نُخطهــ
Open in Telegram
🌱 و شعر ، آخرین شفایِ اندوهِ آدمی... برای شنیدنِ شما اینجام لینک پیام ناشناس👇 https://telegram.me/BChatBot?start=sc-389197-Qgz9B4a
Show moreIran321 758The category is not specified
519
Subscribers
-124 hours
-57 days
-630 days
Posts Archive
519
چون پائیز نزدیکه...🍁
آهنگ" برگ های پاییزی " یکی از پر اجراترین قطعاتِ تاریخِ موسیقی است که لشکری از هنرمندانِ سبکهای مختلف آن را اجرا کردهاند. «برگهای پاییزی»که نسخهٔ اصلی آن به زبانِ فرانسوی و در سالِ ۱۹۴۵ نوشته شد نامِ اصلی آن به فرانسوی "Les Feuilles mortes" (به معنای "برگهای مرده") است..
#فرانسوی
@nokhte_sar_khat
519
همهی اینها حرف مفت است. نوشتن دل و جگر میخواهد. دریادلی میخواهد که «دل به دریا بزند و صبر به صحرا فکند» نه بزدلی که جرأتِ بیرون خزیدن از نم و نای لانهی مألوف ندارد. این کار اگر آدم بداند که چه میکند، دل شیر میخواهد. امّا حیف که همین دانستن مایهی ترس و تردید میشود...
#شاهرخ_مسکوب
519
چهار پنج سالم بود یه روز میخواسیم بریم مهمونی تو پله ها ایستاده بود بابام ناخواسته بهم خورد من افتادم پام شکست. بابام خودشو مقصر میدونست و خیلی ناراحت بود بم میگفت پات خوب بشه برات دوچرخه میخرم .منم درد یادم میرفت دعا میکردم بخاطر دوچرخه زود خوب شم. چندوقت بعد یه روز بابام خندون با دوچرخه اومد تو حیاط و... اون صحنه همیشه تو ذهنمه 😊
519
یکی از قشنگترین خاطره های بچگیم این بود که اون موقع تو روستا بودیم شبای تابستون با اینکه سرد میشد رو پشت بوم میخوابیدیم با صدای جیرجیرک و قورباغه و گرگ و شغال 😹
من و داداشم صبر میکردیم مامان بابا خوابشون بره بعد یواشی میرفتیم سر سینی لواشک و برگه ها که رو پشت بوم بود تا خشک بشن ناخنک میزدیم 😄
519
شیش سالم بود از دختر۶ همسایه خواستگاری کردم اونم از خدا خواسته قبول کرد و سریع رفت تو خونه فک کردم از خجالتش رفت ولی دیدم اومد یه پارچه توری رومیزی انداخته رو سرش 😐😂 منم دیدم دست خالی زشته پریدم دوتا کیک یزدی از تو خونه آوردم خوردیم دهنمون شیرین شه
هنوز منتظر با کیک یزدی برم سراغش😎
519
ملت سونی کادو میگرفتن
اونوقت بابای من انقدر تولید فرزند کرده بود یکیمون گم میشد نمیفهمید😐
519
ما دهه شصتیا که امکانات نداشتیم و بچگیمون تباه بود😂 ته عشق و حالمون کارت بازی و فوتبال و کتک کاری بود
519
چهار پنج سالم که بود یه روز با چندتا از بچه های محل دعوام شده بود و من بینشون تک افتاده بودم یهو یه دختری که تازه اومده بودن محلمون اومد از من دفاع کرد و منو از دستشوننجات داد 🥲 اون قشنگترین آشنایی من تو اون دوره بود. الان بیست و پنج سال از اون اتفاق میگذره و اون دختر صمیمی ترین دوست منه🤍
519
بنشین! مرو!
که در دلِ شب، در پناهِ ماه
خوشتر ز حرفِ عشق و سکوت و نگاه نیست...
#فریدون_مشیری
519
گفتم: «گیله مرد! توی سبزهها چی دیدی که رفتی تو فکر؟!»
کمی سکوت کرد و گفت:
«به این دونههای سبز شده نگاه کن. چند روز آب و غذا و نورِ خورشید خوردند و رشد کردند.»
گفتم: «خب!»
گفت:«سیصد و شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود؛ میترسم رشد که نکرده باشم هیچ، افت هم کرده باشم!
دونهای که نخواد رشد کنه؛ هر قدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر میگنده...»
#گیله_مرد
#بزرگ_علوی
519
تنهایی مثلِ خالی ورمکرده و تاریکِ توی خمرهای سربسته، اطاق را پُر کرده. خوابْ پناهگاهِ خوبی ست: خواب و خاموشی...
#شاهرخ_مسکوب
519
آهنگِ parla piu piano
(ورژنِ ایتالیایی آهنگِ فوق العاده و ماندگارِ پدرخوانده)
از خوانندهی ایتالیایی Gianni Morandi
با هم بشنویم و لذت ببریم ((:
