en
Feedback
☀️ شیخ الاکبر محیی‌ الدین ابن العربی

☀️ شیخ الاکبر محیی‌ الدین ابن العربی

Open in Telegram

☀️ تحقیق در آثار و نشر معارفِ امام العارفین و قطب الموحدین «الشّیخ الأکبر محیی الدین ابن العربی»

Show more
3 183
Subscribers
+224 hours
+207 days
+5030 days
Posts Archive
عبادتِ ذاتی ارواحی که امر را نمی‌دانند، عبادتشان ذاتی است، اما عالمانِ صاحب‌نظر و خبر، عبادتشان امری است. رسول خدا - صلی الله
عبادتِ ذاتی ارواحی که امر را نمی‌دانند، عبادتشان ذاتی است، اما عالمانِ صاحب‌نظر و خبر، عبادتشان امری است. رسول خدا - صلی الله علیه و سلم- فرمودند: «نِعم العبد صهیبٌ لو لم یخف الله لم یعصه= صُهیب نیکو بنده‌ای است که اگر از خدای هم بیمناک نبود، او را نافرمانی نمی‌کرد» این همان عبادت ذاتی است. 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

خلیفهٔ اعظم و امام و پیشوای اکبر خداوند اسمایی را که به آدم آموخته بود، به محمّد صلی الله علیه و سلم آموخت، لذا ایشان علم اول
خلیفهٔ اعظم و امام و پیشوای اکبر خداوند اسمایی را که به آدم آموخته بود، به محمّد صلی الله علیه و سلم آموخت، لذا ایشان علم اولین و آخرین را دانستند، بنابراین محمد صلی الله علیه و سلم خلیفهٔ اعظم و امام و پیشوای اکبر است و امتش: «خیرَ أمّةٍ أُخرِجت لِلنَّاسِ= بهترین امتی که بر این مردم نمودار شده است.»

مفاتیح و کلیدهای غیب عبارت از اسمای الهی‌اند. 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

و ابرح ما یکون الشّوق یوماً إذا دنت الدیار من الدیار رنج‌آورترین مرتبهٔ شوق آن روزی است که شهر به شهر نزدیک شود (یعنی عاشق گذرش بر خانهٔ معشوق افتد) 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

. مقصود از عالَم، انسانِ کامل می‌باشد. شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

ایمانِ پیش از احتضار هر کس که پیش از احتضار، حتی به یک نفَس ایمان آورد و یا توبه نماید، آن ایمان و توبه در سرای دیگر نزد خداوند سودش بخشد و حالش در هنگام گرفته‌شدن روحش، حال کسی است که گناهی نکرده است، فرقی نمی‌کند که او را شدت درد و بیماری که موجب قطع امیدش از زندگانی در دنیاست و یا جز آن بدان امر کشیده باشد، پس او مؤمن توبه‌کننده است و آن سودش می‌بخشد، زیرا او حالش حالِ احتضار نمی‌باشد... شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

پایانِ کار بازگشت از کثرت است به واحد - از مؤمن و مشرک- شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

سلطانِ اسمِ «الحلیم» هر بنده‌ای بر مخالفتِ آنچه که رسول برای آن به‌سویش فرستاده شد، درخورِ عذاب است، اما خداوند او را مهلت دا
سلطانِ اسمِ «الحلیم» هر بنده‌ای بر مخالفتِ آنچه که رسول برای آن به‌سویش فرستاده شد، درخورِ عذاب است، اما خداوند او را مهلت داده و عذابش نمی‌کند، پس او تحتِ سلطانِ اسمِ «الحلیم» است... شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

علم برای باطن، مانند عمل است برای ظاهر، و جهل برای باطن، مانند ترکِ واجب است برای ظاهر. شیخ الاکبر محیی‌الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه، باب ۳۶۹ @IbnAarabi

می‌فرمودند: سخنِ کُبراست که: وقتی سخن‌گفتن رواست که متکلّم به أن درجه رسیده باشد که زبانِ او نایبِ دل شده باشد و دل، نایبِ حقّ. 📚 ملفوظاتِ خواجهٔ احرار @IbnAarabi

هو 🍃اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی سَیِّدنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ وَ سَلِّم🍃 شها ثنایِ تو گفتن نه کارِ بوالهوس است ستایشِ تو درودِ خدایِ تو بس است @IbnAarabi

چون آن پلیدی شبهات به این آبی که از نزدِ خداوند فرود می‌آید زایل گشت، پلیدیِ جهل هم زایل گردیده و پرده از دل برطرف می‌شود و به دیده‌اش در ملکوت آسمان‌ها و زمین می‌نگرد. در این هنگام ذاتش بدانچه از علم که بدو بخشیده شده، ارتباط پیدا می‌کند و در نتیجه در هر دم و در هر زمانی آنچه را که می‌خواهد، می‌داند. در این زمان بدانچه که در علمِ فرود آمده بر او اقتضا می‌کند، رفتار می‌نماید. آن علمی که او را بدان آبی که فرود آمدنش را در ظاهر علامتی بر فعل او در باطن قرار داده است، پاک کرده است. پس از مواطنِ آن مقابله با دشمنان است، بنابراین آنچه را که مشاهده کرده و دلش بدان ارتباط پیدا کرده است، وی را منتهی بدان می‌سازد که در روز کارزار - هنگام برخورد با دشمنان - قدمش استوار باشد و به دشمنان پشت نکرده و فرار نکند و خداوند یاری‌اش را فرود می‌آورد و آن استواری گام‌هاست؛ این آن چیزی است که خداوند در آب از قوهٔ الهیه بخشیده است به طوری که او را در منزلِ فرشتگان و بلکه تمام‌تر از فرشتگان فرود آورده است از آن جهت گفتیم تمام‌تر که خداوند آب را سببِ استواری گام‌های مجاهدان از مؤمنان قرار داده و فرموده: «وَ يُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ = گام‌ها را بدان استوار می‌نماید.» 📚 فتوحات مکیه: باب ۱۹۸ @IbnAarabi

نزول بارانِ عالم غیب در روز غزوهٔ احُد بر اصحاب رسول خدا - صلی الله علیه و سلم- إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ (انفال: ۱۱) إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ: خوابِ سبکی که راهنمای قوای بدنی و صفاتِ نفسانی است و از سوی خدا سکینه را فرو می‌آورد و موجب ایمنی و آرامش می‌گردد. وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ السَّمَاء: از آسمانِ روح، ماء: علم الیقین بارید. لِيُطَهِّرَكُم بِهِ: تا از پلیدیِ حدیث نفس و آشفتگیِ وهم پاکیزه گرداند. وَ يُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ: تا وسوسه و نجواهای شیطان و هراسی که به دلتان می‌اندازد را از شما دور کند. وَ لِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ: قلوبتان را با نیروی ایمان نیرومند گرداند. و آرامش به دلتان بیاندازد. وَ يُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ: زیرا در هنگام مهلکه و خوف، شجاعت و ثبات قدم نمی‌باشد مگر با نیروی ایمان و یقین. 📚 تفسیر تأویلات قرآنِ شیخ عبدالرزاق کاشانی مشهور به تفسیر محیی‌الدین ابن العربی @IbnAarabi

واقعهٔ شیخ الاکبر در هنگام انشای خطبۀ آغازین کتاب فتوحات مکّیّه آنحضرت - صلی الله علیه و سلم- را در آن عالم (عالمِ حقایقِ مثال)، سیّد و سروری که از حیثِ مقاصد، معصوم است و از جهتِ مشاهِد محفوظ، منصور و مؤیّد مشاهده کردم که تمام رسولان الهی در حضورش صف کشیده‌اند و اُمّتش که بهترین امت است گرداگردش را فراگرفته‌اند، و فرشتگانِ تسخیر، اطراف عرشِ مقامش را احاطه کرده‌اند، و فرشتگانِ (مولّده) که از اعمال پدید آمده‌اند، در حضورش صف زد‌ه‌اند. «[ابوبکر] صدّیق» بر جانبِ راستِ گرامی‌اش و «[عمرِ] فاروق» بر جانب چپِ اقدسش، و «ختم» در حضورش زانو زده و او را به حدیث «انثی» خبر می‌داد، و «علی [مرتضی]» به زبان خودش از جانبِ ختم ترجمه می‌نمود، و «[عثمان] ذوالنورین» جُبّۀ حیا و آزرمش را در بر داشت و رو به شأنِ او داشت. شیخ الاکبر محیی الدین ابن العربی 📚 فتوحات مکیه باب اوّل @IbnAarabi

واردات و فیضِ ردایِ مبارکِ آن‌حضرت -صلی الله علیه و سلم- نسبتِ واردات... که خاصه فیضِ ردایِ مبارکِ آن‌حضرت -صلی الله تعالی علیه و سلم- می‌باشد که مثل باران، فیض بر وجودِ سالک می‌بارد چون که ردای مبارک آنحضرت -صلی الله تعالی علیه و سلم- را بی بی عایشه - رضی الله عنها- پوشیده بود، دید که باران بر سرِ او می‌بارد. فرمود: یا عایشه! این باران نیست، این خاصهٔ فیضِ ردایِ من است. صدَقَ رسول الله صلی الله تعالی علیه و علی آله و صحبه اجمعین. 📚 هدایة العرفان میان محمد عمر قندهاری - قدس سرّه- @IbnAarabi

بارانِ عالمِ غیب قصّهٔ سؤال کردن عایشه - رضی الله عنها- از مصطفی - صلّی الله علیه و سلّم- که امروز باران بارید چون تو سویِ گورستان رفتی، جامه‌های تو چون تَر نیست؟ چون ز گورستان پیمبر بازگشت سویِ صدّیقه شد و همراز گشت چشم صدّیقه چو بر رویش فتاد پیش آمد، دست بر وی می‌نهاد بر عَمامه و رویِ او و مویِ او بر گریبان و بَر و بازویِ او گفت پیغامبر چه می‌جویی شتاب؟ گفت باران آمد امروز از سحاب جامه‌ها ات می بجویم در طلب تر نمی‌یابم ز باران ای عجب گفت چه بر سر فکندی از اِزار؟ گفت کردم آن ردایِ تو خِمار گفت بهرِ آن نمود ای پاک‌جَیب چشم پاکت را خدا بارانِ غیب نیست آن باران ازین ابرِ شما هست ابری دیگر و دیگر سَما https://t.me/masnavie

بارانِ عالمِ غیب قصّهٔ سؤال کردن عایشه - رضی الله عنها- از مصطفی - صلّی الله علیه و سلّم- که امروز باران بارید چون تو سویِ گورستان رفتی، جامه‌های تو چون تَر نیست؟ چون ز گورستان پیمبر بازگشت سویِ صدّیقه شد و همراز گشت چشم صدّیقه چو بر رویش فتاد پیش آمد، دست بر وی می‌نهاد بر عَمامه و رویِ او و مویِ او بر گریبان و بَر و بازویِ او گفت پیغامبر چه می‌جویی شتاب؟ گفت باران آمد امروز از سحاب جامه‌ها ات می بجویم در طلب تر نمی‌یابم ز باران ای عجب گفت چه بر سر فکندی از اِزار؟ گفت کردم آن ردایِ تو خِماز گفت بهرِ آن نمود ای پاک‌جَیب چشم پاکت را خدا بارانِ غیب نیست آن باران ازین ابرِ شما هست ابری دیگر و دیگر سَما https://t.me/masnavie