en
Feedback
Knocking around~

Knocking around~

Closed channel

Daily babblings of a mess named Andréa🎀 Queer, they/them Raging Feminist Certified Fangirl تریگر وارنینگ: من درباره‌ی مسائل روانی و آزاردهنده زیاد صحبت میکنم اگر اذیت میشید حواستون باشه.

Show more
700
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-68630 days
Posts Archive

Oh I will.

عمو ستاره‌ای..🧍
عمو ستاره‌ای..🧍

کوچک😭
کوچک😭

«وطن مفهومی تنانه پیدا کرد: به ویژه در بدن زنانه تجسم یافت، سوژه‌ی میل جنسی در ادبیات کهن در باب عشق، همچون معشوقی که می‌شود به او عشق ورزید و از او محافظت کرد و به دفاع از او برخاست و در راهش جنگید و جان داد. این امر به رواج مفاهیم جدید «وطن پرستی» و «وطن‌دوستی» منجر شد و همچنین کل گفتمان محافطت از زن، به منزله‌ی بدنی که در برابر توطئه‌ها، نفوذ و تعدی عوامل خارجی نیاز به محافظت دارد، و همچنین مفهوم دفاع از ناموس در خدمت میهن‌پرستی درآمد.»

This is why I'm learning French btw.

بحث سیاسی کردن به فرانسوی رو آنلاک کردم.

Stay tuned to find out how much love I can have for one person.

بیست روزه روانم داره گاییده میشه و حتی یک شب نتونستم راحت بخوابم ولی باز هم کاسه کوزه‌ها سر من شکسته.

وسط خوندن بخش سوم ۱۹۸۴ پاشدم اومدم سرکار ولی حس می‌کنم روانم توی اتاق ۱۰۱ گیر کرده.

حرف‌زدن با او درباره‌ی کتاب خیلی لذت‌بخش است. هیچ‌کس دیگری نیست که این‌قدر کتاب دوست داشته باشد. سه‌شنبه، ۴ فوریه ۱۸۹۰/ از کتابِ «یادداشت‌های شخصی ال. ام. مونتگمری»

چه‌ها حاضر نیستم بکنم برای اینکه یک ساعت زودتر برگردم خونه.

Forever mourning humanity's wasted potential.

RIP Jane Austen you would've hated this.
RIP Jane Austen you would've hated this.

جاتون خالی از صبح کلی ویدیو راجع به کوچ فصلی حیوانات در آفریقا تماشا کردم.

#Quote زندگی به لحاظ او بسیار ساده بود. دلش می‌خواست خوش بگذراند؛ «آن‌ها» یعنی حزب، می‌خواستند خوشی را از او بگیرند؛ قانون را تا آنجا که از دستش برمی‌آمد، می‌شکست. ۱۹۸۴- جورج اورول

هیچ‌جایی به اندازه‌ی این خونه "عصبانی" نیستم. هیچکس این رویِ عصبانی من رو هیچ‌جا به جز توی این خونه نمی‌بینه. توی هیچ موقعیت دیگری انقدر عصبانی نیستم. هیچوقت انقدر خشم ندارم.

خسته شدم انقدر این خانواده بابت "من" بودن بهم احساس گناه داده. بابت هر فکر و عقیده‌ای که دارم بهم احساس گناه میدن. بابت هر احساسی که دارم بهم احساس گناه میدن‌. بابت هر تصمیمی که میگیرم و هر کاری که میکنم بهم احساس گناه میدن. خسته شدم جدی.

یک بار سعی نکنید من رو guilt trip کنید و اکچلی مثل یک آدم باهام رفتار کنید شاید خوشتون اومد.

بعد از شش سال یهو رندوم ککش افتاد توی تنبانم.