en
Feedback
ما حیوانات we animals

ما حیوانات we animals

Open in Telegram

روزنه‌ای در وجدان عمومی ما برای جهانی می‌جنگیم که در آن هیچ موجود زنده‌ای به‌عنوان کالا مورد استفاده قرار نگیرد. اینستاگرام: https://www.instagram.com/weanimals_f/ فیسبوک: https://www.facebook.com/weanimals.f/

Show more
1 075
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
این اَعمال، ذاتیِ ارزش‌افزایی و انباشتِ بی‌پایانِ سرمایه هستند، زیرا حیوانات در بندِ رابطه‌ی «تصاحب طبیعت و موجودات زنده» که سرمایه تحمیل می‌کند، گرفتار شده‌اند. فراتر از این، آن‌ها یک جزء ضروری هستند، چرا که سرمایه نمی‌تواند از این تصاحب (که شرط ظهور مازاد تولید و طبقات اجتماعی است) دست بکشد. در مورد حیوانات، این تصاحب شکل خاصی می‌گیرد: انقیاد از طریق خشونت مستقیم و عریان در تمام طول هستی آن‌ها، که از تولد تا مرگ برنامه‌ریزی شده است. بت‌وارگی کالا (Fétichisme de la marchandise) به اوج خود می‌رسد. ارزش مبادله‌ایِ کالای حیوانی، نه‌تنها مانند سایر کالاها روابط اجتماعی تولیدکننده‌ی آن را محو می‌کند، بلکه فردیت و ویژگی‌های خاص هر حیوان را نیز پاک می‌کند، به‌طوری که دیگر آن‌ها را در پشت اشیای حاصل از بدنشان تشخیص نمی‌دهیم. دولت در اینجا نقشی اساسی ایفا می‌کند، و نه‌فقط در تدوین هنجارهای حقوقی، که حقِ تصرفِ آزادانه در جانِ حیوانات و نابودی آن‌ها را چارچوب‌بندی می‌کند. دولت پتانسیلِ براندازانه‌ی مسئله‌ی حیوانات را کاملاً درک کرده است. دولت هیچ وضعیت حقوقی‌ای به پناهگاه‌ها و مکان‌های امن برای حیواناتِ آزاد شده از دامداری نمی‌دهد. دولت کنشگرانی را که مستقیماً به مکان‌های سلطه حمله می‌کنند (مانند کسانی که تابستان امسال در اقدام هم‌زمانِ مسدودسازی کشتارگاه‌ها شرکت کردند) به‌شدت سرکوب می‌کند. دولت یک سرویس اطلاعاتی به نام «سلول دیمیتر» (Déméter) ایجاد کرده است که ژاندارمری و فدراسیون کشاورزان (FNSEA) را برای نظارت بر «اقدامات دارای ماهیت ایدئولوژیک» انجمن‌های زیست‌محیطی و حامی حیوانات متحد می‌کند. دولت خود را نگهبان نظم موجود معرفی می‌کند و دشمن را مشخص می‌سازد: در «طرح تقویت‌شده برای بازپس‌گیری حاکمیت ما بر دامداری» که در فوریه‌ی ۲۰۲۴ ارائه شد، دولت وقت اعلام کرد که می‌خواهد «با حملات غیرموجه علیه دامداری مبارزه کند، حملاتی که اغلب ناشی از ایدئولوژی‌ای با هدف پایان دادن به رابطه‌ی انسان ـ حیوانِ شناخته‌شده تا به امروز است». در واقع، ما دیگر خواهان این رابطه که تحت سلطه‌ی سرمایه است، نیستیم. حیوانات نه ارزش مبادله هستند و نه ارزش مصرف. آن‌ها نیز مانند ما نفعی در خلاص شدن از شرّ پایه‌ی مادی و تولیدی‌ای دارند که آن‌ها را سرکوب می‌کند، تا هر کس، چه انسان و چه غیرانسان، بتواند زندگی کند، رشد کند و شکوفا شود. این مبارزه به مبارزه‌ی پرولتاریا علیه جامعه‌ی طبقاتی می‌پیوندد. از دیدگاه ماتریالیستی، این انقیاد مشترک است که همبستگی ما را بنیان می‌نهد، نه صرفاً ملاحظاتی در مورد تعلق انسان‌ها به قلمرو حیوانات. این انتخابِ گسترش افق رهایی است که ما حامل آن هستیم و نمی‌تواند فقط به انسان‌ها محدود شود؛ برای ساختن روابطی مبتنی بر چیزی غیر از تصاحب، کالایی‌سازی، خشونت و کشتار. این همچنین انتخابِ انسجام و یکپارچگی است، زیرا هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند خود را رها شده بنامد تا زمانی که شکلی از مالکیت (حتی جمعی) حفظ شود که مستلزم سلب آزادی، بهره‌کشی و کشتن میلیاردها موجود حسمند در هر سال و به کار گماشتن کارگران برای کشتن آن‌ها باشد. حیوانات رفقای ما هستند و کمونیسم، به‌عنوان بیان این همبستگی، بدون آن‌ها محقق نخواهد شد. منابع • «حزب نوین ضدسرمایه‌داری (NPA) متعهد به حمایت از حیوانات می‌شود»، نشریه L’Anticapitaliste، شماره ۷۶۰، ۲۰۲۵. • نویسنده‌ی ناشناس، ستم‌کشان، سرمایه‌داری، حیوانات و کمونیسم، ۱۹۹۹. • دالیلا آوادا، اگر عدالت حیوانات را نادیده بگیرد، ناقص باقی می‌ماند، نشریه Ballast، ۲۰۱۹. • کریستین بیلی، سرمایه‌داری، حیوانات و طبیعت از دیدگاه مارکس، ۲۰۱۶. • کورالی شووینو، در اینستاگرام، آن‌ها نشان می‌دهند که وگن بودن فقط یک «کار سفیدپوستان» نیست، Bondy Blog و Reporterre، ۲۰۲۵. • مارتین گیبرت، دیدن استیک خود به‌عنوان یک حیوان مرده: وگنیسم و روان‌شناسی اخلاقی، انتشارات Lux، ۲۰۱۵. • ملانی جوی، چرا سگ‌ها را دوست داریم، خوک‌ها را می‌خوریم و گاوها را می‌پوشیم: درآمدی بر کارنیسم، انتشارات Red Wheel، ۲۰۲۰. • داریو مانی و مارکو مائوریتزی، سیاست‌های رابطه، Comune-info، ۲۰۲۲. • داریو مانی و مارکو مائوریتزی، حیوانات و سرمایه، Comune-info، ۲۰۲۳. • مارکو مائوریتزی، خلقِ حیوانات (مردمِ حیوانات)، انتشارات Mincione، ۲۰۲۲. • تام ریگان، حقوق حیوانات، انتشارات Hermann، ۲۰۱۳. • رژان سناک، انگار که ما حیوان بودیم، انتشارات Seuil، ۲۰۲۴. • پیتر سینگر، آزادی حیوانات، انتشارات Payot & Rivages، ۲۰۲۴. • سارا زاناز، گونه‌پرستی سیستماتیک؛ بیش از یک موضع اخلاقی فردی، گونه‌پرستی یک سیستم است، L’Amorce، ۲۰۲۰.

این مفاهیم اغلب در محافل انقلابی تحقیر می‌شوند، زیرا گفته می‌شود که یا به مسائل اخلاق شخصی مربوط می‌شوند و یا به یک بحث فلسفی انتزاعی که ارتباط کمی با سیاست دارد ـ البته اگر نادیده گرفته نشوند یا «اخلاق‌گرایانه» تلقی نشوند. به نظر ما، این انتقادات بیشتر در حد «نظر» هستند تا «استدلال» و اجازه‌ی ساختن یک بحث مستدل را نمی‌دهند. از یک سو، گزاره‌های اخلاقِ حیوانات، مجموعه‌ای از استدلال‌ها را فراهم می‌کنند که به‌سرعت تمام استدلال‌های گونه‌پرستانه را با تناقضات حل‌نشدنی مواجه می‌سازند. این استدلال‌ها در واقع با فقدان پایه‌ی علمی برای پیش‌فرضِ برتریِ فرضیِ توانایی‌های انسانی و سلسله‌مراتبِ گونه‌ها که از آن ناشی می‌شود، برخورد می‌کنند. از سوی دیگر، همگام با توسعه‌ی آگاهی نسبت به خشونت‌های اعمال شده بر حیوانات، واژه‌های «ضد گونه‌پرستی» و «وگنیسم» به‌تدریج به جنبش‌های اجتماعی یا عملکردهایی اشاره دارند که می‌خواهند ابزارهای آزادی حیوانات باشند. اگر این مسئله امروزه به‌لحاظ سیاسی وجود دارد، نتیجه‌ی اقدامات انجمن‌ها، جمع‌ها و کنشگران است. وگنیسم به یک عمل سیاسیِ همبستگی با حیوانات استثمار‌شده و کشته‌شده تبدیل می‌شود. این جنبش در کشورهایی که دامداری و رژیم‌های گوشتی توسط استعمارگران معرفی شده‌اند، به‌عنوان محوری برای مبارزات استعمارزدایی مطرح می‌شود. ضد‌گونه‌پرستی تبدیل به مبارزه‌ای علیه نهادهایی می‌شود که سلطه (در تمام اشکال آن) بر حیوانات را سازمان‌دهی می‌کنند. تقلیل دادن آن‌ها به یک انتخاب شخصی، یک رژیم غذایی یا یک مُد، به معنای سیاست‌زدایی از مسئله‌ی بهره‌کشی از حیوانات و همچنین مسئله‌ی تغذیه‌ی انسان‌ها در عصر بحران اکولوژیک است. یادآوری می‌کنیم که اولین اقدام عمومی کمیسیون حقوق حیواناتِ حزب NPA، امضای یک بیانیه‌ی مشترک علیه استفاده از حیوانات (سگ‌ها یا اسب‌ها) در خدمت سرکوب جنبش علیه اصلاحات بازنشستگی سال ۲۰۲۳ بود. خروج از مسئولیت فردی نقدی که ما وارد می‌کنیم در جای دیگری است. همان‌طور که مارکو مائوریتزی (Marco Maurizi) می‌گوید، مشکلِ اخلاقِ حیوان‌نگر این است که تنها به گزاره‌های فلسفی می‌پردازد و فقط از توجیهاتِ گونه‌پرستی صحبت می‌کند. به گفته‌ی او، سیستم سلطه بر حیوانات «با تکیه بر گفتمان اخلاقی توصیف می‌شود، به‌جای آنکه از دیدگاه اجتماعی و تاریخی نقد شود تا بتوان یک مفهوم سیاسی از گونه‌پرستی استخراج کرد». در واقع، گونه‌پرستی بیش از هر‌ چیز به‌عنوان یک «موضع اخلاقی» (تام ریگان) یا یک «پیش‌داوری یا نگرش جانب‌دارانه» (پیتر سینگر) دیده می‌شود. این رویکرد به مسئولیت فردی و رفتارهایی ارجاع می‌دهد که گویی کافیست با دستوراتِ وجدانی و ایجاد احساس گناه، آن‌ها را تغییر داد. اما عمل فردی لزوماً با ساختارهای مادی جامعه برخورد می‌کند و به فرایندهای اجتماعی که مصرف حیوانات را ممکن و تشویق می‌کنند، پایان نخواهد داد. با توجه به منافع اقتصادیِ در میان (بازار گوشت و محصولات لبنی تنها در فرانسه در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۸۲ میلیارد یورو ارزش داشته است)، مصرف وگن هرگز بیش از یک بخش حاشیه‌ای از بازار را تشکیل نخواهد داد. تعمیم آن با توجه به هزینه‌ی اجتماعی بالایش، دور از دسترس به نظر می‌رسد. علاوه‌بر این، توهم است که تصور کنیم حیوانات می‌توانند در جامعه‌ای آزاد شوند که همچنان درگیر اشکال مختلف بهره‌کشی و ستم است، بدون آنکه هم‌زمان به آن ستم‌ها پایان داده شود. در نهایت، رویکرد اخلاقی اجازه نمی‌دهد که «گونه‌پرستی را در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، نهادی و اقتصادی آن درک کنیم، [و نه] شیوه‌ای که گونه‌پرستی در جوامع ما سازمان‌دهی می‌شود، و نه پایداری آن در طول زمان و مکان را توضیح دهیم» (سارا زاناز). همچنین این رویکرد هیچ چیزی درباره‌ی منافعی نمی‌گوید که پیش‌داوری‌ها را در سطح فردی و جمعی شکل می‌دهند و حفظ می‌کنند: حیوانات برای چه کسی و با چه هدفی استثمار و کشته می‌شوند؟ سوسیالیسم بدون حیوانات وجود ندارد در یک رویکرد ماتریالیستی و رادیکال، ما گونه‌پرستی را نه‌فقط یک ایدئولوژی، بلکه یک «ساختار اجتماعی/مادیِ بهره‌کشی مبتنی بر منافع مادیِ اقتصادی و قدرت» (مارکو مائوریتزی) می‌بینیم که «فراتر از مسئولیت صرفاً فردی است» (سارا زاناز). طبق گفته‌ی مائوریتزی، این ساختار متشکل از شیوه‌های اقتصادی و اجتماعی است که حیوانات را به کالا تبدیل می‌کند (و می‌توانیم اضافه کنیم، شیوه‌هایی که در آن حیوانات خودشان را از طریق انتخابِ بارآورترین گونه‌ها و تولید‌مثل ، به کالا تبدیل می‌کنند). این تبدیل شامل واگذاریِ وظایف، به‌ویژه وظایفِ کثیفِ کشتار و سلاخی، به کارگرانی است که انتخاب دیگری ندارند. سارا زاناز به این مجموعه‌ی اقتصادی و اجتماعی، زیرسیستم‌های فرهنگی (عناصری که گونه‌پرستی را تولید و مشروع می‌کنند) و نهادی (تولید قوانینی که اعمال آن را قانونی می‌سازند) را نیز اضافه می‌کند.

🔴 همبستگی با حیوانات: از اخلاق تا سیاست حزب «نوین ضدسرمایه‌داری» (NPA-l’Anticapitaliste) به مناسبت ششمین کنگره‌ی خود، لایحه‌ای را در حمایت از ادغام سایر «حیوانات حسمند» (Sentient) در برنامه سیاسی خود تصویب کرد. انگیزه‌ی این لایحه، همبستگی سیاسی ناشی از یک «انقیاد مشترک در برابر سرمایه» است، نه صرفاً مسئولیت اخلاقی که ممکن است بر دوش گونه‌ی انسان در قبال حیوانات سنگینی کند. مفاهیم به‌کار‌رفته در جنبش حقوق حیوانات در فضای عمومی بسیار کم شناخته شده و مورد بحث قرار گرفته‌اند. این جنبش اغلب به «وگنیسم» تقلیل داده می‌شود؛ یعنی خودداری از مصرف یا استفاده از محصولاتی که از حیوانات به دست آمده یا روی آن‌ها آزمایش شده است. خودِ وگنیسم نیز اغلب با یک سبک زندگی غذایی یکی دانسته می‌شود که از کالایی‌سازی در امان نیست. انگیزه‌های این خودداری متنوع است: اخلاقی، سیاسی، زیست‌محیطی، فرهنگی، مذهبی و غیره. در تحلیل اولیه، این امر به یک رویکرد شخصی برای هماهنگ کردن ایده‌ها و رفتار فردی اشاره دارد (که به‌خودی‌خود مشکلی نیست) و لزوماً با یک جریان فکری خاص مطابقت ندارد. بنابراین، می‌توان وگن چپ‌گرا، راست‌گرا، یا حتی گونه‌پرست (اگر همچنان معتقد باشیم که حیوانات موجوداتی پست‌تر هستند) بود، یا اصلاً به این موضوع فکر نکرد... و حتی می‌توان استفاده از واژه‌هایی مانند «گونه‌پرستی»، «ضد‌گونه‌پرستی» یا «کارنیسم» (گوشت‌خواری ایدئولوژیک) را رد کرد (مانند فدراسیون وگن فرانسه)، اصطلاحاتی که امروزه به‌عنوان مرجع در جنبش حیوانات به کار می‌روند. اصطلاح «گونه‌پرستی» (Spécisme) اولین بار در سال ۱۹۷۰ در جزوه‌ای از ریچارد رایدر، روان‌شناس، درباره‌ی آزمایش روی حیوانات ظاهر شد. این اصطلاح با انتشار کتاب آزادی حیوانات نوشته‌ی پیتر سینگر، فیلسوف فایده‌گرا (Utilitarian)، در سال ۱۹۷۵ اوج گرفت؛ کتابی که به تثبیت مبانی نظری جنبش حیوانات در اخلاق (یا فلسفه‌ی اخلاق) لیبرال کمک کرد. ایده‌ی کلی این است که اِعمال رنج یا تبدیل کردن موجوداتِ متعلق به سایر گونه‌های حیوانی به «شیء»، از نظر اخلاقی قابل قبول نیست. یک اصلِ «برابری در شناسایی منافع» (در درجه‌ی اول حق زندگی کردن) وجود دارد که باید انسان‌ها را به سمتی هدایت کند که منافع همه‌ی موجوداتِ تحت تأثیر اعمالشان را، بدون در نظر گرفتن معیارِ گونه، لحاظ کنند. بنابراین، گونه‌پرستی با اولویت دادنِ خودسرانه به منافع اعضای گونه‌ی انسان بر منافع سایر گونه‌ها تعریف می‌شود. رویکرد دیگری که بر حقوق اخلاقی متمرکز است، توسط تام ریگان (Tom Regan) پیشنهاد شده است. حیوانات زندگی‌ای دارند که برای خودشان اهمیت دارد، فارغ از اینکه چه فایده‌ای برای ما داشته باشند. در نتیجه، روابط ما با آن‌ها باید بر اساس همان اصول اخلاقی بنا شود. در این دیدگاه، گونه‌پرستی به معنای تبعیضی بر اساس گونه است که ریگان در مقابل آن، فلسفه‌ای از حقوق مبتنی بر شفقت را قرار می‌دهد؛ فلسفه‌ای که به‌عنوان عقلانی، علمی، عادلانه، غیرتبعیض‌آمیز، مترقی و اکولوژیک تعریف می‌شود. این رویکرد در عرصه‌ی حقوقی نیز بازتاب یافته است. «بیانیه‌ی شخصیت حقوقی حیوان»، موسوم به بیانیه‌ی تولون (۲۰۱۹)، اعلام می‌دارد که حیوانات که امروزه دارای وضعیت حقوقی «شیء» هستند، باید به‌عنوان «اشخاص حقیقی غیرانسان» در نظر گرفته شوند و دارای حقوق خاص خود باشند که امکان در نظر گرفتن منافعشان را فراهم کند؛ «تنها راهی که می‌تواند راه‌حل‌های رضایت‌بخش و مطلوبی برای همه به ارمغان آورد». نویسندگان دیگری نیز به ایدئولوژی‌ای پرداخته‌اند که تبعیض گونه‌ای را توجیه می‌کند. این موردِ ملانی جوی (Melanie Joy)، روان‌شناس و خالق مفهوم «کارنیسم» است که آن ‌را به‌عنوان سیستم باوری تعریف می‌کند که خوردن گوشت را اخلاقی می‌پندارد (مصرفی که طبیعی، عادی، ضروری و لذت‌بخش تلقی می‌شود). ملانی جوی همچنین از «نئوکارنیسم» صحبت می‌کند تا ایدئولوژی‌ای را نام‌گذاری کند که تغییر در شیوه‌ی خوردن گوشت را از طریق ارزش‌گذاری بر تولیدات محلی، برچسب‌های کیفیت، «انعطاف‌پذیری در رژیم غذایی» (Flexitarianism) و دامداری‌های کوچکِ نگرانِ «رفاه» حیوانات ترویج می‌کند؛ در‌حالی‌که این‌ها همچنان بر همان تکنیک‌های تولید (پروراندن اجباری، جداسازی مادران و نوزادان، بریدن گلو و غیره) استوار هستند. این تأملات به بحث‌هایی درباره‌ی «پارادوکس گوشت» دامن زده است؛ نوعی انکار اخلاقی یا ناهماهنگی شناختی که به‌ویژه در این واقعیت نمود پیدا می‌کند که انسان‌ها به برخی حیوانات محبت می‌ورزند، در‌حالی‌که خوردن برخی دیگر را قابل قبول می‌دانند. وگنیسم و ضد‌گونه‌پرستی جنبش‌های اجتماعی هستند

👇👇
👇👇

انباشت حیوانی.mp335.63 MB

🔴 این گفتار، تحلیلی جامع از مقاله‌ی «انباشت حیوانی» ارائه می‌دهد که در آن نویسنده به بررسی نقش حیاتی و در عین حال نادیده‌گرفته‌شده‌ی کار حیوانات در انباشت سرمایه می‌پردازد. استدلال اصلی این است که نظریه‌ی مارکسیستی برای درک کامل سرمایه‌داری، نیازمند چارچوبی است که کار حیوانات را به رسمیت بشناسد. نویسنده با مرور سه دیدگاه غالب ـ حیوانات به‌مثابه‌ی فناوری، کالا، و کارگر ـ خود را با دیدگاه سوم همسو می‌داند، اما در پی گسترش آن است. پیشنهاد محوری مقاله، تدوین یک «نظریه‌ی ارزش کار حیوانی» است که بر پایه‌ی بازخوانی مفهوم «نیروی کار» (Arbeitskraft) مارکس بنا شده است. با تمرکز بر «نیروی کار» به‌مثابه‌ی یک «ظرفیت» (Arbeitsvermögen) و نه صرفاً عمل تولید، می‌توان دو شیوه‌ی اصلی بهره‌برداری از کار حیوانات را شناسایی کرد: ۱) افزایش بهره‌وری از طریق کار فیزیکی و عاطفی، و ۲) تصاحب ظرفیت بازتولید بیولوژیکی آن‌ها در صنایع غذایی. این مقاله نشان می‌دهد که استثمار حیوانات از الگوهای مشابه استثمار انسان‌ها پیروی می‌کند، از‌جمله طولانی کردن روز‌کار، سازمان‌دهی مجدد فناورانه، و کنترل بر بازتولید. در نهایت، این تحلیل خواستار سیاستی فراتر از اخلاق صرف است که حیوانات را به‌عنوان همکاران به رسمیت بشناسد و با استثمار آن‌ها مبارزه کند. t.me/weanimals

🔴 پرویز صداقت، شیرین کریمی و مهسا اسداله‌نژاد سه پژوهشگر چپ آزاد شدند. پرویز صداقت سردبیر سایت «نقد اقتصاد سیاسی» است که مقا
🔴 پرویز صداقت، شیرین کریمی و مهسا اسداله‌نژاد سه پژوهشگر چپ آزاد شدند. پرویز صداقت سردبیر سایت «نقد اقتصاد سیاسی» است که مقالات زیادی با ترجمه‌ی این کانال در آن منتشر شده است. با امید به تداوم فعالیت روشنگرانه‌ی این دوستان. t.me/weanimals

آزادی_دیگری_درآمدی_بر_ضدگونه‌پرستی.mp330.29 MB

🔴 این گفتار، تحلیل جامعی از سخنرانی مارکو مائوریتزی با موضوع «ضدگونه‌پرستی» ارائه می‌دهد. محور اصلی این گفتار، تبیین ضدگونه‌پرستی به‌عنوان بنیاد نظری، اخلاقی و سیاسی انتخاب وگانیسم است؛ انتخابی که نه بر مبنای ملاحظات سلامتی، بلکه بر پایه‌ی یک دغدغه‌ی عمیقاً اخلاقی استوار است. مائوریتزی استدلال می‌کند که اخلاق سنتی غربی، ذاتاً بر سازوکار «طرد» و «استثمار دیگری» بنا شده است. قدرت و ثروت در این جوامع، از طریق تعریف یک «ما» در برابر یک «آنها» و به حاشیه راندن و بهره‌کشی از گروه‌هایی مانند بردگان، زنان، بیگانگان و در نهایت حیوانات، شکل گرفته است. به گفته‌ی او، حیوان به‌عنوان الگوی اولیه‌ی «دیگری» عمل می‌کند و الگویی برای سایر تبعیض‌ها فراهم می‌آورد. این تحلیل، با استناد به لوی استروس، «گناه نخستین» اومانیسم را ترسیم مرز میان انسان و دیگر گونه‌ها می‌داند که متعاقباً به اِعمال خشونت‌های نظام‌مند درون گونه‌ی انسان (مانند استعمار و فاشیسم) منجر شد. راهکار پیشنهادی، گذار از «اخلاق مبتنی بر شباهت» به یک «اخلاق تفاوت» است که در آن، «دیگری» بر «من» تقدم دارد. این رویکرد مستلزم بازنگری در مفهوم «سوژه» است؛ از یک سوژه‌ی قدرتمند و خودبسنده به یک سوژه‌ی «ناقص»، گشوده و در ارتباط با دیگران. این تحول فلسفی، پیامدهای عملی مستقیمی در دو سطح فردی (اتخاذ سبک زندگی غیرخشونت‌آمیز) و عمومی (تصور و تلاش برای ساختن جامعه‌ای مبتنی بر همبستگی و احترام به همه موجودات) دارد. t.me/weanimals

قفس‌ها_و_آینه‌ها_آقای_پالومار_و_گوریل_آلبینو.mp324.70 MB

🔴 این گفتار با بررسی آثار ایتالو کالوینو، به‌ویژه داستان «گوریل آلبینو» در مجموعه «آقای پالومار»، به مطالعه‌ی روابط پیچیده بین انسان و حیوان می‌پردازد. این اثر نشان می‌دهد که حیوانات در ادبیات کالوینو اغلب بازتابی از فرهنگ و زیست‌سیاست هستند و تجربه‌های مشترک حاشیه‌نشینی و ستم را با انسان‌ها به اشتراک می‌گذارند. نویسنده با استفاده از نظریه‌های زیست‌نشانه‌شناسی، مردم‌نگاری چندگونه‌ای و مطالعات پسااستعماری، مشترکات ژنتیکی و رفتاری بین انسان و نخستی‌ها را روشن می‌کند. این بررسی، به تاریخ استعماری باغ‌وحش‌ها می‌پردازد، جایی که حیوانات و حتی انسان‌ها به نمایش گذاشته می‌شدند، و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باغ‌وحش‌ها مانعی برای یک ارتباط واقعی و دوسویه بین انسان و حیوان هستند، اگرچه ممکن است فرصت‌هایی برای درک و همدردی فراهم کنند. «آقای پالومار» رمانی از نویسنده‌ی شهیر ایتالیایی، ایتالو کالوینو است که در سال 1983 منتشر شد. این کتاب یکی از آخرین آثار کالوینو پیش از درگذشت او در سال 1985 است. t.me/weanimals

🔴 این گفتار با بررسی آثار ایتالو کالوینو، به‌ویژه داستان «گوریل آلبینو» در مجموعه «آقای پالومار»، به مطالعه‌ی روابط پیچیده بین انسان و حیوان می‌پردازد. این اثر نشان می‌دهد که حیوانات در ادبیات کالوینو اغلب بازتابی از فرهنگ و زیست‌سیاست هستند و تجربه‌های مشترک حاشیه‌نشینی و ستم را با انسان‌ها به اشتراک می‌گذارند. نویسنده با استفاده از نظریه‌های زیست‌نشانه‌شناسی، مردم‌نگاری چندگونه‌ای و مطالعات پسااستعماری، مشترکات ژنتیکی و رفتاری بین انسان و نخستی‌ها را روشن می‌کند. این بررسی، به تاریخ استعماری باغ‌وحش‌ها می‌پردازد، جایی که حیوانات و حتی انسان‌ها به نمایش گذاشته می‌شدند، و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باغ‌وحش‌ها مانعی برای یک ارتباط واقعی و دوسویه بین انسان و حیوان هستند، اگرچه ممکن است فرصت‌هایی برای درک و همدردی فراهم کنند. «آقای پالومار» رمانی از نویسنده‌ی شهیر ایتالیایی، ایتالو کالوینو است که در سال 1983 منتشر شد. این کتاب یکی از آخرین آثار کالوینو پیش از درگذشت او در سال 1985 است. t.me/weanimals

بیوتکنولوژی_به‌مثابه‌ی_نقطه‌ی_پایانی_فروپاشی_هستی‌شناختی_و_اخلاقی.mp328.02 MB

🔴 این گفتار به تحلیل پیامدهای زیست‌فناوری حیوانی می‌پردازد و استدلال می‌کند که این فناوری نشانگر یک «فروپاشی هستی‌شناختی» خطرناک میان حیوانات و دستگاه فنی ـ اقتصادی است. این فروپاشی به معنای حذف تنش‌های بنیادین میان سوژه‌های مجسّم و اصول عقلانیت علمی، فناورانه و اقتصادی است. بیوتکنولوژی این فروپاشی را از طریق «برنامه‌ریزی مجدد» ژنتیکی حیوانات برای تبدیل آن‌ها به کالاهای یک‌‌شکل، انتزاعی کردن آن‌ها در قالب داده و کد، و در برخی موارد، کنترل حرکاتشان با فناوری‌های کامپیوتری تحمیل می‌کند. این فرایند که «نابودی مولد» نامیده می‌شود، حیوانات را هم به‌عنوان سوژه از بین می‌برد و هم آن‌ها را به‌صورت کمی و کیفی «بیش از حد تولید» می‌کند. این فروپاشی هستی‌شناختی با یک «فروپاشی اخلاقی» همراه است که مشخصه‌ی آن، درونی‌سازی منطق «تکنیک» و ناتوانی در ارزیابی انتقادی مسائل بنیادین اخلاقی است. این سند با تکیه بر نظریه‌ی انتقادی تکنولوژی متفکرانی چون هربرت مارکوزه و ژاک الول، و همچنین پدیدارشناسی موریس مرلو-پونتی، نشان می‌دهد که چگونه بیوتکنولوژی به رنج جسمی عمیق و از هم گسیختگی تجربه‌ی پدیدارشناختی حیوانات، به‌ویژه درک آن‌ها از زمان و مکان ذهنی، منجر می‌شود. در نهایت، راه‌حل‌های پیشنهادی در چارچوب خود بیوتکنولوژی، مانند «ناارتقا» (disenhancement)، به‌عنوان تداوم همین منطق ویرانگر نقد می‌شوند و نتیجه‌گیری می‌شود که این فناوری یک بحران عمیق در روابط انسان و حیوان است. t.me/weanimals

حیاتِ مردگی،مردگیِ زنده.mp326.41 MB