کهنگی
Open in Telegram
لینک برای ارسال پیام ناشناس: https://t.me/BChatBot?start=sc-325133918 اینام هستن: https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzI1MTMzOTE4 t.me/HidenChat_bot?start=325133918
Show more273
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
273
جوجه فینگیلیِ دایی راه افتاده. باباش میگه شب خوابید، صبح بلند شد یهو راه افتاد!
احتمالا تو خواب آپگرید کرده بچه! 😄
273
چقدر دقیق و درست فرمود حضرت پیامبر رحمت که سلامتی و "امنیت" دو نعمتی هستند که تا وقتی از دست نروند قدرشان دانسته نمیشود...
273
از کسی و جایی که توقع نه تنها تلخی، که توقع شیرینی داری، یهو ناغافل لگد میخوری.
هم تلخیش درد داره، هم لگدش، هم شوکِ ناشی از توقعنداشتن...
273
حالا یه وقتایی توقع مواجهه با تلخی رو داره آدم؛
بازم تلخه و آزاردهنده، لاکن چون توقعش بوده از قبل، فقط تلخیش داستانه. دیگه همراه تلخی، شوک و جا خوردنش درد نداره.
273
یعنی هر دورهش یه شگفتی داره تو آستینش. اونم نه ازون شگفتیایی که خوشمزه باشه مثلا؛ ازون شگفتی تلخ زهرماریا
273
#حق
آقا مصطفی چمران از بزرگای غمکشیدن و درد کشیدن برای خداست.
خدا کنه شده حتی اندازه یه قطره هم از دریای چمران بشیم ما
273
#پیام_ناشناس
احساس میکنم که تحمل درد و غم و خطر مصیبت در راه خدا مهمترین و اساسیترین لازمه تکامل در این حیات است.
آقا مصطفی چمران
@HarfBeManBot
273
کشت. آتیش زد و کشت.
حالا دیگه مهم نیست که حقم بوده یا نا حق کشته و سوزونده. چقدر مهمم من آخه؟ اصلا "من" کیه؟ چی میگم من آخه؟
همهش فدای یه تار موی به خون نشستهی حسینِ خدا
273
بابا که مُرد، روز تشییعش پیکر رو با ذکر تشییع کردیم تا جلوی مسجد محل. یه عمری تو همون مسجد نماز میخوند. پیکر جلوی مسجد رو زمین بود و مداح داشت با همراهی جمعیت زیارت عاشورا میخوند بالای سر بابا. عقب ایستاده بودم. پشتِ همه. یه دفعه سینا رو دیدم که با وضع نزار اومد کنارم. کرونای شدیدی داشت ولی به خاطر احترام برادریمون خودشو یه توک پا رسونده بود به مراسم. اومد با کلی فینفینی و سرفه از زیر ماسک دم گوشم گفت ببین، اگه الآن حلالش نکنی یا بکنی چیزی ازت کم نمیشه. ولی بابات گرفتار میشه. اما حلال کردنت وضعشو بهتر میکنه.
همونجا از هر چی گلگی و دلخوری داشتم دل کندم و حلالش کردم. سینا هم بغلم کرد و رفت که برگرده تو قرنطینه.
273
قبلترها تک و توک کسایی بودن که بهشون گفتم" فقط هر کاری میتونی بکن که نمیری". تلاشتو بکن که هیچوقت نمیری. چون تو قبر که رفتی اون موقعست که میام سراغت...
273
به نظرم یه بار یا چند بار اینجا نوشته بودم که بعد از این افسردگیِ بیپدرمادری که یقهم کرده، دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه. شاید هم گفتم هیچی ناراحتم هم نمیکنه. اما الآن گزارهی دوم رو پس میگیرم. هنوز خیلی حرفا و کارا هست که ناراحتم میکنه. شخمم میزنه. روانم رو میدره. دارم میچشم طعم تلخ و گسش رو.
