Knocking around~
Closed channel
Daily babblings of a mess named Andréa🎀 Queer, they/them Raging Feminist Certified Fangirl تریگر وارنینگ: من دربارهی مسائل روانی و آزاردهنده زیاد صحبت میکنم اگر اذیت میشید حواستون باشه.
Show more700
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-68630 days
Posts Archive
انقدر امروز با خودم حال میکنم که با کراپشرت و شلوار جین اومدم بیرون و مین کرکتر من و بدنم هستیم (خصوصاً پیرسینگ نافم😔).
You can't treat people like accessories to make yourself look interesting and then expect them to just be okay with it.
#Quote
He was a child starved of affection, which he now had in abundance— and was it so wrong for him to cling to what he had?
Babel- R.F. Kuang
"on the full moon.. while I was ovulating.." is gonna be my new excuse for everything I do.
"Il n'y a pas si longtemps, on ne se connaissait pas. Nous n'étions que deux hommes qui marchaient sans se voir. Et un jour, sans prévenir, nous nous sommes rejoints sur une même trajectoire. On dit que certaines rencontres changent tout, et tu en fais partie. Tu fais de moi quelqu’un de meilleur, et juste pour ça, merci."
آلسو زندگی چقدر خوبه دمن. زیر باد کولر نشستم، دارم کیدرامایِ کمدی میبینم، خوشمزهترین برگر جهان هستی و سالادِ یامییامی با نوشابهی محبوبم جلومه، ظهر مهمترین پروژهی arts and craftsم رو با موفقیت تموم کردم، پارتنرم پیش بستفرندمه و داره به جفتشون خوش میگذره و فردا هم جمعهست و هیچ کاری ندارم انجام بدم.
خوشمزهترین برگر جهانی هستی رو خوردم. انقدر خوشمزهست که دو روز پیش هم سفارشش داده بودم ولی باز دلم میخواست امروز هم بخورمش.
مادربزرگها و حتی مادرهای شما "آخرین نسل زنهای خوب" نبودن، اونها آخرین نسل زنهای زندانی، برده و ساکتی بودن که از حقوق خودشون خبر نداشتن و زنستیزی ذره ذرهی وجودشون رو سوزوند. اونها "با نهایت عشق و محبت" براتون شام نمیپختن بلکه از روی عادت و ترسِ ناشی از واکنش "مردِ خونه" براتون آشپزی میکردن. اونها "از صبح تا شب کل کارهای خونه رو میکردن و صداشون در نمیومد" چون بهشون تحمیل شده بود که انجام دادن تمام این کارها وظیفهشونه و کافی بود اعتراض کنن تا یا کتک بخورن یا پدر و پدربزرگ عزیزتون بهشون پول نده یا اجازه نده از خونه برن بیرون و یه سری "امتیاز" رو ازشون بگیره. اونها "ششتا بچه زاییدن و اینهمه غر نزدن" چون چارهی دیگری نداشتن، چون از بدو تولد توی گوششون خونده بودن که باید از شوهرشون تمکین کنن، حتی اگر خودشون نخوان سکس داشته باشن یا بچه به دنیا بیارن.
والا راستش از همون موقع تا الان به نظرم گوگوش خیلی cunty بود و همچنان رو دست عشوههای ایشون نیومده😔
به تشکر از خالهم که در کودکی یه ویدیو از "من آمدهام" گوگوش بهم نشون داد و مسیر زندگیم رو عوض کرد.
