en
Feedback
Knocking around~

Knocking around~

Closed channel

Daily babblings of a mess named Andréa🎀 Queer, they/them Raging Feminist Certified Fangirl تریگر وارنینگ: من درباره‌ی مسائل روانی و آزاردهنده زیاد صحبت میکنم اگر اذیت میشید حواستون باشه.

Show more
700
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-68630 days
Posts Archive
تو و شلدون در دو کتگوری جدا هستید و اون یک سو تفاهم بود!

عزیزم بهت لازمه یادآوری کنم که من دیشب داشتم با یک گربه رقابت می‌کردم؟؟

همستر غمگین vs اسدالله میرزا

خدایا می‌بینی با کیا دارم رقابت می‌کنم؟؟؟

ببخشید میشه از این فرصت استفاده کرده و یادآوری کنم که من عاشق کرکتر اسدالله میرزا هستم؟😔

Repost from Knocking around~
#Quote من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم. تلخی‌ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود شاید اینطور نمیشد. دایی جان ناپلئون- ایرج پزشکزاد

اگه براتون سوال پیش اومد که من و مامان گربه‌ها راجع به چی باهم حرف می‌زنیم:
اگه براتون سوال پیش اومد که من و مامان گربه‌ها راجع به چی باهم حرف می‌زنیم:

وات ایف که برم جلوی سازمان برق خودم رو آتش بزنم؟

سه-چهار روزه دارم روزی ۲۰ دقیقه ورزش می‌کنم (حرکات خیلی ابتدایی و ساده) و متاسفانه متوجه شدم که هم خیلی بدنم تحلیل رفته و توان فیزیکی‌ای در من باقی نمونده و هم اینکه کمرم به هیچ دردی نمی‌خوره و جدی هیچ خبری از اون بدن منعطفی که قبل از جراحی داشتم نیست. راستش خیلی غصه خوردم ولی خب کاری هم نمی‌تونم بکنم. این هم روی بقیه‌ی چیزهایی رو باید باهاشون زندگی کنم آی گس.

تا منیکم باید برم این فصل سریال دندان‌پزشکی رفتم رو شروع و تمام کنم. نات گانا لای مثل سگ می‌ترسم.

I'm so gone for him it's not even funny or cute anymore, it's insane.

یک سال و نیم گذشته و من فعلاً فقط بلدم ژست سیگار دست گرفتنشون رو انجام بدم، قلپ قلپ قهوه بخورم و با انواع اصوات کصشر از قبیل euh و erm و pffff و صدتا je pense، نظرم رو به مختصرترین و رک‌ترین حالت ممکن بیان کنم.

تو به قبر اجدادت خندیدی که تصمیم گرفتی فرانسوی یاد بگیری. وا.

نوشتن صرف subjonctif فعل pouvoir خیلی سخته: puisse/puisses/puisse/puissions/puissiez به خدا خیلی سختمه که ننویسم pussy و خودم رو راحت نکنم.

جهنم کردن زندگی مردم کنسله دوستان، ادابازی روانم رو فیکس کرد. تنها اومدم کافه و دسر ادایی گرفتم و مشقهای فرانسویم رو نوشتم. زندگی زیباست خودم رو نمی‌کشم.

امروز ممنون هر کیسی میشم که کنسل کنه، حتی اگه وسط تایمم خالی بشه.

The adult.
The adult.

امروز دلم می‌خواد خودم رو توی اتاقم حبس کنم، بی‌دلیل گریه کنم و جیغ بکشم و زندگی همه رو جهنم کنم و انقدر غر بزنم که صدام رو از دست بدم و یه کاری کنم همه حالشون ازم بهم بخوره و مودی‌ترین انسان روی کره‌ی زمین باشم ولی اثرات سال‌ها تراپی داره نمیذاره و باید یک بزرگسال مسئولیت‌پذیر باشم.

یه روزی که دیگه جبر و فشار زندگی بزرگسالی سرگرم شکستن کمرمون نیست، می‌شینیم روی نیمکت پارک و سیگار می‌کشیم و راجع به سال‌های دوری صحبت می‌کنیم که فکر می‌کردیم هیچوقت این عددها رو روی کیک تولدمون نمی‌بینیم.