ایموشن کد و بادی کدوt3 و قانون جذب
Open in Telegram
سلاااام خوش اومدین احساسات بدام افتاده دنیای ساخته شده از انرژی انجام ایموشن کد تخصصی در زمینه 🔮 برداشتن دیواره قلبی 🔮 برداشتن دیواره ذهنی 🔮 ابطال طلسم ازدواج 🔮 رفع مشکلات روحی و جسمی ارتباط با مدیر گروه @NorAva69
Show more667
Subscribers
-124 hours
-57 days
-230 days
Posts Archive
💎تمرین عشق به خود
من عشق هستم
من عالی هستم
من آماده دریافت بهترین ها هستم،
من لایق بهترین ها هستم
من شاد و سر زنده هستم
من آگاهی هستم
من زیبا هستم
من کافی و کامل هستم
من پر از نور هستم
من با ایمان هستم
من قابل اعتماد هستم
من مهربان و خوش قلب هستم
من پر از باورهای خوب و سازنده هستم
من انسانی فوق العاده هستم
من با همه در صلح هستم
من مغناطیس جذب پول هستم
من پر برکت هستم
من ثروتمند هستم
من خوش قدم و خوش یمن هستم
من فراتراز ذهن هستم
من به نیروی عظیم کائنات وصل هستم
من پر انگیزه هستم
من پر از باورهای مثبت هستم
من خدایی دارم که قدرتمندترینه
با احساس عالی بنویس
🔺من لایق بهترین ها هستم
❌تله های زندگی یا طرحواره های ناسازگار الگوی های تکراری از فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن است که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته است. این الگوها در صورت عدم تغییر در سراسر زندگی تکرار می شود.
✅برای تغییر در الگو های شکل گرفته در خود و بهتر شدن افکار،احساس و رفتار خود به ما بپیوندید
برای رهاسازي تله های خود بصورت غیابی به آی دی زیر مراجعه کنین 👇👇👇👇
@NorAva69 تلگرام
@norava69 ایتا
https://t.me/The_emotion_code_Ava
https://t.me/bodycode_ava520
اگر الگویی داشته باشید که میگوید "من لایق عشق نیستم"، هر رابطهای که شروع میکنید را خراب میکنید یا کسی را جذب میکنید که به شما بیتوجهی میکند. چون ذهن شما دنبال تأیید همان باور است.
اگر الگویی داشته باشید که میگوید "من بیعرضهام"، هر فرصتی که پیش میآید را از دست میدهید. چون ذهن شما دنبال تأیید همان باور است.
الگوها ناخودآگاه کار میکنند. یعنی ما متوجه نیستیم که داریم از روی یک برنامه قدیمی عمل میکنیم. فکر میکنیم این تصمیم آگاهانه ماست، اما نیست.
نقش ذهن ناخودآگاه
ذهن ما دو بخش دارد: خودآگاه و ناخودآگاه.
خودآگاه همان بخشی است که الان دارد این متن را میخواند. فکر میکند، تصمیم میگیرد، انتخاب میکند.
ناخودآگاه همان بخشی است که ما از آن خبر نداریم. همه تجربیات، خاطرات، باورها و الگوهای ما آنجا ذخیره شدهاند. ناخودآگاه خیلی بزرگتر از خودآگاه است. تقریباً ۹۰ درصد ذهن ما ناخودآگاه است.
الگوها در ناخودآگاه شکل میگیرند و در ناخودآگاه کار میکنند. به همین دلیل ما متوجه آنها نیستیم.
فرض کنید میخواهید یک تصمیم بگیرید. فکر میکنید این تصمیم آگاهانه است. اما در پسزمینه، ناخودآگاه دارد کار میکند. دارد تجربیات گذشته را بررسی میکند. دارد به دنبال الگوهای آشنا میگردد. دارد شما را به سمت همان انتخابی میبرد که همیشه میکردید.
به همین دلیل است که خیلی از آدمها میگویند: "من همیشه اینجوریم". "این همیشه برایم اتفاق میافتد". "چرا همیشه یک نوع آدم را جذب میکنم؟". "همه پسرها/دخترها شبیه همن".
پاسخ این است: چون الگویی در ناخودآگاه شما وجود دارد که دارد این کار را میکند.
الگوها چگونه تشکیل میشوند؟
پاسخ کوتاه این است: از تجربیات گذشته.
پاسخ طولانی این است که ذهن ما در کودکی، در دوران شکلگیری، تجربیات را جمعآوری میکند و از آنها نتیجه میگیرد. این نتیجهها تبدیل به باورها و قوانینی میشوند که در ناخودآگاه ذخیره میشوند. این باورها و قوانین همان الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
فرض کنید کودکی هستید. پدرتان همیشه عصبانی است. هر کاری که میکنید، ممکن است او را ناراحت کند. شما یاد میگیرید که باید مراقب باشید. باید ساکت باشید. باید کاری نکنید که او را عصبانی کند.
این تجربه چه نتیجهای میدهد؟
کودک نتیجه میگیرد: "باید مراقب باشم"، "نباید حرف بزنم"، "اگر حرف بزنم، ممکن است کسی ناراحت شود"، "بهتر است ساکت بمانم".
این نتیجهها تبدیل به یک الگو میشوند. حالا این کودک بزرگ شده و وارد رابطه میشود. هر بار که بحثی پیش میآید، همان الگو فعال میشود. سکوت میکند. حرف نمیزند. فکر میکند اگر حرف بزند، همه چیز خراب میشود.
این الگو از کودکی آمده. اما الان دیگر کودک نیست. الان یک بزرگسال است که در یک رابطه سالم هم همان رفتار را نشان میدهد. چون الگو هنوز همان است.
طرحواره چیست؟
حالا که فهمیدیم الگو چیست و چگونه شکل میگیرد، باید با یک مفهوم دیگر هم آشنا شویم:
طرحواره
طرحواره یک مرحله عمیقتر از الگو است. الگو یک رفتار است. طرحواره یک باور عمیق است.
فرض کنید الگویی دارید که همیشه در روابطتان خیانت میبینید. این یک الگوی رفتاری است.
اما چرا این الگو را دارید؟ چون باوری عمیق در ذهن شما وجود دارد که میگوید: "همه خیانت میکنند". این باور عمیق یک طرحواره است.
طرحوارهها از تجربیات خیلی عمیقتر و قدیمیتر شکل میگیرند. آنها ریشههای اصلی الگوها هستند.
بگذارید با یک مثال توضیح دهم.
کسی را در نظر بگیرید که همیشه احساس میکند لایق عشق نیست. این یک طرحواره است. نام این طرحواره "بیارزشی" یا "رهاشدگی" است.
این طرحواره از کجا آمده؟ احتمالاً از کودکی. شاید پدر یا مادرش به او نگفتند دوستش دارند. شاید مورد بیتوجهی قرار گرفته. شاید احساس کرده کسی او را نمیخواهد.
این تجربه دردناک در کودکی، تبدیل به یک باور شده: "من لایق عشق نیستم". این باور یک طرحواره است.
حالا این طرحواره در زندگی بزرگسالی چه کار میکند؟
- آدمهایی را جذب میکند که به او بیتوجهی میکنند.
- هر رابطهای را خراب میکند.
- هر بار که کسی میخواهد نزدیک شود، فرار میکند.
- هر موفقیتی را کمارزش میبیند.
اینها الگوها هستند. اما ریشه همه آنها همان طرحواره است.
آوا:
🧠 الگوی مرتبط با طرحواره رهاشدگی:
"انتظار خیانت"
تا حالا شده کسی که دوستش داری
یه پیام بیجواب بذاره
و تو فکر کنی داره خیانت میکنه؟
یا حتی بدون دلیل،
فکر میکنی میره؟
این یه الگوی رایجه.
کسی که همیشه انتظار بدترین رو داره.
چرا؟
چون ذهنت یاد گرفته:
"کسایی که دوستشون داری، میرن"
این الگو ریشه در گذشته داره و به وجود اومده و با از دست دادن یه فرد مهم در زندگیت ذهنت امنیت رو مساویه انتظار رها شدن میدونه
امنیت= انتظار رها شدن
(چون در سنین پایین این رویداد بهت آسیب زده و امروز ذهن برای جلوگیری از اون آسیب سیستم امنیتیش رو فعال میکنه)
الان هر کسی رو میبینی،
ناخودآگاه منتظری بره.
در خودت میبینی؟
چرخه شکلگیری الگو
مرحله اول: تجربه
یک تجربه در کودکی رخ میدهد. این تجربه میتواند دردناک باشد، میتواند ترسناک باشد، میتواند ناراحتکننده باشد. ذهن کودک این تجربه را پردازش میکند.
مرحله دوم: نتیجهگیری
کودک از این تجربه یک نتیجه میگیرد. این نتیجهگیری خیلی ساده و ابتدایی است. کودک نمیتواند مثل یک بزرگسال فکر کند. او فقط یک نتیجه ساده میگیرد.
مثلاً: "اگر حرف بزنم، پدرم عصبانی میشود". "اگر کسی را دوست داشته باشم، او میرود". "اگر کامل نباشم، کسی دوستم ندارد".
مرحله سوم: باور
این نتیجهگیری تبدیل به یک باور میشود. باور یعنی چیزی که ما فکر میکنیم درست است، حتی اگر درست نباشد. باورها خیلی قدرتمند هستند چون ما آنها را به عنوان حقیقت میپذیریم.
مرحله چهارم: طرحواره
باورهای متعدد که به هم مرتبط هستند، تبدیل به یک طرحواره میشوند. طرحواره یک شبکه از باورها است که یک موضوع خاص را پوشش میدهد.
مرحله پنجم: الگو
طرحواره در موقعیتهای مختلف فعال میشود و تبدیل به الگوهای رفتاری، فکری و احساسی میشود.
مرحله ششم: تکرار
الگو در زندگی تکرار میشود. ما متوجه نیستیم که داریم همان کار را دوباره و دوباره انجام میدهیم.
چرا ما الگوها را نمیبینیم؟
چند دلیل وجود دارد:
یک: الگوها در ناخودآگاه هستند. ما به آنها دسترسی نداریم. مثل این است که بخواهید خودتان را از بیرون ببینید. نمیشود.
دو: الگوها برای ما "نرمال" شدهاند. ما فکر میکنیم اینجوری بودن طبیعی است. چون همیشه اینجوری بودهایم.
سه: دیدن الگو دردناک است. قبول کردن اینکه ما مشکل داریم، سخت است. راحتتر است که بگوییم بدشانس هستیم یا دیگران مشکل دارند.
چهار: ما دنبال تأیید هستیم. ذهن ما دنبال چیزی میگردد که باورهای ما را تأیید کند. اگر باور داشته باشیم که بیعرضهایم، دنبال موقعیتهایی میگردیم که این باور را تأیید کند.
اگر نیاز به محبت رو درونتون دفن کردید دو حالت اتفاق میفته:
حالت اول اینه که هیچوقت محبت نشون نمیدید. روابطتون سرده. تنهایی میکشید.
اما حالت دوم جالبتره:
برعکس! ممکنه خیلی وابسته شوید. ممکنه عاشق آدمهایی بشید که به شما محبت نمیکنن.
چی شده که نیاز به محبت رو درونمون دفن کردیم؟؟؟
طبق عادت و الگویی که هی تکرار شده در کودکی
هربار انتظار محبت از والدین داشتیم
رد شدیم و نگرفتیم(حالت اول)
یا خیلی مورد بی توجهی با شدت بالایی قرار گرفتیم(حالت دومه)
این قضیه هی تکرار شده
توی ناخودآگاه ثبت شده
و امروز شخصیت مارو شکل داره.در انتخاب ها و معیارهامون اثر میذاره
این میشه حالت دوم و......
الگو چیست و چگونه تشکیل میشود؟
ما آدمها موجودات پیچیدهای هستیم. هر روز تصمیم میگیریم، رفتار میکنیم، احساس میکنیم و با آدمها ارتباط برقرار میکنیم. اما خیلی از این کارها را آگاهانه انجام نمیدهیم. خیلی از آنها تکراری هستند. خیلی از آنها شبیه هم هستند. انگار یک برنامهای در پسزمینه ذهن ما عمل میکند که ما از آن خبر نداریم.
این برنامه چیست؟ ما نام آن را "الگو" گذاشتیم.
الگو چیست؟
الگو یک قالب تکراری در ذهن ماست که رفتارها، احساسات و افکار ما را شکل میدهد. الگو به ما میگوید در یک موقعیت خاص چه واکنشی نشان دهیم، چه فکری کنیم و چه احساسی داشته باشیم.
فرض کنید همیشه وقتی با کسی بحث میکنید، سکوت میکنید و میروید. یا همیشه آدمهایی را جذب میکنید که به شما بیتوجهی میکنند. یا همیشه فکر میکنید که کافی نیستید. اینها الگوها هستند.
الگوها خودشان را در زندگی تکرار میکنند. شاید فکر کنید اینها تصادف هستند. شاید فکر کنید بدشانس هستید. اما واقعیت این است که یک نیروی نامرئی در ذهن شما کار میکند که این تکرارها را ایجاد میکند.
چرا الگوها مهم هستند؟
الگوها مهم هستند چون زندگی ما را میسازند. هر تصمیمی که میگیریم، هر رابطهای که داریم، هر احساسی که تجربه میکنیم، تحت تأثیر الگوهای ما است.
🩷در هفت سال اول زندگیت هر تصویری که از خودت در ناخوداگااهت ثبت شده الان داری زندگیش میکنی
چرا از تولد گرفتن و سورپرایز شدن متنفری؟
این رویداد ارتباط مستقیم با طرحواره نقص و شرم داره
افرادی که نقص و شرم دارن از دیده شدن خوششون نمیاد
در سورپرایز کردن تولد = "تو دیده میشی،"
حالا اگه این طرحواره داری:
"دیده شدن برات = شرم"
واکنش بیرونی در فرد: خشم و عصبانیت پنهان
بریم ریشه یک الگو رو بررسی کنیم
موقعیت: چند تا کار همزمان باید انجام بدی
قفل میشی / کارها رو عقب میندازی
در نهایت هیچکدمو انجام نمیدی یا نصفه نیمه ولشون میکنی
احساس گناه / سردرگمی
ریشهش کجاست:
چقدر این الگو رو در سنین پایین باهاش مواجه شدی؟
اول وظیفهات رو انجام بده، بعد حق داری چیزی بخوای
این یه نوع شرطیسازی بوده:
- درس نخونی، بازی نمیکنی
- کار خونه رو نکنی، تلویزیون نمیبینی
- به ما کمک نکنی، وقتت رو نداریم
کودک یاد میگیره:
"نیازهای من مهم نیست تا وقتی که وظایفمو انجام بدم"
در بزرگسالیت چه اتفاقی میفته:
آن زمان:
اول کار والد
بعد بازی
الان :
اول کار همه
بعد نیازهای خودت
یا
- وقتی چند کار میاد، اولویت بندی سخت میشه
- احساس میکنی اجازه نداری به خودت برسی
- از "لذت بردن" احساس گناه میکنی
---
چرا قفل میشی؟
چون ذهنت همش داره میگه:
"باید همه رو انجام بدم... ولی نمیتونم... پس کاری نمیکنم"
یه جور دچار فلج تصمیمگیری میشی.
این به طرحوارههای:
- پذیرشجویی: باید همه رو راضی کنم
- فشار / استحقاق: دیگران حق دارن ازم بخوان
- انزوای عاطفی: نیازهای من مهم نیست
مربوط میشه.
تو همین الگو رو داری؟ یا کسی رو میشناسی که اینطوریه؟
وقتی میگن "خوبی؟"
و دلت نمیخواد جواب بدی...
پشت این سکوت، طرحواره نقص و شرم
✦ فکر میکنی اگه بگی نه خوب نیستم = ضعیفی
✦ نشون دادن احساس واقعی = شرم
✦ ادای خوبارو درمیاری(نقاب میزنی)
در واقع داری میگی:
"من حق ندارم آسیبپذیر باشم"
تو هم اینو داری؟
چرخه الگوی طرد شدگی
وابستگی/بیکفایتی
تاییدطلبی
مرحله اول: طرد شدگی
آدم وقتی بارها و بارها رد میشه، یاد میگیره که:
- خواستههایش مهم نیست
- نباید خودش باشه
- باید مثل بقیه باشه تا پذیرفته بشه
این طرد شدن لازم نیست خشونتآمیز باشه. همین که:
- حرفات رو نمیشنون
- انتخابت رو رد میکنن
- قضاوتت میکنن
- انتظاراتشون رو تحمیل میکنن
کافیه.
مرحله دوم: وابستگی / بیکفایتی
از همون جایی که طرد شدی، یه باور شکل میگیره:
"پس مشکل از منه. من نمیتونم. من بیعرضم. من نمیدونم چی میخوام."
این بیکفایتی، واقعی نیست. ولی خیلی واقعی حس میشه.
آدم فکر میکنه:
- بدون کمک دیگران نمیتونه تصمیم بگیره
- اگه تنها باشه، گم میشه
- همیشه نیاز داره کسی راهنماییش کنه
مرحله سوم: تاییدطلبی
حالا که فکر میکنی بیکفایتی، یه راه جبران هست:
"باید ثابت کنم که ارزش دارم. باید به بقیه نشون بدم که میتونم."
آدم شروع میکنه به:
- دنبال تایید رفتن
- انتظارات دیگران رو برآورده کردن
- خودش رو با معیارهای بیرونی تعریف کردن
چرخه
طرد شدگی
↓
بیکفایتی (من نمیتونم)
↓
تاییدطلبی (باید ثابت کنم)
↓
(احتمالاً) باز طرد
↓
(دوباره) بیکفایتی
↓
(دوباره) تاییدطلبی
یه حلقه بیپایان.
نکته
آدمی که این چرخه رو داره، همیشه داره برای کسی زندگی میکنه. نه برای خودش.
و هرچقدر تایید میگیره، باز هم کافی نیست. چون اون "خود" اصلی هنوز پنهونه و دیده نشده.
این الگو رو داری؟
در افرادی که از اعتیاد رنج میبرن
این الگو به شدت دیده میشه
.
اگر هنوز اعتیاد ندارن با این الگو پتانسیل بالایی برای اعتیاد درونشون دیده میشه
آوا:
⚠️ یک الگوی تکراری وحشتناک
(ترکیب طرحواره اطاعت، محرومیت عاطفی و شرم و نقص)
🔄وابسته میشی چون میترسی تنها بمونی
برای اینکه تنها نمونی، بیشتر اطاعت میکنی
اطاعت که کردی ، بیشتر فداکاری میکنی
فداکاری که کردی از هیجان و عاطفه محروممیشی
محروم که شدی، فکر میکنی نقص داری
بهنقص که فکر کنی، بیشتر وابسته میشی
و وابسته میشی چون میترسی تنها بمونی🔄
و این چرخه تکرار میشه و تکرار میشه و تکرار میشه...
☝ یه نکته
وقتی کسی این الگو رو داره، معمولاً در روابط:
۱. خیلی زود وابسته میشه
۲. خیلی زیاد فداکاری میکنه
۳. خیلی کم نیازهاش رو میگه
۴. خیلی دیر میره (وقتی انرژیش تموم شده)
۵. خیلی سریع میره سمت یه رابطه جدید (چون تنهایی غیرقابل تحمله)
و نهایتاً حس میکنه:
من ذاتاً مشکل دارم
من لایق خوشبختی نیستم
این وضعیت همیشگیه
انسانها بیش از آنکه از واقعیتها آسیب ببینند، از «برداشتهای ذهنی» خود رنج میکشند.
در علم روانشناسی، استرس زمانی شکل میگیرد که مغز احساس کند کنترلی بر آینده ندارد.
مغز ما (بهویژه سیستم لیمبیک و آمیگدالا) برای بقا طراحی شده، نه برای آرامش.
وقتی آینده مبهم میشود، مغز بهطور خودکار وارد حالت هشدار میشود؛
این همان چیزی است که ما آن را «استرس» مینامیم.
اما سؤال اصلی اینجاست:
چرا آینده برای ما تا این حد تهدیدآمیز به نظر میرسد؟
پاسخ در «ترس» است.
و ترس، در عمیقترین لایه خود، یعنی این باور ناپیدا:
«من تنها هستم و هیچ نیروی مطلقی پشت این جهان نیست که همهچیز را در دست داشته باشد.»
در واقع، وقتی ذهن انسان از درک عظمت و نظم یک قدرت برتر فاصله میگیرد،
مجبور میشود خودش جای آن قدرت بنشیند.
و اینجاست که فرو میریزد…
چون انسان، هرچقدر هم قوی باشد،
برای کنترل تمام متغیرهای زندگی ساخته نشده است.
از طرف دیگر، یک خطای شناختی بزرگ نیز وارد بازی میشود:
وابستگی به تأیید و رفتار دیگران.
وقتی ما از دیگران «انتظار» داریم—
که ما را بفهمند، تأیید کنند، جبران کنند، یا مطابق میل ما رفتار کنند—
در واقع داریم آرامش خود را به متغیری خارج از کنترل خود گره میزنیم.
و علم بهوضوح نشان میدهد:
هرچه تعداد متغیرهای خارج از کنترل بیشتر شود،
سطح اضطراب بهصورت نمایی افزایش پیدا میکند.
پس فرمول ساده است:
استرس = ترس از آینده + وابستگی به عوامل غیرقابل کنترل
و ریشه این هر دو، یک چیز است:
گسست از اطمینان درونی.
انسانی که درونش به یک «ثبات عمیق» متصل است—
چه آن را ایمان بنامد، چه اعتماد به نظم هستی—
سیستم عصبیاش در حالت امنتری قرار میگیرد.
در این حالت، کورتیزول کاهش مییابد،
تصمیمگیری منطقیتر میشود،
و ذهن از حالت بقا، به حالت «خلق و رشد» منتقل میشود.
پس مسئله فقط یک باور ساده نیست،
یک تنظیم عمیق در سیستم عصبی است.
آرامش، نتیجه این درک است که:
تو مسئول تلاش هستی، نه نتیجه.
تو مسئول رفتار خودت هستی، نه دیگران.
و وقتی این را عمیق بفهمی،
ترس کمرنگ میشود…
انتظارها فرو میریزند…
و استرس، دیگر دلیلی برای ماندن ندارد.
شاید تا امروز فکرمیکردین کمالگرایی خودش یک طرحواره باشه
ولی باید بگم اینطور نیست
.
کمالگرایی از ترکیب چندطرحواره شکل میگیره
برای همین ادم قفل میشه
چون هر جهت میره یه چیزی جلوشو میگیره
برای مثال:
طرحواره نقص و شرم:
کارشو شروع نمیکنه(چون نمیخواد دیده بشه)
طرحواره معیار سختگیرانه:
همش دنبال محیا شدن شرایطی که بشه شروع کرد(حس میکنه باید همه چی کامل باشه)
طرحواره بی کفایتی/وابستگی
اگرم شروع میکنه اونقد عقب جلو میکنه اونقدر چکش میکنه اونقد ور میره باهاش که اخر بیخیالش میشه(حس میکنه کافی نیست)
و ....
کاره ذهن
تورو میبره توی الگویی که بهش عادت داری
الگویی که همش دیدی و تکرار شده
و چون این الگو آشناست
ذهن چیزهای امن رو در آشنا بودن میشناسه(از ناشناخته متنفره)
.
اینجوری میشه که امنیتت= نادیده گرفته شدن
امنیتت= تحقیر شدن
امنیتت= ناکافی بودن
نکته: آگاهی امروز تو اینارو نمیخواد ولی ناخوداگاه کاری نداره به اینکه تو چی میخوای چی نمیخوای.اون هرچیزی که براش ثبت شده همونو اجرا میکنه
تا پیش نویس رو عوض نکنی این الگو باهات هست
🪭چرا بعضی از دخترها با اینکه قیافه خوب دارن و از همه لحاظ خوب هستن میرن پسرهای بد رو جذب میکنن ؟
🎀چون بعضی از دختر خانم ها در کودکی نادیده گرفته شدن و بهشون احترام گذاشته نشده ، و احساس ارزشمندی نکردن
🌹این دختر خانم ها وقتی بزرگ میشن پسرهایی که خوبن و بهشون احترام میزارن رو ناخودآگاه پس میزنن و میرن پسرهایی رو جذب میکنن که بهشون بیاحترامی کنه و اونها رو نادیده بگیره
🩷به علت اینکه وابسته احساسات دوران کودکی شدن ، احساساتی مثل احساس بی ارزشی ، نادیده گرفته شدن ، دوست نداشته شدن ،بی توجهی و...
🩷تمام مشکلات دوران کودکی خودشون رو در مسائل بزرگسالی نشون میدن
وقتی «احساس بیارزشی» خیلی دردناک میشه، ذهن برای اینکه این درد رو از خودش دور کنه، علتش رو از درون (من مشکل دارم) میبره بیرون (آدمها مشکل دارن).
پس به جای:
«من کافی نیستم» (شرم)
میگه:
«آدمها قابل اعتماد نیستن / نیت بد دارن» (بدبینی)
یعنی دردِ خودسرزنشی تبدیل میشه به شک به دیگران
*
#سیاستهای_زنانه
حریم #خصوصی تو و همسرت خصوصی بمونه 👍
❌نیازی نیست خوشی ها و لذت های زندگیتو عمومی کنی..
و از هر صحنه ی #زندگیت عکس بگیری و بذاری اینستاگرام یا عکس پروفایلت.📸
👈🏻نگو حرف مردم برام مهم نیست.چون با این کار اتفاقا داری نشون میدی دنبال تایید مردم و نمایش دادن زندگیتی.🤦♀
❌چه اهمیتی داره ک ملت بدونن خیلی عاشق شوهرتی یا باهاش مشکل داری؟🤔
✖تا دعواتون شد نرو پستِ غم نذار
تا یه خیر و خوشی ای بود به رخ نکش.
حریم خصوصیتو خصوصی نگه دار
عمومیش نکن..
·
تکرار کن👇888
888
888
💰💰💰💰💰💰💰💰💰💰💰💰
💸من در مدار قدرت و ثروت هستم.
🪩من مغناطیس جذب ثروت هستم.
💸من در دریای رحمت فراوانی خدا هستم.
🪩از آسمان خدا طلا میبارد.
💸من میلیاردر هستم.
🪩زندگی من سرشار از خیره.
💸من آهنربای جذب پول هستم.
🩵خدایا شکررررت
🥰🏵من ذهن پولسازی دارم
🏵من مغناطیس جذب پول وثروت هستم
🏵من لایق ثروت و پول زیاد هستم
🏵دنیا پر از کار و پردرآمد هست
🏵فراوانیازراههای متنوعواردزندگیممیشه
💵💸معجزه جذب پول
اگر ثروت بینهایت یا انفجار پول میخوای بدون تحلیل و قضاوت این تکنیک رو انجام بده👇
پول بینهایت میخوای ؟
همین حالا این تمرین ساده رو انجام بده. 🧻
۱_ ۳ تا ۸ رو روی کاغذ بنویس،
۲_ زیرش دوباره ۳ تا ۸ و یکبار دیگر ۳ تا ۸؛
بعد بنویس:
«خدایا شکرت که پول بیواسطه و بینهایت را در این لحظه وارد زندگیم میکنی.» 🖋️🙏
🔺تکنیک فرشته ی نگهبان و حباب صورتی🔻
───────────────
✔️ یک جای ساکت دراز میکشی و چشماتو میبندی و شروع میکنی از عدد ۴۰ بصورت معکوس یک در میان میشماری
۴۰- ۳۸ -۳۶ -۳۴-۳۲----۲
تا میرسی به ۲
به ۲ که رسیدی میگی ۱ بعد باز یک در میان ایندفعه از ۱ شروع میکنی تا ۳۹ به اینصورت
۱-۳-۵-۷----۳۹
تا وارد حالت آلفا بشی
وارد این حالت که شدی اون خواسته ای که داری هر چی که هست در یک حباب صورتی (چون رنگ صورتی نماد رهایی هست) تجسم میکنی و در دلت با فرشته ی نگهبانت صحبت میکنی و میگی که این حبابو به بالا و به کائنات بفرسته و این حباب به شکل یه پرنده یا بشکل فرشته ی نگهبانت در میاد و میبینی که به آسمان میره
تو ادامه اجدادتی
کی گفته به دنیا اومدی ذهنت مثل لوح سفید بوده و باورها در بچگی شکل گرفته و الان شده واقعیت زندگیت !!!
اوکی درست یه مقداری به بچگی ربطی داره
اما موضوع اصلی جای دیگس
ما امتداد اجدادمون هستیم
اگر احساس سنگینی داری مشکلات داری
اون مشکلات و اتفاقات مشکلات اجدادی تو هست که شده یه کوه
که نسل در نسل حمل کردی
و به بچتم انتقال میدی اینارو
اگر تغییر نکنی
و زنجیره رو قطع نکنی !
البته با آگاهی 💥 و تغییر یه نسل نجات میدی هم خودت رو هم آینده رو و هم خانوادت ات رو و هم اجدادت. آزاد میشن !!!
اولین موردی که در مورد کارماسوزی باید بدونی این هست که👇🏼
🌱از سیاهچالهیِ مشکلات میتونی بیرون بیای✨️
خیلی از مشکلات و چالشهایی که الان داری یا قبلاََ داشتی بخاطر انواع کارما بوده؛ پس با کارماسوزی میتونی از شر اثرات کارما راحت بشی✌🏻
کارمای اجدادی چگونه به ما منتقل میشود؟
کارمای اجدادی در واقع نوعی انرژی نادیدنیست که از طریق DNA و میدان انرژی خانواده، از نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا میکنه.
درست مثل ویژگیهای فیزیکی مثل رنگ چشم یا فرم چهره که از اجدادمون به ارث میرسه، باورها، احساسات، ترسها و حتی الگوهای رفتاری هم میتونن از طریق ژنتیک انرژیایی و تجربیات خانوادگی، به ما منتقل بشن.
🔥🔥🔥🔥🔥
رفقا اگه ازهیچکد و تکنیکی نتیجه نمیگیرید اگه
گره بکارتونه اگه
جوونتون مشکل داره اگه
قرض داری بچه نداری اگه
طلب و بدهکاری دارید
کارماسوزی کنید بازهم تکرار میکنم ومیگم کارماسوزی کنید
جدی بگیرید..
اگر الان پاکسازی نکنی
فردا هم خودت و هم فرزندانت آسیب میبینن👌👌👌
کارماسوزی
شدت این آسیب رو کم میکنه✅✅
مثلا کارمای سلامتی اگر داشته باشید
ممکنه برای یکی از اعضای خانواده
صدمه جانی اتفاق بیفته و شخص رو از دست بدید
ولی اگر کارماسوزی میکردین
این شخص در زمان مشخص با زمانبندی خدا همون اتفاق براش میفتاد ولی
از مرگ حتمی نجات پیدا میکرد ✅
واقعیت همینه✅✅
از برون ریزی کارماسوزی نترسید✅
از این بترسید اگر انجامش نمیدادین اتفاق بدتری میفتاد✨✨
✨کسانی که معتادن
✨کسانی که خیانت میبینن
✨کسانی که دائم بیمار هستن
✨کسانی که حقشون ضایع شده
✨کسانی که گرفتارن، در رنج هستن و....
نیاز به کارما سوزی دارن ✅
عدم تعادل چاکرای قلب💚
✨افکار منفی و وجود برخی از موارد سبب عدم تعادل در چاکرای ریشه الهی می شود. به طور مثال دردهای عاطفی و قضاوت های نادرست ما سلامت این چاکرا را دچاره مخاطره می کند.
پرکاری چاکرا سبب می شود در عشق حس مالکیت و طلبکاری داشته و بد خلق شوید.
کم کاری چاکرا نیز موجب افسوس خوردن به حال خود ، وحشت زدگی ، عذاب وجدان و بی تفاوتی می شود.
چنانچه این چاکرا از تعادل خارج شده باشد ، مشکلات دیگری را نیز در فرد به وجود می آورد که عبارتند از:
۱. ترس از مردم
۲. وابستگی شدید
۳. گریه کردن بسیار
۴. انسان گریز بودن و عدم تمایل به ارتباط با دیگران
بیماری های وابسته به چاکرای قلب🖤
مشکلات ریوی ، آسم و آلرژی : عدم توازن این چاکرا ، اختلالات ریوی را به وجود می آورد.
درد سینه : گاهی ممکن است درد در قفسه سینه حس کنید که این نمایانگر مختل شدن کارکرد چاکرای قلب می باشد.
مشکلات تنفسی و قلبی : نفس تنگی و برخی از بیماری های تنفسی دیگر مرتبط با انسداد این چاکرا است.
درد شانه : شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که در شانه خود دایما احساس درد داشته باشید که این نشان دهنده مسدود بودن چاکرای آناهاتا است.
با قدرت برای رهایی از انرژیهای منفی قدم بردار
🔺 تا حالا شده بدون دلیل حس خستگی، سنگینی یا بیانگیزگی داشته باشی؟
🔺 شاید دلیلش بیرونی نباشه... بلکه از درونت میاد. از انباشت انرژیهایی که سالهاست با خودت حمل میکنی
❇️ ما هر روز، هر هفته، هر ماه، در برخورد با آدمها، موقعیتها، افکار و احساسات، انرژیهایی رو جذب میکنیم — بعضیهاشون مثبت و بالا برنده، بعضیهاشون منفی و تخریبگر.
❇️ کمکم این انرژیها تبدیل به یک فیلتر نامرئی میشن که دنیا رو از پشتش میبینیم... و بدتر از اون، تبدیل به باری که روی دوشمونه و نمیدونیم چرا خستهایم.
🚩 وقتشه که این بار رو زمین بذاری. وقتشه که پاکسازی انرژی رو شروع کنی
❇️ چرا؟ چون قرار نیست همهی خاطرات، دردها و زخمها رو تا ابد حمل کنی
قرار نیست همیشه درگیر گذشته بمونی❗
🚩 با پاکسازی درست، میتونی
🔹خودت رو سبکتر حس کنی
🔹تمرکز بیشتری پیدا کنی
🔹با وضوح و قدرت بیشتری تصمیم بگیری
🔹و از همه مهمتر، دوباره به خودِ واقعیت برگردی
👈پس بیا اولین قدم رو بردار...
👈انرژیت منتظر پاک شدنه.
برای پاکسازی به پی وی مراجعه کن
.
میخای سریع ماشین بخری
83289468
۹ بار به مدت ۲۱ روز تکرار کن☺️
فروش نداری؟
محصولاتت رو دستت مونده 😢
6648425780
تک رقم ۴۰ مرتبه هر روز تکرار کن
همسرت عشقش بهت کم شده🥺
343124
هر روز ۹ مرتبه به مدت ۲۱ روز تکرار کن😌
منتظر تماس شخصی هستی؟
74031907
هر روز ۹ مرتبه تکرارش کن😍
❌تله های زندگی یا طرحواره های ناسازگار الگوی های تکراری از فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن است که در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته است. این الگوها در صورت عدم تغییر در سراسر زندگی تکرار می شود.
✅برای تغییر در الگو های شکل گرفته در خود و بهتر شدن افکار،احساس و رفتار خود به ما بپیوندید
برای رهاسازي تله های خود بصورت غیابی به آی دی زیر مراجعه کنین 👇👇👇👇
@NorAva69 تلگرام
@norava69 ایتا
https://t.me/The_emotion_code_Ava
https://t.me/bodycode_ava520
آوا:
🔄 چرخه الگوی رهاشدگی و شرم و نقص
⚠️ناخوداگاه صمیمیت = آسیب و رها شدن/طرد شدن میبینه
۱- نیاز به صمیمیت:هر ادمی دلش میخواد دوست داشته بشه
۲-امنیت ذهن: ناخوداگاه میگه خطرناکه اگه نزدیک بشی رهامیشی/طرد میشی یا تحقیر میشی
۳- دفاع: تو گارد میگیری فاصله میگیری رابطرو تموم میکنی(با بهونه هایی از نظر خودت منطقی)
۴-پشیمانی و تنهایی: اون امنیت سرد و خالی تنهایی جایگزین محبت نمیشه.تو دلت تنگ میشه دوباره تشنه محبت میشی
و
نیاز به صمیمیت ...🔄
حقیقتی که پیش روی ما قرار می گیرد، به اندازه نگرش ما نسبت به آن اهمیت ندارد؛
چون نگرش ماست که کامیابی یا شکست ما را رقم می زند.
🔄 چرخه طرحواره محرومیت عاطفی
⚠️ ناخودآگاه: «کسی واقعاً منو نمیفهمه»
۱- ورود به رابطه
۲- نیاز به دیده شدن و درک شدن
۳- انتخاب آدمهای سرد / در دسترس نبودن
۴- تجربه بیتوجهی
۵- سکوت و نگفتن نیاز
۶- احساس تنهایی عمیق
و دوباره…
تشنه توجه شدن 🔄
وقتی طرحوارهها میرن توی سایه
ذهن همیشه درد رو جابجا میکنه،
نه حذف
یعنی:
اگر «شک» تحملناپذیر باشه
تبدیل به «تنهایی» میشه
اگر «بیارزشی» دردناک باشه
تبدیل به «بدبینی» میشه
اگر «نیاز» دردناک باشه
تبدیل به «سوءظن» میشه
راهکارمرحله ۳ که شخص شکست پیشگیرانه رو انتخاب کرده در سطح ناخوداگاهه
و اگاهی فرد اصلا متوجه این موضوع نیست
اون لحظه فرد فقط انجام نمیده
و حتی نمیدونه چرا انجامش نمیده
و برای اینکه ندونه هم خودشو سرگرم چیزای دیگه میکنه
.
برایهمین میگم ادما مثل ربات شدن
طرحواره هاشون داره هدایتشون میکنه
حتی فکر میکنن انتخابشون رفتاراشون اگاهانه است
اما نیست.و برایهمینه اصلا توی الگوهای تکراری گیر میفتن
.
ربات چکار میکنه
انجام یه سری کارای تکراری ای که توی برنامش نوشتن دیگه😄
کار جدیدی نمیکنه هیچوقت
شکست پیشگیرانه
#طرحواره_شرم_و_نقص
تو داری یه رفتاری میکنی که اسمش «اعلام زودهنگام» هست
وقتی میای:
اهدافتو بازگو میکنی(کلامی به دیگران)
برنامه ریزی میکنی(نوشتاری روی کاغذ)
یه کاری رو قبل انجامش عمومی میکنی
✅ مرحله ۱: قبل اینکه اعلامش کنی
ذهنت میگه:
«خب یه چیزی دارم که میخوام بهش برسم. دارم پیشرفت میکنم.»
✅ مرحله ۲: اعلام میکنی
ولی همین که میگی، ذهنت یه نگرانی داره:(فعال شدن طرحواره)
اگه نشد چی؟ اگه نتونستم چی؟ اگه شکست بخورم چی؟
این نگرانی از کجاست؟
از این باور:
«اگه شکست بخورم، همه میفهمن که من مشکل دارم. من لایق نیستم. من کمارزشم.»
✅ مرحله ۳: شکست پیشگیرانه
و حالا ذهنت یه راهکار ارائه میده:
«خب اگه الان ادامه بدم و بعدا شکست بخورم، خیلی بدتره. پس بهتره الان ادامه ندم. اینجوری میگم انجامش ندادم حداقل...بهتر از اینکه بگم انجامش دادم و نتونستم»
⚠️چون برای طرحواره نقص:
«شکست خوردن = اثبات نقص»
