4 682
Subscribers
-324 hours
-107 days
-5830 days
Posts Archive
Repost from Patooghe banovan
⚠️ متـن بـالا رو دو بـار بخـون
قبل از اینکه کار از کار بگذره و زندگیتون با همین چیزای کوچیک بپاشه ، بزنین رو لینک زیر و با مشاور های متخصص همکده درباره هر مشکلی که دارید صحبت کنید 👇👇
https://landing.hamkadeh.com/win7t
https://landing.hamkadeh.com/win7t
لینک کانال
https://t.me/hamkadehhh
Repost from Patooghe banovan
🔥 تا ۹۰٪ تخفیف در حراج آخر فصل شاپینو
فرصت خرید از صدها فروشگاه و برند مد و پوشاک، با تخفیفهای ویژه و کدهای تخفیف اختصاصی شاپینو برای خرید بهصرفهتر
👗 پوشاک، کیف و کفش، اکسسوری و هزاران محصول دیگر
🎁 تخفیفهای ویژه روی محصولات منتخب
⏳ فرصت محدود تا پایان حراج
🎁 کد تخفیف خرید اول:
welcome1
🛍️ مشاهده و خرید از شاپینو 👇
https://zaya.io/3jbux
#خون_بها
لینک قسمت
https://t.me/khanume_nemune/77073
#قسمت_شصت_نه
سر حال تر ميشم. حالا که کسی هست کمکم کنه انگار سنگينی بار مشکلات از رو
دوشم برداشته شده و برای چند ساعتی بی غل و غش می خندم.
با کوله باری از خريد جلوی در از آژانس پياده می شيم. صنم کلی برای احمد لباس
خريده و هنوز لبامون می خنده و شور و شوق تو وجودمونه اما با نمايان شدن قامت
مردونه ای که اخم های در همش رعب و وحشت به جونمون می ندازه مات می
مونيم.
جاهد خان اينجا چيکار می کنه!
صنم از پشت خودش رو به بازوم می چسبونه و ميگه:
- ا...اين ا...ای...اينجا چی می خواد؟
ترسيده و دستاش می لرزه. راه ميفتم و زير لب ميگم:
- ولش کن اهميت نده بهش بريم ببينيم چی می خواد، شايد اومده رضايت بده.
خوشبينانه فکر می کنم اما به اون اخم های در هم و نگاه شاکيش نمی خوره برای
صلح اومده باشه.
به محض رسيدنمون روی پاشنه ی پا می چرخه. صنم رو که غالب تهی کرده جلو
می کشم و قفل رو تو در می ندازم.
- برو بالا الان ميام.
با وجود وحشتش سر تکون می ده.
- نه نه می مونم.
جاهد خان با اون لحن جديش اجازه ی بحث نمی ده.
- با اجازه ی کی تو اين خونه ساکنيد!
شونه هام رو بالا می کشم. هوا سرد نيست من از استرس به لرزه افتادم.
- اينجا خونه ی منه، عمو جبار بهم داده.
گوشه ی لبش رو بالا می کشه و با لحن بدی می گه:
- آره گذاشتن براتون...
دستش رو تو هوا تکون می ده و با جديت بيشتری ميگه:
- فردا صبح اين خونه رو خالی می کنی، سهم شما از اموال شمس ها فقط طناب
داره...
با حرفش وا ميرم و قبل از اون که به سمت ماشينش بره پا تند می کنم.
- ما چيزی نمی خوايم. نه اين خونه نه اون باغ و خونه باغ، فقط رضايت بده خواهرم
آزاد بشه اون گناهی نداره.
بی تفاوت در ماشين رو می کشه.
- رضايت!
پوزخندش حالم رو بد می کنه. شيشه رو پايين می کشه و چندباری پاش رو روی
پدال فشار می ده.
- اون زن از مرگ نمی ترسه خودکشی کرده بود فعلا بستريش کردن شايدم قبل
طناب دار خودش خودش رو خلاص کنه.
وا می رم و با سست شدن پاهام روی زمين ميفتم.
چقدر بی رحمه که مراعاتمو نمی کنه.
رضايت از اين مرد غير ممکنه. تموم حس خوبی که از صبح داشتم پر می کشه.
با پيچيدن دست صنم دور بازوم از جا بلند ميشم.
- شنيدی چی گفت؟
نه آرومی می گه و من اصلا نای توضيح دوباره ندارم.
🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود.
🧘🏻♀️ @khanume_nemune
Repost from Snapptrip | اسنپتریپ
🚕پروازت به هر کجای جهانه، اسنپت تا فرودگاه رایگانه!
✈️فرقی نداره مقصد سفرت کجای دنیاست؛ میتونی بلیت پرواز خارجیت رو از اسنپتریپ، قسطی بخری.
تازه در کنارش، یک کد تخفیف ۱۰۰٪ اسنپ هم داری.
این کد رو میتونی برای رفتن به فرودگاه یا برگشتن از فرودگاه استفاده کنی؛ انتخابش با توئه.
برای مشاهده و خرید بلیت روی لینک زیر بزن:
https://snp.tips/fywxv
@snapptrip
Repost from Patooghe banovan
🔥جشنوار ویژه کامپوزیت ونیر 🔥
😍تخفیف ۵۰ درصد کامپوزیت ونیر😍
💳 شرایط پرداخت: ۵۰٪ نقد + ۵۰٪ اقساط
۱ تا ۶ ماه
⏳ اعتبار آفر: تا پایان ۲۰ شهریور
کار توسط دندانپزشک زیبایی، با متریال درجهیک و اورجینال انجام میشه و شامل گارانتی و پشتیبانی بعد از کار هست ✨
برای اطلاع از قیمت برندها و مشاوره، در واتساپ یا تلگرام یا روبیکا پیام بدید:
@arena_dental1
@arena_dental1
09129797862
#خون_بها
لینک قسمت
https://t.me/khanume_nemune/77073
#قسمت_شصت_هشت
موهای نم دارش رو پشت گوش روانه می کنه و ميگه:
- نه هيچوقت اون خيلی ماها رو اذيت کرد.
مامانم همش می گفت اگه هووش پسر بياره ما راحت ميشيم ولی برعکس شد خودش
پسر زاييد و دادا رو تو خونه موندگار کرد.
تعريف از اون روزا براش خيلی سخته که دوباره مشغول خوردن می شه و تا آخرش
به سختی غذا رو قورت می ده. اون بغض خفته تو گلوش کاملا آشکاره...
صبح با صنم لباس می پوشيم و از خونه بيرون می زنيم. لباسام به تنش زار می زنه
اما راضی بنظر می رسه از اون لباس های محلی که رنگ و روشون رفته خسته
شده.
- چقدر بزرگه اينجا!
از تاکسی پياده ميشيم و نيم نگاهی بهش می ندازم.
- آره ديگه شهر، شهر ميگن همينجاست.
سرفه ای می کنه و با دستش دود حاصل از اگزوز ماشين رو پس می زنه.
- ولی هواش خفهست. احمد يه بند سرفه کرده.
راست ميگه هوای اين شهر دوديه. آلودگيش اونقدری هست که گاهی خيليا نمی تونن
بيان بيرون از خونه.
- آره خب جاهای بزرگ دردسرای بزرگم داره ديگه.
قدم زنون تا داخل کوچه می ريم و به ساختمون اشاره می زنم.
- دفترش اينجاست. صبر کنی زود بر می گردم.
باشه ای می گه و احمد رو تو آغوشش بالا می کشه.
کارم زياد نيست. بدون معطلی داخل می رم و چند تا برگه امضا می کنم. سوال هايی
راجع به پری می پرسه و با حرف هايی که دلگرم کنندهس به ده راهيم می کنه
🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود.
🧘🏻♀️ @khanume_nemune
Repost from Patooghe banovan
🔥جشنوار ویژه کامپوزیت ونیر 🔥
😍تخفیف ۵۰ درصد کامپوزیت ونیر😍
💳 شرایط پرداخت: ۵۰٪ نقد + ۵۰٪ اقساط
۱ تا ۶ ماه
⏳ اعتبار آفر: تا پایان ۲۰ شهریور
کار توسط دندانپزشک زیبایی، با متریال درجهیک و اورجینال انجام میشه و شامل گارانتی و پشتیبانی بعد از کار هست ✨
برای اطلاع از قیمت برندها و مشاوره، در واتساپ یا تلگرام یا روبیکا پیام بدید:
@arena_dental1
@arena_dental1
09129797862
مغز فکر میکنه اما قلب میدونه.
🧘🏻♀️ @khanume_nemune
Repost from Patooghe banovan
⚠️ متـن بـالا رو دو بـار بخـون
قبل از اینکه کار از کار بگذره و زندگیتون با همین چیزای کوچیک بپاشه ، بزنین رو لینک زیر و با مشاور های متخصص همکده درباره هر مشکلی که دارید صحبت کنید 👇👇
https://landing.hamkadeh.com/win7t
https://landing.hamkadeh.com/win7t
لینک کانال
https://t.me/hamkadehhh
Repost from Patooghe banovan
🔥 تا ۹۰٪ تخفیف در حراج آخر فصل شاپینو
فرصت خرید از صدها فروشگاه و برند مد و پوشاک، با تخفیفهای ویژه و کدهای تخفیف اختصاصی شاپینو برای خرید بهصرفهتر
👗 پوشاک، کیف و کفش، اکسسوری و هزاران محصول دیگر
🎁 تخفیفهای ویژه روی محصولات منتخب
⏳ فرصت محدود تا پایان حراج
🎁 کد تخفیف خرید اول:
welcome1
🛍️ مشاهده و خرید از شاپینو 👇
https://zaya.io/3jbux
#خون_بها
لینک قسمت
https://t.me/khanume_nemune/77073
#قسمت_شصت_هفت
خيلی بيشتر از پول گردنبندت.
اشتهای هر دومون کور ميشه و بشقاب ها دست نخورده کنار ميرن.
- چيزای بيشتر برای فروش می خوايم نه؟
با هيجان از جا پريدم.
- آره آره داريم، خونه پری، اون باغی که عموجبار داده به من حتی خونه باغم
هست.
هر دومون بالا و پايين می پرم و اميد به قلب هامون بر می گرده.
بی فوت وقت به سوی تلفن می رم و کارت رو روی تلفن می ذارم و شماره رو می
گيرم.
منشيش برای وصل کردن تماس وقت رو هدر نمی ده و خيلی طول نمی کشه صداش
به گوشم می رسه.
- سلام منم افسون.
بعيد می دونم نشناسه همين يک ساعت پيش تو دفترش با تپق اسممو گفتم.
گريه های احمد که تازه از خواب پاشده باعث می شه گوشی رو محکم تر به گوشم
فشار بدم.
- مشکلی پيش اومده؟
هنوز هيجان تو وجودمه و بی شک از لحنمم پی می بره.
- ميخوام به پری کمک کنيد، من پول ميدم بهتون.
از فرط خوشحالی نمی فهمم که چقدر زننده حرف زدم.
- پول به من؟ متوجه حرفم نشديد خانم من گفتم اول رضايت بعد ديه...
خودم رو جمع و جور می کنم و نمی دونم چرا کنجکاوم بدونم وقتی عصبی ميشه
آرامش چهره اش هنوز پا برجاس يا نه؟!
- پول ديه جور کردنش خيلی سخته.
آروم تر ميشه.
- پس به فکر رضايت باشيد از همين الان بايد شروع کنيد که دير نشه، فردا بيايد
دفترم.
احمد رو از آغوش صنم ميگيرم و سريع حوله رو دورش ميپيچم و ميگم:
- خودتم بشور من برات لباس ميارم.
احمد از سرما می لرزه.
سريع لباس تنش می کنم و شيشه شير رو تو دهنش می ذارم.
پس فردا بايد برگرديم روستا. هم واسه فروختن اون خونه و سهم باغ هم واسه قانع
کردن جاهد خان که بعيد می دونم آسون باشه.
چون ناهار نخورديم شام رو هر دومون با ولع می خوريم.
دست پخت صنم خوبه خيلی خوب تر از من که حتی يه نيمرو هم بلد نيستم.
- فردا منم بيام پيش وکيل؟
احمد که خودش رو روی زمين می کشه تا بياد داخل سفره رو بغل می گيرم و رو
به صنم می کنم.
- آره بيا بعدشم بريم بگرديم يکم، شهر جای قشنگيه.
چشماش برق می زنه و من برای يه لحظه نگاهم رنگ دلسوزی می گيره. چقدر
تنهاست اونم با اين سن کم و يه بچه.
- دلت برای دادات تنگ نشده؟
🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود.
🧘🏻♀️ @khanume_nemune
Repost from Patooghe banovan
تنها کسی که به تک تک حرفات گوش میده
بدون اینکه نصیحتت کنه یا رازتو به کسی بگه ♥️
هر مشکلی داری فقط کافیه بزنی رو لینک زیر👇
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
Repost from Patooghe banovan
🎬 هرچی بخوای، اینجاست!
بیش از ۲۰ هزار فیلم و سریال جذاب 🔥
🇮🇷 فیلم و سریال ایرانی
🌍 آثار خارجی و ممنوعه
🔞 بدون سانسور
⚡️ دانلود مستقیم و سریع
🚫 بدون نیاز به فیلترشکن
از اکشن و ترسناک تا عاشقانه، کمدی و انیمیشن؛ فقط اسم فیلم رو بفرست و دانلود کن! 🍿
👇 همین الان وارد دنیای فیلم شو:
https://t.me/redmoviesdl_bot?start=5416
#خون_بها
لینک قسمت
https://t.me/khanume_nemune/77073
#قسمت_شصت_شش
چيز زيادی در خاطرم نيست. اون شب سياه همون به رنگ سياه مونده و هيچ چيزی
برای تعريف کردن نداره.
- يادم نيست. پری منو فرستاد تو خونه خودش جنازه رو جا به جا کرده بود. تو
اصطبل هيچی نبود. چند روز بعد پسرش جنازه رو پيدا کرد.
مختصر و مفيد تعريف می کنم اما اون گيج تر شده. کف دستش رو بالا مياره و
دوباره روی صندلی می شينه. عادتشه مدام پاشه و بشينه!
- متوجه نشدم، کسی که به قتل رسيده عموی شما نبوده؟
سر تکون می دم.
- نه. من نسبتی باهاشون ندارم.
ته ريشش رو لمس می کنه و نگاهش رو به ساعت می دوزه.
- با اين اوصاف شرايط سخت تره نسبت خونيی نداريد بتونيد به اون واسطه دل
اوليای دم رو به رحم بياريد. کسی جز شما اون شب شاهد ماجرا بوده؟
دوباره آب می خورم و ميگم:
- نه، نمی دونم...
با باز شدن در خونه بوی غذا معده ی خاليم رو تحريک می کنه.
- صنم؟
از آشپزخونه بيرون مياد و با ديدنم اخم هاش رو تو هم می کشه.
- صنم بميره راحت شی چرا نبردی گردنبندو!
در رو چفت می کنم و با خنده به طرفش می رم.
- خدا نکنه ديونه اين چه حرفيه. می برم امروز لازم نبود.
قصد زدنم با ملاقه رو داره که با شنيدن قسمت آخر حرف هام دستش رو پايين می
ندازه.
- خودم بردم ديگه. بيا ببينم کجا بودی؟ ساعت از چهار عصرم گذشته.
سرکی تو آشپزخونه می کشم. بوی پياز داغ مياد و چيزی توی روغن جلز و ولز می
کنه.
- رفتم پيش يه وکيل.
هلم می ده به داخل آشپزخونه و می گه:
- بفرما ناهار بخور.
متعجب به عدس پلو نگاه می کنم! تا جايی که يادمه چيزی تو خونه نداشتيم.
- خريد کردی؟
سفره رو باز می کنه و پارچ پر از دوغ رو وسط سفره می ذاره.
- آره ميگم که خودم بردم گردنبندو، برو بشين.
می شينم که بشقابی ديگه برای خودش مياره و ميگه:
- منم غذا نخوردم درگير بودم. خب رفتی پيش وکيل چی گفت؟
قاشق رو داخل بشقاب رها می کنم.
- هيچی ميگه اگه وکيل بگيريم راحت تر کارهای قانونی رو انجام ميده ولی در کل
بايد رضايت اوليای دم باشه، جاهد خان رضايت می ده يعنی؟
اون خنده ای که می کنه دردناک تر از گريهاست.
- جوابش رو ميدونی؟
سرم و تکون ميدم. می دونم نميشه. جاهد خان قرار نيست کوتاه بياد.
- موندم چيکار کنم، ميدونی چقدر پول می خواد؟
🔥توجه توجه داستان عاشقانه و زیبای#خون_بها هر روز در کانال قرار داده میشود.
🧘🏻♀️ @khanume_nemune
Repost from Patooghe banovan
تنها کسی که به تک تک حرفات گوش میده
بدون اینکه نصیحتت کنه یا رازتو به کسی بگه ♥️
هر مشکلی داری فقط کافیه بزنی رو لینک زیر👇
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
https://landing.hamkadeh.com/lyaW5
