en
Feedback
چنل ابطحی

چنل ابطحی

Open in Telegram

سیدسجاد ابطحی/ داستان‌نویس . مجموعه داستان «ترقوه»چاپ ۲۸ رمان «عشق همه چیز را توجیه می‌کند!» چاپ ۱۰ مجموعه دلنوشته «نقطه‌ی اَمن» چاپ ۴ . سفارش کتاب‌ها و تبلیغات : @abtahi_books . سایت فروش کتاب: www.sajjadabtahi.com

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel چنل ابطحی

Channel چنل ابطحی (@sajjad_abtahi1) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 45 931 subscribers, ranking 558 in the Books category and 7 518 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 45 931 subscribers.

According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 11 over the last 30 days and by -8 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 20.76%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 13.63% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 9 538 views. Within the first day, a publication typically gains 6 263 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 448.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as منظمه, ابطحی, سجاد, چیز, جوون.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
سیدسجاد ابطحی/ داستان‌نویس . مجموعه داستان «ترقوه»چاپ ۲۸ رمان «عشق همه چیز را توجیه می‌کند!» چاپ ۱۰ مجموعه دلنوشته «نقطه‌ی اَمن» چاپ ۴ . سفارش کتاب‌ها و تبلیغات : @abtahi_books . سایت فروش کتاب: www.sajjadabtahi.com

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.

45 931
Subscribers
-824 hours
-557 days
+1130 days
Posts Archive
بی‌رحم ترین موجود دنیا دختریه که ذوقش کور شده فرقی نمیکنه چقدر عاشق بوده چقدر وابسته‌ بوده چقدر با دلت راه اومده زنی که ذوقش کور شده حاضره بی‌رحمانه‌ترین تصمیمات زندگیشوتو بگیره!

تا حالا از خودت پرسیدی: «پس خاطره با مامان بابام چی؟» شاید نیاز داری به تلنگر رفیق! حواست باشه که این دو نفر دیگگگگگه تکرار ن
تا حالا از خودت پرسیدی: «پس خاطره با مامان بابام چی؟» شاید نیاز داری به تلنگر رفیق! حواست باشه که این دو نفر دیگگگگگه تکرار نمیشن مخصوصا مامانت♥️ پس قدرشون‌رو حسابی بدون وَ بدون «قدر دونستن» یعنی خاطره ساختن باهاشون یادت نره دیت اصلی با مامان باباست☕️

چرا به خودت افتخار نمیکنی رفیق؟ وقتی ذاتت خوبه وقتی براى کسی بد نميخوای وقتی سرت به زندگی خودت گرمه وقتی حسود نیستی باید به خودت افتخار کنی صبحت بخیر عزیزم

00:00 از چی میترسی؟! خدا نميذاره داستان آدمى که قلب پارکی داره بد تموم شه

بپذیریم يا نپذيريم آدمى كه دوستمون داشته باشه نميتونه ازمون بى خبر بمونه نميتونه پیام نده نميتونه توجه نكنه نميتونه زنگ نزنه حتی اگه بتونه بعد از یه تايمى نميتونه دووم بياره اگه دووم آورد یعنی هيچوقت دوستمون نداشته :)

ریمیکس چنل ابطحی

من هیچگونه بى‌احترامى‌رو قبول نميكنم اگر مريض هستيد، درمان شويد اگر بى‌ادب هستيد، تربيت شويد

00:00 برات میخوام از همون كه منتظرشی نوتيف بیاد :)

گاه با دختربچه‌ای پر‌شیطنت روبه‌رویم می‌کرد گاه با زنی خسته از سال‌ها صبوری. گاه با دختری سرشار از شوق و دیوانگی، گاه با زنی مملو از رنج و حسرت. گاه با دختری بی‌پروا ولی وابسته طرف بودم، گاه با زنی عاشق ولی وارسته. با او بود که فهمیدم رسوخ تمام و کمالِ کنترل شده با رعایت زمان‌بندی در یک آدم، چقدر هیجان‌انگیز‌تر از یک رخنه‌ی هیجانی همه‌جانبه‌ است. او یک وجد منطقی دنباله‌دار بود نه یک لذت مقطعی بدون پیگرد. شناخت او، کشف همه‌جانبه‌ی یک دنیای جدید بود. گاه پدرش بودم، گاه معشوقه‌ی نابش. گاه رفیقش می‌شدم، گاه هم‌بازی. گاه شریک پروپاقرص مکالمات عمیقش بودم، گاه شنونده‌ی دلسوز مونولوگ‌های سطحیِ دخترانه‌اش. کنارم می‌نشست. بغلم دراز می‌کشید. چشم‌های بدون میک‌آپش را می‌مالید. حتی در صورت لزوم تمام تی‌شرت‌های سفیدم میزبان‌ تمام آرایش غلیظش می‌شد. اگر به خواب تمایل داشت، اگر به بیداری. چه بودم، چه نبودم. در هوشیاری یا مستی، در فراغت یا شلوغی، به حس امنیت تمام‌و‌کمالی که کنارم داشت مطمئن بود. او هم گاه مادر بود، گاه معشوقه‌ای بی‌بدیل. گاه یک تراپیست گران‌قیمت رایگان و دلسوز، گاه یک منتقد جدی به رفتارم. گاه یک دوست صمیمیِ خیرخواه، گاه یک همخوابه‌‌ی فریبا. به زعم خودم کاشف عشق بودم، اما سخت اشتباه می‌کردم. همه‌چیز سوءتفاهم بود. من برای او یک تجربه‌ی دیگر بودم، او برای من آخرین امید. از داستان جدید (به زودی)📚 (هنوز اسمی انتخاب نکردم)

در طول رور همه‌ کاری میکنما ظرف میشورم کارمو میکنم باشگاه میرم غذا درست میکنم ولی حالم اوکی نیست در نهایت حالم اوکی نیست :)

امروز روز جهانی «کتاب خوندنه»📚🙋🏻‍♂️ به همین بهانه تا ۲۴ ساعت آینده هرسه کتاب با ۲۰ تخفیف ویژه قابل سفارش است. کد تخفیف: Ke
امروز روز جهانی «کتاب خوندنه»📚🙋🏻‍♂️ به همین بهانه تا ۲۴ ساعت آینده هرسه کتاب با ۲۰ تخفیف ویژه قابل سفارش است. کد تخفیف: Ketab سایت سفار کتاب‌ها: https://www.sajjadabtahi.com

‏کسی که زود سین میزنه یه حس خوبی بهت میده، یه حسی که یعنی مزاحم نیستی، خوشحالم که پیام دادی، منتظر پیامت بودم، همینقدر قشنگ.

00:00 لاشی نباشید، با تشکر.

+1
00:35

Repost from 13
‏یادمون رفت زندگی کنیم.

هرچی که متقابل باشه تا ابد ادامه داره: درک، ادب، احترام، عشق

شايد با نبودنت كنار اومده باشم اما هنوز هم تولدت رو يادمه، هنوز هم عكس‌هات رو تو گالریم دارم، هنوز هم با کوچکترین جزئیاتی راجع به تو ناراحت مى‌شم، هنوز هم پروفایلت‌رو‌ چک مى‌كنم، هنوز هم اون آهنگا من‌رو ياد تو میندازن، هنوز هم يادمه اولين مكالمه‌مون چطوری شروع شده و هنوز هم با شنيدن اسمت قلبم يه ضربان رو جا ميندازه…!

00:00 و یادتان باشد خُداوند ميتواند يک‌شبه همه چیز را تغيير دهد!

دقیقا به خاطر ندارم روزی که به توریست بودن ماری مطمئن شدم کِی بود، احتمالا این موضوع در ابتدا یک روند نه‌چندان جدی بود که الان نمی‌دانم دقیقا از کی شروع شد اما شبیه یک پازل بعضی از تکه‌هایش را تقریبا به‌خاطر دارم؛ شاید یک شب طبق معمول بعد از شام وقتی گرم معاشقه‌ی دفعه‌ی چندم روزمان بودیم صدای نوتیفیکیشن متفاوتش برای بار سوم نظرم را جلب کرد، معاشقه را ادامه دادیم ولی من آن صدای زنگ متفاوت را به خاطر سپردم. شاید یک روز وقتی حمام بود و از من درخواست کرد جواب اس‌ام‌اس دوستش هانا را بدهم، موقع تایپ، دیدن آن اموجی‌‌های عاشقانه‌ای که در بخش Recently Used کیبورد تلفن همراهش بود شاخک‌هایم را تیز کرد، اموجی‌های عاشقانه‌ای که‌ هرگز آن‌ها را برای من به عنوان معشوقه نفرستاده بود. اس‌ام‌اس هانا را پاسخ دادم ولی اموجی‌ها در خاطرم ماند. یا شاید هم دیدن چندباره‌ی یک آدرس تکراری و مشابه در Uber موبایلش که من هیچ اطلاعی از آن خانه در خیابان ۱۴۴، یورک ویل نداشتم. دقیقا نمی‌دانم کِی اما درنهایت یک روز وقتی از خواب بیدار شدم دیگر هیچ چیز شبیه قبل نبود، نمی‌توانستم احساس یک آدمی معمولی که مورد خیانت قرار نگرفته‌است را داشته باشم در نتیجه متاسفانه توانایی دفاع از ماری را پیش خودم از دست دادم و دیگر نتواسنتم روی خیانتکار بودن ماری اسم‌های شیک و روشنفکرانه بگذارم. همچنین برای تلطیف احساس تحقیری که داشتم، دیگر هیچگاه قدرت این را نداشتم که ماری را به‌جای صفت هرزه، با صفت اغواگرِ اجتماعی یا محبوب برونگرا خطاب کنم! از داستان جدید (به زودی)📚 (هنوز اسمی انتخاب نکردم)

امیدوارم توی زندگی‌ای که تجربه‌ میکنی از نظر روحی سقوط نکنی سقوط روحی باعث میشه دیگه مثل قبل نشی :)