داستان اختناق
Open in Telegram
جستارهایی دربارهی استبدادی چهل ساله و بازتاب آن در ادبیات داستانی و نمایشی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
355
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
این فیلم نیست! / علیاشرف درویشیان
---
خردادماه سال هشتاد و پنج درست سه سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم مجلهی نقد نو در شمارهی دوازدهم خود داستان کوتاهی عجیب با فضایی آخرالزمانی از علیاشرف درویشیان منتشر میکند؛ «این فیلم نیست!». داستانی که اگر پس از بیست و پنج خرداد هشتاد و هشت منتشر میشد بیشک هر خوانندهای را بر این میداشت که نویسندهاش آن را بر اساس اعتراضات خیابانی آن سال نوشته است.
«این یک فیلم نیست!» در فضایی مهآلود آغاز میشود، در خیابان، و در یکی از روزهای پیش یا پس از انتخاباتی سراسری: «دود. دود. همهجا دود. دود غلیظ و چربی در هوا پخش شده بود... سراسر خیابان در مهی چرک فرو رفته بود... پوسترهای انتخاباتی با عکسهایی که چشمهاشان را درآورده بودند... در زیر قشری از این دود غلیظ محو و ناخوانا و کهنه شده بودند.» دود و مه غلیظی که رفتهرفته در طول داستان به نمادی درست از خفقان حاکم بر جامعهی ایران در دههی هشتاد شمسی تبدیل میشود. خفقانی که دهان مردم را میبندد: «مردم دهانشان را بسته بودند و جز دود چیزی میان آنها نمیگذشت.» و یا چون استادِ داستان عاقبت بینفسشان میکند: ««چقدر هوا دمکرده و سنگین است. دارم خفه میشوم. هوا... هوا...هوا...» و سرش افتاد روی فرمان.»
درویشیان در «این فیلم نیست!» شبیه بسیاری از داستانهای دیگر خود کودکی را مأمور دیدن و بازگو کردن سیاهیها میکند. کودک به همراه پدر خود سوار بر اتومبیل از خیابانهای دودگرفتهی شهر میگذرند. او گریختن و کتک خوردن مردم از دست پلیس را میبیند. افتادنشان گوشهای از خیابان و مردی که «از گوشش خون بیرون میزند» را. آتش زدن مغازهها و شکستن شیشهها را میبیند و صدای انفجارها را میشنود. پدر اما بیاعتنا به وحشت کودک تمام این صحنهها را مراحل تولید یک فیلم میداند: «فیلم است پسرم. مگر ندیدی سر چهارراه داشتند فیلمبرداری میکردند!» بیاعتنایی پدر و فیلم خواندن تمام این وقایع توسط او تا زمان هجوم عدهای به اتومبیلشان ادامه مییابد، تا لحظهی عبور گلوله از شیشه و دریدن گلوی او.
---
اعتراض و تجمع محدود فعالان حقوق زنان به تاریخ ۲۲ خرداد هشتاد و چهار، چند روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری نهم، که بدون دستگیری و دخالت نیروهای امنیتی خاتمه یافت را اگر نادیده بگیریم، فضا و اتفاقات «این فیلم نیست!» بیش از هر چیز به اعتراضات خیابانی سال ۸۸ شبیه است. البته که درویشیان پیشگو نیست، او یک نویسنده است و میتواند عواقب استبداد و خفقان را بخواند. همانگونه که در سال هشتاد و پنج وقایع سه سال بعد را هشدار داد.
