم او هم یک انسان عادی است و سعی میکند راهش را در جهان بیابد. نیاز به قهرمانی ندارم تا مرا نجات دهد. از کتاب «از عشق گفتن» @moyanch
0
10
Voice message
0
11
@moyanch
0
12
+1
No text...
0
13
Voice message
0
14
تو چشای خودم شادی قاچاقه ! @moyanch
0
15
No text...
0
16
Voice message
0
17
@moyanch
0
18
No text...
0
19
از همان اول دقیقا می‌دانستم که این هوا و هوس نیست. از همین هم ترسیدم. می‌دانستم که احساسم نسبت به تو حقیقی است. تو حقیقت من بودی و هیچ کاریش نمی‌توانستم بکنم. 🌻 شوخی #میلان_کوندرا
0
20
Voice message
0