en
Feedback
Darcy’s life

Darcy’s life

Open in Telegram

— diary of an adventurous soul. 🍋‍🟩🌱🧘🏼‍♀️🍣🏡

Show more
4 675
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-6330 days
Posts Archive
خوشحالم که زینب کمالگرایی‌ش رو به اندازه‌ی کافی کنار گذاشت تا بتونه بالاخره هنر دستش رو به اشتراک بذاره. چون همه بالاخره از یه جایی «شروع کردن». از اینجا به بعدش به «تداوم» بستگی داره. امروز روز زینب و مولوعه.🧚🏻‍♀️💙

مولو رو دوست داشته باشید🫠🫐

Mlue! بر وزن blue!🤭💙✨

Repost from vkive

تیلور مثل پوره‌ی توت‌فرنگی تو ماچاعه.🍓🌱

دوازدهمین آلبوم تیلور تو راهه.💚

Keep making music, Taylor. Just. Keep. Doing. It.

John: When I see your face, I see wrinkles, and grey hair, and children who look like you... I can't help it. — Materialists, 2025

ماه وسط آسمون مثل مروارید میدرخشید و نورهای شهر سوسو میزدن. کنار آتیش جمع شده بودیم و پری‌ها دورمون رقصان در حال حرکت بودن. من اینجام ولی ذهنم جاهای دور پرسه میزنه. ستاره‌ها نمایانن.

🌻🩷✨

میدونستم چقدر غرور داره و خیلی این کارارو بلد نیست. وقتی اسممو صدا کرد و رفتم پیشش بهم یه شاخه گل آفتابگردون داد. چشماش تر بودن. بغلش کردم. محکم.

🧚🏻‍♀️

🧚🏻‍♀️🩵

توش کلی حرفه. الان اون کتابی که فقط توش نوشته “میو” رو درک میکنم. چون واقعا “میو” فقط.
توش کلی حرفه. الان اون کتابی که فقط توش نوشته “میو” رو درک میکنم. چون واقعا “میو” فقط.

سوال “کی انقدر پیچیده شد؟” ولم نمیکنه.

سخت. سخت. سخت.

آخرش نمیدونی یقه‌ی کی رو بگیری. یقه‌ی خودتو، تراپیستتو، مامان و باباتو، شهری که توش بزرگ شدی رو، دوستاتو

وقتی پا میذاری تو دنیای بیرون، تازه میخوره تو صورتت. و امان از وقتی که میخوای ریشه‌یابی و برگردی تا یه سری از رفتارا و اخلاقاتو درست کنی.

تو یه محیطی بزرگ شدیم یه سریامون که تا اخیرا فکر نمیکردم چقدر غلط بوده چقدر نادرست بوده

یه سری وقتا انقدر خسته میشم از خودم که… نمیدونم. فقط میخوام وجود نداشته باشم. از بیخ و بن. از ریشه. وجودیتی به اسم من وجود نداشته باشه.