◈✥❖ℳ𝒶𝓃ℴℴℴℴℴℴتــــوـ❖✥◈
Open in Telegram
#عشق_مــے_بازمـ ڪہ غیر از #باختن در #عشق نیستـــــــــــــــ در نبردے اینچنین ، هرڪـس بہ خاڪـــــــــــــــ افتاد بُرد ...
Show more654
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+530 days
Posts Archive
تو را صدا کردم
در تاریکترینِ شبها
دلم صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم
به سویِ من آمدی
با دستهایت برایِ
دستهایم آواز خواندی
برای چشمهایم با چشمهایت
برای لبهایم با لبهایت
با تنت برای تنم آواز خواندی..
#احمد_شاملو
چشمانِ مستِ مِیگونت
چون مِخدّری شیرین
در رگهایم میرقصند.
تو اعتیادِ خوبِ منی
و من دیوانهوار
در آغوشت گم میشوم
عطرِ تنت استخوانسوز است
که هیچ دارویی توانِ
آرام کردنش را ندارد..
#ویدا_عارف
آه، دیوانه!
تو آن سوی جهان هم بروی
من به چشمانِ تو
از پلکِ تو نزدیکترم..
#محسن_نظری
از نفَست میبوسم تو را
از وهمِ معصومِ نفَست
آن گاه که بخارآلوده بر
شیشهی بغضهایت مینشیند
و حروفِ مغمومِ نامِ من را
قطره قطره بی صدا تلفظ میکند
از حرفهایت میبوسم
از ناگفتهها، نخواهد گفتها
از آههای فروخوردهات میبوسم
آنجا که خانهی من است
امیدِ من و تمامی یأسهای من
از دمان و بازدمانِ لرزانِ تو
که گواهانِ مناند
دودِ سیگارت را میبوسم
که در خیالی دور
تجسدِ بازوانِ من باشند
به گاهی که در تو می پیچند
تو را در خویش می پیچند
پنهان می دارندت از بد و
خوبِ چشمها
از حافظه ام می بوسم تو را..
#پوریا_اشتری
سلام بر قلب آزردهات
و بر نفس تنگت
و بر اندوهی که تا صبح
استخوان دلت را
هزار بار شکست..
#ایرانم
به جای پيرهن
زندگیام را تنت میکنم
دلم را گوشهی واژگانم
گره میزنم ؛ راه نرو
تو به جانِ آویختهام بوسه بزن
تا دستان زندگی خط بخورد..
#عباس_معروفی
چه کسی مسئول رسیدگی
به خواب هاست؟!
فقط چند قدم مانده بود
تا ببوسمش..
#پوریا_نبی_پور
#شبـــبخیـــر♪..
با آنکه نان برکت است
تو اما برایم شراب باش
بگذار با تو مست شوم
تا از تو سیر..
#پوریا_نبی_پور
زخمِ تنت را میبوسم
این سرگذشتِ
موطنِ غریب را
زخمِ تنت را
هزارهزار میبوسم
تا که تطهیر شوند لبهام
از تلفظ بیهودهی
اینهمه سال
زخمِ تنت را
جرعهجرعه مینوشم
سرخ تا به خون
تعمید دهم وجودم را
تا که زاده شوم
از نو به عصیان
زل میزنم به خشمِ
جا خوش کرده پشتِ
آفتابِ چشمهات
و شب در من
تنهاتر میشود
از تمامِ ستارههای دور
ذرهذرهی خاک را
تمامِ احتمالِ لمسِ شرافتِ
گامهای تو را
سرمه میکنم به چشمهام
نمک به انگشتهام
تا که جراحتِ نوشتن از اندوهت
همیشه تازه بماند
در تپشهای شاعرانگیشان
خو میکنم به زخم..
#پوریا_اشتری
گاهی
آخرین لبخندها را
باید قاب گرفت!
زندگی ناگهان،
با یک رفتن؛
زیر و رو می شود..
#محمدرضاپرنیان_مهر
