hich.free
Open in Telegram
🌌 جهان ذرهای از توست و تو آن ذرهی جهانی 🌌 آیدی جهت ارتباط : @HichFree لینک پیج اینستاگرام : https://instagram.com/hich.free?igshid=YmMyMTA2M2Y=
Show more2 213
Subscribers
-324 hours
+57 days
-830 days
Posts Archive
2 213
کودکی که از تو میترسه، ممکنه به حرفت گوش بده؛ اما این به معنی اعتماد کردنش به تو نیست. وقتی کودک یاد میگیره برای اشتباه کردن ممکنه با خشم، تحقیر، تهدید یا پس گرفتن محبت روبهرو بشه، طبیعیه که کمکم به جای اینکه دنبال گفتن حقیقت باشه، دنبال راهی برای فرار از پیامد گفتن حقیقت بگرده.
دروغ همیشه از «بد بودن» یا «دروغگو بودن» کودک نمیاد. گاهی کودک دروغ میگه چون احساس میکنه گفتن حقیقت براش امن نیست. حتی پژوهشها هم نشون میدن که دروغ گفتن، در اصل بخشی طبیعی از رشد کودک و تواناییهای شناختی اونه؛ چیزی که اهمیت داره اینه که کودک در چه رابطهای یاد میگیره از حقیقت استفاده کنه یا ازش فرار کنه.
تفاوت بزرگی هست بین اینکه برای کودک قانون و مرز داشته باشی، با اینکه با ترس و کنترل روانی بخوای مطیعش کنی. مرز گذاری سالم میگه «این رفتار قابل قبول نیست»، اما کنترل روانی ممکنه به کودک این پیام رو بده که «اگر اونطور که من میخوام نباشی، دوستت ندارم یا ازت ناامید میشم.» پژوهشها، کنترل روانی و رفتارهایی مثل شرمندهکردن، القای گناه و تهدید به پس گرفتن محبت رو با مشکلات سازگاری و استقلال روانی کودک مرتبط دونستن.
شاید یکی از مهمترین چیزهایی که یک کودک باید از والدش یاد بگیره این نباشه که «هیچ وقت اشتباه نکن»، بلکه این باشه که «اگر اشتباه کردی، هنوز میتونی حقیقت رو بگی و برگردی.» چون وقتی کودک مطمئن باشه رابطه با والدش با هر اشتباه از بین نمیره، احتمال اینکه برای محافظت از خودش به پنهانکاری و دروغ پناه ببره کمتر میشه.
در نهایت تربیت سالم قرار نیست کودکی بسازه که فقط در حضور ما درست رفتار کنه؛ قراره به مرور انسانی بسازه که حتی وقتی ما حضور نداریم، بتونه انتخاب کنه، مسئولیت اشتباهش رو بپذیره و مهمتر از همه، از حقیقت فرار نکنه.
@hich_free
2 213
در آتش شناخت خود قدم بردار، این آتش تو را نمیسوزاند، آنچه نیستی را میسوزاند...
موجی بابا👤
@hich_free
2 213
گاهی تلخیِ بعضی اتفاقات تا مغز و استخون وجودمون در ما فرو میره. این اتفاقات یا مارو میکُشن یا از ریشه و اساس مارو تغییر میدن. گاهی تغییر مثبت، گاهی تغییر منفی. گاهی هم مثبت و هم منفی.
بالغ شدن به نظرم از طریق این اتفاقات رخ میده. زمانی که زندگی غمی رو به جونت میندازه که من همیشگیت توان مقابله و گذر ازش رو نداره و باید تبدیل به منی قویتر و پختهتر بشی. باید ظرفیت روحی و روانیت رو افزایش بدی و اگرنه چیزی ازت باقی نمیمونه.
پس چه بهتر که وقتی چیزی از منِ قبلیت باقی نموند تا ابد منتظر منِ قبلیت نشینی و منِ جدیدت رو بپذیری و درک کنی که «من» یک کلمه نیست یک «فعل» هستش.
یعنی تو مثل یک رود باید در جریان زندگی دائماً در حرکت باشی و بتونی تغییر کنی. و این تغییرات گاهی به معنی اینه که تا مرزِ مرگِ منِ قبلیت پیش بری و بدونی اینم بخشی از زندگیه.
@hich_free
2 213
ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
پروانه صفت کشتهٔ هر نور مشو
تا خود بینی تو از خدا مانی دور
نزدیکتر آی و از خدا دور مشو
مولانا
@hich_free
